تحلیل حمیدرضا جلایی پور از دلایل حضور جمعیت کم‌نظیر در تشییع رهبر شهید/ پرچمهای انتقام، چرا جایگزین پرچم ایران شد؟

تحلیل حمیدرضا جلایی پور از دلایل حضور جمعیت کم‌نظیر  در تشییع رهبر شهید/ پرچمهای انتقام، چرا جایگزین پرچم ایران شد؟

از زمان شروع جنگ 12 روزه در بیست و سوم خرداد ١۴٠۴ تاکنون (مرداد ١۴٠۵) رخدادهای مهمی در ایران به وقوع پیوسته است (مثل جنگ 40 روزه در نهم اسفند ١۴٠۴، اجتماعات مستمر شبانه در شهرهای ایران و جنگ هرمز خصوصا در مناطق جنوب ایران از 16 تیرماه ١۴٠۵) .

به گزارش خبرآنلاین حمیدرضا جلایی پور در اعتماد نوشت: یکی دیگر از رخدادهای مهم در این شرایط جنگی تشییع پیکر رهبری شهید سیدعلی خامنه‌ای، با حضور میلیون‌ها نفر در مدت شش روز بود.

هر کدام از رخدادهای مذکور نیازمند بررسی مجزا هستند، هدف این نوشته «بررسی چرایی این تشییع جنازه کم نظیر» است. این بررسی شامل مختصات جمعیتی رخداد، چرایی و پیامدهای رخداد است.

مختصات جغرافیایی و جمعیتی تشییع- رهبر کشور در نهم اسفند ١۴٠۴ با حمله هوایی امریکا-اسراییل به محل کار و زندگی‌اش به شهادت رسید. اما مراسم تشییع پیکر او، چهار ماه بعد، در 12 تیرماه ١۴٠۵ شروع شد و به مدت شش روز طول کشید و در شهرهای مختلفی انجام شد. بزرگ‌ترین بخش این مراسم در شهر تهران به مدت سه روز بود. دو روز (سیزده و چهارده) این مراسم در مصلای تهران بود که جمعیت در حال حرکت با پیکر او وداع کردند و مراسم اصلی تشییع در 15 تیرماه در خیابان اصلی دماوند، خیابان انقلاب، خیابان آزادی انجام شد، آمار رسمی دقیق نداریم، اما میلیون‌ها نفر شرکت کردند. مراسم میلیونی بعدی در شهر قم در 16 تیرماه بود. یک تشییع بی‌نظیر و میلیونی نیز در 17 تیرماه در شهر نجف و کربلا و در کشور عراق انجام و در هجده تیرماه تشییع میلیونی در شهر مشهد برگزار شد و رهبر شهید در جوار حرم امام رضا(ع) هشتمین امام شیعیان به خاک سپرده شد. رسانه‌های حکومتی مثل ایرنا، فارس تعداد شرکت‌کنندگان در شش روز مراسم را در مجموع بین 40 تا 43 میلیون اعلام کردند. رسانه‌های خارجی مثل فایننشال تایمز بیش از 15 میلیون نفر اعلام کردند. یک گواهی شخصی هم بدهم..

نگارنده شخصا در چهل و هشت سال گذشته در چندین مناسبت از نزدیک شاهد حضور میلیونی مردم تهران بوده‌ و به نظرم تعداد افراد شرکت‌کننده در مراسم تشییع رهبری بیشتر از سایر مناسبت‌های دیگر بود. این مناسبت‌ها عبارت بودند از: حضور میلیونی مردم در تظاهرات روز تاسوعا و عاشورای سال ۵٧ که زمینه‌ساز سقوط شاه بود، جمعیت انبوه مردم تهران در خیابان‌ها در بیست و ششم دی‌ماه سال ۵٧ برای ابراز شادی هنگامی که شاه از ایران رفت، مراسم میلیونی استقبال مردم تهران در دوازده بهمن سال ۵٧ از امام خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت‌ زهرا، مراسم میلیونی تشییع پیکر امام خمینی در شانزده خرداد سال ۶٨ از مصلای تهران تا بهشت ‌زهرا، مراسم میلیونی تشییع پیکر هاشمی‌رفسنجانی در نوزدهم دی‌ماه سال ١٣٩۵، مراسم کم‌نظیر و میلیونی سردار شهید قاسم سلیمانی در چهاردهم دی‌ماه سال ١٣٩٨. مشاهدات من در این مناسبت‌ها نشان می‌داد جمعیت تشییع‌کننده پیکر سید علی خامنه‌ای از تمام مناسبت‌های مذکور پرتعدادتر بود.

