- خبرفوری
- فرهنگی
- چهره ها
این زیبای خفته کاش بیدار شود
کیانافشار به دور از حاشیه است و این امتیاز مثبت حرفهای محسوب میشود. حتما هم باید از او استفاده شود؛ چون شهرتش به ویترین کارها کمک میکند. منتها باید پذیرفت این یکی بهاره هم مثل آن دو نفر دیگر (رهنما و افشاری) بهجای پیشرفت، درجا میزند.»
کپی شد کدخبر: 3214187 ت ت
رسانه تیویبان در مطلبی به انتقاد از بهاره کیانافشار پرداخته است:
«با «کلاه پهلوی» خوب شروع کرد؛ اما این نکته به اثبات رسید که فقط با چهره زیبا نمیتواند راه به جایی ببرد. بارها فرصت در اختیارش قرار گرفته تا از کلیشههای ثابت بازیگری خود عبور کند؛ ولی فقط چند بار به نقطه مطلوب نزدیک شده. حتی در «موسی کلیمالله» و نقش آسیه، از عهده مسئولیت برنیامده.

سریال «بیعاطفه» گواه دیگری است بر اینکه کیانافشار استعداد کافی در بازیگری ندارد. هرچند امیدواریم بهزودی کاری کند تا دستمان را به نشانه تسلیم بالا بیاوریم. فعلا مهتابِ «بیعاطفه» شبیه خیلی از تجربیات اوست. گریم عمدتا مشابه و میمیک تکراری این بازیگر در اغلب نقشها، باعث میشوند احساس کنیم او مستقیم از اثری به کار بعدی وارد شده.

کیانافشار به دور از حاشیه است و این امتیاز مثبت حرفهای محسوب میشود. حتما هم باید از او استفاده شود؛ چون شهرتش به ویترین کارها کمک میکند. منتها باید پذیرفت این یکی بهاره هم مثل آن دو نفر دیگر (رهنما و افشاری) بهجای پیشرفت، درجا میزند.»

در سریال عاشقانه نیز بهاره کیانافشار یکی از همان تیپهای آشنای همیشگیاش را تکرار کرد؛ زنی آرام، کمفروغ و با میمیکهایی که انگار از قبل برای تمام نقشها آماده شدهاند. مشکل اصلی این بود که «عاشقانه» پر بود از بازیگرانی که حتی در ضعیفترین لحظات هم سعی میکردند به شخصیت خود جزئیات بدهند، اما کیانافشار بیشتر شبیه فردی بود که فقط دیالوگها را ادا میکند و قرار نیست چیزی فراتر خلق کند.
نقش او در «عاشقانه» عملا هیچ فراز و فرودی نداشت. نه خشمش باورپذیر از آب درآمد، نه احساسات عاشقانهاش و نه حتی لحظات بحرانیاش. همین باعث شد حضورش در میان آن همه کاراکتر پرتنش، رنگ ببازد و به یکی از فراموششدنیترین بازیهای کارنامهاش تبدیل شود. تماشاگر احساس میکرد با همان شخصیت تکراری همیشگی مواجه است؛ فقط با لباس و لوکیشنی متفاوت.
در فیلم دشمن زن هم شرایط تفاوت چندانی نداشت. کیانافشار در اثری بازی کرد که اساسا نیازمند ریتم، انرژی و توانایی درک موقعیتهای کمدی بود، اما او نتوانست خودش را با فضای فیلم هماهنگ کند. بازیاش بیش از حد خنثی و کنترلشده بود؛ طوری که انگار هنوز در حال ایفای نقشی در یک ملودرام تلویزیونی است، نه یک کمدی تجاری.
بزرگترین ایراد عملکردش در «دشمن زن» این بود که نه شیمی خاصی با دیگر بازیگران داشت و نه توانست حتی یک سکانس ماندگار خلق کند. در فیلمی که قرار بود بر پایه روابط شخصیتها پیش برود، او عملا تبدیل به حضوری تزئینی شد؛ حضوری که حذفش هم لطمهای به کلیت اثر وارد نمیکرد. این همان مشکلی است که سالهاست در بازیهای کیانافشار دیده میشود؛ حضور دارد، اما اثر نمیگذارد.
سریال دل هم یکی دیگر از مثالهای واضح برای تکرار همیشگی اوست. در مجموعهای که پر بود از اغراقهای احساسی و بازیهای پرتنش، انتظار میرفت حداقل یکی از بازیگران بتواند با کنترل و ظرافت، تعادل ایجاد کند؛ اما کیانافشار باز هم به همان الگوی همیشگی پناه برد. چهرهای غمگین، صدایی یکنواخت و واکنشهایی که انگار از قبل بارها دیدهایم.
حتی در سکانسهایی که شخصیتش باید دچار فروپاشی عاطفی میشد، بازی او تفاوت محسوسی با لحظات عادی نداشت. مشکل فقط کماحساسی نیست؛ مسئله این است که او ابزار متنوعی برای بازیگری ندارد و اغلب نقشها را با یک لحن و یک جنس نگاه پیش میبرد. برای همین است که تماشاگر بعد از سالها هنوز نمیتواند یک نقش کاملا متفاوت و غافلگیرکننده از بهاره کیانافشار به یاد بیاورد.
منبع: سینما اعتماد
بازیگر سینما و تلویزیون بهاره کیان افشار کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: