- خبرفوری
- سیاسی
- سیاست خارجی
کدام مسئول در جمهوری اسلامی برای اولین بار هشدار بستن تنگه هرمز را اعلام کرد؟
هاشمی رفسنجانی در یکی از مواضع مشهور خود تأکید کرده بود: «اگر ما نتوانیم نفت صادر کنیم، دیگران هم نخواهند توانست.» این جمله بعدها به یکی از پایههای ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز تبدیل شد و در دهههای بعد بارها توسط مقامهای مختلف تکرار شد.
کپی شد کدخبر: 3213649 ت ت
تنگه هرمز در چهار دهه گذشته یکی از مهمترین مولفههای ژئوپلیتیکی در سیاست خارجی و امنیتی جمهوری اسلامی بوده است؛ گذرگاهی باریک اما حیاتی که بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند و همواره در محاسبات راهبردی تهران جایگاه ویژهای داشته است.
جمهوری اسلامی از نخستین سالهای پس از انقلاب، تنگه هرمز را نه فقط یک مسیر دریایی، بلکه ابزار بازدارندگی، اهرم فشار سیاسی و بخشی از «قدرت نامتقارن» خود تعریف کرده است. مرور مواضع مقامهای جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تاکنون نشان میدهد تهدید بستن تنگه هرمز تقریبا در تمام دورههای بحران میان ایران و غرب تکرار شده؛ گاهی در قالب مواضع رسمی مقامات عالیرتبه و گاهی از زبان فرماندهان سپاه، رسانههای نزدیک اصولگرایان.
دهه ۶۰؛ جنگ ایران و عراق و شکلگیری «دکترین هرمز»
نخستینبار موضوع تنگه هرمز در دوران جنگ ایران و عراق بهطور جدی وارد ادبیات امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی شد. پس از آنکه عراق از میانه جنگ حمله به زیرساختهای نفتی و کشتیهای حامل نفت ایران را آغاز کرد، تهران نیز به تدریج سیاست مقابلهبهمثل در خلیج فارس را در پیش گرفت؛ سیاستی که بعدها به «جنگ نفتکشها» مشهور شد. در آن دوره، علیاکبر هاشمیرفسنجانی که هم رییس مجلس بود و هم نقشی کلیدی در فرماندهی جنگ داشت، بارها اعلام کرد اگر صادرات نفت ایران مختل شود، کشورهای منطقه نیز نمیتوانند در آرامش نفت صادر کنند. این سخنان اگرچه اغلب بهصورت غیرمستقیم بیان میشد، اما معنای روشن آن تهدید امنیت خلیج فارس و احتمال اختلال در تنگه هرمز در صورت ادامه تهدید ایران بود. هاشمی در یکی از مواضع مشهور خود تأکید کرده بود: «اگر ما نتوانیم نفت صادر کنیم، دیگران هم نخواهند توانست.» این جمله بعدها به یکی از پایههای ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز تبدیل شد و در دهههای بعد بارها توسط مقامهای مختلف تکرار شد. مجلس شورای اسلامی و دیگر فرماندهان نظامی وقت نیز در مقاطع حساس جنگ، به صراحت اعلام کرده بودند که اگر قرار باشد مانع صادرات نفت ایران شوند، ایران نیز جلوی صادرات نفت از خلیج فارس را خواهد گرفت، که این خود، پشتوانه اصلی دکترین «نفت در برابر نفت» و اهرم فشار در تنگه هرمز بود. در سالهای پایانی جنگ، ادبیات نظامی جمهوری اسلامی به سمت موضوعات جدید در تنگه هرمز رفت. از آن زمان هشدار داده شد که ایران تمایلی به رسیدن به موضع تقابلی ندارد اما در صورت لزوم به عملیات مینگذاری، پاسخ به تجاوز نظامی با حمله به نفتکشها و هدف قرار دادن پایگاههای نظامی امریکا در منطقه نیز