روزی که تنباکو، قدرت رسمی را به سُخره گرفت
- 25 مهر 1405 – 09:02
- اخبار فرهنگی
- اخبار اندیشه
قلیان کنار گذاشته شد، اما تصور سادهای که قدرت را فقط در فرمان حکومت خلاصه میکند نیز به پرسش کشیده شد.
فرهنگی
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ فتوای آیتالله میرزای شیرازی درباره تنباکو را معمولاً در چارچوب یک واقعه سیاسی اینگونه روایت کردهایم که امتیاز انحصاری تنباکو واگذار شد، مخالفتهایی شکل گرفت، حکم تحریم صادر شد و حکومت از تصمیم خود عقب نشست. این روایت در جای خود درست است، اما همه ماجرا را را توضیح نمیدهد، چرا که مسئله مهمتر آن است که مصرف نکردن تنباکو، به کنشی اثرگذار بر قدرت سیاسی تبدیل شد.
سیاست را اگر در دولت و فرمانهای رسمی جستوجو کنیم، بخش اعظمی از معنای این واقعه پنهان میماند. سیاست گاهی در خانه، بازار و عادتهای روزانه مردم شکل میگیرد و فتوای حکم تنباکوی میرزای شیرازی از همین مسیر اثر گذاشت،یعنی حکم مستقیماً به ساختار قدرت حمله نکرد،بلکه رفتار مردم را تغییر داد و همین تغییر رفتار، تصمیم سیاسی را با مانع روبهرو کر و به همین دلیل، شاید تعبیر دقیقتر برای فهم این رخداد ،سیاست امتناع باشد.
جامعه برای تغییر یک تصمیم سیاسی، تنها به دنبال به دست گرفتن قدرت نیست، و ممکن است گاهی از مشارکت در بخشی از یک مناسبات اقتصادی خودداری میکند. باید بدانیم که قدرت همیشه با انجام دادن عمل نمیکند و گاهی توانایی انجام ندادن، وقتی جمعی و هماهنگ شود به قدرتی واقعی تبدیل میشود. بنابراین، مردم در واقعه تنباکو چیزی را فتح نکردند و فقط از انجام کاری عادی دست کشیدند.
قدرت سیاسی میتواند فرمان صادر کند، اما صدور فرمان با تولید اطاعت یکی نیست و میان این دو فاصلهای وجود دارد که در ماجرای تنباکو آشکار شد. دولت ابزارهای رسمی قدرت را داشت، اما مرجعیت از سرمایهای عظیم بنام اعتماد مردم برخوردار بود که دولت نمیتوانست با ابزار اداری تولید کند. از همین رو، مردم حکم میرزای شیرازی را معتبر میدانستند چون که به مرجعیت اعتماد داشتند.
فتوای تنباکو نمونهای روشن از قدرت غیرقهری است. هیچ دستگاه اجرایی در خانههای مردم حاضر نشد تا قلیانها را جمع کند و حکم فقط از راه رابطهای اجتماعی میان مرجعیت و مردم به رفتار تبدیل شد. بنابراین، قدرت اجتماعی را نمیتوان فقط با ابزارهای رسمی سنجید وگاهی نهادی که فاقد نیروی نظامی و اداری است، به دلیل اعتبار اجتماعی خود میتواند رفتار عمومی را تغییر دهد.
فتوای تنباکو آیت الله میرازی شیرازی مرز میان امر خصوصی و امر عمومی را جابهجا کرد. مصرف تنباکو در ظاهر انتخابی شخصی بود، اما وقتی استعمال آن در نسبت با یک تصمیم عمومی معنا پیدا کرد، دیگر نمیشد آن را صرفاً رفتاری فردی دانست، چرا که قلیان در خانه، به مسئلهای درباره تصمیم دربار تبدیل شد و تصمیم دربار، به نوبه خود، وارد زندگی خصوصی مردم شد و این رفتوبرگشت، یکی از وجوه کمتر دیدهشده واقعه است. فردی که از مصرف تنباکو خودداری میکرد، در ظاهر فقط یک عادت را کنار میگذاشت، اما در سطح اجتماعی به تصمیمی معنا میداد که از سوی مرجعیت صادر شده بود. در نتیجه وقتی این رفتار گسترده شد، مجموع انتخابهای فردی به نیرویی سیاسی تبدیل شد
در این میان نقش شبکه اجتماعی روحانیت و بازار نیز تعیینکننده بود، چرا که فتوا در خلأ منتشر نشد. میان مرجعیت، علما، بازاریان و مردم، شبکهای از ارتباط و اعتماد وجود داشت که امکان تبدیل یک حکم فقهی به رفتار عمومی را فراهم میکرد. بنابراین، اگر قدرت فتوا را فقط در متن کوتاه آن جستوجو کنیم، بخشی از مسئله را از دست دادهایم، چرا که پشت آن متن، شبکهای قرار داشت که میتوانست معنا را منتقل و رفتارها را هماهنگ کند. از همین جا میتوان تفاوت میان قدرت فردی و قدرت شبکهای را فهمید. میرزای شیرازی به تنهایی نمیتوانست در برابر ساختار سیاسی و اقتصادی چنین اثری ایجاد کند و آنچه به فتوا قدرت داد، اتصال آن به جامعه بود. مرجعیت توانست رفتارهای پراکنده افراد را در یک جهت قرار دهد، زیرا یک حکم اجتماعی زمانی به قدرت تبدیل میشود که از سطح گزاره به سطح کنش عبور کند.
به همین دلیل، جلوه دادن واقعه تنباکو به مبارزه با استعمار این تحلیل را ساده میکند، چرا که امتیاز خارجی در پسزمینه واقعه حضور داشت، اما پرسش عمیقتر این است که چرا یک تصمیم اقتصادی توانست واکنش اجتماعی ایجاد کند و چرا حکم یک مرجع دینی توانست تصمیم حکومت را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، پاسخ را باید در رابطه میان اقتدار، اعتماد و کنش جمعی جستوجو کرد.
شاید مهمترین میراث فتوای تنباکو میرزای شیرازی، فقط لغو یک امتیاز نبود، بلکه آشکار شدن حدی برای قدرت سیاسی بود. حکومت میتوانست تصمیم بگیرد و جامعه نیز میتوانست پذیرش آن تصمیم را تحت تأثیر قرار دهد. البته این دو یکی نیستند. قدرت تصمیمگیری با قدرت ایجاد رضایت تفاوت دارد.
از این زاویه، فتوای تنباکو تجربهای درباره ماهیت قدرت بود، تجربهای که نشان داد یک کنش ساده، اگر در شبکهای از اعتماد اجتماعی قرار گیرد، میتواند پیامدهایی فراتر از اندازه ظاهری خود داشته باشد. قلیان کنار گذاشته شد، اما تصور سادهای که قدرت را فقط در فرمان حکومت خلاصه میکند نیز در تاریخ به پرسش کشیده شد. از همین رو، میرزای شیرازی با یک حکم کوتاه وارد رقابت با دستگاه اداری حکومت نشد، بلکه منبع دیگری از اقتدار را به میدان آورد و مردم نیز با رفتاری ساده، تصمیمی پیچیده را به چالش کشیدند. بنابراین، راز ماندگاری این حکم شاید این باشد که سیاست از جایی آغاز شد که مردم یک رفتار عادی را متوقف کردند و این توقف نشان داد که قدرت فقط در فرمان دادن نیستف در توانایی ایجاد پذیرش نیز هست.
یادداشت از: دکتر محسن ایمانی؛ استادیار پژوهشکده مطالعات اسلامی
انتهای پیام/