اگر روزی سقراط را در خیابانهای آتن میدیدید، احتمالاً با فیلسوفی پرزرقوبرق روبهرو نمیشدید. او بیشتر وقت خود را در گفتوگو با مردم میگذراند؛ سؤال میپرسید، پاسخ میشنید و سپس پرسش دیگری مطرح میکرد…مرگ سقراط فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ در کریتون، سقراط با پیشنهاد فرار از زندان مخالفت میکند و درباره رابطه فرد با قانون و عدالت به گفتوگو میپردازد. مهمترین درس مخالفت با طرح نجات خود، پایداری قانون و جامعه، ولو با قانون بد است.
گروه اندیشه: این گزارش مطبوعاتی که از سوی خبرگزاری خبرآنلاین و توسط خانم الهه خسروی از طریق هوش مصنوعی تهیه شده، به طور نسبی به ارزیابی ابعاد حیات، روش معرفتشناختی و میراث اندیشه سقراط پرداخته و چالشهای تاریخیِ مربوط به شناخت وی را تبیین میسازد. بخش نخست متن با طرح «مسئله سقراطی»، بر فقدان آثار مکتوب از وی دست گذارده و مرز میان شخصیت واقعی او و تصاویر ارائهشده توسط افلاطون، گزنفون و آریستوفان را پررنگ میکند. در ادامه، روش دیالکتیکی پرسشگری (دیالوگ سقراطی) و خودآگاهی بر نادانی به عنوان نقطه آغاز معرفت، تحلیلی روانشناختی و علمی میشود. متن همچنین با تاکید بر گزاره «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد»، فلسفه را از ابهامات انتزاعی به صحنه عمل، اخلاق و زیست روزمره سوق داده و زمینه زمینهمند محاکمه وی را در ساختار سیاسی پرتنش آتن واکاوی مینماید. بخش پایانی نیز با نقدی ساختاری و ارائه اصلاحات ویرایشی، کارکردِ رویکرد پرسشگرانه سقراط را برای جامعه دیجیتال و فضای شبکههای اجتماعی امروز ضروری میداند. این گزارش را در ادامه می خوانید:
****
شگفتانگیز است که بدانیم که سقراط با همه اهمیت در جهان فلسفه هیچ کتابی ننوشت. آنچه امروز از زندگی و اندیشه او میدانیم، از نوشتههای دیگران به ما رسیده است؛ بهویژه آثار افلاطون و گزنفون و تا حدی گزارشها و نوشتههای دیگر نویسندگان یونان باستان.
همین موضوع باعث شده شناختن «سقراط تاریخی» کار سادهای نباشد. پژوهشگران از «مسئله سقراطی» سخن میگویند؛ یعنی این پرسش که میان سقراط واقعی و شخصیتی که نویسندگان مختلف از او ساختهاند، دقیقاً چه نسبتی وجود دارد.
با این حال، یک نکته درباره میراث سقراط روشن است: او فلسفه را از بحثهای انتزاعی دور کرد و به میان زندگی روزمره آورد؛ به پرسشهایی درباره خوبی، عدالت، شجاعت، فضیلت و اینکه انسان چگونه باید زندگی کند.
سقراط که بود؟
سقراط حدود سال ۴۶۹ پیش از میلاد در آتن به دنیا آمد و در سال ۳۹۹ پیش از میلاد، در حدود هفتادسالگی، پس از محاکمه و محکومیت به مرگ درگذشت. برخلاف بسیاری از فیلسوفان پس از خود، هیچ نوشته مستقیمی از سقراط باقی نمانده است. اطلاعات مربوط به زندگی و اندیشه او بیشتر از آثار افلاطون و گزنفون به دست میآید؛ اما تصویر این دو از سقراط همیشه کاملاً یکسان نیست.
افزون بر این، آریستوفان، نمایشنامهنویس کمدی یونان، در آثار خود تصویری طنزآمیز از سقراط ارائه کرده است. به همین دلیل، هر ادعای قطعی درباره جزئیات زندگی و اندیشه او باید با احتیاط بیان شود.
سقراط در آتن زندگی میکرد؛ شهری که گفتوگوهای عمومی، سیاست و زندگی اجتماعی در آن اهمیت زیادی داشت. او برخلاف سوفسطاییانی که برای آموزش فن سخنوری و استدلال پول دریافت میکردند، خود را آموزگاری حرفهای به معنای رایج نمیدانست و در گفتوگوهایش بیشتر به بررسی باورهای مردم میپرداخت.
چرا سقراط مدام سؤال میپرسید؟
شاید مشهورترین ویژگی سقراط همین باشد: او به جای آنکه سریع پاسخ بدهد، سؤال میپرسید.
اگر کسی ادعا میکرد شجاعت را میشناسد، سقراط از او میپرسید شجاعت چیست. اگر فردی درباره عدالت صحبت میکرد، سقراط از او میخواست توضیح دهد عدالت دقیقاً چه معنایی دارد.