دسترسی دارد. پیام این استراتژی نیز روشن بود؛ امنیت انرژی منطقه بدون در نظر گرفتن منافع ایران ممکن نیست. مساله مینگذاری از همان زمان مورد توجه قرار گرفت. مینریزی دریایی فقط یک تاکتیک ساده نیست، بلکه تبدیل به یک ابزار استراتژیک میشود. مین دریایی در تعریف نظامی یعنی ایجاد یک منطقه ناامن که دشمن نتواند با اطمینان از آن عبور کند. نکته مهم اینجاست که هدف اصلی مین، همیشه انفجار نیست، بلکه ایجاد تردید است. در تنگه هرمز، همین تردید کافی است تا کشتیها حرکت نکنند. هیچ شرکت کشتیرانی حاضر نیست ریسک کند، هیچ بیمهگری حاضر نیست پوشش عادی ارایه دهد و همین باعث میشود حتی بدون درگیری گسترده، مسیر عملا بسته شود. در وضعیت فعلی، همین اتفاق افتاده است. تنگه هرمز عملا به یک منطقه پرریسک تبدیل شده و عبور کشتیها بهشدت کاهش پیدا کرده است. این یعنی بدون یک درگیری تمامعیار، یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان مختل شده. اینجا همان نقطهای است که جنگ مدرن خودش را نشان میدهد؛ جایی که اثرگذاری مهمتر از نمایش قدرت است. رفتارهای امریکا در سالهای پایانی دهه 60 و در نوع حمایت از عراق در جنگ با ایران باعث شد تهران در سالهای بعد به سمت توسعه تاکتیکهای نامتقارن دریایی حرکت کند.
دهه ۷۰؛ تثبیت نگاه امنیتی به هرمز
پس از پایان جنگ، جمهوری اسلامی تلاش کرد توان دریایی و موشکی خود را بازسازی کند. در همین دوره، تنگه هرمز به بخشی از دکترین رسمی بازدارندگی ایران تبدیل شد. از همان زمان رهبری شهید بارها در سخنرانیهای متعدد بر اهمیت خلیج فارس و مقابله با حضور نظامی امریکا تأکید میکرد. آیتالله خامنهای در آن زمان کمتر مستقیما از «بستن تنگه» سخن میگفتند، اما همواره هشدار میدادند که حضور امریکا عامل ناامنی منطقه است و جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد منافعش نادیده گرفته شود. در همین دهه، فرماندهان سپاه آشکارتر سخن میگفتند. محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، بارها تأکید کرد ایران ابزارهای لازم برای کنترل خلیج فارس را در اختیار دارد. در اواخر دهه ۷۰ نیز توسعه قایقهای تندرو، مینهای دریایی و موشکهای ساحل به دریا آغاز شد؛ تجهیزاتی که بعدها به ستون فقرات راهبرد ایران در هرمز تبدیل شدند. در این دوره، جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده بود که در برابر برتری کلاسیک نیروی دریایی امریکا، تنها راه موثر استفاده از جنگ نامتقارن و تهدید خطوط انرژی جهانی است. پس از جنگ و در دوران ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی سیاستهای داخلی و خارجی ایران به سمت سازندگی و تنشزدایی نسبی پیش رفت. اگرچه تهدید مستقیم بستن تنگه هرمز کمتر مطرح میشد، اما اصول راهبردی حفظ توانایی اعمال فشار در این منطقه کماکان دنبال میشد. در این دوران، نیروی دریایی سپاه پاسداران به تقویت قابلیتهای خود در حوزه جنگ نامتقارن، از جمله توسعه قایقهای تندرو، موشکهای کروز ضد کشتی و مینهای دریایی ادامه داد. هدف، ایجاد «دفاع نامتقارن» در برابر هرگونه تهدید احتمالی از سوی قدرتهای فرامنطقهای بود.
دهه ۸۰؛ بحران هستهای و تهدیدهای آشکار
با روی کار آمدن سید محمد خاتمی و سیاست «گفتوگوی تمدنها»، رویکرد دیپلماتیک ایران نرمتر شد. در این دوران، تمرکز بیشتر بر ایجاد اعتماد منطقهای و همکاریهای امنیتی بود. اظهارات مستقیم درباره بستن تنگه هرمز در دوران خاتمی به ندرت و تنها در پاسخ به تهدیدات جدی خارجی شنیده میشد. با این حال، حفظ و ارتقای توانمندیهای دفاعی در خلیج فارس، به عنوان پشتوانهای برای دیپلماسی، ادامه یافت. این رویکرد نشان میداد که حتی در دوران تنشزدایی، اهرم فشار تنگه هرمز به عنوان یک کارت بالقوه در دست ایران باقی میماند، اما استفاده از آن منوط به شرایط بسیار خاصی بود. با آغاز بحران هستهای ایران در دهه ۱۳۸۰، موضوع تنگه هرمز دوباره به صدر ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی بازگشت. هر بار که احتمال تحریم نفتی یا حمله نظامی مطرح میشد، مقامهای ایرانی نیز تهدید به اختلال در عبور نفت از خلیج فارس میکردند. یحیی رحیمصفوی فرمانده کل وقت سپاه در آن زمان هشدار داده بود اگر امریکا به ایران حمله کند، امنیت انتقال انرژی در خلیج فارس به خطر خواهد افتاد. پس از او، محمدعلی جعفری و دیگر فرماندهان سپاه نیز بارها اعلام کردند بستن تنگه هرمز برای ایران «امکانپذیر» است. در همین سالها رزمایشهای متعددی در خلیج فارس برگزار شد که هدف آنها نمایش توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز بود. رسانههای نزدیک به سپاه از موشکهای ضدکشتی، مینریزی دریایی و حملات قایقهای تندرو به عنوان ابزارهای اصلی «بستن هرمز» نام میبردند. این تهدیدها معمولا همزمان با افزایش فشارهای غرب مطرح میشدند. هرگاه تحریم نفتی یا بحث حمله نظامی شدت میگرفت، ادبیات رسانهای جمهوری اسلامی نیز به سمت برجسته کردن «اهرم هرمز» حرکت میکرد.
دوران احمدینژاد: تشدید لفاظیها و احیای تهدید بستن تنگه با روی کار آمدن محمود احمدینژاد و اوجگیری پرونده هستهای ایران و اعمال تحریمهای بینالمللی گسترده، لفاظیها در مورد تنگه هرمز بهطور بیسابقهای تشدید شد. دولت احمدینژاد و فرماندهان سپاه پاسداران، بارها و به صراحت، تهدید به بستن تنگه هرمز را به عنوان پاسخی قاطع به تحریمهای نفتی یا هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مطرح کردند. محمود احمدینژاد در چندین نوبت به صراحت اعلام کرد: «اگر تحریمها ادامه یابد و نگذارند ما نفت خود را صادر کنیم، ما نیز اجازه نخواهیم داد که یک قطره نفت از این منطقه صادر شود.» این جمله، بازتابی مستقیم از دکترین «نفت در برابر نفت» بود که در دهه ۶۰ پایهریزی شده بود. شهید آیتالله خامنهای نیز در این دوره، با تأیید ضمنی و گاه صریح این موضع، قدرت نظامی ایران در خلیج فارس را «قدرتی بازدارنده» توصیف کردند که میتواند در صورت لزوم، منافع حیاتی کشور را حفظ کند. ایشان در یکی از سخنرانیهای خود فرمودند که «اگر امریکاییها یا هر کس دیگری کاری کند که نفت ایران صادر نشود، مسلما دیگران هم نخواهند توانست نفت خود را از منطقه صادر کنند». این جمله، مهر تأییدی بر راهبرد «مقابله به مثل» در تنگه هرمز بود. در این دوره، رزمایشهای دریایی گستردهای در خلیج فارس و تنگه هرمز برگزار شد که هدف آن، نمایش توانمندیهای ایران در جنگ نامتقارن، از جمله شبیهسازی بستن تنگه و مقابله با نیروهای دریایی دشمن بود. این رزمایشها، پیامی روشن به غرب و کشورهای منطقه بود که ایران، در صورت احساس خطر جدی، از این اهرم راهبردی خود استفاده خواهد کرد.
