امیر آقایی در قسمت شانزدهم «بدنام» یکی از متفاوتترین بازیهای خود را ارائه میدهد؛ اجرایی که آنتاگونیست سریال را از یک شخصیت تکبعدی به کاراکتری چندلایه و باورپذیر تبدیل میکند.
قسمت شانزدهم سریال «بدنام» را باید اپیزود امیر آقایی دانست؛ جایی که شخصیت عماد اعتماد، برای نخستینبار از پوسته سخت و رقابتجوی خودش بیرون میآید و روی دیگری از شخصیتش را پیش چشم مخاطب برملا میکند.
تا پیش از این قسمت، عماد را با اقتدار، خونسردی، طمع و میل سیریناپذیرش به کنترل دیگران میشناختیم، اما در سکانسی از قسمت اخیر «بدنام» و جایی که تأثیر مصرف الکل بر کاراکتر بهانه فوران درونیات او بود، با مردی مواجه شدیم که از تحقیر شدنهایش میگوید و به قدری فرسوده است که دیگر توان پنهان کردن شکستهای خود را ندارد. این جابهجایی ظریف، یکی از مهمترین دستاوردهای روایی قسمت شانزدهم سریال حامد عنقا و احسان سجادی حسینی بود؛ زیرا آنتاگونیست را از قالب یک شخصیت تکبعدی بیرون آورد و لایهای انسانیتر از او، در مقام یک موجود آسیبدیده و پر از عقده، را عیان کرد.
موفقیت این سکانس، بیش از هر چیز، مرهون بازی امیر آقایی است. او یکی از متناقضترین موقعیتهای دوران حرفهای خود را به شکلی کنترلشده و بسیار دقیق مقابل دوربین برد؛ شخصیتی که همچنان خصومت و میل به سلطه را با خود حمل میکند، اما همزمان تصویری از یک مرد تحقیرشده و در آستانه فروپاشی نیز، به بهانه مستی، بیرون میریزد. دشواری این موقعیت در آن است که بازیگر باید میان اقتدار و شکست، غرور و درماندگی و خشونت و آسیبپذیری تعادل برقرار کند؛ کاری که امیر آقایی، بدون افتادن در دام اغراق، تصنع و اووراکت، از عهده آن برآمد.
آنچه بیش از هر چیز کیفیت این اجرا را ارتقا داد، اندازه نگه داشتن بازیگری بود که در تمام سکانس، بعض را زیر پوستش به جریان انداخت و نهایتا به یکی دو قطره اشک مردانه بسنده کرد تا سالها تجربه بازیگری رسوب کرده در وجودش را در خدمت این درام درآورد.

در این میان، نباید از نقش دوربین و انتخاب میزانسن نیز غافل شد. نمای نزدیک، همواره بیرحمترین آزمون برای یک بازیگر است؛ زیرا کوچکترین لغزش در میمیک یا بیان، به چشم میآید. با این حال، آقایی از این فرصت بهترین بهره را برد و توانست با نفوذ نگاه، مکثهای حسابشده و مهمتر از همه کنترل تونالیته صدا، بار عاطفی صحنه را به مخاطب منتقل کند.
بخش مهمی از موفقیت این اپیزود و سکانس اثرگذارش ناشی از لحن دیالوگها و شناخت عوامل از یکدیگر است. شناخت دوطرفه حامد عنقا و امیر آقایی که سابقهای طولانی در همکاری با یکدیگر دارند، باعث شد که دیالوگها قالب زبان آقایی و مناسب لحن بازیگری او باشند؛ گویی طراحی شخصیت در متن اصلی، از ابتدا، برای آقایی نوشته شده و دیالوگهای قسمت شانزدهم نیز پاس گل طلایی نویسنده برای بازیگر بودند که توسط او به گل تبدیل شد.
یکی از مهمترین دستاوردهای قسمت شانزدهم «بدنام» این بود که نشان دهد یک آنتاگونیست، زمانی به شخصیتی ماندگار تبدیل میشود که مخاطب، حتی برای لحظهای کوتاه، درد او را نیز باور کند. عماد اعتماد در این اپیزود همچنان همان مردی جاهطلب و خطرناک باقی ماند؛ اما برای نخستینبار، شکست را، نه پشت نقاب قدرت، بلکه در سکوت، بغض و مستی پنهان پذیرفت.
کد مطلب 2253764
-
فراخوان دومین جشنواره انیمیشن کوتاه دانشجویی پویان منتشر شد
-
آنتاگونیست در ورودی جهنم؛ به بهانه بازی امیر آقایی در قسمت شانزدهم «بدنام»
-
جشنواره هنرهای تجسمی جوانان در مسیر پوستاندازی؛ از هنرهای نو تا هوش مصنوعی
-
عکس | از پرویز پرستویی تا امیر جعفری؛ اکبر عبدی ستارهها را دور هم جمع کرد
-
عکس | اردشیر کاظمی ۸۷ ساله با کمر خمیده در مراسم اکبر عبدی
-
عکس | اردشیر کاظمی ۸۷ ساله با کمر خمیده در مراسم اکبر عبدی
-
عکس | عادل فردوسیپور در کنار وزیر ارشاد؛ قابی که در مراسم وداع با اکبر عبدی خبرساز شد
-
عکاس جوان ایرانی در بین برترین عکاسان حیات وحش جهان قرار گرفت
-
عکس | از پرویز پرستویی تا امیر جعفری؛ اکبر عبدی ستارهها را دور هم جمع کرد
