بدون رفاه و پیوندهای اجتماعی شهر برای سالمندان غریبه می شود/ تقویت مراقبت جامعه‌محور و اقتصاد نقره‌ای، تحقق استقلال و احساس تعلق سالمندان به شهر

بدون رفاه و پیوندهای اجتماعی شهر برای سالمندان غریبه می شود/ تقویت مراقبت جامعه‌محور و اقتصاد نقره‌ای، تحقق استقلال و احساس تعلق سالمندان به شهر

ایران برای مواجهه با سالمندی جمعیت به برنامه‌ریزی پیش‌دستانه و پیوند میان سیاست‌های شهری، رفاهی و سلامت نیاز دارد. اگر پیش‌شرط‌های کیفیت اجتماعی فراهم نشوند، مناسب‌سازی معابر و ساختمان‌ها، هرچند ضروری، به‌تنهایی برای پاسخ‌گویی به چالش‌های اجتماعی و اقتصادی سالمندی کافی نخواهد بود. آماده‌شدن برای سالمندی، صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ انتخابی راهبردی در سیاست‌گذاری عمومی است: ساختن شهر و جامعه‌ای که سالمندان در آن نه‌فقط امکان رفت‌وآمد، بلکه امنیت، استقلال، مشارکت و احساس تعلق داشته باشند.

گروه اندیشه: علی حاتمی (پژوهشگر مسائل اجتماعی و جمعیتی) در مقاله ای که برای انتشار در اختیار خبرگزاری خبرآنلاین قرار داده، گذار جمعیتی ایران به سوی سالمندی را واکاوی کرده و نشان می‌دهد که شهرها و ساختارهای رفاهی ایران هنوز آمادگی لازم برای مواجهه با این پدیده را ندارند. نویسنده تأکید می‌کند که مفهوم «شهر دوستدار سالمند» فراتر از نصب رمپ و مناسب‌سازی کالبدی معابر است و به ابعاد بنیادینی چون امنیت اقتصادی، دسترسی به خدمات جامع سلامت، پایداری شبکه‌های حمایتی و حق مشارکت اجتماعی نیاز دارد. بحران تنهایی و انزوای سالمندان در غیاب پیوندهای محله‌ای، ناهماهنگی خدمات مراقبتی و آسیب‌پذیری معیشتی، زنگ خطری است تا سیاست‌گذاری عمومی از اقدامات پراکنده و عمرانی دست بردارد و با تکیه بر داده‌های دقیق، بستری فراهم کند تا سالمندان در فضایی آبرومندانه، مستقل و برخوردار از احساس تعلق به زندگی ادامه دهند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

****

بدون رفاه و پیوندهای اجتماعی شهر برای سالمندان غریبه می شود/ تقویت مراقبت جامعه‌محور و اقتصاد نقره‌ای، تحقق استقلال و احساس تعلق سالمندان به شهر
علی حاتمی

تصور کنید سالمندی بخواهد برای خرید روزانه از خانه بیرون برود؛ پیاده‌رویی ناهموار پیش روی اوست، عبور از خیابان به فرصتی کوتاه و پرخطر وابسته است و استفاده از وسایل حمل‌ونقل عمومی همیشه آسان نیست. اما دشواری او فقط به مسیر رفت‌وآمد محدود نمی‌شود. شاید در همان محله‌ای که سال‌ها زندگی کرده، دیگر کسی را برای گفت‌وگو نداشته باشد، از هزینه‌های درمان نگران باشد یا احساس کند در تصمیم‌هایی که بر زندگی‌اش اثر می‌گذارند، سهمی ندارد.

این تصویر، مسئله سالمندی در شهرهای ما را روشن می‌کند: آماده‌بودن یک شهر برای سالمندان، فقط به مناسب‌سازی خیابان‌ها و ساختمان‌ها وابسته نیست؛ به کیفیت زندگی، امنیت اقتصادی، روابط اجتماعی و امکان مشارکت آنان نیز بستگی دارد.