در دهه ۱۳۹۰ و همزمان با تحریمهای شدید امریکا علیه صادرات نفت ایران، مواضع جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز آشکارتر و مستقیمتر شد
دهه ۹۰؛ تحریم نفتی و صریحترین تهدیدها
در دهه ۱۳۹۰ و همزمان با تحریمهای شدید امریکا علیه صادرات نفت ایران، مواضع جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز آشکارتر و مستقیمتر شد. در سال ۱۳۹۰، معاون وقت رییسجمهور امریکا هشدار داد بستن تنگه هرمز «خط قرمز» واشنگتن است. در پاسخ، فرماندهان سپاه از جمله حسین سلامی اعلام کردند ایران توان بستن تنگه را دارد و این کار برایش «سادهتر از نوشیدن یک لیوان آب» است. اما نقطه اوج این ادبیات در سال ۱۳۹۷ و پس از خروج دونالد ترامپ از برجام رخ داد. حسن روحانی رییسجمهوری وقت در آن زمان در واکنش به سیاست «صفر کردن صادرات نفت ایران» گفت: «معنی ندارد نفت ایران صادر نشود و نفت منطقه صادر شود.» این جمله به سرعت در سطح بینالمللی به عنوان تهدید مستقیم به بستن تنگه هرمز تعبیر شد. چند روز بعد رهبر انقلاب نیز از مواضع روحانی حمایت و همین راهبرد را تلویحا تایید کردند. پس از آن، فرماندهان سپاه نیز لحن تندتری اتخاذ کردند. قاسم سلیمانی در نامهای از سخنان روحانی حمایت کرد و آن را «مایه افتخار» دانست. همزمان رسانههای اصولگرا تیتر میزدند که جمهوری اسلامی باید از «اهرم هرمز» برای مقابله با امریکا استفاده کند.
تبیین راهبرد بستن تنگه هرمز
در میان چهرههای رسانهای جمهوری اسلامی، شاید هیچکس به اندازه حسین شریعتمداری بر ایده بستن تنگه هرمز تأکید نکرده باشد. مدیرمسوول روزنامه کیهان طی دو دهه گذشته بارها خواستار بستن تنگه یا محدود کردن عبور کشتیهای غربی شده است. شریعتمداری معمولا استدلال میکند که غرب از وابستگی جهان به انرژی خلیج فارس آسیبپذیر است و ایران باید از این نقطه ضعف استفاده کند. او در یکی از سرمقالههای مشهور خود نوشت: «گشایش در این تنگه است». منظور او این بود که جمهوری اسلامی میتواند با فشار بر تنگه هرمز، تحریمهای غرب را بیاثر کند.
راهبردهای رهبری فقید در قبال تنگه هرمز
در تمامی این دورانها، رویکرد آیتالله علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، در قبال تنگه هرمز، یک خط مشی ثابت را دنبال کرده است: تنگه هرمز نه برای جنگافروزی، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی در برابر هرگونه تجاوز نظامی یا جنگ اقتصادی علیه ایران است. بیانات ایشان مشخصا این پیام را ابلاغ میکرد که بستن تنگه هرمز یک اقدام خودسرانه نیست، بلکه پاسخی متناسب و قاطع به شرایطی است که منافع حیاتی و حق مشروع ایران (مانند فروش نفت) بهطور جدی تهدید شود یا مورد تجاوز قرار گیرد کما اینکه بارها بر توسعه و تقویت نیروی دریایی سپاه پاسداران با قابلیتهای جنگ نامتقارن (قایقهای تندرو، مینگذاری، موشکهای ساحل به دریا) برای ایجاد هزینههای غیر قابل قبول برای هر متجاوزی تاکید داشتند. بنابراین رهبر شهید انقلاب با تاکید بر «حفظ حق حاکمیت ایران» تاکید داشتند که ایران حق خود را برای کنترل و نظارت بر آبهای سرزمینی خود و تضمین امنیت کشتیرانی در چارچوب قوانین بینالمللی، اما با اولویتبندی امنیت ملی خود، محفوظ میداند. این راهبرد هم در رویکردهای رسانهای و هم در اظهارات چهرههای مختلف در جمهوری اسلامی ملموس و مشهود بود. اینکه محمدجواد لاریجانی در روزهای جنگ 12 روزه در صدا و سیما جملهای کلیدی و پربازتاب گفت که «اگر نتوانیم بفروشیم، کسی هم نخواهد توانست» ناشی از جوهر اصلی استراتژی ایران در قبال تنگه هرمز بود.