چرایی این کم‌نظیری – در تیرماه ١۴٠۴ که این تشییع انجام شد، جامعه ایران سه جنگ را پشت سر گذاشته بود و همچنان جامعه از وضعیت جنگی خارج نشده بود (و نشده است). معمولا در شرایط جنگی انتظار تشییع پیکر رهبر با جمعیت زیاد است، اما به چه علل این تشییع آن‌ هم در شرایط جنگی «کم‌نظیر» بود؟ در آینده با کسب داده‌های بیشتر با دقت بیشتری می‌توان به این سوال پاسخ داد. من در اینجا اجمالا به پنج علت اشاره می‌کنم؛ عامل اول اینکه در حالی که ایران برای چندین ‌بار با امریکا برای مدیریت اختلافات در حال مذاکره بود، اما ناگهان و ناجوانمردانه به ایران و به محل کار و زندگی رهبر کشور حمله شد و او و خانواده‌اش را به شهادت رساندند. این اقدام کثیری از مردم را برانگیخت و این برانگیختگی خود را در تشییع میلیونی پیکر نشان داد.

عامل دوم اینکه فردی که شهید شد فقط رهبر یک کشور نبود او یک مرجع مذهبی و حامی فلسطین نیز بود. مرجع‌کشی حتی از سوی استعمار پیر انگلیس در قرن نوزدهم انجام نمی‌شد، اما این جنایت احمقانه از سوی ترامپ خودشیفته به عنوان رییس‌جمهور امریکا انجام شد. این جنایت، اقشار مذهبی را بیشتر برانگیخت.

ضمنا این رهبر و مرجع مذهبی از مدافعان جدی و طولانی نهضت مقاومت مردم فلسطین در مقابل اشغالگران سرزمینشان بود. به همین دلیل مردم مسلمان سایر کشورها در شهادت رهبری سوگواری کردند و به عنوان نمونه ما این سوگواری میلیونی را در شهر نجف و کربلای کشور عراق دیدیم.

عامل سوم اینکه نحوه و محل شهادت رهبری در نقطه مقابل جو تبلیغاتی بود که دشمنان ایران (مثل نتانیاهو و رسانه‌هایی مانند ایران اینترنشنال) از سال‌ها قبل علیه رهبری نشر داده بودند. تبلیغ کرده بودند که بیت رهبری توسط شبکه‌ای از رانت‌خواران محاصره شده و خود رهبری و خانواده‌اش در سنگرهای نفوذناپذیر زندگی می‌کنند و از درد مردم خبر ندارند. اما مردم در جریان این حمله متوجه شدند که رهبری در محل کارش بوده و دختر، عروس، داماد و نوه‌اش در همان محل زندگی می‌کردند که به طرز ناجوانمردانه‌ای به شهادت رسیدند. مردم با چشم خود دیدند در حالی که دشمن به پنجاه هزار نقطه ایران حمله کرد کسی از نزدیکان و وابستگان رهبری از کشور خارج نشدند. این مظلومیت ناشی از تبلیغات دروغین دشمن علیه رهبری، به برانگیختگی مردم نیز کمک کرد و تشییع بی‌نظیر مردم نوعی ادای احترام مضاعف بود.

علت چهارم اینکه در دفاع از مردم مظلوم فلسطین کثیری از مسلمانان در داخل و خارج کشور همراه هستند، اما آماده پرداخت هزینه سنگین نیستند. اما کثیری از آنان شاهد بودند که رهبری ایران صادقانه آماده پرداخت هزینه بود. لذا این مردم با مشارکت در تشییع رهبر نوعی ادای احترام به شخصیتی می‌کردند که صادقانه از مردم فلسطین، در برابر اسراییل و امریکای متجاوز دفاع کرده است. به همین دلیل به نظر می‌رسد اگر زمان و امکانات اجازه می‌داد همان تشییع میلیونی که در شهرهای عراق از پیکر رهبری انجام شد، می‌توانست در شهرهای یمن، لبنان، کشمیر، افغانستان، پاکستان و حیدرآباد انجام شود.
عامل پنجم اینکه سازماندهی ستاد تشییع با برنامه و با کارایی بالا بود. ظاهرا این ستاد تجربه‌های تشییع شهید قاسم سلیمانی را در کرمان در نظر داشت که متاسفانه بر اثر ازدیاد جمعیت بیش از هفتاد کرمانی در تشییع او جان باخته بودند. ستاد تشییع جوری برنامه‌ریزی کرده بود که جمعیت در حرکت باشد تا با ازدحام روبه‌رو نشوند.