ایران در آستانه یک دگرگونی جمعیتی

سالمندی جمعیت یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های جمعیتی قرن حاضر است. برآوردهای سازمان ملل از افزایش سهم سالمندان در جمعیت جهان حکایت دارند؛ روندی که در دهه‌های آینده بر نظام‌های سلامت، بازار کار، صندوق‌های بازنشستگی، الگوهای سکونت و سیاست‌گذاری شهری اثر خواهد گذاشت. ایران نیز از این روند جدا نیست و کاهش باروری، افزایش طول عمر و حرکت نسل‌های پرجمعیت‌تر به سوی سنین بالاتر، اهمیت آمادگی برای سالمندی را دوچندان کرده است.

البته برای شناخت دقیق وضعیت ایران باید میان گروه‌های سنی تفاوت گذاشت. در برخی گزارش‌ها، افراد ۶۰ ساله و بالاتر و در برخی دیگر، افراد ۶۵ ساله و بالاتر مبنای محاسبه قرار می‌گیرند. این دو تعریف یکسان نیستند و آمارهای مربوط به آن‌ها را نمی‌توان بدون توضیح در کنار یکدیگر قرار داد. به همین ترتیب، پیش‌بینی‌های مربوط به سهم سالمندان در سال‌های آینده باید با ذکر منبع، سال مبنا و گروه سنی همراه باشند.

با این ملاحظات، اصل مسئله روشن است: تغییر ساختار سنی جمعیت، موضوعی دوردست نیست که بتوان مواجهه با آن را به آینده موکول کرد. تصمیم‌هایی که امروز درباره مسکن، حمل‌ونقل، خدمات سلامت، حمایت اجتماعی و طراحی محله‌ها می‌گیریم، تعیین می‌کنند که سالمندی در سال‌های آینده تا چه اندازه با استقلال، امنیت و مشارکت همراه باشد.

زیرساخت‌هایی که با واقعیت جمعیت هماهنگ نشده‌اند

بخش مهمی از محیط‌های شهری و خدمات عمومی ما با نیازهای جمعیتی طراحی شده‌اند که سهم جوانان در آن بیشتر بوده است. در بسیاری از شهرها، پیاده‌روهای ناهموار، موانع حرکتی، نبود مسیرهای امن برای عبور از خیابان، دسترسی دشوار به حمل‌ونقل عمومی و کمبود فضاهای مناسب برای مکث و استراحت، رفت‌وآمد سالمندان را محدود می‌کند.

این موانع فقط مشکلاتی عمرانی نیستند. وقتی سالمندی نتواند به‌راحتی از خانه بیرون برود، دسترسی او به خرید، خدمات درمانی، دیدار با دوستان و مشارکت در زندگی محله نیز کاهش می‌یابد. به این ترتیب، یک مانع فیزیکی می‌تواند به مانعی اجتماعی تبدیل شود.

در حوزه سلامت و مراقبت نیز پرسش‌های جدی وجود دارد. آیا خدمات بهداشتی و درمانی برای نیازهای پیچیده‌تر دوران سالمندی آماده‌اند؟ آیا دسترسی به مراقبت‌های طولانی‌مدت، خدمات توان‌بخشی و حمایت از خانواده‌هایی که از سالمندان مراقبت می‌کنند، متناسب با نیازهای موجود و آینده است؟ آیا میان خدمات درمانی، حمایت اجتماعی و مراقبت در منزل هماهنگی کافی وجود دارد؟

پاسخ‌دادن به این پرسش‌ها به آمارهای دقیق درباره ظرفیت مراکز مراقبتی، نیروی انسانی متخصص، هزینه خدمات و تعداد افراد نیازمند حمایت احتیاج دارد. بااین‌حال، حتی بدون تکیه بر یک عدد مشخص نیز می‌توان گفت که برنامه‌ریزی برای سالمندی نباید صرفاً به افزایش ظرفیت مراکز نگهداری محدود بماند. بخش مهمی از سالمندان می‌خواهند و می‌توانند با حمایت مناسب، در خانه و محله خود زندگی کنند؛ بنابراین، تقویت مراقبت در منزل و خدمات جامعه‌محور باید در کنار توسعه مراکز تخصصی قرار گیرد.

