پارادوکس بارشهای سیلآسا در فلات مرکزی ایران/ هشدار پشت هشدار!
- 11 مهر 1405 – 10:49
- اخبار استانها
- اخبار یزد
چهار سال از سیل 1401 گذشته است؛ حالا سؤال این است؛ یزد از آن بحران چه آموخته است؟
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، مرداد 1401 برای یزد فقط یک بارندگی شدید نبود؛ روزی بود که شهری که سالها با کمآبی و خشکسالی شناخته میشد، ناگهان با حجم بزرگی از روانآب و سیلاب مواجه شد. در یکی از ایستگاههای یزد 75 میلیمتر بارندگی ثبت شد؛ رقمی که از میانگین بارش سالانه استان، حدود 45 میلیمتر، بیشتر بود، بارشی که نشان داد در سرزمین خشک یزد، مسئله فقط کمبود آب نیست؛ گاهی آب میتواند در کوتاهترین زمان به یک بحران تبدیل شود.
ابعاد خسارت اما خیلی زود از یک حادثه جوی فراتر رفت. بر اساس اعلام مسئولان وقت استان، 5650 واحد مسکونی شهری، 450 واحد تجاری و 7500 واحد مسکونی روستایی آسیب دیدند و بخشی از راهها، ساختمانهای دولتی و زیرساختهای استان نیز خسارت دیدند. برآورد اولیه خسارت کل استان نیز حدود 7300 میلیارد تومان اعلام شد؛ عددی که نشان میداد یک رخداد چندساعته چگونه میتواند آثار اقتصادی و اجتماعی گستردهای بهجای بگذارد.
اما شاید مهمترین میراث آن سیلاب، نه عدد خسارتها، بلکه شکستن یک تصور قدیمی بود، اینکه؛ یزد بهدلیل اقلیم خشک، از خطر سیلاب فاصله دارد، سیل 1401 این فرض را کنار زد و نشان داد بارشهای شدید و ناگهانی میتوانند در مدت کوتاهی مسیلها، معابر، بافت تاریخی، روستاها و زیرساختهای شهری را تحتتأثیر قرار دهند. حالا چهار سال بعد، پرسش اصلی دیگر این نیست؛ "آیا یزد امکان وقوع سیل دارد یا نه؟"؛ سؤال این است؛ "اگر بارش سنگین دیگری از راه برسد، اینبار یزد چقدر برای مواجهه با آن آماده است؟".
چهار سال پس از سیل؛ یزد چهتغییری کرده است؟
چهار سال پس از سیلاب ویرانگر 1401، دستکم در حوزه زیرساختهای کنترل روانآب، اقداماتی برای کاهش ریسک تکرار خسارتها انجام شده است. شرکت آب منطقهای یزد اعلام کرد طی سه سال گذشته 26 بند خاکی تغذیه مصنوعی در نقاط مختلف استان احداث یا بازسازی شده است که مجموع ظرفیت ذخیرهسازی آنها به حدود 27 میلیون مترمکعب میرسد. بند خاکی کاسهرود در اشکذر نیز با ظرفیت حدود 600هزار مترمکعب برای کنترل سیلابهای ورودی احداث شده و بند درهگاهان تفت نیز مرمت و تقویت شده است؛ اقداماتی که قرار است هم شدت روانآبها را کاهش دهد و هم بخشی از این آب را بهسمت تغذیه سفرههای زیرزمینی هدایت کند.

خسارتهای ناشی از سیل 1401 در یزد
این اقدامات البته به سازههای مهار سیلاب محدود نمانده است؛ لایروبی و پاکسازی مسیر رودخانهها نیز در دستور کار قرار گرفته است و بر اساس اعلام شرکت آب منطقهای یزد، از ابتدای امسال 10.5 کیلومتر از مسیر رودخانههای استان پاکسازی شده است تا ظرفیت عبور روانآب افزایش یابد، همزمان، مدیریت بحران استان بر شناسایی و رفع نواقص سیلبندها و بررسی آمادگی دستگاههای اجرایی تأکید کرده است، بنابراین پاسخ به این سؤال «چهار سال گذشته چهتغییری ایجاد کرده است؟» دستکم در سطح اقدامات اعلامشده، فقط انتظار برای بارندگی بعدی نیست؛ اما آزمون واقعی همه این اقدامات زمانی خواهد بود که یک بارش سنگین، توان واقعی این زیرساختها و میزان آمادگی دستگاهها را محک بزند.
