در مارس ۱۸۶۷، فروش آلاسکا به ایالات متحده نقطه پایانی بر یک دوره پرفرازونشیب مالکیت روسیه بر این منطقه بود. این معامله از دید بسیاری آمریکاییها در آن زمان «حماقت» خوانده میشد، درواقع حاصلِ ناگزیریِ راهبردی پس از فروپاشی تجارت خز و هراسِ مسکو از ناتوانی در دفاع از قلمرویی بود که دیگر هزینههای نگهداریاش، منافع آن را تحتالشعاع قرار داده بود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شب ۲۹ مارس ۱۸۶۷ [۹ فروردین ۱۲۴۶] ، وزیر روسیه در واشنگتن، بازی ورق وزیر امور خارجه آمریکا، ویلیام سیوارد، را قطع کرد و پیشنهادی به او داد: روسیه میخواست آلاسکا را بفروشد؛ تمام ۵۸۶ هزار و ۴۱۲ مایل مربع آن را. سیوارد تا صبح صبر نکرد. او و بارون ادوارد دو استوکل، وزیر روسیه در واشنگتن، تمام شب را زیر نور شمع کار کردند و تا ساعت چهار بامداد پیشنویس معاهده آماده شد. قیمت معامله به ۷.۲ میلیون دلار رسید؛ یعنی حدود دو سنت برای هر جریب.
برای بسیاری از آمریکاییها، این معامله شبیه پرداخت ثروتی هنگفت برای سرزمینی یخزده و بیحاصل به نظر میرسید؛ اما آنها در اشتباه بودند. برای درک اینکه چرا روسیه حاضر شد سرزمینی به وسعت یک شبهقاره را تقریباً به بهای ناچیز واگذار کند، باید دید این مستعمره تا آن زمان چه هزینهای برای روسیه به همراه آورده بود.

روسیه چگونه مالک آلاسکا شد؟
ادعای ارضی روسیه با تجارت خز آغاز شد. پس از آنکه در سال ۱۷۴۱ میلادی، سفر اکتشافی ویتوس برینگ به سواحل آلاسکا رسید، «پرومیشلنیکیها» (شکارچیان و بازرگانان خصوصی روس) در پی پوست سمور دریایی که خزِ متراکم آن در چین قیمت بسیار بالایی داشت، به جزایر الیوتی نفوذ کردند. در سال ۱۷۹۹، تزار پل یکم، «شرکت روسی-آمریکایی» را به عنوان یک انحصار دولتی تأسیس کرد و کنترل تجارت خز و اختیار اداره این مستعمره را به آن واگذار نمود. الکساندر بارانوف، از سال ۱۷۹۹ تا ۱۸۱۸ هدایت عملیات این شرکت را برعهده داشت و مرکز آن را به «نوو-آرخانگلسک»؛ سکونتگاهی که امروزه با نام «سیتکا» شناخته میشود، منتقل کرد.
این تجارت بر پایه اجبار بنا شده بود. شرکت به مردم «اونانگان» (آلوت) و «آلوتیک» که ماهرترین شکارچیان سمور دریایی در جهان بودند، متکی بود و مردان آنها را بهزور وارد گروههای شکار میکرد؛ گاه حتی همسران و فرزندانشان را به گروگان میگرفت تا کار آنها را تضمین کند. هزینه انسانی این ماجرا هولناک بود. جمعیت آلوتها که هنگام ورود روسها در دهه ۱۷۴۰ میلادی حدود ۱۵ تا ۲۵ هزار نفر برآورد میشد، تا دهه ۱۸۳۰ میلادی به دلیل کار طاقتفرسا، گرسنگی و بیماریهای واگیردار، به حدود ۲ هزار نفر کاهش یافت. این همان تاریخی است که روایتهای پیروزمندانه از ماجرای «خرید آلاسکا» معمولاً از بازگو کردنش طفره میروند.

و نزدیک شدن آن به مرز انقراض، به پایان این تجارت کمک کرد.
تا اواسط قرن نوزدهم، ماجراجویی روسیه در آلاسکا دیگر سودی نداشت. دههها شکار بیوقفه، جمعیت سمورهای دریایی را بهشدت کاهش داده بود و همراه با آن، تنها منبع درآمد قابل اتکای مستعمره نیز از بین رفته بود. شرکت روسی-آمریکایی به سمت ورشکستگی پیش میرفت و برای ادامه حیات خود به محمولههایی که از روسیه میرسید متکی بود. سرزمینی دورافتاده که دیگر سودی نصیب روسیه نمیکرد، به سرزمینی تبدیل شده بود که نگهداری از آن هزینهبر بود.