«شهر دوستدار سالمند»؛ فراتر از رمپ و پیاده‌رو

در سال‌های اخیر، مفهوم «شهر دوستدار سالمند» در سیاست‌گذاری شهری و اجتماعی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۰۷ چارچوب شهرهای دوستدار سالمند را معرفی کرد و شبکه جهانی شهرها و جوامع دوستدار سالمند را برای تبادل تجربه و حمایت از اقدامات محلی توسعه داد. در ایران نیز برخی شهرها، از جمله اصفهان، در این مسیر وارد همکاری‌ها و برنامه‌هایی شده‌اند.

اما یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت: چارچوب سازمان جهانی بهداشت از ابتدا فقط به مناسب‌سازی کالبدی محدود نبوده است. این چارچوب هشت حوزه به‌هم‌پیوسته را در بر می‌گیرد؛ از فضاهای عمومی، ساختمان‌ها، مسکن و حمل‌ونقل گرفته تا مشارکت اجتماعی، احترام و شمول اجتماعی، مشارکت مدنی و اشتغال، ارتباطات و اطلاعات و خدمات سلامت و حمایت اجتماعی. بنابراین، مسئله اصلی را نباید در تعریف جهانی این مفهوم جست‌وجو کرد؛ پرسش مهم‌تر این است که در اجرای محلی آن، کدام ابعاد بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند و کدام ابعاد به حاشیه رفته‌اند.

اگر برنامه‌های شهر دوستدار سالمند عمدتاً به نصب رمپ، اصلاح پیاده‌رو یا مناسب‌سازی چند ساختمان محدود شوند، بخش مهمی از مسئله همچنان حل‌نشده باقی می‌ماند. مناسب‌سازی محیط فیزیکی ضروری است، اما به‌تنهایی تضمین نمی‌کند که سالمند از امنیت اقتصادی برخوردار باشد، در جامعه احساس تعلق کند یا بتواند در تصمیم‌های محله و شهر مشارکت داشته باشد.

برای تکمیل این رویکرد می‌توان از مفهوم «کیفیت اجتماعی» نیز کمک گرفت؛ مفهومی که بر چهار بُعد اصلی تأکید می‌کند: امنیت اقتصادی و اجتماعی، انسجام اجتماعی، شمول اجتماعی و توانمندسازی. این چهار بُعد کمک می‌کنند تا علاوه بر پرسیدن اینکه آیا سالمند می‌تواند در شهر رفت‌وآمد کند، بپرسیم آیا امکان زندگی مستقل و آبرومندانه دارد، به شبکه‌های حمایتی دسترسی پیدا می‌کند، از جامعه کنار گذاشته نمی‌شود و در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی خود نقش دارد.

مسئله فقط تنها زندگی‌کردن نیست

در بحث سالمندی، گاهی زندگی‌کردن در یک خانه تک‌نفره با تنهایی و انزوای اجتماعی یکسان گرفته می‌شود؛ درحالی‌که این مفاهیم با یکدیگر تفاوت دارند. ممکن است سالمندی تنها زندگی کند، اما روابط اجتماعی فعال و رضایت‌بخشی داشته باشد. در مقابل، فردی که با خانواده زندگی می‌کند، ممکن است احساس تنهایی کند یا از حمایت عاطفی و ارتباط معنادار محروم باشد.

ازاین‌رو، برای سنجش وضعیت سالمندان نباید صرفاً به تعداد خانوارهای تک‌نفره یا وضعیت زندگی با اعضای خانواده اکتفا کرد. لازم است درباره کیفیت روابط، میزان ارتباط با دیگران، احساس تعلق، مشارکت اجتماعی و دسترسی به حمایت در مواقع نیاز نیز اطلاعات داشته باشیم. بدون پیمایش معتبر و روشن‌بودن تعریف شاخص‌ها، نمی‌توان یک رقم واحد را به‌عنوان میزان تنهایی همه سالمندان کشور اعلام کرد.

این تمایز از نظر سیاست‌گذاری اهمیت زیادی دارد. اگر مسئله را فقط به سکونت تقلیل دهیم، ممکن است راه‌حل را در کنار هم قراردادن افراد یا ایجاد مراکز نگهداری جست‌وجو کنیم؛ درحالی‌که بخشی از نیاز اصلی می‌تواند از طریق تقویت روابط اجتماعی، ایجاد فرصت‌های مشارکت و دسترس‌پذیرکردن فضاهای عمومی پاسخ داده شود.