سپس ممکن بود نشان دهد تعریفی که طرف مقابل با اطمینان بیان کرده، با مثالها و نتیجههای دیگر سخنانش سازگار نیست.
این شیوه را معمولاً روش سقراطی مینامند. در شکل شناختهشده آن، پرسش و پاسخ برای آشکار کردن تناقضها، بررسی پیشفرضها و فهم دقیق مفاهیم به کار میرود.
در گفتوگوهای افلاطونی، پرسشهایی مانند «فضیلت چیست؟»، «شجاعت چیست؟» و «پرهیزگاری چیست؟» نمونههایی از همین رویکرد هستند.
هدف سقراط از پرسشگری فقط گیر انداختن یا شکست دادن طرف مقابل نبود. او میخواست نشان دهد آگاهی از نادانی میتواند آغاز جستوجویی جدیتر باشد.
«میدانم که نمیدانم»؛ آیا سقراط واقعاً این جمله را گفته است؟
یکی از مشهورترین جملههایی که به سقراط نسبت داده میشود، عبارت «میدانم که هیچ نمیدانم» است. با این حال، بهتر است این جمله را بدون توضیح تاریخی بهطور قطعی به او نسبت ندهیم.
آنچه در منابع افلاطونی دیده میشود، پیچیدهتر از این عبارت کوتاه است. سقراط در برخی گفتوگوها بر ناآگاهی خود تأکید میکند و در برابر کسانی که مدعی دانستن هستند، پرسشهایی اساسی مطرح میکند.
در دفاعیه افلاطون نیز داستانی درباره سخن اوراکل دلفی و جستوجوی سقراط برای یافتن فردی داناتر از خود آمده است. نتیجه این جستوجو به این ایده نزدیک میشود که تفاوت سقراط با دیگران در این است که او از ناآگاهی خود آگاه است.
بنابراین، عبارت مشهور «میدانم که نمیدانم» را بهتر است خلاصهای امروزی از موضعی بدانیم که در متون سقراطی دیده میشود، نه الزاماً جملهای که بتوان با اطمینان گفت سقراط دقیقاً به همین شکل بیان کرده است.
سقراط به دنبال چه بود؟
پرسشهای سقراط معمولاً به اطلاعات روزمره محدود نمیشدند. او درباره چیزهایی سؤال میکرد که انسانها اغلب بدیهی میپندارند؛ مانند عدالت، شجاعت، عشق، تقوا، خویشتنداری و فضیلت. یکی از ویژگیهای مهم فلسفه سقراط این بود که پرسش را دوباره به زندگی انسان بازمیگرداند.
او فقط نمیپرسید «عدالت چیست؟»؛ پشت این سؤال، مسئله دیگری نیز وجود داشت: اگر عدالت را نمیشناسیم، چگونه میتوانیم ادعا کنیم عادلانه زندگی میکنیم؟ در همین زمینه، جمله مشهور منسوب به سقراط در دفاعیه افلاطون اهمیت پیدا میکند: «زندگی نیازموده ارزش زیستن ندارد.»
این جمله با بررسی زندگی، مراقبت از نفس و رسالت فلسفی سقراط پیوند دارد. از نگاه او، انسان باید باورها و شیوه زندگی خود را بررسی کند و آنها را بدون پرسش و آزمون نپذیرد.
فلسفه برای سقراط فقط حرف زدن نبود
سقراط فلسفه را از زندگی جدا نمیکرد. برای او، فلسفه صرفاً مجموعهای از نظریهها نبود که بتوان آنها را در کتابی خواند و سپس کنار گذاشت. شیوه زندگی فیلسوف نیز بخشی از فلسفه بود. در روایتهای باستانی، سقراط شخصیتی معرفی میشود که ساده زندگی میکرد و بیش از دارایی و موقعیت اجتماعی، به بررسی باورها و رفتار انسان اهمیت میداد.از این منظر، فلسفه نوعی تمرین برای بهتر زندگی کردن بود. البته نباید همه جزئیات این تصویر را قطعی و تاریخی دانست؛ بخش زیادی از آن از روایتهای دیگران آمده است.
با این حال، همین تصویر مشترک یکی از دلایل ماندگاری سقراط است: او فلسفه را به پرسشی شخصی تبدیل کرد. مسئله فقط این نبود که «چه چیزی درست است؟»؛ بلکه این پرسش نیز اهمیت داشت که «من چگونه زندگی میکنم؟»
چرا سقراط به مرگ محکوم شد؟
پایان زندگی سقراط یکی از مشهورترین محاکمههای تاریخ فلسفه است.او در آتن محاکمه شد و اتهامهایی از جمله بیتقوایی نسبت به خدایان شهر و فاسد کردن جوانان علیه او مطرح شد. در نهایت، سقراط به مرگ محکوم شد.با این حال، درباره زمینه دقیق این محاکمه باید محتاط بود. منابع اصلی، خود تفسیرهایی از ماجرا ارائه میکنند و تصویری کاملاً بیطرفانه از دادگاه در اختیار ما نمیگذارند.
آنچه روشن است این است که محاکمه سقراط در فضای سیاسی و اجتماعی پرتنش آتن، پس از دورهای از جنگ و بیثباتی، رخ داد. ارتباط او با برخی چهرههای بحثبرانگیز سیاسی نیز بر نگاه جامعه به او اثر گذاشته بود. سقراط در دفاعیهای که افلاطون از او روایت کرده، حاضر نشد فلسفهورزی خود را صرفاً برای نجات جانش کنار بگذارد. او سرانجام جام شوکران را نوشید و درگذشت.
مرگ سقراط؛ آخرین درس یا روایتی فلسفی؟
مرگ سقراط فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ در آثار افلاطون به بخشی از تصویر فلسفی او تبدیل شده است. در گفتوگوهای آپولوژی یا دفاعیه، کریتون و فایدون، موضوعاتی مانند مرگ، قانون، وظیفه و زندگی فلسفی به یکدیگر پیوند میخورند. در کریتون، سقراط با پیشنهاد فرار از زندان مخالفت میکند و درباره رابطه فرد با قانون و عدالت به گفتوگو میپردازد. مهمترین درس مخالفت با طرح نجات خود، پایداری قانون، ولی قانون بد است.
در فایدون نیز بحثهایی درباره مرگ و نفس شکل میگیرد. با این حال، نباید فراموش کرد که این متون نوشته افلاطون هستند، نه یادداشتهای مستقیم سقراط. بنابراین، هنگام نقل دیدگاههای سقراط باید میان سقراط تاریخی و سقراطِ گفتوگوهای افلاطون تفاوت گذاشت. این همان مسئلهای است که پژوهشگران از آن با عنوان «مسئله سقراطی» یاد میکنند.
روش سقراطی امروز چه کاربردی دارد؟
روش سقراطی قرنها پس از سقراط همچنان در آموزش، فلسفه و برخی شیوههای گفتوگو کاربرد دارد. دلیل آن ساده است: یک سؤال خوب گاهی بیش از یک پاسخ آماده به فکر کردن کمک میکند. پرسشهایی مانند این موارد، بخشی از سنت پرسشگری سقراطی را به یاد میآورند:
- از کجا مطمئنی؟
- چه دلیلی برای این باور داری؟
- آیا مثال نقضی وجود دارد؟
- آیا تعریف تو در همه موارد صدق میکند؟
- اگر فرض اولیه درست نباشد، چه نتیجهای به دست میآید؟
البته روش سقراطی به معنای سؤالپیچ کردن یا تحقیر دیگران نیست. اگر پرسشها فقط برای شکست دادن طرف مقابل مطرح شوند، روح فلسفه سقراطی از میان میرود. هدف اصلی این روش، روشنتر شدن فکر، بررسی دقیق باورها و رسیدن به درکی عمیقتر است.
شاید به همین دلیل، سقراط برای عصر شبکههای اجتماعی نیز چهرهای مهم باشد؛ عصری که بسیاری از بحثها پیش از آنکه پرسیده شود «این ادعا دقیقاً به چه معناست؟» به قضاوت، واکنش و جدل تبدیل میشوند.
چرا سقراط هنوز مهم است؟
سقراط به ما یاد نمیدهد که برای هر پرسش، پاسخی قطعی و آماده داشته باشیم. شاید میراث مهمتر او این باشد که برخی پرسشها ارزش دارند بارها و بارها مطرح شوند. او هیچ کتابی ننوشت، اما گفتوگو را به میراثی فلسفی تبدیل کرد. خودش را دانای مطلق معرفی نکرد، اما قرنهاست فیلسوفان درباره روش و اندیشهاش بحث میکنند.
سقراط به مرگ محکوم شد، اما داستان محاکمه او همچنان درباره آزادی فکر، مسئولیت فردی، رابطه انسان با جامعه و حق پرسشگری سؤال ایجاد میکند.شاید بتوان سقراط را با پرسشی بهتر از هر تعریف دیگری به خاطر سپرد:
وقتی مطمئنیم حق با ماست، آیا هنوز حاضریم بپرسیم: از کجا میدانم؟
57
کد مطلب 2274535
-
سقراط که بود؟ زندگی، فلسفه و روش پرسشگری فیلسوفی که هیچ کتابی ننوشت/ نشانه بزرگ برای شناخت عالمان: می دانند که نمی دانند
-
سمپوزیوم «روانشناسی زنان در جهان امروز؛ گستره و پویاییها»
-
روایت مهاجرانی از هویت مقاومت یمنی ها با دمپایی در برابر عربستان و آمریکا / ارزیابی اصالت معرفتی یک جامعه/ پایداری و بازتولید هویت زیدی
-
سخنرانی صالح نجفی درباره، کییرکگور، تکرار و قیام لولهبخاریپاککنها
-
نظرسنجیهای قابل اعتماد در بحران و جنگ؛ چهار تهدید نظرسنجی/ مطلبی برای روابط عمومی ها، دانشجویان رشته های علوم انسانی، مراکز دولتی، و شرکت های خصوصی