سخنرانان این کنفرانس با تأکید بر اینکه هیچ جنگ خوبی در جهان وجود ندارد، جنگ را شر مطلقه دانستند و با اشاره به ماهیت عاطفی منازعه ایران و آمریکا و پیچیدگی جنگ و صلح در جهان دو فضایی، بر ضرورت بازاندیشی در حقوق بشردوستانه بینالمللی و مسئولیتپذیری فردی در قبال جنایات تأکید کردند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، هفتمین کنفرانس بینالمللی صلح و منازعه، به ابتکار این دانشکده، با محوریت صلحاندیشی و گفتگو میان اندیشهها در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران آغاز به کار کرد. این کنفرانس چهارم و پنجم آبانماه در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار میشود. این کنفرانس در حالی برگزار میشود که به گفته سخنرانان، جهان امروز با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری، هنوز در تحقق صلح پایدار و زیست مسالمتآمیز ناکام مانده و جنگ و خشونت، امنیت و کرامت انسانی را در بسیاری از مناطق جهان تهدید میکند.
در این محفل علمی، بر نقش بنیادی دانشگاهها و مراکز اندیشهورزی در تقویت فرهنگ گفتگو، مدیریت منازعه و جلوگیری از تبدیل اختلافها به تخاصم تأکید شد. سخنرانان با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی هشتساله و ناامنیهای اخیر در منطقه، این پرسش را پیش کشیدند که مسئولیت صلحاندیشان، آزادگان و نهادهای مدنی در برابر تهدید جان و کرامت انسانها چیست و چگونه میتوان قدرت اندیشه را در خدمت مهار خشونت و استقرار صلحی پایدار به کار گرفت. در ادامه گزارشی از روز نخست این همایش از نظر میگذرد؛
هیچ جنگ خوبی در جهان وجود ندارد
علیاکبر علیخانی، دبیر علمی همایش و استاد دانشگاه تهران، بهعنوان نخستین سخنران این کنفرانس با تأکید بر اینکه «هیچ جنگ خوبی در جهان وجود ندارد و هیچ صلح بدی نیز وجود نداشته و ندارد»، گفت: صلح به معنای امکان زیستن انسانها در کنار یکدیگر با حفظ تفاوتها، کرامت انسانی و امید به آینده است.
وی با اشاره به اینکه بشر همچنان درگیر جنگهایی است که با نامها و توجیهات گوناگون آغاز شدهاند، افزود: جنگها هر یک مدعی بودند ضرورتی اجتنابناپذیر و راهی برای تحقق عدالت، امنیت یا آزادی هستند، اما پرسش این است که آیا از راه خشونت و جنگ میتوان به صلحی پایدار رسید.
علیخانی با بیان اینکه «جنگ شر مطلقه است و دفاعی بودن جنگ از شرارت آن نمیکاهد»، تصریح کرد: جنگ ذاتاً ناعادلانه است و ناگزیر بودن کسی به جنگیدن، او را فقط از زمره ظالمان خارج میکند، اما ماهیت جنگ را تغییر نمیدهد. جنگ فاجعهای جهنمی و تباهی انسان و انسانیت است و توجیه آن با دلیل، چیزی از این تباهی نمیکاهد.
دبیر علمی همایش ادامه داد: خونریزیها و جنایتهایی که در جنگ رخ میدهد هیچگاه مشروع و جبرانپذیر نیست، حتی اگر عاملان آن تجلیل شوند و مدال بگیرند. خشونت با هر نیتی، به هر شکلی، به هر اندازه و علیه هر کسی شری است که اخلاقاً مردود است و تولید و تجارت سلاح جز در حد ضرورت دفاعی، نوعی مردارخواری است، حتی اگر به نام امنیت و اضطرار توجیه شود.
وی با اشاره به آموزههای اسلامی مبنی بر دو بعد مادی و معنوی و دو گرایش خیر و شر در وجود بشر، گفت: جنگ و خشونت از خوی سبعیت و وحشیگری انسان سرچشمه میگیرد و تمامی پیامبران الهی، فیلسوفان، مصلحان و اندیشمندان اخلاقی کوشیدند این خوی وحشیگری را که ریشه در هوای نفس و جهالت دارد، تضعیف و به حاشیه برانند و خوی اخلاقی و انسانی بشر را تقویت کنند.