سپس جنگ از راه رسید. جنگ کریمه در فاصله سالهای ۱۸۵۳ تا ۱۸۵۶، روسیه را در برابر بریتانیا، فرانسه و امپراتوری عثمانی قرار داد، خزانه روسیه را تهی کرد و ضعف مرگبار مستعمره را آشکار ساخت. آلاسکا با قلمروی بریتانیا در کانادا هممرز بود و نیروی دریایی بریتانیا بر دریاهای میان روسیه و مستعمرهاش تسلط داشت. سنپترزبورگ میدانست که در هر جنگ آینده، نه میتواند از آلاسکا دفاع کند و نه قادر خواهد بود تجهیزات و تدارکات مورد نیاز آن را تأمین کند؛ ضمن اینکه بریتانیا میتوانست بهسادگی این سرزمین را تصرف کند. بهتر بود مستعمره را در ازای پول نقد بفروشند تا اینکه آن را بدون دریافت هیچ بهایی از دست بدهند.
یک نگرانی دیگر هم وجود داشت و آن طلا بود. روسیه در آلاسکا طلا پیدا نکرده بود، اما هجوم جویندگان طلا در کالیفرنیا در سال ۱۸۴۹ نشان داده بود که کشف یک معدن طلا چه پیامدهایی میتواند داشته باشد. مقامهای روس نگران بودند که اگر جویندگان طلا در آلاسکا به ذخایر طلا برسند، سیلی از معدنجویان آمریکایی و بریتانیایی به این سرزمین سرازیر شود و هیچ پادگان روسی نمیتواند مانع آنها شود. در این صورت، مستعمره نه به دست یک ارتش، بلکه در اثر هجوم گسترده معدنجویان از دست میرفت.
نهایی کردن معامله
روسیه پیش از آن نیز این ایده را مطرح کرده بود و حدود سال ۱۸۵۹ با ایالات متحده وارد گفتوگو شده بود، اما جنگ داخلی آمریکا هرگونه بحث درباره افزودن سرزمینهای جدید را متوقف کرد. پس از پایان جنگ، امپراتور الکساندر دوم در دسامبر ۱۸۶۶ به دو استوکل اجازه داد مذاکرات را از سر بگیرد. این دیپلمات نیز در ویلیام سیوارد، سیاستمداری توسعهطلب که مدتها خواهان بهدست آوردن آلاسکا بود، شریک مناسبی پیدا کرد. نشست شبانه آنها سرانجام به امضای معاهده در ۳۰ مارس ۱۸۶۷ [۱۰ فروردین ۱۲۴۶] انجامید.
جلب موافقت کشور با این معامله، دشوارتر از انجام خود معامله بود. سنا در ۱۵ مه ۱۸۶۷ [۲۵ اردیبهشت ۱۲۴۶] این معاهده را تصویب کرد، اما مجلس نمایندگان پرداخت پول معامله را بیش از یک سال به تعویق انداخت. منتقدان نیز کل ماجرا را به تمسخر گرفته و آن را «حماقت سیوارد» و «یخچال سیوارد» مینامیدند؛ ثروتی که به عقیده آنان برای خرید یک «یخچال» بیفایده هدر رفته بود.
انتقال رسمی آلاسکا در ۱۸ اکتبر ۱۸۶۷ [۲۶ مهیر ۱۲۴۶] در شهر سیتکا انجام شد؛ زمانی که پرچم روسیه پایین آورده شد و پرچم آمریکا بر فراز این سرزمین به اهتزاز درآمد. با این حال، چک خزانهداری آمریکا به مبلغ ۷.۲ میلیون دلار تا اول اوت ۱۸۶۸ [۱۱ مرداد ۱۲۴۷] صادر نشد و گیرنده آن دو استوکل بود.
منبع: www.worldatlas.com
۲۵۹
کد مطلب 2282628
-
چرا روسیه آلاسکا را به آمریکا فروخت؟
-
مصاحبههای استالین با خبرنگاران خارجی منتشر شد
-
مراسم اعدام در تهرانِ قدیم
-
جاسوسان دوجانبه؛ بازیگران سایه در جنگ جهانی دوم
-
تحصن مردم در محوطه مجلس شورای ملی در حمایت از جمهوریخواهی؛ سال ۱۳۰۳ / عکس
-
هیتلر در کنار رئیسجمهور آلمان؛ سال ۱۳۰۷ / عکس