عروسکها نسلهاست که همزمان انسانها را مجذوب خود کردهاند و ترس را در دلشان انداختهاند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، عروسکها هزاران سال است که انسانها را مجذوب خود کردهاند. بااینحال، این اسباببازیهای کوچک همواره جایگاهی رازآلود و هراسانگیز داشتهاند؛ گویی میان معصومیت دنیای کودکی و چیزی شوم و تهدیدآمیز قرار گرفتهاند.
کوین وینتر، استاد مطالعات رسانه در کالج پومونا و متخصص ژانر وحشت، میگوید: «عروسکها به این دلیل میتوانند احساس دلهرهآور و وهمانگیزی به شکلی منحصربهفرد و قدرتمند ایجاد کنند که اشیایی بیجان در قالب انسان هستند.» او اضافه میکند وقتی به نظر میرسد عروسکها زندگی مستقلی پیدا کردهاند، لحظه ترسناک زمانی فرا میرسد که «به اسباببازیهای آشنا و دوستداشتنی خود با بدگمانی و بیاعتمادی نگاه میکنیم.»
در ادامه با پنج عروسک آشنا میشوید که از مرز میان بامزگی و وحشت عبور کردهاند.

۱. عروسکهای خودکار اولیه
در قرن هجدهم، عروسکها بیش از گذشته به انسان شباهت پیدا کردند. عروسکهای خودکار اولیه، پیکرههای مکانیکیای بودند که با استفاده از چرخدندههای ساعتمانند، فنرها و اهرمهای پنهان، بدون دخالت دست انسان حرکت میکردند. اگرچه ساخت چنین دستگاههایی قرنها پیش از آن نیز رواج داشت، پیشرفتهای دهه ۱۷۳۰ میلادی به ساخت پیکرههای مکانیکی پیچیدهتر و پیشرفتهتر انجامید.
یکی از پیشگامان این حوزه، ژاک دو ووکانسون بود که در سال ۱۷۳۸ میلادی، «نوازنده خودکار فلوت» را ساخت. این پیکره چوبی با ارتفاع حدود یک متر و ۶۸ سانتیمتر، قادر بود ۱۲ ملودی متفاوت را با فلوت بنوازد.
نوآور دیگری به نام پیر ژاکهدرو، به همراه پسرش آنریلویی و ساعتساز ژانفردریک لشو، مجموعهای متشکل از سه پیکره مکانیکی را ساختند که به «عروسکهای خودکار ژاکهدرو» شهرت یافتند.
این پیکرهها در قرن هجدهم با هدف نمایش مهارت سازندگانشان در ساعتسازی به اشراف اروپایی طراحی شده بودند. آنها از سازوکارهای پیچیده و برنامهپذیری برخوردار بودند که میتوان آنها را از پیشگامان اولیه رایانههای امروزی دانست.
امروزه حرکات خشک و مکانیکی این پیکرهها و ظاهر بهطرز عجیبی واقعگرایانهشان میتواند برای بیننده دلهرهآور باشد.

تصویر، سازوکار گرامافون تعبیهشده در داخل عروسک را نشان میدهد.
۲. عروسکهای سخنگوی ادیسون
با پیشرفت فناوری ساخت عروسکها، مخترعان تلاش کردند محصولات خود را کوچکتر و طبیعیتر بسازند. عروسک سخنگوی توماس ادیسون که در سال ۱۸۹۰ به بازار عرضه شد، با هدف سرگرم کردن کودکان طراحی شده بود.
این عروسکها بدنهای فلزی داشتند و یک دستگاه گرامافون کوچک درون تنه آنها تعبیه شده بود. صداهای ضبطشده روی استوانههای مومی کوچک پخش میشدند و شامل ترانههای کودکانه و لالاییهایی مانند «جک و جیل» بودند که زنان جوان آنها را خوانده بودند.
بااینحال، این اسباببازیها از نظر تجاری شکست خوردند و با مشکلات فنی و فروش ضعیف روبهرو شدند. فناوری ابتدایی ضبط صدا، اصواتی نامفهوم و غیرطبیعی تولید میکرد و سازوکار دستی دستگاه نیز باعث میشد پخش صدا یکنواخت نباشد. براساس اطلاعات موزه هنری فورد، صداهای ضبطشده این عروسکها کودکان را میترساند.
در اینجا میتوانید به برخی از صداهای ضبطشده اصلی این عروسکها گوش دهید.
۳. عروسک اوکیکو (Okiku)
براساس افسانهای ژاپنی، دختربچهای دوساله در سال ۱۹۱۸ از برادر نوجوانش عروسکی هدیه گرفت و خیلی زود به آن وابستگی شدیدی پیدا کرد؛ بهطوریکه از عروسک جدا نمیشد.
حدود یک سال بعد، اوکیکو بر اثر بیماری درگذشت. خانواده داغدارش عروسک را روی محراب خانگی قرار دادند و هر روز برای دختر ازدسترفتهشان دعا میکردند. اما پس از مدتی متوجه اتفاق عجیبی شدند: به نظر میرسید موهای عروسک در حال بلند شدن است.
اعضای خانواده با این باور که روح اوکیکو وارد عروسک شده، همچنان از آن نگهداری کردند و عروسک را یادگاری و پیوندی با دختر ازدسترفتهشان دانستند.
گفته میشود خانواده در سال ۱۹۳۸ عروسک را به معبد ماننجی در جزیره هوکایدو سپردند؛ جایی که این عروسک همچنان نگهداری میشود.

