یک کارشناس مسائل عراق در گفتگو با خبرآنلاین معتقد است که الزیدی به دنبال تقویت اقتصاد عراق است اما خواسته یا ناخواسته نفوذ آمریکا را تقویت می کند اما قادر به حذف ساختاری نفوذ ایران نیست.
خبرآنلاین- زهره نوروزپور: سفر علی فالح الزیدی به واشنگتن در این برهه از وضعیت ویژه جنگی در منطقه اهمیت بسیار داشت از توافقات مهم اقتصادی تا راه اندازی خط لوله کرکوک-بانیاس که پس از ۴۰ سال بار دیگر قرار است وارد مدار انتقال انرژی به سمت اروپا شود. قراردادهایی که ناظران می گویند اگر وعده های اقتصادی ترامپ به الزیدی عملی شود برای این کشور بسیار سودآور خواهد بود و بر اقتصاد این کشور تاثیر بسزا و چشم گیری خواهد داشت.
ناظران پس از انعقاد قراردادهای الزیدی در واشنگتن معتقدند که احتمالا عراق دولت تازه عراق دیگر مانند سابق منافع ایران را در این کشور در نظر نمی گیرد و همین راه اندازی این خط لوله قدیمی که برخی می گویند دور زدن تنگه هرمز است یکی از دلایل ان است از سوی دیگر مساله خلع سلاح مقاومت است که این هم موضوع است که شاید تهران چندان با آن موافق نباشد.
در همین باره با سیدرضا قزوینی غرابی تحلیلگر امور عراق گفتگویی کوتاه داشتهایم که در ادامه میخوانیم:
********************************************************************************
خط لوله کرکوک- بانیاس یک طرح راهبردی بلندمدت است نه ابزاری آماده برای حذف فوری اهرم تنگه هرمز
*** در سفر علی فالح الزیدی به واشنگتن پروژه احیای خط لوله کرکوک بانیاس برای انتقال نفت خام عراق به سواحل مدیترانه از طریق سوریه مورد بررسی قرار گرفت. بسیاری از تحلیلگران این پروژه را یکی از ابزارهای آمریکا برای بیاثر کردن تنگه هرمز و فشار بر ایران و در عین حال عادیسازی رژیم حاکم بر دمشق توصیف میکنند، به اعتقاد شما این تحلیلها تا چه اندازه درست است و این پروژه چقدر اهمیت دارد؟
عبور خط لوله صادرات نفت عراق از سوریه، دولت حاکم بر سوریه را به یک شریک ضروری اقتصادی و امنیتی تبدیل میکند و عملا به عادیسازی و تثبیت نظام حاکم بر آن کمک خواهد کرداین تحلیل تا حد زیادی درست است، اما تعبیر بیاثرکردن تنگه هرمز اغراقآمیز به نظر میرسد. این خط صرفا می تواند آسیبپذیری صادرات نفت عراق را کاهش دهد و نه اینکه اهمیت جهانی هرمز را بکاهد.
ظرفیت هدفگذاریشده دو میلیون بشکه در روز، در صورت تحقق، معادل بخش بزرگی از صادرات عراق خواهد بود و به بغداد یک مسیر راهبردی مستقیم به مدیترانه میدهد.
همزمان، عبور چنین زیرساختی از سوریه، دولت حاکم بر سوریه را به یک شریک ضروری اقتصادی و امنیتی تبدیل میکند و عملا به عادیسازی و تثبیت نظام حاکم بر آن کمک خواهد کرد.
بااینحال، خط قدیمی از سال ۲۰۰۳ غیرفعال و بهشدت آسیبدیده است بنابراین تحقق ظرفیت اعلامشده مستلزم احداث بخشهای جدید، تأمین چندین میلیارد دلار سرمایه و تضمین امنیت مسیر است.
از این رو اهمیت ژئوپلیتیکی پروژه بسیار بالاست، اما فعلا باید آن را یک طرح راهبردی بلندمدت دانست و نه ابزاری آماده برای حذف فوری اهرم تنگه هرمز.

پروژه الوفرة – فاو طی چند سال آینده جایگزین کامل انرژی ایران نخواهد شد
*** از دوره نخست ریاست جمهوری دونالد ترامپ، مساله اتصال خطوط انتقال برق عراق به خط مشترک برق عربی از طریق عربستان مطرح شد، این پروژه بار دیگر در سفر الزیدی و به گفته مقامهای آمریکایی برای قطع وابستگی بغداد به برق و گاز ایران مورد تاکید قرار گرفت. فکر میکنید آیا پس از نزدیک به ۸ سال این پروژه موفق شود؟
اتصال عراق به شبکه برق عربی بدون توسعه گاز داخلی، ال ان جی و اصلاح شبکه، طی چند سال آینده جایگزین کامل انرژی ایران نخواهد شداین پروژه اکنون نسبت به دوره نخست ترامپ واقعیتر شده، زیرا از مرحله گفتوگوی سیاسی عبور کرده و خطوط اتصال الوفرة – فاو با ظرفیت اولیه حدود ۵۰۰ مگاوات در دست احداث است.
بنابراین، احتمال راهاندازی حداقل مرحله نخست کم نیست، اما این با قطع وابستگی عراق به ایران تفاوت اساسی دارد.
عراق با شکاف چندینهزار مگاواتی میان تولید و تقاضا روبهروست و گاز ایران پیش از اختلالات اخیر، سوخت بخشی از نیروگاههایی را تأمین میکرد که تولیدشان چند برابر ظرفیت اولیه اتصال عربی بود.
افزون بر آن، مشکل عراق فقط کمبود برق وارداتی نیست، بلکه کمبود گاز فرآوریشده داخلی، فرسودگی شبکه، تلفات بالا و رشد سریع مصرف را هم شامل میشود. در نتیجه، پروژه احتمالا در تنوعبخشی موفق خواهد شد، اما بدون توسعه گاز داخلی، ال ان جی و اصلاح شبکه، طی چند سال آینده جایگزین کامل انرژی ایران نخواهد شد.