محله در این میان جایگاهی ویژه دارد. روابط همسایگی، مسجد، سرای محله، خانه بهداشت، انجمن‌های محلی و گروه‌های داوطلبانه، در صورت برخورداری از ظرفیت و سازمان‌دهی مناسب، می‌توانند در شناسایی نیازها، کاهش انزوا و پیوند دادن سالمندان با خدمات مورد نیاز نقش ایفا کنند. البته نباید وجود این نهادها را به‌خودی‌خود نشانه کفایت حمایت اجتماعی دانست؛ آنچه اهمیت دارد، کیفیت عملکرد، دسترس‌پذیری و توانایی آن‌ها در پاسخ‌گویی به نیازهای متنوع سالمندان است.

امنیت اقتصادی؛ شرط استقلال در سالمندی

کیفیت زندگی در سالمندی به محیط شهری محدود نمی‌شود. درآمد بازنشستگی، هزینه‌های درمان، پوشش بیمه‌ای، وضعیت مسکن و امکان دسترسی به خدمات مراقبتی، همگی بر استقلال و امنیت افراد اثر می‌گذارند.

سالمندی که نگران تأمین هزینه‌های ضروری زندگی است، حتی در محله‌ای با پیاده‌روهای مناسب و فضاهای عمومی مطلوب نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو خواهد بود. از سوی دیگر، ضعف حمایت‌های رسمی می‌تواند بار مراقبت را بر دوش خانواده‌ها بگذارد؛ باری که ممکن است به کاهش درآمد، محدودشدن فرصت‌های شغلی و فرسودگی مراقبان، به‌ویژه زنان، منجر شود.

از این منظر، اصلاح سیاست‌های بازنشستگی، حمایت از افراد دارای درآمد ناکافی، گسترش دسترسی به خدمات سلامت و مراقبت و کاهش نابرابری‌های ناشی از اشتغال غیررسمی، اجزای جدایی‌ناپذیر سیاست سالمندی هستند. البته هرگونه تصمیم درباره سن بازنشستگی یا منابع صندوق‌ها باید با درنظرگرفتن تفاوت میان مشاغل، وضعیت سلامت، امید زندگی سالم، شرایط بازار کار و توان صندوق‌های بازنشستگی انجام شود؛ نه با تکیه بر یک میانگین کلی.

سیاست‌گذاری در این حوزه همچنین باید میان سالمندان تفاوت قائل شود. تجربه سالمندی برای فردی با درآمد پایدار، مسکن مناسب و شبکه حمایتی فعال با تجربه کسی که با فقر، بیماری، ناتوانی یا محرومیت اجتماعی مواجه است، یکسان نیست. برنامه‌ای که این تفاوت‌ها را نادیده بگیرد، ممکن است منابع را به‌درستی تخصیص ندهد و آسیب‌پذیرترین افراد را از حمایت مؤثر محروم کند.

از ژاپن چه می‌توان آموخت؟ از آلمان چطور؟

تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد که پاسخ‌گویی به نیازهای سالمندی به هماهنگی میان خدمات مختلف نیاز دارد. برای نمونه، ژاپن نظامی با عنوان «مراقبت یکپارچه جامعه‌محور» توسعه داده است که می‌کوشد خدمات سلامت، مراقبت، پیشگیری و حمایت اجتماعی را به نیازهای افراد در محیط زندگی‌شان نزدیک‌تر کند. مراکز جامع حمایت محلی در این نظام، از جمله برای مشاوره عمومی، حمایت از حقوق سالمندان، پیشگیری و هماهنگی خدمات نقش دارند.

اهمیت این تجربه در آن نیست که می‌توان ساختار ژاپن را بدون تغییر در ایران پیاده کرد؛ بلکه در این نکته است که مراقبت از سالمند نباید به یک نهاد یا یک خدمت منفرد واگذار شود. هماهنگی میان خدمات درمانی، مراقبت در منزل، حمایت از خانواده و نهادهای محلی می‌تواند به حفظ استقلال سالمند و کاهش فشار بر خانواده‌ها کمک کند.