الن کریگر / روزنامه دیترویت فری پرس، از طریق زوما پرس وایر / آلامی
۴. عروسک رابرت (Robert the Doll)
عروسک رابرت ممکن است در نگاه اول شبیه پسربچهای دوستداشتنی با لباس ملوانی به نظر برسد، اما ادعا میشود که در وقوع انواع حوادث ناگوار، از طلاق و شکستگی استخوان گرفته تا تصادفهای رانندگی، نقش داشته است.
این عروسک در ابتدا متعلق به رابرت یوجین اتو، هنرمند عجیبوغریب اهل فلوریدا بود؛ هرچند روایتهای مختلفی درباره چگونگی بهدستآوردن آن وجود دارد.
به گفته کوری کانورتیتو، مدیر موزه فورت ایست مارتلو، رابطه اتو با عروسک رابرت غیرمعمول بود. او میگوید: «اتو عروسک را همهجا با خود میبرد و با آن صحبت میکرد. وقتی از رابرت حرف میزد، از ضمیر اولشخص استفاده میکرد؛ انگار که عروسک نبود، بلکه خود رابرت بود. گویی با موجودی زنده سروکار داشت.»
براساس افسانههای محلی، اتفاقات عجیبی در اطراف این عروسک رخ میداد. دانشآموزان محلی ادعا میکردند رابرت را میبینند که در پنجره خانه اتو ظاهر و ناپدید میشود. پس از مرگ اتو در سال ۱۹۷۴، سرپرستان جدید عروسک مدعی شدند که صدای قدمها و خندههای کودکانه را از اتاق زیرشیروانی میشنوند.
در سال ۱۹۹۴، این عروسک به موزه فورت ایست مارتلو در شهر کیوست ایالت فلوریدا اهدا شد و از آن زمان تاکنون در این موزه به نمایش گذاشته شده است. بااینحال، حتی در موزه نیز گفته میشود رابرت همچنان دردسرساز است.
کانورتیتو در گفتوگو با وبسایت «اطلس آبسکیورا» میگوید: «بسیاری از بازدیدکنندگان، بدشانسیهایی را که پس از بازدید از موزه به سراغشان میآید، به بیاحترامی به رابرت یا حتی بیاحترامی آشکار به او نسبت میدهند و نامههایی مینویسند و با التماس طلب بخشش میکنند.»

جسیکا مور / روزنامه هارتفورد کورانت / سرویس خبری تریبون، از طریق گتی ایمیجز
۵. آنابل (Annabelle)
آنابل یکی از مشهورترین عروسکهایی است که گفته میشود تسخیر شده است؛ اما نمونه واقعی آن هیچ شباهتی به پیکره چینی و ترسناکی ندارد که در فیلم سینمایی وحشت «آنابل» محصول سال ۲۰۱۴ به تصویر کشیده شده است. درواقع، آنابل یک عروسک پارچهای از مجموعه «رگدی اَن» است که اد و لورین وارن، محققان پدیدههای ماوراءالطبیعه، در دهه ۱۹۷۰ با آن روبهرو شدند.
کوین وینتر میگوید: «مادر یک پرستار این عروسک را به دخترش هدیه داده بود.» براساس روایت نقلشده، پرستار متوجه شد که عروسک بدون هیچ دلیل مشخصی در نقاط مختلف آپارتمان جابهجا میشود. ماجرا زمانی ترسناکتر شد که دوستپسر این پرستار ادعا کرد عروسک هنگام خواب به او حمله کرده است.
شهرت هراسانگیز آنابل، این عروسک را به پدیدهای در فرهنگ عامه تبدیل کرد. این عروسک سالها در موزه علوم ماورایی اد و لورین وارن در شهر مونرو، ایالت کنتیکت، به نمایش گذاشته میشد و پس از اکران فیلم «احضار» در سال ۲۰۱۳ و ساخت دنبالهها و آثار فرعی آن، شهرت بیشتری پیدا کرد.
پس از تعطیلی موزه در سال ۲۰۱۹، مت رایف، کمدین آمریکایی، در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که ملک موزه را خریداری کرده و سرپرستی قانونی مجموعه اشیای آن، ازجمله عروسک آنابل، را برعهده گرفته است.
منبع: www.history.com
۲۵۹
کد مطلب 2295426
-
پنج عروسک بدنام تاریخ که خیال و تصور انسانها را تسخیر کردهاند
-
وجه تسمیه نفرآباد؛ روایتی خواندنی از محلهای با ۴۵۰ سال قدمت
-
جلال پیشوائیان و بهروز وثوقی در پشت صحنه فیلم خداحافظ تهران؛ سال ۴۵ / عکس
-
خاطرات هاشمی ۹ مهر ۱۳۸۲: پس از نمازجمعه تهران و بعضی از شهرستانها تظاهرات علیه پذیرش پروتکل الحاقی برگزار شد