چرا جمهوری اسلامی تا قبل از تجاوز نظامی هرگز هرمز را نبسته بود؟
با وجود چهار دهه تهدید، جمهوری اسلامی تا پیش از تجاوز نظامی اخیر علیه ایران، هرگز تنگه هرمز را بهطور کامل مسدود نکرده است. علت اصلی آن، هزینه سنگین چنین اقدامی بود و این دیدگاه که باید از این برگ برنده در دست ایران در بازه زمانی درست استفاده شود. در حالت عادی بستن کامل تنگه هرمز پیام تمایل تهران به جنگ مستقیم با امریکا و متحدانش را میداد اما استفاده درست از این کارت نشان داد که ایران تمایلی به درگیری نظامی ندارد اما توان پاسخ کامل به این درگیری را دارد. افزون بر این، اقتصاد خود ایران نیز به صادرات انرژی از همین مسیر وابسته است. چین، به عنوان مهمترین خریدار نفت ایران، نیز شدیدا به امنیت این مسیر دریایی نیاز دارد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوری اسلامی بیشتر از «تهدید هرمز» به عنوان ابزار بازدارندگی روانی و سیاسی استفاده کرد؛ ابزاری برای افزایش هزینه فشارهای غرب و یادآوری این نکته که امنیت انرژی جهانی بدون در نظر گرفتن ایران ممکن نیست. ابزاری که در دست بود اما ملاحظات اخلاقی و سیاسی و حتی امنیتی ایران را به سمت اقدام پیشدستانه در این باره نبرد. تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی بیش از آنکه یک میدان عملیاتی باشد، یک کارت ژئوپلیتیکی است؛ کارتی که در هر بحران دوباره روی میز قرار میگرفت و در نهایت این امریکا و اسراییل بودند که باعث اجرایی شدن این تصمیم شدند.
رهبری جدید و تنگه هرمز
آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر جدید جمهوری اسلامی نیز طی روزهای جنگ و آتشبس درباره تنگه هرمز رویکرد و راهبرد جمهوری اسلامی را تبیین کردند. ایشان به مناسبت روز ملی خلیج فارس که در آن با تاکید بر اینکه ایران منطقه خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفاده دشمن از این آبراه را برخواهد چید، تصریح کردند که «فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است». طبق بیانات مقام معظم رهبری، نقطه عطف بیشترین جانفشانیها در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان «در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقه خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانه امریکا در نقشه خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.»
دوران بازدارندگی فعال
از دهه ۶۰ تا امروز، تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران، فراتر از یک آبراه جغرافیایی، به عنوان یک نماد قدرت، اهرم فشار و ابزار بازدارندگی در صحنه بینالمللی عمل کرده است. در حالی که روسای جمهور وقت، بسته به رویکردهای سیاسی و شرایط موجود، لحن و شدت تهدیدات را تغییر دادهاند، اما راهبرد اصلی حفظ توانایی تأثیرگذاری بر تنگه و استفاده از آن به عنوان «آخرین کارت» در برابر تهدیدات حیاتی، همواره ثابت باقی ماند. توانمندیهای نامتقارن نیروی دریایی سپاه پاسداران، همراه با هشدارهای قاطع رهبر معظم انقلاب و مقامات ارشد، تنگه هرمز را به خط قرمزی برای غرب تبدیل کرده است. این راهبرد، به ایران این امکان را داده است که در مقابل تحریمهای اقتصادی و تهدیدات نظامی، کارت قدرتمندی برای چانهزنی داشته باشد و پیامی روشن به جهانیان بفرستد: هرگونه اقدام برای به زانو درآوردن ایران، با هزینه گزافی در این آبراه حیاتی همراه خواهد بود. این رویکرد حالا به عنوان عنصری کلیدی در «بازدارندگی فعال» ایران در منطقه شناخته میشود.
