گفتمان اعتدالی؛ دفاع بر اساس عزت، حکمت و مصلحت/ گفتمان اعتدالی نه از جنگ استقبال می‌کند و نه برای پایان‌دادن به آن به هر توافقی تن می‌دهد

گفتمان اعتدالی؛ دفاع بر اساس عزت، حکمت و مصلحت/ گفتمان اعتدالی نه از جنگ استقبال می‌کند و نه برای پایان‌دادن به آن به هر توافقی تن می‌دهد

گفتمان اعتدالی، نقطه وسط این دو نیست. اعتدال یعنی یعنی اداره قدرت دفاعی بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت, نه از دفاع گریختن و نه در جنگ ماندن.

حسام‌الدین آشنا : در دو یادداشت پیشین، دو سوی یک طیف را بررسی کردیم. گفتمان حداکثری، قدرت و اراده دشمن را جدی می‌گیرد، اما گاه هزینه‌ای را که ایران و مردم منطقه باید بپردازند کمتر می‌بیند. گفتمان حداقلی، هزینه جنگ را به‌درستی یادآوری می‌کند، اما گاه مذاکره را جای بازدارندگی می‌نشاند و تصمیم مهاجم را به واکنشی در برابر رفتار ایران تقلیل می‌دهد.
گفتمان اعتدالی، نقطه وسط این دو نیست. اعتدال یعنی یعنی اداره قدرت دفاعی بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت, نه از دفاع گریختن و نه در جنگ ماندن.
امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۵۰ نهج‌البلاغه درباره مؤمنانی که در راه حق برخاستند می‌فرماید: «حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَی أَسْیَافِهِمْ»؛ بصیرت‌های خود را بر شمشیرهایشان حمل کردند. در شرح این تعبیر آمده است که آنان از روی آگاهی و عقیده می‌جنگیدند؛ یعنی شمشیرشان حامل یک فهم و هدف روشن بود، نه جایگزین آن. این تعبیر می‌تواند چارچوب گفتمان اعتدالی باشد. تمایل به جنگ و لذت پیروزی نباید هدف ساز باشد. باید روشن باشد جنگ به عنوان یک ابزار چرا به کار گرفته می‌شود، از چه مرزهایی عبور نمی‌کند و با تحقق چه شرایطی متوقف خواهد شد.
عزت؛ جنگ برای دفع تجاوز نه اعمال سلطه
عزت یعنی ایران تجاوز را تحمل نکند و صلح را با تحقیر، تسلیم یا پذیرش امکان حمله بعدی نخرد. کشوری که نتواند از مردم، سرزمین و استقلال خود دفاع کند، صلح را انتخاب نمی‌کند؛ شرایط طرف قوی‌تر را می‌پذیرد.
اما پیروزی عزتمندانه با جنگ بی‌پایان یا بیشترین میزان تخریب یکی نیست. ممکن است کشوری در میدان خسارت زیادی به دشمن وارد کند، اما در پایان با اقتصادی فرسوده، جامعه‌ای خسته، همسایگانی هراسان و ائتلافی گسترده‌تر علیه خود روبه‌رو شود. چنین نتیجه‌ای را نمی‌توان فقط با شمار موشک‌ها و اهداف منهدم‌شده سنجید.
پیروزی زمانی عزتمندانه است که تمامیت ایران حفظ شود، تجاوز متوقف گردد، امکان تکرار آن کاهش یابد و مردم بتوانند با امنیت و اختیار به زندگی خود بازگردند. اگر جنگ پس از دستیابی به این اهداف، برای ادامه خود هدف‌های تازه تولید کند، به‌تدریج از دفاع میهنی فاصله می‌گیرد.
از همین رو، اعلام اینکه «ما آغازگر جنگ نبودیم» ضروری است، اما کافی نیست. دفاع باید هر روز برای مردم ایران، همسایگان و افکار عمومی جهان اسلام توضیح دهد که چرا ادامه دارد و کجا پایان می‌یابد.
اگر هدف‌های جنگ مبهم بماند و دامنه آنها پیوسته گسترش پیدا کند، حتی یک دفاع مشروع ممکن است در نگاه ناظران بیرونی، به پروژه تنبیه منطقه یا تحمیل هژمونی تعبیر شود. این برداشت ممکن است ناعادلانه یا حاصل تبلیغات دشمن باشد؛ اما با انکار از میان نمی‌رود. سرشت دفاعی جنگ باید هم در سخن و هم در انتخاب اهداف و شیوه عمل دیده شود.
ایران باید صریح بگوید: برای دفع تجاوز و جلوگیری از تکرار آن می‌جنگیم؛ نه برای تصرف سرزمین دیگران، تغییر مرزها، تحقیر ملت‌ها یا تبدیل‌شدن به قدرت مسلط منطقه.