علیخانی با انتقاد از مشروط کردن پذیرش صلح به «اما و اگر»ها اظهار کرد: در صلح هیچ اما و اگری روا نیست؛ صلح از آن جهت ارزشمند است که کنشی در جهت کاهش خشونت و رهایی انسان از رنج و ویرانی باشد. اگر کنشی به نام صلح، حتی بهطور غیرمستقیم به خشونت دامن بزند، نمیتوان آن را صلحجویانه دانست؛ چنین کنشی در حقیقت پیگیری اهداف شرورانه در پوشش صلح و بازتولید خشونت به نام صلح است.
وی انواع نظریههای «جنگ عادلانه» را از مصادیق این بازتولید خشونت دانست و افزود: این نظریهها ریشه در مسیحیت دارند و در دنیای مدرن، بخش عمدهای از آنها پس از حمله آمریکا به عراق رشد کرد تا آن جنگ را توجیه کند.
دبیر علمی همایش، مسئولیت علمی و اجتماعی مطالعات صلح را صرفاً شناخت جنگها و یافتن راههایی برای پایان دادن به آنها ندانست و تأکید کرد: مسئولیت مهمتر ما این است که نگذاریم خشونت در پوشش حق، عدالت، امنیت، ضرورت، عزت، مصلحت، دین یا حتی خود صلح، مشروعیت پیدا کند. صلح زمانی معنا و ارزش واقعی خود را مییابد که از توجیه خشونت رها شود و به راهی برای پاسداشت کرامت انسان و پایان دادن به رنج او تبدیل گردد.
علیخانی در ادامه گفت: صلح ممکن است ناقص، ناپایدار، ناعادلانه یا شکننده باشد و نیازمند اصلاح و تکمیل باشد، اما هر گامی که از خشونت به سوی گفتگو، از دشمنی به سوی تفاهم و از کشتار به سوی حفظ جان انسانها برداشته شود، ارزشمند و ضروری است. ممکن است درباره علل جنگ، مسئولیت طرفین، مشروعیت یا عدم مشروعیت آنها و پیامدهای ژئوپلیتیکی اختلاف نظر وجود داشته باشد، اما از منظر انسانی، جنگ همواره هزینه سنگین و غیرقابل جبرانی بر جامعه و انسان تحمیل میکند.
وی با تأکید بر اینکه دانشگاه نمیتواند نسبت به جنگ بیتفاوت باشد، خاطرنشان کرد: دانشگاه باید درباره ریشههای جنگ، سازوکارهای پیشگیری از آن، راههای حل منازعه، امکان برقراری گفتگو، الزام عدالت و شیوههای ساختن صلح پایدار بیندیشد. از این منظر، برگزاری سالانه همایش بینالمللی صلح و حل منازعه در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
علیخانی در پایان تصریح کرد: اگر جهان در حال تجربه جنگهای بیشتر است، جامعه علمی باید درباره صلح بیشتر بیندیشد؛ اگر منازعات پیچیدهتر شدهاند، دانش حل منازعه نیز باید عمیقتر و کارآمدتر شود؛ و اگر ناامیدی در جوامع گسترش یافته است، دانشگاه همچنان باید امکان گفتگو، تفکر و امید عقلانی به آینده را زنده نگه دارد.

منازعه ایران و آمریکا ماهیتی عاطفی دارد و با راهحلهای صرفاً عقلانی حل نمیشود
در ادامه سید جلال دهقانی فیروزآبادی، استاد ممتاز روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی، در این کنفرانس با موضوع «رهیافت نظری عاطفی به صلح و حل منازعه» سخنرانی کرد و ضمن معرفی این رهیافت نظری، آن را برای تحلیل منازعه ایران و آمریکا به کار گرفت.
دهقانی فیروزآبادی با اشاره به اینکه در دو دهه گذشته شاهد «چرخش عاطفی» در روابط بینالملل بودهایم، گفت: این رهیافت در ادبیات فارسی کمتر معرفی شده و جای آن در جامعه علمی روابط بینالملل ایران، بهویژه در حوزه صلح و حل منازعه، خالی است.وی با بیان اینکه صلح و منازعه لزوماً پدیدههایی عقلانی و مبتنی بر قوه شناخت انسان نیستند، تأکید کرد: اگر منازعه را به گونهای احساسی و عاطفی درک کنیم، راهحلهای عقلانی برای آن کارساز نخواهد بود و چهبسا موجب تشدید آن شود.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به سه منطق حاکم بر تصمیمگیری در روابط بینالملل، توضیح داد: در کنار «منطق نتیجه» که مبتنی بر محاسبه هزینه و فایده است و بیشتر در نظریههای رئالیستی و انتخاب عقلانی کاربرد دارد، «منطق اقتضا یا مناسبت» نیز مطرح شده که بر اساس آن انسانها بر پایه تناسب گزینهها با هویت، ارزشها و هنجارهای خود تصمیم میگیرند. در چرخش عاطفی اخیر، «منطق عاطفه» نیز مطرح شده است که بر اساس آن، احساسات و عواطف نقش تعیینکننده در انتخابها ایفا میکنند.
وی با تأکید بر اینکه در رهیافت عاطفی، انسان بهعنوان موجودی عاطفی و احساسی تعریف میشود، نه صرفاً انسان اقتصادی، افزود: بر اساس این رهیافت، انسانها پیش از فکر کردن احساس میکنند و حتی تصمیمهای بهظاهر عقلانی نیز مبتنی بر نوعی احساس و عاطفه شکل میگیرند.
دهقانی فیروزآبادی با اشاره به تعریف عاطفی منازعه، اظهار کرد: منازعه را میتوان بر اساس حالتهای عاطفی بازیگران درگیر مانند استرس، تنش، خصومت و اضطراب نیز تعریف کرد. بر این اساس، منازعه ممکن است دچار «فوران و غرقشدگی هیجانی» باشد یا ماهیتی ترکیبی از عقلانیت و عاطفه داشته باشد.
وی با تحلیل سبکهای حل منازعه، گفت: آمریکا در منازعه با ایران سبک «سلطهطلبی» و نادیده گرفتن منافع طرف مقابل را در پیش گرفته است، در حالی که راهحل مناسب، حرکت به سمت توافق و مصالحه است، نه تسلیم یا سلطهطلبی.
این پژوهشگر حوزه صلح با اشاره به نقش دیپلماسی عاطفی، تصریح کرد: «آگاهی عاطفی» به معنای شناخت و درک احساسات خود و دیگری، نخستین گام در حل منازعه عاطفی است. برخی تحلیلگران غربی نیز جنگ آمریکا علیه ایران را مبتنی بر خودبینی، کینه شخصی و خصومت ترامپ دانستهاند.
دهقانی فیروزآبادی ماهیت منازعه ایران و آمریکا را «چندلایه، پیچیده و ترکیبی» توصیف کرد و گفت: این منازعه صرفاً عقلانی و مبتنی بر انتخاب عقلانی نیست، بلکه ماهیتی هویتی و عاطفی دارد. هیجان مبتنی بر هویت یا تهدید هویت، احساس بیعدالتی، نفرت، بیاعتمادی، بدبینی، انتقام، ترس، کینه، عزت نفس و نوستالژی از جمله عواطف مؤثر در این منازعه هستند.
وی با اشاره به «سرایت هیجانی» در منازعه ایران و آمریکا اظهار کرد: این سرایت به صورت عمودی و افقی به حوزههای موضوعی متفاوت، از جمله مسائل موشکی، گسترش یافته و منازعهای مبتنی بر محاسبه را به منازعهای هویتی و احساسی تبدیل کرده است. همچنین «غرقشدگی هیجانی» موجب هویتیتر شدن کلیت منازعه و بیتصمیمی عقلانی، بهویژه در آمریکا، شده است.
دهقانی فیروزآبادی با تأکید بر اینکه منازعه ایران و آمریکا یک منازعه چندلایه شامل تعارض گفتاری، سیاسی، رفتاری، منافع، ارزشی، هویتی و ایدئولوژیک است، گفت: نزدیکترین لایه این منازعه، لایه رفتاری و سیاسی است و صرف تغییر رفتار نمیتواند منازعه را حل کند.وی مدیریت عواطف و احساسات، پیشگیری از تسری و سرایت عاطفی، جلوگیری از غرقشدگی هیجانی و بهکارگیری دیپلماسی عاطفی مثبت را از راهکارهای حل این منازعه دانست و افزود: نمیتوان همزمان طرف مقابل را تحقیر و تهدید کرد و انتظار حل منازعه داشت. احساس همدردی، عذرخواهی و پشیمانی میتواند زمینهساز حل منازعه باشد، نه صرفاً تأکید بر منافع یا هزینههای مشترک.
این استاد دانشگاه در پایان با تأکید بر ضرورت تغییر سبک حل منازعه آمریکا از هژمونی و تسلیمطلبی به سمت مصالحه و توافق، خاطرنشان کرد: آمریکاییها باید موجودیت، ماهیت، هویت و منافع جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسند. اگر منازعه ایران و آمریکا ماهیتی عاطفی و احساسی داشته باشد، تأکید صرف بر منافع مشترک و هزینهها نهتنها منازعه را حل نمیکند، بلکه ممکن است احساسات کینهتوزانه را تشدید کند و به جای حل منازعه، آن را تثبیت کند.

حقوق بشردوستانه بینالمللی باید «فردیسازی» شود
پرفسور یاسوشی هیگاشیزاوا، استاد دانشگاه میجی گاکوئین ژاپن و عضو مؤسسه پژوهشی صلح بینالمللی این دانشگاه، در هفتمین کنفرانس بینالمللی صلح و منازعه با اشاره به موضوع «فردیسازی حقوق بینالملل بشردوستانه»، اظهار کرد: این کنفرانس در دورهای بسیار مهم برگزار میشود که منازعات مسلحانه در سراسر جهان تکرار میشوند و جامعه و مردم ایران نیز درگیر منازعه مسلحانهاند. من درباره وضعیتی که در آن جمعیتهای غیرنظامی در زندگی روزمره خود دچار ترس عمیق میشوند، بسیار نگرانم.
هیگاشیزاوا با اشاره به سابقه حرفهای خود گفت: من تنها استاد دانشگاه نیستم، بلکه حقوقدانی دارای پروانه فعالیت در ژاپن و ایالات متحده نیز هستم و در فعالیت حرفهای خود از بازماندگان بردگی جنسی نظامی نمایندگی کردهام؛ کسانی که پیش و در خلال جنگ جهانی دوم ربوده و در مراکز تجاوز به نام «ایانجو» محبوس شده بودند. این مراکز را ارتش پیشین ژاپن در سراسر منطقه آسیا و اقیانوسیه در جریان تهاجم و اشغال ژاپن در جنگ جهانی دوم ایجاد کرده بود.
وی افزود: موضوع بردگی جنسی نظامی در دادگاه نظامی بینالمللی برای خاور دور – دادگاه توکیو – از سوی قدرتهای متفق بررسی نشده بود و در مذاکرات صلح پس از جنگ میان دولتها نیز کاملاً نادیده گرفته شد. در سال ۱۹۹۰، بازماندگان شروع به بیان روایتهای خود کردند و در نهایت بسیاری از آنان علیه دولت ژاپن دعاوی مدنی اقامه کردند و شکایات کیفری ارائه دادند. حامیان آنان در سراسر جهان حتی یک دادگاه مردمی – دادگاه بینالمللی مردمی جنایات جنگی زنان درباره بردگی جنسی نظامی ژاپن – سازماندهی کردند تا حقایق، زنجیره فرماندهی و مسئولان را آشکار کنند.
این حقوقدان ژاپنی تصریح کرد: هرچند اقدام حقوقی در نظام قضایی ژاپن موفق نبود، موضوع خشونت جنسیتی در منازعه مسلحانه بهطور فزاینده و در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گرفت و امروز خشونت جنسیتی در منازعه مسلحانه بهعنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت شناخته میشود.