نخستینبار موضوع تنگه هرمز در دوران جنگ ایران و عراق بهطور جدی وارد ادبیات امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی شد. پس از آنکه عراق از میانه جنگ حمله به زیرساختهای نفتی و کشتیهای حامل نفت ایران را آغاز کرد، تهران نیز به تدریج سیاست مقابلهبهمثل در خلیجفارس را در پیش گرفت؛ سیاستی که بعدها به «جنگ نفتکشها» مشهور شد.در آن دوره، علیاکبر هاشمیرفسنجانی که هم رییس مجلس بود و هم نقشی کلیدی در فرماندهی جنگ داشت، بارها اعلام کرد اگر صادرات نفت ایران مختل شود، کشورهای منطقه نیز نمیتوانند در آرامش نفت صادر کنند. این سخنان اگرچه اغلب به صورت غیرمستقیم بیان میشد، اما معنای روشن آن تهدید امنیت خلیجفارس و احتمال اختلال در تنگه هرمز در صورت ادامه تهدید ایران بود.هاشمی در یکی از مواضع مشهور خود تاکید کرده بود: «اگر ما نتوانیم نفت صادر کنیم، دیگران هم نخواهند توانست.» این جمله بعدها به یکی از پایههای ادبیات راهبردی جمهوری اسلامی درباره تنگه هرمز تبدیل و در دهههای بعد بارها توسط مقامهای مختلف تکرار شد.مجلس شورای اسلامی و دیگر فرماندهان نظامی وقت نیز در مقاطع حساس جنگ به صراحت اعلام کرده بودند که اگر قرار باشد مانع صادرات نفت ایران شوند، ایران نیز جلوی صادرات نفت از خلیجفارس را خواهد گرفت.
در تمامی این دورانها، رویکرد آیتالله علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، در قبال تنگه هرمز، یک خطمشی ثابت را دنبال کرده است: تنگه هرمز نه برای جنگافروزی، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای بازدارندگی در برابر هرگونه تجاوز نظامی یا جنگ اقتصادی علیه ایران است.بیانات ایشان مشخصا این پیام را ابلاغ میکرد که بستن تنگه هرمز یک اقدام خودسرانه نیست، بلکه پاسخی متناسب و قاطع به شرایطی است که منافع حیاتی و حق مشروع ایران (مانند فروش نفت) بهطور جدی تهدید شود یا مورد تجاوز قرار گیرد کما اینکه بارها بر توسعه و تقویت نیروی دریایی سپاه پاسداران با قابلیتهای جنگ نامتقارن (قایقهای تندرو، مینگذاری، موشکهای ساحل به دریا) برای ایجاد هزینههای غیرقابل قبول برای هر متجاوزی تاکید داشتند.بنابراین رهبر شهید انقلاب با تاکید بر «حفظ حق حاکمیت ایران» تاکید داشتند که ایران حق خود را برای کنترل و نظارت بر آبهای سرزمینی خود و تضمین امنیت کشتیرانی در چارچوب قوانین بینالمللی، اما با اولویتبندی امنیت ملی خود، محفوظ میداند.این راهبرد هم در رویکردهای رسانهای و هم در اظهارات چهرههای مختلف در جمهوری اسلامی ملموس و مشهود بود. تکرار این جمله که «اگر نتوانیم بفروشیم، کسی هم نخواهد توانست» ناشی از جوهر اصلی استراتژی ایران در قبال تنگه هرمز بود.
منبع: اعتماد تنگه هرمز بستن تنگه هرمز کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: