چرا ایران باید از NPT خارج شود؟ ضرورتهای سیاسی و اجتماعی آن چیست؟
- 06 آبان 1405 – 13:16
- اخبار سیاسی
- اخبار سیاست ایران
یکی از ظرافتهای مطالبه خروج از NPT آن است که همه بدانند این درخواست عمومی و شاید ملّی علیه دشمن است.
سیاسی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- کیان عبداللهی: بخش اوّل – چرا خروج از ان پی تی مشروع و منطقی است؟ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، یا همان NPT، از سال 1968 در سطح بینالملل مطرح شده و در سال 1995 هم مدت اعتبار آن به صورت نامحدود تمدید شده است؛ سازمان ملل میگوید که 191 کشور به آن پیوستهاند و ایران هم یکی از این کشورهاست.
آخرین وضعیت طرح خروج از NPT در مجلس
اما چرا مطالبه خروج ایران از NPT کاملاً منطقی و قابل پیگیری است؟
ان پی تی سه رکن اساسی دارد؛ نخستین رکن آن منع اشاعه سلاح هستهای است؛ یعنی شرایطی را فراهم کند که دیگر هیچ کشور یا گروهی به دنبال سلاح هستهای نرود. رکن دوّم آن اما خلع سلاح هستهای است! بدین معنی که پیگیری کند کشورهای دارنده سلاحهای هستهای، آنها را از بین ببرند. و رکن سوّمش حق بهرهبرداری همگانی از فناوری صلحآمیز هستهای است.
ماده 6 این معاهده بر خلع سلاح کشورهای هستهای تاکید دارد، ماده 1 و 2 بر عدم تولید تسلیحات هستهای یا انتقال آن به کشورهای دیگر و البته ماده 4 نیز صراحتاً تاکید میکند که حق «غیرقابل سلب!» کشورهای عضو برای «تحقیق»، «تولید»، و «استفاده» صلحآمیز از انرژی هستهای به رسمیت شناخته میشود.
امّا NPT برای ایران و جهان تاکنون چه دستاوردی داشته است؟ اوّلا: هیچ کمکی به خلع سلاح هستهای در دنیا نکرده است.
ثانیاً: هیچ کمکی به عدم اشاعه نکرده است؛ خاصه آنکه در برابر رژیم جنایتکاری مانند اسرائیل هم که هم بمب اتم میسازد و هم قلدرمآبانه خود را مکلف به پیوستن به ان پی تی نمیبیند، هیچ اقدامی نمیتواند انجام بدهد!
و ثالثاً برخلاف ماده 4، نه تنها به ایران که به دنبال تحقیق و تولید و استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای است کمکی نکرده، بلکه در برابر حمله نظامی به تاسیسات هستهای ایران نیز کاملاً سکوت کرده است. به نحوی که مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که باید حافظ اجرای ان پی تی و دیگر مقررات آژانس باشد، عملاً به مترسک سخیف و رذل اسرائیل و آمریکا تبدیل شده است و پروژه سیاسی آنها را پیش میبرد.
بنابراین، اساساً روی کاغذ 2 توجیه کلان میتوانست درباره حضور در ان پی تی وجود داشته باشد:
نخست: حضور در ان پی تی در قبالِ دریافت کمکهای فنی و حمایتهای سیاسی ز آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یا همان سیاست «تعهد در برابر همکاری»
دوّم: حاکمیت فضای فنی و تخصصی بر موضوع هستهای ایران به جای سیاسی شدن یا امنیتی شدن آن از طریق رفتن به شورای امنیت یا سازوکارهای سیاسی دیگر!
اما نتیجه در این باره چه شده است؟ درباره بند نخست، نه تنها «تعهد در برابر همکاری» عملی نشده بلکه رسماً مدیرکل فرومایه آژانس و کلاً سازوکار سیاسی آژانس، «خرابکاری» را به جای همکاری نشانده است و عملاً به بازوی جاسوسی آمریکا و اسرائیل در حمله به تاسیسات نظامی ایران تبدیل شده است. سالها پیش دیوید آلبرایت از عناصر آمریکایی فعال در حوزه هستهای گفته بود بازرسان آژانس پیاده نظام ما در ایران هستند!
درباره بند دوم نیز مسئله خیلی روشنتر است! درحالی که قرار بود آژانس بینالمللی انرژی اتمی به واسطه حضور ایران در ان پی تی، موضوعات ایران را واقعاً به صورت فنی پیگیری کند، هرگاه اراده کرده پرونده ایران را به واسطه نیات سیاسی خود به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده و قطعنامههای متعددی را علیه ایران از این طریق پایهگذاری کرده است.