هشدارها جدیتر شدهاند؛ یزد به استقبال پاییز میرود
بحث آمادگی یزد برای سیلاب، به نشست اخیر شورای فنی محدود نمیشود و از چند هفته پیش، مجموعه مدیریت بحران استان بررسی وضعیت زیرساختها و نقاط آسیبپذیر را در دستور کار قرار داده است. 14 شهریورماه، مدیرکل مدیریت بحران استان از تشکیل تیمهای تخصصی پایش و ارزیابی خبر داد و اعلام کرد وضعیت بندهای خاکی و سیلبندهای حفاظتی در نقاط مختلف استان در حال بررسی است. شناسایی نقاط حادثهخیز و رفع نواقص موجود نیز به فرمانداران شهرستانها و دستگاههای مسئول سپرده شده است.
چند روز بعد، دامنه این اقدامات به سطح شهرستان یزد نیز کشیده شد. در نشست ستاد پیشگیری و فرماندهی عملیات پاسخ به بحران شهرستان، بر بررسی آخرین وضعیت زیرساختها، برگزاری مانورهای آمادگی و رفع مشکلات سیلبندها، بندهای خاکی و مسیرهای هدایت آب تأکید شد. وضعیت بند خاکی و سیلبند جاده دربید و همچنین رودخانه سیدمیرزا نیز مورد بررسی قرار گرفت تا نقاط نیازمند مداخله پیش از آغاز بارشهای فصلی شناسایی شوند.
حالا در چهارم مهرماه، شورای فنی استان نیز به این زنجیره اقدامات و هشدارها پیوسته است؛ شورایی که این بار با تأکید بر تجربه سیلاب 1401، لایروبی مسیلها، پایش سازههای آبی ـ خاکی و اتخاذ اقدامات پیشگیرانه را ضروری دانست، همزمان، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان هشدار داده است که با توجه به محدودیت منابع، تکرار خسارتهای سنگین گذشته قابل پذیرش نیست، به این ترتیب، آنچه در ظاهر چند جلسه و دستورالعمل جداگانه بهنظر میرسد، در واقع یک پیام مشترک دارد: پیش از رسیدن بارشهای سنگین، فرصت پیشگیری باید جدی گرفته شود.

خسارتهای ناشی از سیل 1401 در یزد
النینو؛ زنگ هشدار اقلیمی، نه پیشبینی قطعی سیل
النینو یک پدیده اقیانوسی ـ جوی است که با گرمشدن غیرعادی آبهای سطحی بخشهایی از اقیانوس آرام استوایی شکل میگیرد و میتواند الگوهای گردش جو، دما و بارش را در نقاط مختلف جهان تغییر دهد. سازمان جهانی هواشناسی در شهریور 1405 اعلام کرد النینو در حال تقویت است و احتمال تداوم آن تا فوریه 2027 بسیار بالاست؛ مرکز پیشبینی اقلیمی آمریکا نیز در شهریورماه احتمال شکلگیری یک النینوی بسیار قوی در پاییز و زمستان 2027 ـ 2026 را بیش از 90 درصد برآورد کرده است، این دادهها نشان میدهد موضوع صرفاً یک احتمال نظری نیست و جامعه جهانی هواشناسی نیز افزایش آمادگی در برابر پیامدهای احتمالی آن را مورد تأکید قرار داده است.
اما اینجا باید یک مرز علمی مهم را رعایت کرد؛ النینو بهمعنای قطعی افزایش بارندگی یا وقوع سیل در یزد نیست، احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، صراحتاً تأکید کرده است که نمیتوان تنها بر اساس وقوع النینو درباره میزان بارش ایران یا احتمال سیلاب اظهارنظر قطعی کرد.
بهگفته او؛ برای چنین ارزیابیای باید مجموعهای از عوامل از جمله الگوهای گردش جوی، مسیر ورود سامانههای بارشی، انتقال رطوبت و خروجی مدلهای پیشبینی بهصورت همزمان بررسی شود، بنابراین استفاده از النینو در یک یادداشت درباره سیل یزد، باید بهعنوان یکی از نشانههای افزایش ضرورت پایش و آمادگی مطرح شود، نه بهعنوان دلیل قطعی وقوع سیلاب.
در یزد اما این احتمال از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا کرده است که مسئولان استان نیز تغییر شرایط اقلیمی پیشِرو را جدی گرفتهاند. مدیرکل مدیریت بحران استان شهریورماه اعلام کرد بر اساس برآوردهای انجامشده، احتمال وقوع النینو در مناطق غربی و مرکزی کشور بالا ارزیابی شده است و به همین دلیل تیمهای تخصصی پایش برای بررسی بندهای خاکی، سیلبندها و نقاط آسیبپذیر استان تشکیل شدهاند. او همچنین در ششم مهرماه اعلام کرد بر اساس پیشبینیهای هواشناسی، احتمال وقوع بارشهای فرانرمال در یزد از حدود نیمه آبان تا نیمه آذر وجود دارد و دستگاههای مسئول برای ترمیم و بهسازی رودخانههای فصلی، پلها و بندهای خاکی در حال اقدام هستند.
مسئله فقط میزان بارش نیست؛ «شکل بارش» تعیینکننده است
آنچه برای یزد اهمیت ویژه دارد، فقط این نیست که مجموع بارندگی پاییز چقدر باشد؛ بلکه شدت، مدت، تمرکز مکانی و سرعت وقوع بارش میتواند تفاوت میان یک بارندگی مفید و یک رخداد خسارتزا را رقم بزند. رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان یزد نیز با اشاره به شرایط اقلیمی و توپوگرافی استان گفته است بارشهای احتمالی ممکن است در قالب رگبارهای شدید و متمرکز رخ دهند. چنین بارشهایی اگر در مدت کوتاهی حجم زیادی آب وارد یک حوزه آبخیز کنند، میتوانند روانآب قابل توجهی ایجاد کنند؛ حتی اگر مجموع بارندگی ثبتشده در مقیاس یک فصل یا یک سال، عدد خارقالعادهای نباشد.
از سوی دیگر، شرایط زمین یزد نیز اهمیت این موضوع را دوچندان میکند. سالها خشکسالی و برداشت از منابع آب، در کنار خشک و فشردهشدن خاک در برخی مناطق، میتواند ظرفیت نفوذ سریع آب را محدود کند و بخشی از بارش را به روانآب تبدیل کند. در چنین شرایطی، یک بارش رگباری و متمرکز میتواند در زمانی کوتاه آب زیادی را روانه مسیلها و مسیرهای طبیعی کند و اگر مسیر انتقال روانآب، سیلبندها، پلها یا سازههای کنترل سیلاب آمادگی کافی نداشته باشند، خطر آبگرفتگی و خسارت افزایش پیدا میکند. به همین دلیل است که جهاد کشاورزی یزد بر مدیریت یکپارچه حوزههای آبخیز، ساماندهی روانآبها و تقویت سازههای آبخیزداری تأکید کرده است.
در واقع، النینو برای یزد بیش از آنکه یک «پیشبینی سیل» باشد، یک هشدار برای جدیتر گرفتن آمادگی است. اگر بارشهای پیشرو بیشتر از میانگین باشند یا بخشی از آنها به شکل رگبارهای شدید و متمرکز اتفاق بیفتد، همان آبی که میتواند برای استان خشک یزد یک فرصت ارزشمند برای آبگیری سازههای آبخیزداری و تغذیه سفرههای زیرزمینی باشد، در صورت هدایتنشدن میتواند به روانآب مخرب تبدیل شود. بنابراین مسئله اصلی برای یزد نه ترس از باران، بلکه آمادهبودن برای مدیریت آن است؛ اینکه آب پیش از تبدیلشدن به سیلاب، مسیر خود را پیدا کند و بخشی از آن به جای خسارت، به ذخیرهای برای استانی کمآب تبدیل شود.
باران برای یزد؛ تهدیدی که میتواند به فرصت تبدیل شود
در یزد، باران یک معادله ساده نیست که بتوان آن را صرفاً با واژههای «نعمت» یا «تهدید» توصیف کرد. برای استانی که سالها با افت منابع آب زیرزمینی و خشکسالی دستوپنجه نرم کرده، هر میلیمتر بارش بالقوه یک سرمایه است؛ اما اگر همین بارش در زمانی کوتاه و با شدت بالا نازل شود و مسیرهای طبیعی و مصنوعی هدایت آب آمادگی لازم را نداشته باشند، همان سرمایه میتواند در چند ساعت به روانآب مخرب و خسارت تبدیل شود. رئیس سازمان جهاد کشاورزی یزد نیز دقیقاً بر همین دوگانگی تأکید کرده و بارشهای پیشرو را از یک سو فرصتی برای تقویت ذخایر آبی و از سوی دیگر، در صورت وقوع رگبارهای شدید و متمرکز، عاملی برای فرسایش خاک، آبگرفتگی و آسیب به زیرساختها دانسته است.
اما تفاوت میان «بارش» و «سیلاب» را باید در نحوه مدیریت آب جستوجو کرد. اگر آب حاصل از بارندگی پیش از آنکه با سرعت از ارتفاعات به سمت مناطق پاییندست حرکت کند، در حوزههای آبخیز مهار، آرام و به سمت نفوذ در خاک هدایت شود، یک رخداد جوی میتواند همزمان چند مسئله را هدف بگیرد: کاهش شدت روانآب، جلوگیری از فرسایش، آبگیری سازههای آبخیزداری و در نهایت تغذیه سفرههای زیرزمینی. به همین دلیل، معاون جهاد کشاورزی یزد تأکید کرده است که هدف نباید صرفاً عبور دادن روانآب باشد، بلکه باید بخشی از آب بارش وارد زمین شود و به تقویت آبخوانها اختصاص پیدا کند. این نگاه، مدیریت سیلاب را از یک اقدام صرفاً دفاعی برای جلوگیری از خسارت، به بخشی از سیاست تأمین آب استان تبدیل میکند.
اینجاست که پارادوکس یزد معنا پیدا میکند: استانی که ممکن است از سیلاب آسیب ببیند، همزمان بیش از بسیاری از نقاط کشور به همان آب نیاز دارد. بنابراین راهحل منطقی نه ترساندن از باران است و نه چشمدوختن به بارندگی برای جبران خشکسالی؛ راهحل، تبدیل روانآبِ سرگردان به آبِ قابل استفاده است. تجربه پروژههای اجراشده در استان نیز نشان میدهد این مسیر صرفاً یک ایده روی کاغذ نیست؛ شرکت آب منطقهای یزد اعلام کرده طی سه سال گذشته 26 بند خاکی تغذیه مصنوعی در استان احداث یا بازسازی شده که مجموع ظرفیت ذخیرهسازی آنها حدود 27 میلیون مترمکعب است و این سازهها همزمان برای کاهش شدت سیلاب و کمک به تغذیه سفرههای زیرزمینی مورد استفاده قرار میگیرند.
هنر مدیریت باران؛ از «مهار سیلاب» تا «ذخیره آب»
اگر قرار باشد از سیل 1401 فقط یک درس برای یزد باقی مانده باشد، آن درس نباید این باشد که «باید جلوی آب را گرفت»؛ بلکه باید آموخت آب را باید در جای درست، با سرعت درست و به روش درست مدیریت کرد. مسدود کردن مسیر طبیعی آب یا صرفاً انتقال سریع آن به پاییندست، لزوماً به معنای مدیریت سیلاب نیست. مدیریت واقعی زمانی اتفاق میافتد که حوزه آبخیز، بند خاکی، مسیل، آبخوان، قنات و اراضی پاییندست به عنوان اجزای یک سیستم واحد دیده شوند. در همین راستا، اقدامات جدید یزد نیز صرفاً بر مهار سیلاب متمرکز نمانده و همزمان بر تغذیه مصنوعی آبخوانها و افزایش نفوذ آب تأکید شده است.
این نگاه حتی میتواند تعریف ما از «خسارت سیل» را تغییر دهد. خسارت فقط خانهای نیست که آب وارد آن میشود یا جادهای که تخریب میشود؛ از دست رفتن آبی که میتوانست در زمین نفوذ کند و ماهها بعد به شکل ذخیره زیرزمینی در دسترس باشد نیز یک خسارت پنهان است. در مقابل، بارانی که از قبل برای آن مسیر، سازه و ظرفیت تعریف شده، میتواند بخشی از کسری آبخوانهای استان را جبران کند. جهاد کشاورزی یزد نیز اعلام کرده است که در صورت هدایت و مهار اصولی روانآبها، بخشی از کسری مخزن دشتهای بحرانی استان قابل جبران است و این آب میتواند در فصلهای گرمتر به تقویت قنوات و تأمین آب چاههای کشاورزی کمک کند.
پس مسئله یزد در برابر بارشهای احتمالی پیشرو، انتخاب میان «ترس از سیل» و «خوشحالی از باران» نیست؛ انتخاب واقعی، میان بیبرنامگی و مدیریت است. اگر پیش از بارش، مسیلها پاکسازی شده باشند، سازهها آماده باشند، نقاط پرخطر شناسایی شده باشند و ظرفیت آبخیزداری و تغذیه آبخوانها فعال باشد، بارش میتواند بخشی از پاسخ یزد به بحران آب باشد؛ اما اگر آمادگی فقط به جلسات، هشدارها و اعلام آمادهباش محدود بماند، همان بارش ممکن است بار دیگر به پروندهای از خسارتهای قابل پیشگیری تبدیل شود. در واقع، برای یزد بهترین سناریو این نیست که باران نیاید تا سیل رخ ندهد؛ بهترین سناریو آن است که باران بیاید، اما آب آن پیش از تبدیلشدن به خسارت، به سرمایه تبدیل شده باشد.
هشدار کافی نیست؛ آمادگی یزد باید در میدان سنجیده شود
در هفتههای اخیر، مسئولان یزد مجموعهای از اقدامات پیشگیرانه را برای مواجهه با بارشهای پاییزی اعلام کردهاند؛ از تشکیل تیمهای پایش و ارزیابی و بررسی سیلبندها و بندهای خاکی گرفته تا شناسایی نقاط آسیبپذیر و تعیین وظایف دستگاههای اجرایی. شرکت آب منطقهای نیز از لایروبی 10.5 کیلومتر از رودخانههای استان و آزادسازی بخشی از بستر و حریم رودخانهها خبر داده است. بنابراین نمیتوان گفت هیچ اقدامی انجام نشده است؛ مسئله اصلی اکنون این است که این اقدامات تا چه اندازه کامل، بهموقع و متناسب با سناریوی یک بارش شدید هستند؟
نخستین پرسش باید درباره مسیلها و نقاط حادثهخیز باشد. آیا همه مسیرهایی که در سیل 1401 یا بارشهای سالهای گذشته دچار آبگرفتگی شدند، دوباره بررسی شدهاند؟ مدیریت بحران استان گفته نقاط آسیبپذیر شناسایی شده و برای رفع آنها اقداماتی انجام گرفته است؛ اما برای افکار عمومی مهم است بدانند این فهرست دقیقاً شامل کدام نقاط است و چه میزان از مشکلات شناساییشده برطرف شده است. بهویژه در شهر یزد که شیب طبیعی محدود برخی مناطق، هدایت آبهای سطحی را دشوار میکند، شناسایی یک نقطه پرخطر بدون رفع علت آسیبپذیری آن نمیتواند پایان کار باشد.