وی با اشاره به توسعه قواعد حقوق بینالملل برای صلح و حل منازعه در دوره پس از جنگ، گفت: یکی از حوزههای اساسی این قواعد، حقوق بشردوستانه بینالمللی است که شامل قواعدی برای محدود کردن ابزارها و روشهای جنگ و حمایت از قربانیان جنگ است. با این حال، با وجود چنین قواعدی، در بسیاری از موارد به آنها احترام گذاشته نمیشود و خشونتهای فاحش در منازعات مسلحانه تکرار شدهاند. بدتر از آن، مسئولان نقضها بدون پاسخ میمانند و قربانیان فردی بدون جبران رها میشوند.
هیگاشیزاوا یکی از دلایل عمده عدم احترام به این قواعد را ماهیت حقوق بینالملل و اصل جزمی آن دانست و توضیح داد: بر اساس این اصل، تابعان و کنشگران حقوق بینالملل تنها دولتهای دارای حاکمیت هستند. دولتها بهسختی با سازوکارهای جدید یا مؤثرتری که ممکن است فعالیتهای نظامی آنان را محدود کند، موافقت میکنند و تا زمانی که طرفهای منازعه موافقت نکنند، سازوکار مؤثری برای افشای حقایق نقضها وجود ندارد. از این رو، سرکوب نقضها و جبران خسارت قربانیان در منازعه مسلحانه همچنان حلنشده باقی مانده است، حتی در مواردی مانند دولتهای کاملاً شکستخوردهای چون آلمان یا ژاپن در جنگ جهانی دوم. چنین وضعیتی را باید «رژیم عدمپاسخگویی» در حقوق بشردوستانه بینالمللی نامید.
وی در ادامه با اشاره به روند تغییر این وضعیت گفت: همزمان شاهد روندی برای تغییر چنین رژیم عدمپاسخگویی هستیم. این باور در میان شهروندان و برخی دولتهای وجدانمند در حال رشد است که رهبران فردی مسئول نقضها باید بهعنوان مجرمان تحت پیگرد قرار گیرند و قربانیان فردی باید مستحق جبران باشند. این روند نهتنها از طریق نظام عدالت بینالمللی، بلکه از طریق نظامهای عدالت ملی نیز در جریان است. من این روند را «فردیسازی» حقوق بشردوستانه بینالمللی پیشنهاد میکنم.
این استاد دانشگاه میجی گاکوئین افزود: تلاش برای مسئولیت کیفری رهبران فردی در قبال جنایات تحت حقوق بینالملل، در دادگاههای نورنبرگ و توکیو آغاز شد و اکنون با دیوان کیفری بینالمللی نهادینه شده است. در این زمینه، حقوق بشردوستانه بینالمللی از نظر مسئولیت کیفری، با نظام عدالت کیفری بینالمللی فردیسازی شده است. هرچند چنین عدالت کیفری جهانی نیست و با حملات بسیاری از سوی دولتهای قدرتمند روبهروست، بهعنوان نهادی برای اجرا و پیشگیری از نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی بهطور استوار تثبیت شده است.
وی چالشهای باقیمانده را همکاری فعال دولتهای وجدانمند با چنین عدالت کیفری بینالمللی و نیز محاکمه مسئولان در نظامهای عدالت کیفری ملی خودشان دانست و گفت: از سوی دیگر، به رسمیت شناختن حقوق قربانیان فردی و توانمندسازی آنان برای اعمال حقوقشان تحت حقوق بشردوستانه بینالمللی همچنان چالشی دشوار است. گفته میشود روندی فزاینده به سود ایجاد و امکانپذیرسازی جبران خسارت مستقیم قربانیان فردی نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی از دولتهای مسئول در حال شکلگیری است؛ این نقلقولی از تفسیر کمیته بینالمللی صلیب سرخ است. با این حال، در بسیاری از موارد، این روند صرفاً نظری باقی میماند و عملی نیست.
هیگاشیزاوا در ادامه پیشنهاد خود را مطرح کرد و گفت: من راهی برای تحقق بخشیدن به چنین روندی در حقوق بشردوستانه بینالمللی پیشنهاد میکنم، با کمک مشارکتهای حقوقی و نهادی حقوق بینالملل حقوق بشر که مکمل حقوق بشردوستانه بینالمللی است. امروز حقوق بینالملل حقوق بشر بهعنوان مکمل حقوق بشردوستانه بینالمللی، در منازعات مسلحانه قابل اعمال شناخته میشود و چندین نهاد ملی و بینالمللی حقوق بشری به قربانیان فردی برای رنج ناشی از منازعه مسلحانه جبران ارائه کردهاند.