حکمت؛ حفظ تاب‌آوری داخلی و طراحی "مسیر خروج"
حکمت در جنگ فقط انتخاب هدف نظامی یا زمان حمله نیست. حکمت یعنی اداره زندگی مردم در همان زمانی که کشور دفاع می‌کند.
مردم باید بتوانند کار کنند، درمان شوند، آموزش ببینند، کالاهای ضروری تهیه کنند و برای فردای خود برنامه داشته باشند. اگر همه ظرفیت حکومت در میدان نظامی متمرکز شود و اقتصاد، خدمات عمومی، امنیت روانی و اعتماد مردم رها گردد، ممکن است جامعه پیش از ارتش فرسوده شود.
تاب‌آوری اجتماعی با دستور و شعار تولید نمی‌شود. مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده، حکومت چه می‌داند و چه نمی‌داند، از آنان چه انتظاری دارد و برای حفظ زندگی روزمره چه می‌کند. البته همه جزئیات نظامی قابل انتشار نیست؛ اما محرمانگی نیز نباید به سکوت، انکار واقعیت یا رهاکردن میدان برای شایعه تبدیل شود.
حکمت همچنین به معنای تقدم سیاست‌ورزی بر جنگ است. فرماندهی نظامی باید بداند چگونه بجنگد؛ اما تعیین هدف نهایی، حدود جنگ و شرایط توقف، وظیفه راهبرد سیاسی است.
در ادبیات حل منازعه، بالا رفتن هزینه جنگ برای رسیدن به صلح کافی نیست. حتی در یک بن‌بست دردناک، مذاکره هنگامی امکان پیدا می‌کند که طرف‌ها در کنار احساس هزینه، «راه خروج» قابل‌تصوری نیز ببینند.
پس دفاع حکیمانه باید دو پیام را هم‌زمان منتقل کند: ادامه تجاوز برای دشمن پرهزینه خواهد بود؛ اما راهی برای پایان‌دادن به جنگ، بدون تحقیر ایران و بدون ادامه تجاوز، باز است.
این همان معنای «طرح صلح در دل طرح دفاع» است. طرح صلح نباید پس از خستگی و فرسایش تهیه شود. کشور باید از ابتدا بداند چه چیزی را پایان قابل‌قبول جنگ می‌داند: توقف قابل‌راستی‌آزمایی حملات، تضمین عدم تکرار، سازوکار تشخیص و پاسخ به نقض، حمایت از غیرنظامیان و آغاز ترتیبات امنیتی پایدار.
تجربه قطعنامه ۵۹۸ نیز نشان داد که پایان جنگ فقط خاموش‌شدن سلاح‌ها نیست. آتش‌بس، توقف عملیات، عقب‌نشینی به مرزهای شناخته‌شده، نظارت بین‌المللی، آزادی اسرا و حرکت به سوی یک حل‌وفصل جامع و شرافتمندانه، اجزای به‌هم‌پیوسته پایان جنگ‌اند.
راهنمای سازمان ملل درباره آتش‌بس نیز بر همین نکته تأکید دارد: آتش‌بس مؤثر باید از غیرنظامیان حفاظت کند، کمک‌رسانی را ممکن سازد و پایه گفت‌وگویی فراگیرتر برای صلح شود؛ نه اینکه فقط فاصله‌ای میان دو دور جنگ ایجاد کند.
مصلحت؛ بقای عزتمندانه در همسایگی دشوار
مصلحت یکی از بدفهمیده‌شده‌ترین واژه‌های سیاست ایران است. گاهی آن را به فرصت‌طلبی، سازش‌کاری یا عقب‌نشینی از اصول تقلیل می‌دهند. حال آنکه مصلحت یعنی تشخیص اینکه در هر موقعیت، کدام رفتار بهتر می‌تواند اصل مهم‌تر را حفظ کند.
ایران کشوری است با هویت شیعی در میان همسایگانی عمدتاً اهل‌سنت و در منطقه‌ای آکنده از رقابت‌های قومی، مذهبی و ژئوپلیتیک. رقبا و دشمنان ایران نیز از پشتیبانی نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای قدرت‌های بزرگ برخوردارند. در چنین محیطی، بقا فقط با نشان‌دادن قدرت تأمین نمی‌شود؛ به مدارا، زمان‌شناسی، کنترل تحریک و جلوگیری از یکپارچه‌شدن همه رقبا علیه ایران نیز نیاز دارد.
در اینجا «تقیه مداراتی» معنای سیاسی پیدا می‌کند. تقیه مداراتی یعنی حفظ هویت و قدرت عمل، همراه با تنظیم سنجیده رفتار برای امکان هم‌زیستی و جلوگیری از دشمنی‌های غیرضروری؛ نه دروغ‌گفتن، پنهان‌کردن واقعیت از مردم یا دست‌کشیدن از حق.
در این برداشت، اختلاف‌ها نباید به نزاع تبدیل شوند؛ هر توانایی نباید به نمایش گذاشته شود؛ هر تهدیدی نباید به زبان آید و هر امکان مصالحه‌ای نیز نباید خیانت تلقی شود. هدف، حفظ نظام و کاهش خطر است، نه نمایش دائمی شجاعت. مصلحت گرایی را می‌توان چنین خلاصه کرد: حق خود را حفظ کن، اما برای بیان و پیگیری آن، زمان، زبان، مخاطب و پیامد را نیز بسنج.