خسارتهای ناشی از سیل 1401 در یزد
پرسش دوم به سیلبندها، بندهای خاکی و مسیرهای هدایت روانآب بازمیگردد. اینکه دستگاهی اعلام کند سیلبندها در حال بررسی یا بندهای خاکی در حال تقویت هستند، یک اقدام پیشگیرانه است؛ اما سؤال مهمتر این است که اکنون هرکدام از این سازهها دقیقاً چه وضعیتی دارند و آیا برای شدت بارشی که احتمال آن مطرح شده، ظرفیت لازم را دارند؟ شرکت آب منطقهای یزد در سه سال گذشته 26 بند خاکی تغذیه مصنوعی و تأخیری را احداث یا بازسازی کرده و ظرفیت ذخیرهسازی این سازهها را حدود 27 میلیون مترمکعب اعلام کرده است؛ با این حال، ارزیابی واقعی زمانی اهمیت پیدا میکند که مشخص باشد این ظرفیتها در برابر روانآبهای ناگهانی چگونه عمل خواهند کرد.
پرسش سوم، هماهنگی عملیاتی دستگاهها است. مدیریت بحران یزد اعلام کرده مسئولیت دستگاههایی مانند آب منطقهای، شهرداریها، فرمانداریها و منابع طبیعی مشخص و ابلاغ شده است. این اقدام ضروری است، اما در زمان بحران، ابلاغ مسئولیت بهتنهایی کافی نیست. باید روشن باشد اگر بارش شدید در نیمهشب آغاز شد، چه دستگاهی نخستین مسئول اطلاعرسانی است، چه مجموعهای باید مسیرهای آب را بازگشایی کند، چه کسی درباره تخلیه یک منطقه تصمیم میگیرد و تجهیزات امدادی و ماشینآلات در چه نقاطی مستقر خواهند شد. به همین دلیل برگزاری مانورهای واقعی اهمیت پیدا میکند؛ مانور قرار نیست صرفاً یک برنامه تشریفاتی باشد، بلکه باید نقاط ضعف زنجیره واکنش را پیش از وقوع حادثه آشکار کند. مدیریت بحران استان نیز بر برگزاری مانورهای آمادگی تأکید کرده است.
موضوع مهم دیگر، حریم و بستر رودخانهها و ساختوسازهای موجود در مسیرهای سیلابی است. لایروبی و افزایش ظرفیت عبور رودخانه زمانی مؤثر خواهد بود که مسیر طبیعی جریان آب نیز حفظ شود. شرکت آب منطقهای یزد علاوه بر لایروبی رودخانهها، از آزادسازی بستر و حریم رودخانهها و برخورد با گلوگاههای ایجادشده در مسیر سیلاب خبر داده است؛ اما این روند باید مستمر باشد، زیرا یک انسداد کوچک، یک ساختوساز در محل نامناسب یا یک تغییر در مسیر روانآب میتواند در زمان بارش شدید به نقطهای برای تجمع آب تبدیل شود.
و شاید مهمترین سؤال این باشد: اگر همان بارش سنگین در یک شب پاییزی رخ دهد، یزد چقدر برای ساعات نخست بحران آماده است؟ سیلاب منتظر تشکیل جلسه بعدی، مکاتبه میان دستگاهها یا رسیدن صبح نمیماند. بنابراین معیار آمادگی نباید فقط تعداد جلسات برگزارشده یا تعداد دستورهای صادرشده باشد؛ معیار واقعی، زمان واکنش، آمادگی تجهیزات، باز بودن مسیرهای عبور آب، دسترسی سریع به نقاط حادثهخیز و هماهنگی نیروهایی است که باید در نخستین دقایق وارد عمل شوند. چهار سال پس از سیل 1401، اکنون فرصت آن است که آمادگی یزد نه روی کاغذ و در گزارش عملکرد، بلکه پیش از رسیدن سیلاب و در یک آزمون واقعی میدانی سنجیده شود.
«پذیرفتنی نیست»؛ حالا نوبت پاسخ عملی است
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان یزد در پنجمین نشست شورای فنی، با اشاره به تجربه سیلاب مرداد 1401 و محدودیت منابع مالی استان، صریحاً تأکید کرده است که «تکرار خسارتهای مشابه بههیچعنوان پذیرفتنی نیست». او در همین چارچوب، لایروبی مسیلها، مقاومسازی و پایش مستمر سازههای آبی ـ خاکی و اجرای اقدامات فنی پیش از آغاز بارندگیها را ضروری دانسته است.
اما «پذیرفتنی نیست» اگر قرار باشد از یک جمله در صورتجلسه فراتر برود، باید به مجموعهای از اقدامات روشن، قابل سنجش و زماندار تبدیل شود. یعنی مشخص باشد کدام مسیل باید تا چه تاریخی لایروبی شود، کدام سیلبند نیازمند ترمیم است، کدام نقطه حادثهخیز باید اصلاح شود، ظرفیت کدام مسیر عبور روانآب باید افزایش پیدا کند و مسئولیت هرکدام از این اقدامات دقیقاً بر عهده کدام دستگاه است. هشدار زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که در نهایت بتوان برای آن، یک فهرست اقدام و یک زمان تحویل مشخص ارائه کرد.
از سوی دیگر، لازم است آمادگی استان فقط با تعداد جلسات برگزارشده یا ابلاغیههای صادرشده سنجیده نشود. آنچه در لحظه وقوع سیلاب تعیینکننده است، عملکرد واقعی زنجیره مدیریت بحران است؛ از دریافت هشدار هواشناسی و اطلاعرسانی به مردم گرفته تا بازگشایی مسیرهای آب، استقرار ماشینآلات، مدیریت تردد، حفاظت از مناطق مسکونی و واکنش سریع نیروهای امدادی. خود مسئولان استان نیز بر بررسی سیلبندها، سازههای آبی ـ خاکی و مسیرهای هدایت روانآب و افزایش آمادگی دستگاههای اجرایی تأکید کردهاند.
چهار سال از سیلاب 1401 گذشته است و همین فاصله زمانی یک فرصت مهم برای ارزیابی است. امروز باید بتوان بهصورت شفاف گفت از نقاطی که آن زمان آسیب دیدند، کدامیک اصلاح شدهاند؛ چه میزان از مسیلها و رودخانهها لایروبی شدهاند؛ سیلبندها در چه وضعیتی قرار دارند؛ چه نقاطی همچنان پرخطرند و برای آنها چه برنامهای وجود دارد. حتی بهتر از آن، نتیجه یک مانور واقعی میتواند نشان دهد اگر بارش سنگین در ساعات کمتردد شبانه رخ دهد، فاصله میان «اعلام آمادگی» و «توان واکنش» چقدر است.
در این میان، یک مطالبه دیگر نیز اهمیت دارد: نتیجه این اقدامات باید برای مردم قابل مشاهده و قابل ارزیابی باشد. شهروندی که در محدوده یک مسیل یا نقطه سابقهدار آبگرفتگی زندگی میکند، باید بداند آیا مشکل محل زندگی او شناسایی شده، چه اقدامی برای آن انجام شده و در صورت وقوع بارش شدید، مسیر ایمن یا برنامه تخلیه چیست. مدیریت بحران موفق فقط مدیریت آب نیست؛ مدیریت آگاهی، زمان و تصمیم نیز هست.
در نهایت، مسئله یزد این نیست که بار دیگر سیل خواهد آمد یا نه؛ هیچ مسئولی نمیتواند زمان و شدت بارش بعدی را با قطعیت تعیین کند. مسئله این است که اگر بارش سنگین دیگری رخ داد، آیا خسارت باید دوباره غافلگیرکننده باشد؟
سیل 1401 برای یزد فقط یک حادثه نبود؛ یک هشدار بود. حالا چهار سال بعد، ارزش واقعی آن تجربه زمانی مشخص میشود که پیش از رسیدن سیلاب، کارهایی انجام شده باشد که پس از سیلاب دیگر فرصتی برای انجامشان وجود ندارد. پیشگیری، زمانی معنا دارد که قبل از جاریشدن آب خودش را نشان دهد؛ نه زمانی که آب آمده، خسارت وارد شده و همه به دنبال جبران آن هستند.
یادداشت از فرشاد براتی
انتهای پیام/781/.