وی تأکید کرد: پاسخگویی در قبال پیامدهای منازعه مسلحانه نباید دیگر توسط دولتها پوشانده شود. افراد مسئول نقض حقوق بشردوستانه بینالمللی باید به عدالت سپرده شوند و افراد قربانی باید از طریق نظامهای عدالت جبران شوند. این همان فردیسازی حقوق بشردوستانه بینالمللی است.
این حقوقدان بینالمللی با اشاره به وضعیت کنونی جهان گفت: امروز موقعیتهای نگرانکننده بسیاری در سراسر جهان وجود دارد: خشونتهای فاحش، قحطیها، تغییرات اقلیمی، همهگیریها، دولتهای سرکوبگر، هوش مصنوعی مهارنشده و منازعات مسلحانه. قرار است انسانها با همکاری بینالمللی و نظم حقوقی با این چالشها روبهرو شوند، اما چنین همکاری و نظم حقوقی از سوی دولتهای قدرتمند مختل میشود.
هیگاشیزاوا در پایان با بیان اینکه «این نیز بگذرد» و میتوان روزی بر چنین دشواریهایی پیروز شد، خاطرنشان کرد: چگونگی حل منازعه و دستیابی به صلح همیشه چالشی است که گفتنش آسان است و شامل تلاشهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تاریخی و حقوقی میشود، اما میخواهم تأکید کنم که این تلاشها باید برای زندگی و بهروزی افراد انجام شود. از برگزارکنندگان این کنفرانس سپاسگزارم که این فرصت بسیار ارزشمند را برای مشارکت و بحث با شما فراهم کردند و امیدوارم در آینده دوباره چنین فرصتی داشته باشم، این بار بهصورت حضوری.

جهان دو فضایی، جنگ و صلح را پیچیدهتر کرده است
در پایان بخش نخست این همایش، سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و رئیس این همایش، در سخنرانی خود با موضوع «جنگ و صلح در جهان دو فضایی»، با اشاره به شرایط حساس جهانی و منطقهای، بر ضرورت نگاه خرد و کلان به مسئله جنگ و صلح تأکید کرد.
عاملی در ابتدا با تقدیر از دستاندرکاران برگزاری همایش، از جمله دبیر علمی، کمیته علمی، دانشجویان و کارشناسان، اعلام کرد: برای این دوره از همایش ۳۵۰ مقاله ارزیابی و نزدیک به ۱۰۰ مقاله در قالب ۱۸ پنل در دو روز ارائه میشود. وی همچنین یاد شهید رهبری، کودکان و زنان و مردان شهید در دو جنگ ظالمانه اخیر را گرامی داشت.
رئیس همایش با ارائه تصویری از وضعیت جنگ و صلح در ایران و جهان گفت: در دو جنگ اخیر، ۱۶۲ نفر در جنگ دوم و ۳۳۷۵ نفر در جنگ سوم به شهادت رسیدند و شمار مجروحان به ترتیب ۵۸۰۰ و ۳۲۳۱۴ نفر بوده است. همچنین ۱۲۶ زن در جنگ دوم و دستکم ۲۵۱ زن در جنگ سوم، و ۴۷ کودک در جنگ دوم و دستکم ۲۱۶ کودک در جنگ سوم به شهادت رسیدند. وی افزود: در این دو جنگ، ۴۹ بیمارستان از هفت بیمارستان، ۲۲۹ مرکز بهداشتی و درمانی تخریب شد و نزدیک به ۱۴۹ هزار واحد مسکونی آسیب دید که همه این موارد از مصادیق ممنوعه جنگ و نقض کنوانسیونهای بینالمللی است.
عاملی با اشاره به اینکه جنگ فقط نظامی نیست، تصریح کرد: امروز با چهار نوع جنگ نظامی، اقتصادی، فرهنگی و شناختی روبهرو هستیم. جنگ اقتصادی نیز نوعی مرگ تدریجی است و تحریمهای ۴۷ ساله علیه ایران از بیقاعدهترین امور جهان و خلاف منشور ملل متحد است.