بنابراین، این ایده کاملاً منطقی و موجه است که ان پی تی عملاً به یک ورق پاره بیخاصیت و حتی مضر تبدیل شده و ایران میتواند خروج از آن را در دستور کار قرار دهد. خروج از ان پی تی هم اتفاق خیلی عجیب و غریبی نیست؛ چه آنکه ماده 10 ان پی تی رسماً حق خروج از این معاهده را به رسمیت شناخته است.
بخش دوّم: ضرورتهای سیاسی و اجتماعی مطالبه خروج از NPT چیست؟
الف: ابهام هستهای و تفاوت آن با اظهار مقامات رسمی درباره بمب هستهای
برخی خروج از NPT را ضرورتاً معادل ساخت بمب هستهای توسط ایران میدانند. این رابطه صحیح نیست؛ یک کشور میتواند از ان پی تی خارج شود بدون اینکه بخواهد ضرروتاً بمب بسازد.
ایران تاکنون هیچ اقدامی برای دستیابی به بمب هستهای نداشته است و این مسئله بر مبنای فتوای امام شهید صورت گرفته است. موضوع فتوا، یک بحث تخصصی فقهی است و باید دانست که تفقه مجدد در این باره در اختیار ولی فقیه است.
اینکه برخی کارشناسان و یا مردم از تولید بمب هستهای حمایت کنند، اشکالی ندارد. طرح نظر کارشناسی، بما هو کارشناسی، موضع رسمی و سیاسی یک کشور محسوب نمیشود.
امّا در حوزه رسمی باید دانست که باید میان «ابهام هستهای» و «تولید اجماع هستهای علیه ایران» تفکیک کرد. ایران به درستی به خاطر حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران، بازرسان (در واقع جاسوسان آژانس) را از کشور خارج کرده و اجازه دسترسی به اماکن هستهای را نمیدهد. و درباره موضوع هستهای نیز هیچ مذاکرهای بنا نیست انجام شود.
این سیاست، کاملاً هوشمندانه، مشروع و دقیق است و باید سایه سنگین سیاست «ابهام هستهای» بر سر آمریکا و اسرائیل باشد.
امّا ابهام هستهای را نباید با تولید اجماع هستهای علیه کشور یکی گرفت؛ اگر حوزه رسمی سیاست در ایران با این ادبیات درباره ان پی تی صحبت کند که «از ان پی تی خارج میشویم، چون ضرورتاً میخواهیم بمب بسازیم»، تدبیر لازم در سیاست محسوب نمیشود! ما از ان پی تی خارج میشویم چون حق مشروع ماست که از آن خروج کنیم امّا خروج لزوماً به معنای ساخت بمب هستهای نیست؛ ساخت یا عدم ساخت بمب مسئله جداگانهای است.
البته باز هم باید تاکید شود که ایران هیچ اجازهای به بازرسان (پیاده نظامهای آمریکا در آژانس) برای بازرسی نمیدهد. چرا که اگر آژانس یا هر نهاد مثلاً بینالمللی دیگر توانسته بود مانع خرابکاری یا حمله به تاسیسات هستهای ایران یا ترور دانشمندان هستهایمان شود و یا به ایران در تحقیق و تولید و بهرهبرداری از فناوری هستهای کمک کند، حضور بازرسان توجیه داشت اما حالا که آژانس فقط بازوی رسمی پنتاگون و موساد و ارتش اسرائیل است، هیچ ضرورتی به مداخله در ایران ندارد.
ب: با دشمن دعوا کنیم یا خودمان؟
یکی از ظرافتهای اصلی مطالبه خروج از ان پی تی آن است که همه بدانند این مطالبه، یک درخواست عمومی و شاید ملّی علیه دشمن است! اگر نحوه مطالبه، از ادبیات گرفته تا لحن و جهتگیری سیاسی آن به نحوی باشد که یک مطالبه علیه دشمن را به اتهام زنی در داخل علیه مسئولان و نهادهای عالی کشور تبدیل کنیم، این یک نقض غرض آشکار و صدالبته کمک به دشمن است.
تجربههای متعددی نشان داده است که واحد 8200 ارتش اسرائیل که تمرکز ویژهای بر امور سایبری دارد در بسیاری از موارد تلاش میکند برهههایی که میتواند به فرصت یک اجماع ملی و مطالبه ملی تبدیل شود را به یک نزاع و تفرقه داخلی تبدیل کند و سمت و سوی ماجرا را به داخل بکشاند.
بنابراین اگر گروه یا شخصی بخواهد این مطالبه مشروع و به حق خروج را هم به پروژه شب انتخاباتی تبدیل کند و مسئولان سطح اول کشور که فعلاً از ان پی تی خارج نشده و در حال بررسی آن هستند را خائن بخواند، تکمیل کننده پروژهای است که دشمن از آن سود میبرد؛ چه این تکمیلگری آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه.
انتهای پیام/