در این چارچوب، مذاکره، آتش‌بس و مصالحه نه ارزش‌هایی مطلق‌اند و نه نشانه ضعف. ابزارهایی‌اند که باید در خدمت راهبرد بزرگ‌ترِ بقا، عزت، امنیت و پیشرفت ایران قرار گیرند. ممکن است در موقعیتی مذاکره مصلحت باشد و در موقعیتی ادامه دفاع؛ گاه سکوت لازم است و گاه سخن صریح؛ گاه مصالحه از نظام حفاظت می‌کند و گاه یک توافق بی‌ضمانت آن را فرسوده می‌سازد.
ایران قوی در منطقه‌ای قوی‌تر
صورت منطقه‌ای مصلحت، همان تز «دولت‌های کارآمدتر در منطقه‌ای قوی‌تر» است که در سال 1395 بلافاصله پس از برجام به همت جمعی از پژوهشگران، کنش‌گران و کارشناسان سیاست خارجی و مطالعات منطقه‌ای در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری صورتبندی شد.
بر اساس این تز هیچ بازیگر منطقه‌ای نمی‌تواند برای مدتی طولانی نظم مطلوب خود را به‌تنهایی بر دیگران تحمیل کند. تلاش برای هژمون‌شدن، هم رقبا را علیه مدعی قدرت متحد می‌کند و هم هزینه حفظ نفوذ و بازسازی خرابی‌های منطقه را بر دوش او می‌گذارد. بدیل پیشنهادی، قوی‌ترشدن کشورها بدون ضعیف‌کردن و ویران‌ساختن کل منطقه است.
«منطقه قوی‌تر» به معنای ضعیف شدن هیچ یک از کشورهای منطقه نیست. برعکس، همه کشورهای منطقه از جمله ایران باید از قدرت دفاعی، اقتصادی، علمی و اجتماعی برخوردار باشند؛ اما امنیت خود را در فروپاشی همسایگان جست‌وجو نکنند. منطقه ضعیف برای هیچ یک از همسایگان، فرصتی پایدار خلق نمی‌کند. چنین منطقه‌ای میدان حضور دائمی قدرت‌های خارجی، رشد افراط‌گرایی، مهاجرت، قاچاق، جنگ نیابتی و رقابت تسلیحاتی خواهد بود. ایران ممکن است در یک مقطع، در میان ویرانه‌ها از دیگران قوی‌تر به نظر برسد؛ اما قدرت اول یک منطقه سوخته، در نهایت وارث هزینه‌های همان ویرانی خواهد شد. ازاین‌رو، ایران باید در عمل و گفتار روشن کند که خواهان سلطه بر منطقه نیست. هدف، ساختن محیطی است که در آن هیچ کشور منطقه‌ای و هیچ قدرت خارجی نتواند امنیت دیگران را گروگان برتری خود کند.
این نگاه به «خویشتن‌داری راهبردی» نیاز دارد. توان انجام یک کار، همیشه دلیل انجام‌دادن آن نیست. نفوذی که مردم کشورهای همسایه آن را اشغال یا تحمیل ببینند، پایدار نخواهد ماند. قدرت ماندگار از رضایت مردم ایران، کارآمدی حکومت، اقتصاد توانمند، دوستان معتبر و همسایگانی باثبات به دست می‌آید، نه فقط از گسترش میدان نظامی.
جنگی که پایان خود را می‌شناسد
گفتمان اعتدالی نه از جنگ استقبال می‌کند و نه برای پایان‌دادن به آن به هر توافقی تن می‌دهد. با عزت دفاع می‌کند تا ایران تحقیر نشود و تجاوز بی‌پاسخ نماند.با حکمت کشور را اداره می‌کند تا مردم پیش از دشمن شکست نخورند و قدرت نظامی از هدف سیاسی جدا نشود. با مصلحت راه صلح را باز نگه می‌دارد، از دشمن‌تراشی غیرضروری پرهیز می‌کند و مذاکره و مصالحه را در زمان مناسب به ابزار تبدیل دستاورد نظامی به امنیت پایدار بدل می‌سازد.
این سه اصل بدون یکدیگر ناقص‌اند. عزت‌گرایی بدون حکمت‌محوری می‌تواند به فرسایش کشور بینجامد. حکمت بدون عزت ممکن است به مدیریت عقب‌نشینی تبدیل شود. مصلحت بدون آن دو نیز به معامله‌ای کوتاه‌مدت و فاقد پشتوانه فروکاسته خواهد شد.
دفاعی که طرح صلح ندارد، ممکن است برای ادامه خود هدف‌های تازه بسازد. صلحی که پشتوانه دفاع ندارد نیز می‌تواند فقط وقفه‌ای میان دو تجاوز باشد.
ایرانیان باید بدانند چرا می‌جنگند، حاکمیت نیز باید بداند چگونه زندگی مردم را در میانه جنگ حفظ ‌کند و با تحقق چه شرایطی شمشیر را به نیام بازمی‌گرداند. این معنای دفاع بر اساس عزت، حکمت و مصلحت است.

2323

کد مطلب 2252993

  • طلاین
  • روایت الاخبار از زندگی در بندرعباس در سایه جنگ

  • گفتمان اعتدالی؛ دفاع بر اساس عزت، حکمت و مصلحت/ گفتمان اعتدالی نه از جنگ استقبال می‌کند و نه برای پایان‌دادن به آن به هر توافقی تن می‌دهد

    گفتمان اعتدالی؛ دفاع بر اساس عزت، حکمت و مصلحت/ گفتمان اعتدالی نه از جنگ استقبال می‌کند و نه برای پایان‌دادن به آن به هر توافقی تن می‌دهد

  • وزیر جنگ رژیم صهیونیستی خواستار اشغال اردوگاه آوارگان فلسطینی در کرانه باختری شد

    وزیر جنگ رژیم صهیونیستی خواستار اشغال اردوگاه آوارگان فلسطینی در کرانه باختری شد

  • نشست وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس در مورد تنگه هرمز / تاکید بر راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک

    نشست وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس در مورد تنگه هرمز / تاکید بر راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک

  • الشرع «پیاده‌نظام ترامپ برای دفاع از اسرائیل»؟ / آیا جنگ‌ به تقابل میان ایران و کشورهای منطقه تبدیل خواهد شد؟

    الشرع «پیاده‌نظام ترامپ برای دفاع از اسرائیل»؟ / آیا جنگ‌ به تقابل میان ایران و کشورهای منطقه تبدیل خواهد شد؟

  • علایی: اجرای تفاهم‌نامه به نفع ایران و به ضرر اسرائیل است/ باید تعریف‌مان را از پیروزی عوض کنیم / ترسیدن از گاوی که شاخ دارد شرط عقل است

    علایی: اجرای تفاهم‌نامه به نفع ایران و به ضرر اسرائیل است/ باید تعریف‌مان را از پیروزی عوض کنیم / ترسیدن از گاوی که شاخ دارد شرط عقل است

  • ترامپ: نتانیاهو می‌خواهد من درگیر جنگ با ایران بمانم / لازم نکرده چیزی در مورد کوه کلنگ به من بگوید / دستیابی به توافق با تهران را ترجیح می‌دهم

    ترامپ: نتانیاهو می‌خواهد من درگیر جنگ با ایران بمانم / لازم نکرده چیزی در مورد کوه کلنگ به من بگوید / دستیابی به توافق با تهران را ترجیح می‌دهم

  • اظهارات جنگ‌طلبانه بن گویر علیه ایران

    اظهارات جنگ‌طلبانه بن گویر علیه ایران

  • ادعای کاتز: جنگنده‌های آمریکایی از پایگاههای ما به ایران حمله کردند

    ادعای کاتز: جنگنده‌های آمریکایی از پایگاههای ما به ایران حمله کردند

  • رحمانی فضلی: چین می‌تواند نقش فعال‌تری بازی کند / اسرائیل تنها بازیگری است که به دنبال جنگ و ادامه تجاوزگری آمریکاست

    رحمانی فضلی: چین می‌تواند نقش فعال‌تری بازی کند / اسرائیل تنها بازیگری است که به دنبال جنگ و ادامه تجاوزگری آمریکاست