از همه مهم‌تر امنیت مراسم، خیابان‌ها و جاده‌ها کامل برقرار شده بود. به عنوان مثال برای پرهیز از گرما در مراسم تشییع قم، مراسم صبح زود شروع شد تا تشییع‌کنندگان با گرمای ظهر مواجه نشوند. هزاران موکب‌ حتی‌الامکان آب را به تشییع‌کنندگان می‌رساندند یا زائرسراها در سراسر کشور با نظم و برنامه علاقه‌مندان به شرکت در مراسم را به تهران می‌رساندند و برمی‌گرداندند. اگر خدایی نکرده در این رخداد خطیر و میلیونی جان‌هایی از دست می‌رفت، روی کیفیت و تعداد شرکت‌کننده در مراسم اثر می‌گذاشت.
آثار این تشییع- پس از شروع حمله در نهم اسفندماه به ایران، کثیری از مردم در شهرهای ایران در شب‌های مکرر در کنار مدافعان کشور از ایران دفاع کردند، همین مردم در مراسم تشییع نیز شرکت کرده و ادای احترام کردند. اثر بعدی کیفیت حال تشییع‌کنندگان بود. تشییع اجباری نبود. اکثر آنها لباس مشکی پوشیده بودند و چشمان گریان داشتند. این تشییع ده‌ها میلیونی، نمایش قدرت شیعیان ایران و جهان نسبت به قدرت لجام‌گسیخته استعمار بی‌نقاب امریکا و تجاوزطلبی اسراییل بود.

نگرانی‌ها- یکی از نگرانی‌ها اینکه اتاق‌های تصمیم‌گیری در حاکمیت (در حالی که کشور با انواع بحران‌ها روبه‌رو است) فکر کنند، مردم ایران همین کسانی است که شب‌ها در میادین به خیابان‌ها می‌آیند یا همین میلیون‌ها تشییع‌کننده هستند. در صورتی که مردم ایران نود میلیون هستند و این مردم در جریان جنگ برخلاف انتظار دشمن، با دشمن همکاری نکردند. متاسفانه از توجه به بین خطوط تبلیغات صداوسیما، چنین برداشت تقلیل‌گرایانه و انحصارطلبانه‌ می‌شود.

نگرانی دوم اینکه سرمایه اجتماعی به وجود آمده برای کارهای اساسی کشور به کار نرود. همه می‌دانیم در اعتراضات هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ١۴٠۴ (حدود پنجاه روز قبل از وقوع جنگ) بیش ‌از سه هزار ایرانی جان باختند و یک شکاف میان حکومت و بخشی از جامعه ایجاد شد. البته در این فاجعه دی‌ماه اعلام جنگ ترامپ و اینکه کمک در راه هست و فراخوان جنایتکارانه پسر شاه در دعوت از جوانان خشمگین ایران که بروند مراکز شهرها را بگیرند نیز نقش داشت. با این همه و به‌رغم شکاف مذکور، پس از این جنگ ناجوانمردانه دو سرمایه اجتماعی در ایران رخ داد؛ یکی اجتماعات شبانه در میادین شهرها در زیر باران، برف و پرتابه‌های پهپاد در ده‌ها شب بود که هنوز هم ادامه دارد و دیگری همین تشییع بی‌نظیر پیکر رهبری بود. لذا شایسته است حاکمیت از این دو سرمایه برای کاهش شکاف‌های اجتماعی و عبور عزتمندانه ایران از پیچ جنگ استفاده کند. متاسفانه این نگرانی هست و نحوه تبلیغات صداوسیما نشان می‌دهد که از این دو سرمایه برای تثبیت امور نامربوط به مشکلات مردم استفاده شود.

نگرانی سوم بی‌ارتباط با نگرانی دوم نیست. در جریان اجتماعات مردم در طول جنگ و در جریان تشییع کم‌نظیر پیکر رهبر، یک اتفاق مهم رخ داد و آن، این بود که مردم ایران در دفاع از کشور میلیون‌ها پرچم ایران را به حرکت درآوردند، به‌طوری که ایران در تاریخ معاصرش این مقدار پرچم ندیده بود. نکته ظریف اینکه مراسم تشییع شش روز طول کشید
و ناگهان در شب آخر تشییع در مشهد و بعد در تهران پرچم‌های سرخی (مبتنی بر خواست انتقام) افراشته شد و از آن‌ پس به تدریج حمل دیگر پرچم ها کم شد. روشن است هیچ نیرویی در ایران، مخالف انتقام از آمران حمله به ایران و رهبر و فرماندهانش نبوده و نیست. اساسا همین دفاع ایران در برابر مهاجمان عین انتقام ایران از متجاوزان است. اما اینکه توسط عده معدودی چهار میلیون پرچم به جای پرچم ایران پخش می‌شود، علامت همان انحصارگری‌های رادیکال‌ها و نگران‌کننده است.