وی با ارائه آمار جهانی از مخاطرات انسانی گفت: بیش از ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۴ به دلیل سوءتغذیه حاد جان باختهاند، ۶۴۵ میلیون نفر گرسنگی مزمن دارند، بیش از دو میلیارد نفر با ناامنی غذایی مواجهاند، بیش از ۳۰۰ میلیون نفر بیخانماناند و دو میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفر فاقد مسکن مناسب هستند. همچنین نیمی از جمعیت جهان، حدود ۴.۶ میلیارد نفر، از دسترسی کافی به خدمات ضروری سلامت محروماند و سه میلیارد نفر هیچگونه پوشش حمایت اجتماعی ندارند. وی افزود: در شرایطی که آمریکا بهتنهایی نزدیک ۳۰ درصد تولید ناخالص جهان را در اختیار دارد، نابرابری منابع در جهان آشکار است و طمع برای منابع ۱۲ درصدی انرژی و معدنی ایران، یکی از ریشههای منافعمحور جنگ است.
عاملی با تأکید بر اینکه مسئله جنگ و صلح نیازمند نگاه خرد و کلان است، اظهار کرد: همانگونه که در اقتصاد، اقتصاد کلان و خرد داریم، در جنگ نیز یک مسئله کلان جهانی و مسائل خرد در سطح خانواده، بازار، مشاغل، قومیتها و احزاب وجود دارد. وی با اشاره به آمار کشتهشدگان جنگ در دو قرن گذشته گفت: ۳۷۰ میلیون انسان در دو قرن گذشته کشته شدهاند و بر اساس خط رگرسیون، اگر روند جنگ با همین شتاب ادامه یابد، سالانه بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار نفر کشته خواهند شد و تا سال ۲۰۵۰ حدود ۱۵ میلیون نفر به جمعیت کشتهشدگان جنگ افزوده میشود.
رئیس همایش در بخش دوم سخنان خود با اشاره به نقش فناوریهای جدید و هوش مصنوعی در افزایش قدرت جنگ، گفت: فناوریهای جدید اگرچه برای بهبود زندگی بشر آمدهاند، اما قدرت جنگ را در دریا، فضا، هوا، زمین و فضای سایبر افزایش دادهاند. هوش مصنوعی با قابلیت الگوریتمپذیری، بهینهسازی، شناسایی افراد مؤثر، جمعآوری و تحلیل داده و اولویتبندی اهداف، در جنگ اخیر به رژیم صهیونیستی کمک کرد تا فاجعهای بزرگ بیافریند. وی افزود: در این جنگ، افراد مؤثر و رأس هرم رهبری نظامی کشور هدف قرار گرفتند و الگوریتمها و تحلیلهای هوشمند تصاویر و شبکههای یکپارچه اطلاعاتی در خدمت این حملات قرار گرفت.
عاملی با اشاره به راهبردهای حل منازعه بر اساس دادههای سازمان بهداشت جهانی، پنج محور مسکن، غذا، امنیت غذایی، امنیت و آرامش هویتی را عناصر کلیدی دانست و گفت: انسان بدون آرامش هویتی، حتی در ظاهر آرام، در معرض جنگ است و این همان خواب ناآرامی است که انسان باید بداند کی سر بر بالین میگذارد و چه هدفی از زندگی دارد.
وی با استناد به بند چهار ماده دو منشور ملل متحد تصریح کرد: جنگ ابتدایی مشروعیت ندارد و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی نیز ممنوع است. بنابراین برای صحبت از صلح پایدار، ابتدا باید جهان عاری از منابع جنگ ایجاد شود. وی افزود: وقتی کشوری با بودجه نظامی یک و نیم تریلیون دلار، منابع جهان را نشانه میگیرد، صلح معنای خود را از دست میدهد و تا زمانی که این عنصر حذف نشود، نمیتوان جهان آرامی داشت.
عاملی استعمارزدایی از جهان، عدالت اقتصادی جهانی، اصلاح حکمرانی اخلاقی مبتنی بر هوش مصنوعی و کوانتومی، اصلاح حکمرانی بینالمللی، گفتگوی بینتمدی و دیپلماسی محاسباتی، و حفاظت از محیط زیست و امنیت انسانی را از عناصر پایه در معرفتشناسی جدید صلح دانست و گفت: ذخایر طلا و نقره آفریقا توسط اروپاییها غارت شده و آفریقایی که روزانه یک دلار درآمد دارد، در فقر زندگی میکند.
وی با اشاره به آموزههای اسلامی در حل منازعه، عدالتگرایی، اصلاح، منع تجاوز به حقوق فردی و سرزمینی، پرهیز از تحقیر هویتی، وفای به عهد و اعتمادآفرینی، و عدالت و احسان در رفتار جهانی را از اصول قرآنی و حکمی دانست و افزود: خداوند امر به عدل و احسان کرده و پرهیز از کشتار جمعی، امری مضموم و غیرقابل توجیه است.
رئیس همایش در ادامه، راهبردهای عملی حل منازعه را برشمرد و گفت: ایجاد نظام مشترک احراز و استانداردسازی رفتارهای مخاطراتآمیز، استقرار سازوکار هشدار زودهنگام و رسیدگی سریع، تضمین بیطرفی رویهای و پاسخگویی در ارزیابیها، تثبیت نظارت قاطع انسانی و تعیین حدود حقوقی کاربرد هوش مصنوعی، نهادینهسازی دیپلماسی دادهپشتیبان و میانجیگری چندجانبه، حکمرانی عادلانه فناوری و کاهش نابرابریهای ساختاری، و پیوند صلح پایدار با عدالت انسانی و زیستی از جمله این راهبردهاست.
عاملی با تأکید بر اینکه اعتماد به سازمان ملل، صلیب سرخ جهانی و ارزیابیهای آنها از بین رفته است، خواستار اصلاح ساختار سازمان ملل و قدرت نافذ کشورها در آن شد و گفت: وجود شورای امنیت با حق وتو، مجمع عمومی را بیخاصیت کرده و سازمان ملل بدون تضمین عملی مصوبات، کارایی ندارد.
وی در پایان با اشاره به تصویب قانون دادگاه ملی جرایم بینالمللی در مجلس، اعلام کرد: امروز میتوان دادگاه ملی تشکیل داد و عاملان جنایات را محاکمه کرد. هلال احمر مستندات دو جنگ را تهیه میکند و پرونده حقوقی و کیفری برای جنایتکاران تشکیل میشود تا سالها پاسخگوی جنایات خود باشند.
عاملی در جمعبندی سخنان خود، چهار بنیان قوی عمل را برای مواجهه با خطر جنگ در همه اشکال آن برشمرد: ایستادگی در مقابل زورگویی و ظلم، تقویت فرهنگ استعمارزدایی از ذهن، شکلگیری پویشهای جهانی برای تغییر بزرگ بدون جنگ، و وحدت و انسجام جهانی در مواجهه با ظلم و تقویت سازمان ملل و عمل به منشور آن. وی تأکید کرد: ظلم در جهان برچیده نمیشود مگر با وحدت و انسجام جهانی و قدرت عملی سازمان ملل.
در هفتمین همایش بین المللی صلح و حل منازعه که به مدت دو روز در روزهای چهارم و پنجم آبان در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار می شود نود نفر از استادان ایرانی و خارجی آخرین یافتههای علمی خود را در حوزه صلح و حل منازعه در هجده نشست تخصصی این همایش مطرح می کنند.
۲۱۶۲۱۶
کد مطلب 2293880
-
داوری اردکانی: دکتر لاریجانی ساده زندگی میکرد و دستش به فساد آلوده نشد/ ترور او نشانهای از تنزل خرد و رواج تروریسم حکومتی است
-
فراخوان مقاله نویسی «گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران
-
منازعه ایران و آمریکا ماهیتی عاطفی دارد، با راهحلهای عقلانی حل نمیشود/ هیچ جنگ خوبی در دنیا وجود ندارد
-
ناامیدی جنگ داخلی آمریکا را شعله ور کرد/ سرکوب سیاسی، جامعه را به آغوش جنگ داخلی میراند/ بررسی جنگهای داخلی یوگسلاوی، ایرلند، سوریه و …
-
حفظ زندگی روزمره بخشی از تابآوری ملی