الزیدی خواسته یا ناخواسته در حال تقویت نفوذ رسمی آمریکا است
او نامزد چارچوب هماهنگی شیعی است و بقای دولتش به احزاب و نیروهایی وابسته است که برخی از آنها روابط عمیقی با ایران و حشدالشعبی دارند. هرچقدر که مناسبات او با ایالات متحده تقویت شود، نمی تواند به سمت نادیده گرفتن ایران یا حتی تهدید منافع ایران در عراق به پیش برود.
*** ایالات متحده آمریکا قریب به ۲۲ سال است که تلاش میکند با نفوذ ایران در عراق مقابله کند، هر زمان نخستوزیر جدیدی در عراق روی کار میآید این موضوع کم و بیش در دستور کار همکاریهای بغداد و واشنگتن قرار میگیرد. آیا این تحلیل که نخستوزیر جدید عراق شریک مناسبی برای آمریکا با هدف کاهش نفوذ ایران در عراق است، به نظر شما درست خواهد بود؟
به نظر می رسد الزیدی برای واشنگتن از برخی نخست وزیران پیشین شریک مساعدتری است. رویکرد اقتصادی دارد، خواهان سرمایهگذاری گسترده آمریکا است و بر انحصار سلاح دولت تأکید میکند.
دیدار موفق او با ترامپ و توافقهای گسترده در حوزه اقتصاد و انرژی نیز نشان میدهد که دو طرف توانسته اند زبان مشترکی بر محور اقتصاد و حاکمیت دولت پیدا کنند.
اما او نامزد چارچوب هماهنگی شیعی است و بقای دولتش به احزاب و نیروهایی وابسته است که برخی از آنها روابط عمیقی با ایران و حشدالشعبی دارند. هرچقدر که مناسبات او با ایالات متحده تقویت شود، نمی تواند به سمت نادیده گرفتن ایران یا حتی تهدید منافع ایران در عراق به پیش برود.
با این حال تا اینجا اینگونه به نظر می رسد که خواسته یا ناخواسته در حال تقویت نفوذ رسمی آمریکا است، اما قادر به حذف ساختاری نفوذ ایران نیست. به اعتقادم با آنچه که شاهدش هستیم، ایجاد یک موزانه کامل در سیاست خارجی عراق بین ایران و آمریکا توسط او محل پرسش خواهد بود. او یک رجل اقتصادی است، اقتصادی هم فکر می کند. و البته موضوع اقتصاد می تواند به سود آمریکا در عراق باشد.

الزیدی میکوشد موافقت ایران را با سیاست انحصار سلاح در دست دولت جلب کند
*** پیشبینی شما از سفر پیش روی علی الزیدی به ایران چیست و این سفر از چه اهمیتی برخوردار است؟
سفر تهران پیش از هر چیز مأموریتی برای بازگرداندن توازن پس از سفر پررنگ واشنگتن و اطمیناندادن به ایران درباره جهتگیری دولت جدید عراق خواهد بود.
انتظار میرود موضوعات امنیت مرزی، فعالیت گروههای تجزیه طلب ضدایرانی، حملات به اقلیم کردستان، موضوع صادرات گاز و برق ایران به عراق، خلع سلاح گروه های مقاومت و جلوگیری از سرایت بیشتر جنگ به خاک عراق در دستور کار قرار گیرد.
تهران نیز احتمالا درباره تعهدات الزیدی در واشنگتن، محدودسازی گروههای نزدیک به ایران و پیامدهای راهبردی خطوط نفت و برق جایگزین توضیح و تضمین سیاسی مطالبه خواهد کرد.
در مقابل، الزیدی میکوشد موافقت ایران را با سیاست انحصار سلاح در دست دولت جلب کند، بیآنکه این سیاست بهعنوان پیوستن بغداد به محور آمریکا تعبیر شود.
اهمیت اصلی سفر در این است که نخستین آزمون واقعی سیاست موازنهگرایانه اوست. نتیجه محتمل، توافق بر مدیریت اختلافات و ادامه همکاری است، و نه بازگشت کامل بغداد به مدار تهران یا گسست از آن.
۳۱۵/۴۲
کد مطلب 2250211
-
الزیدی خواسته یا ناخواسته در حال تقویت نفوذ رسمی آمریکا است / نخست وزیر عراق به دنبال جلب رضایت تهران برای خلع سلاح مقاومت
-
احمدی: فروپاشی قدرت آمریکا از طریق جنگ، رویاپردازی محض است/ تکلیف مردمی که برای حداقلهای زندگی در انتظارند، چه میشود؟