اوضاع ایران در ماه‌های آینده از دو حال خارج نیست. ایران یا عزتمندانه از پیچ جنگ عبور می‌کند یا خدایی‌ نکرده باز دشمن متجاوز جنگ دیگری را به ایران تحمیل می‌کند و ایران باز راهی جز دفاع قهرمانانه از کشور ندارد. در این دفاع، مهم‌ترین عامل بازدارنده در کنار مدافعان کشور، حمایت همین نود میلیون ایرانی است که پرچم ایران نماد وحدت آنان است که شایسته نیست با انحصارگری این وحدت ملی خدشه‌دار شود.

17302

کد مطلب 2260361

  • طلایین
  • روایت روحانی اصلاح‌طلب از تفاوت تندروهای ایران و افراطیون منطقه؛ در ایران ترمزی به نام ولایت فقیه وجود دارد/ سرنوشت مجاهدین حلق باید عبرت تندروها باشد

    روایت روحانی اصلاح‌طلب از تفاوت تندروهای ایران و افراطیون منطقه؛ در ایران ترمزی به نام ولایت فقیه وجود دارد/ سرنوشت مجاهدین حلق باید عبرت تندروها باشد

  • تحلیل حمیدرضا جلایی پور از دلایل حضور جمعیت کم‌نظیر  در تشییع رهبر شهید/ پرچمهای انتقام، چرا جایگزین پرچم ایران شد؟

    تحلیل حمیدرضا جلایی پور از دلایل حضور جمعیت کم‌نظیر در تشییع رهبر شهید/ پرچمهای انتقام، چرا جایگزین پرچم ایران شد؟

  • ادامه اعترافات اپوزیسیون به عددسازی در باره قربانیان حوادث دی ماه

    ادامه اعترافات اپوزیسیون به عددسازی در باره قربانیان حوادث دی ماه

  • چرا بهارستان مقابل لایحه دریای خزر پزشکیان قد علم کرده است؟ موضوع سیاسی است یا کارشناسی؟

    چرا بهارستان مقابل لایحه دریای خزر پزشکیان قد علم کرده است؟ موضوع سیاسی است یا کارشناسی؟

  • برخورد جناحی با تغییرات در دبیرخانه شعام  به بهانه حمایت از رهبری؟

    برخورد جناحی با تغییرات در دبیرخانه شعام به بهانه حمایت از رهبری؟

  • آقای سعید جلیلی! گفتی ولی حالا چرا؟/ هنگامی که طرفدارانت به اصل مذاکره حمله می کردند چرا سکوت کردی ؟

    آقای سعید جلیلی! گفتی ولی حالا چرا؟/ هنگامی که طرفدارانت به اصل مذاکره حمله می کردند چرا سکوت کردی ؟

  • برکناری ناگهانی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی اعتماد بیمه شدگان و بازنشستگان را مخدوش می کند/وزیر رفاه شیوه غیراخلاقی به کار برد

    برکناری ناگهانی مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی اعتماد بیمه شدگان و بازنشستگان را مخدوش می کند/وزیر رفاه شیوه غیراخلاقی به کار برد

  • گاهی جنگ ضروری است اما صلح نیز خیانت نیست/ خیانت آن است که جنگ بی منظق را ترویج کنیم

    گاهی جنگ ضروری است اما صلح نیز خیانت نیست/ خیانت آن است که جنگ بی منظق را ترویج کنیم

  • برخورد جناحی با تغییرات در دبیرخانه شعام  به بهانه حمایت از رهبری؟

    برخورد جناحی با تغییرات در دبیرخانه شعام به بهانه حمایت از رهبری؟

  • پرسش روزنامه اصولگرا از تندروها:  رهبری هفتم خرداد گفتند  حتی اختلافات موجه را به تفرقه تبدیل نکنید؛ لااقل یک مورد نشان بدهیدکه این کار را کرده اید

    پرسش روزنامه اصولگرا از تندروها: رهبری هفتم خرداد گفتند حتی اختلافات موجه را به تفرقه تبدیل نکنید؛ لااقل یک مورد نشان بدهیدکه این کار را کرده اید