در آلمان نیز تجربه‌های مرتبط با محله‌های چندنسلی و ایده «شهر با مسیرهای کوتاه» بر دسترسی روزمره به خدمات، فضاهای عمومی و فرصت‌های تعامل میان نسل‌ها تأکید دارند. از این تجربه‌ها می‌توان برای بازاندیشی در طراحی محله‌ها، مکان‌یابی خدمات و ایجاد فضاهایی برای حضور مشترک نسل‌های مختلف الهام گرفت. بااین‌حال، هیچ الگوی بین‌المللی به‌خودی‌خود تضمین‌کننده کاهش تنهایی یا افزایش احساس تعلق نیست؛ نتایج به شیوه اجرا، دسترسی واقعی مردم و ارزیابی مستمر برنامه‌ها بستگی دارند.

برای ایران، بنابراین، مسئله انتخاب یک الگوی خارجی و نسخه‌برداری از آن نیست. باید راهکارهایی را برگزید که با ساختار خانواده، ظرفیت نهادهای محلی، منابع مالی و تفاوت‌های منطقه‌ای کشور سازگار باشند و در عین حال، بر شواهد و ارزیابی نتایج تکیه کنند.

پنج گام برای آماده‌کردن شهرها برای سالمندی

نخست؛ تغییر نگاه به سالمند. سالمندان نباید صرفاً دریافت‌کنندگان خدمات حمایتی تلقی شوند. بسیاری از آنان دانش، تجربه و مهارت‌هایی دارند که می‌تواند در آموزش، فعالیت‌های داوطلبانه، انتقال تجربه و زندگی اجتماعی محله به کار گرفته شود. فراهم‌کردن فرصت مشارکت، البته باید داوطلبانه و متناسب با خواست و توانایی افراد باشد؛ نه راهی برای جایگزین‌کردن حمایت‌های عمومی با کار بدون دستمزد سالمندان.

دوم؛ تقویت مراقبت جامعه‌محور. خدمات سلامت، توان‌بخشی و مراقبت باید تا حد امکان با نیازهای سالمند در خانه و محله هماهنگ شوند. این رویکرد به معنای کنارگذاشتن مراکز تخصصی نیست؛ بلکه به معنای ایجاد پیوند میان مراقبت در منزل، خدمات روزانه، حمایت از خانواده و مراکز مراقبتی است تا هر فرد متناسب با وضعیت خود از خدمات مناسب برخوردار شود.

سوم؛ پیوند سیاست شهری با امنیت اقتصادی و رفاهی. برنامه شهر دوستدار سالمند باید با سیاست‌های حمایت اجتماعی، دسترسی به خدمات درمانی، پوشش بیمه‌ای، مسکن مناسب و حمایت از مراقبان پیوند داشته باشد. شهرداری‌ها به‌تنهایی قادر به حل همه این مسائل نیست؛ هماهنگی میان نهادهای شهری، نظام سلامت، سازمان‌های رفاهی، صندوق‌های بازنشستگی و دولت ضرورت دارد.

چهارم؛ تقویت اقتصاد نقره‌ای و فرصت‌های مشارکت. افزایش طول عمر می‌تواند زمینه توسعه خدمات، محصولات و فرصت‌های شغلی متناسب با نیازهای سالمندان را فراهم کند. اما اقتصاد نقره‌ای نباید صرفاً به بازار مصرف سالمندان محدود شود. دسترسی عادلانه به خدمات، طراحی محصولات مناسب، فرصت‌های یادگیری و امکان مشارکت اقتصادی و اجتماعی سالمندان نیز باید در مرکز توجه قرار گیرد.

پنجم؛ تصمیم‌گیری بر پایه داده و ارزیابی. برای برنامه‌ریزی مؤثر، باید اطلاعات قابل اتکایی درباره وضعیت درآمدی، سلامت، مسکن، تحرک، تنهایی، شبکه‌های حمایتی و نیازهای مراقبتی سالمندان در سطح محله و شهر وجود داشته باشد. داده‌ها باید با تعریف روشن شاخص‌ها، به‌روزرسانی منظم و رعایت حریم خصوصی گردآوری شوند. همچنین لازم است مشخص شود هر برنامه چه هدفی دارد و با چه شاخص‌هایی ارزیابی خواهد شد. عضویت یک شهر در شبکه جهانی یا اجرای چند پروژه مناسب‌سازی، به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که آن شهر به محیطی دوستدار سالمند تبدیل شده است.

شهر دوستدار سالمند، حاصل یک سیاست اجتماعی موفق است

آماده‌سازی شهرها برای سالمندی را نمی‌توان به پروژه‌های عمرانی یا مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده محدود کرد. این آمادگی به مجموعه‌ای هماهنگ از سیاست‌ها در حوزه‌های شهری، سلامت، رفاه، اشتغال، بازنشستگی و مشارکت اجتماعی نیاز دارد. خیابان مناسب، حمل‌ونقل دسترس‌پذیر و ساختمان ایمن ضروری‌اند؛ اما این امکانات زمانی به بهبود واقعی کیفیت زندگی می‌انجامند که سالمندان از امنیت اقتصادی برخوردار باشند، به خدمات مورد نیاز دسترسی داشته باشند، بتوانند روابط اجتماعی خود را حفظ کنند و در جامعه فرصت مشارکت و اثرگذاری داشته باشند.

در این میان، کیفیت اجتماعی حلقه اتصال میان مناسب‌سازی کالبدی شهر و زندگی شایسته سالمندان است. امنیت اقتصادی و اجتماعی، انسجام و پیوندهای اجتماعی، شمول و پرهیز از طردشدگی، و توانمندسازی و امکان مشارکت، ابعادی هستند که باید در کنار دسترس‌پذیری محیط شهری مورد توجه قرار گیرند. از این منظر، شهر دوستدار سالمند صرفاً شهری نیست که رفت‌وآمد در آن آسان‌تر شده باشد؛ شهری است که سالمندان در آن احساس امنیت و تعلق کنند، روابط اجتماعی خود را حفظ کنند و بتوانند در تصمیم‌ها و فعالیت‌های اجتماعی نقش داشته باشند. ایران برای مواجهه با سالمندی جمعیت به برنامه‌ریزی پیش‌دستانه و پیوند میان سیاست‌های شهری، رفاهی و سلامت نیاز دارد. اگر پیش‌شرط‌های کیفیت اجتماعی فراهم نشوند، مناسب‌سازی معابر و ساختمان‌ها، هرچند ضروری، به‌تنهایی برای پاسخ‌گویی به چالش‌های اجتماعی و اقتصادی سالمندی کافی نخواهد بود. آماده‌شدن برای سالمندی، صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ انتخابی راهبردی در سیاست‌گذاری عمومی است: ساختن شهر و جامعه‌ای که سالمندان در آن نه‌فقط امکان رفت‌وآمد، بلکه امنیت، استقلال، مشارکت و احساس تعلق داشته باشند.

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2289186

  • بدون رفاه و پیوندهای اجتماعی شهر برای سالمندان غریبه می شود/ تقویت مراقبت جامعه‌محور و اقتصاد نقره‌ای، تحقق استقلال و احساس تعلق سالمندان به شهر

    بدون رفاه و پیوندهای اجتماعی شهر برای سالمندان غریبه می شود/ تقویت مراقبت جامعه‌محور و اقتصاد نقره‌ای، تحقق استقلال و احساس تعلق سالمندان به شهر

  • «تنزل جایگاه» مالکان کشور، جرقه‌ جنگ‌های خونین داخلی/ سقوط قدرت و خشم نخبگان/ «فرزندان خاک» در برابر تغییرات جمعیتی دست به سلاح می برند

    «تنزل جایگاه» مالکان کشور، جرقه‌ جنگ‌های خونین داخلی/ سقوط قدرت و خشم نخبگان/ «فرزندان خاک» در برابر تغییرات جمعیتی دست به سلاح می برند

  • مقدمه سریع القلم بر کتاب «جامعه‌پذیری بین‌المللی و توسعه سیاسی در ایران»/ قومس منتشر کرد

    مقدمه سریع القلم بر کتاب «جامعه‌پذیری بین‌المللی و توسعه سیاسی در ایران»/ قومس منتشر کرد