در روزگاری که نوجوانان میتوانند با چند کلیک به انبوهی از محتوا و اطلاعات متناقض دسترسی پیدا کنند، آیا تفتیش گوشی، کنترل فضای مجازی و ترساندن از پیامدهای رفتارهای جنسی میتواند ضامن تربیت صحیح باشد؟ حجتالاسلام محسن عباسیولدی با نقد این رویکردها، بر نقش یک عامل درونی تأکید میکند؛ عاملی که به باور او میتواند حتی در خلوتی که هیچ نظارت بیرونی وجود ندارد، رفتار انسان را مدیریت کند: «ایمان».
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در روزگاری که نوجوانان با حجم گستردهای از محتوای مستهجن، ادعاهای علمی متفاوت و متناقض و فضای مجازیِ تقریباً مهارنشدنی مواجهاند، بسیاری از والدین همچنان تربیت جنسی را در دو راهکار خلاصه میکنند: «نظارت سختگیرانه» و «آگاهیبخشی مبتنی بر ترس». این در حالی است که غریزه جنسی ماهیتی درونی و لذتمحور دارد و مهار چنین لذتی نمیتواند صرفاً به ابزارهای بیرونی وابسته باشد؛ بلکه نیازمند یک عامل درونی است؛ عاملی که هم نقش بازدارنده دارد و هم مسیر درست را نشان میدهد و آن چیزی جز «ایمان» نیست.
خانوادهها امروز در شرایطی زندگی میکنند که مرزهای فرهنگی تا حد زیادی درهم شکسته و کودکان و نوجوانان به شکل گسترده در معرض محرکها و آلودگیهای فضای مجازی قرار گرفتهاند. در چنین وضعیتی، «تربیت جنسی» دیگر مسئلهای انتخابی و فرعی نیست، بلکه ضرورتی جدی برای حفاظت از سلامت نسل آینده به شمار میرود. بیتوجهی به این حوزه میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد و جریانهای مختلف نیز برای تأثیرگذاری بر غرایز و ذهن جوانان برنامهریزی گستردهای کردهاند.
بنابر روایت حوزه، در همین زمینه، حجتالاسلام محسن عباسیولدی در سلسله جلساتی درباره تربیت جنسی، نکات مهم و قابل تأملی را مطرح کردهاند که با هدف بهرهمندی والدین و همه دغدغهمندان حوزه تربیت، بازخوانی میشود.
در این مباحث ابتدا به نگرانیها و پیشفرضهای نادرست والدین پرداخته میشود؛ نگرانیهایی مانند از بین رفتن اعتماد میان والد و فرزند یا این تصور که هرگونه کنجکاوی، نشانه انحراف کودک و نوجوان است.
موضوع دیگر، بررسی الگوهای تربیتی غرب و این پرسش است که آیا این الگوها با مبانی دینی ما سازگاری دارند یا خیر. در این نگاه، میان اسلام و غرب تفاوتهای اساسی وجود دارد؛ بهگونهای که گاهی اموری که در فرهنگ دینی آسیب و انحراف تلقی میشوند، در برخی رویکردهای غربی بهعنوان راهکار معرفی میشوند.
همچنین لازم است مفهوم «تربیت جنسی» بازتعریف شود. تربیت جنسی نه صرفاً به معنای آموزش مسائل جنسی است و نه میتوان آن را در نظارت و سختگیری افراطی خلاصه کرد. در نهایت باید اهداف اصلی تربیت جنسی در چارچوب سبک زندگی اسلامی نیز تبیین شود.
جلسه دوم؛ گامهای عملی تربیت جنسی فرزندان
در جلسه دوم، موضوع اصلی بررسی مراحل عملی و راهبردهایی است که والدین باید در مسیر تربیت جنسی فرزندان مورد توجه قرار دهند.
غریزه جنسی را با چه ابزاری باید شناخت؟
گام نخست؛ شناخت ماهیت غریزه جنسی
اولین مرحله در تربیت جنسی، شناخت دقیق ماهیت این غریزه است. غریزه جنسی، کششی است که اساس آن بر «لذت» استوار شده است. بنابراین مهمترین نکتهای که در تحلیل این غریزه نباید از آن غفلت کرد، همین ماهیت لذتبخش و درونی آن است.
درک این لذت، مانند لذت غذا خوردن، یک امر فطری و تکوینی است و انسان برای اصل تجربه کردن آن نیازی به آموزش مقدماتی ندارد؛ زیرا این ویژگی در ساختار آفرینش او قرار داده شده است.
همانطور که انسان وقتی غذایی متناسب با ذائقه خود میخورد، بدون آنکه کسی از قبل لذت خوردن را به او آموزش داده باشد، از آن لذت میبرد، غریزه جنسی نیز هنگامی که محرکها و شرایط لازم فراهم شود، به شکل طبیعی و غریزی فعال میشود.
ممکن است این سخن در نگاه اول کاملاً بدیهی باشد، اما توجه دوباره به آن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نادیده گرفتن همین واقعیت، زمینه شکلگیری بسیاری از رویکردهای اشتباه در تربیت جنسی شده است.
بنابراین آموزش درباره غرایز، چه در زمینه تغذیه و چه در زمینه مسائل جنسی، مربوط به اصل «لذت بردن» نیست؛ بلکه آموزش بیشتر درباره شناخت و مدیریت شرایط و عواملی است که زمینه بروز آن لذت را فراهم میکنند.
برای مثال، انسان برای خوردن گوشت باید نحوه آمادهسازی و پخت آن را بداند. پختن، زمینهای برای مصرف مطلوب غذاست، اما احساس لذت از خوردن آن، پس از فراهم شدن شرایط، به صورت طبیعی در وجود انسان شکل میگیرد.
اگر کودکی گوشت خام را در دهان بگذارد، ممکن است به دلیل نامناسب بودن آن برای مصرف، آن را پس بزند؛ اما همان گوشت وقتی به شکل مناسب پخته و آماده شود، کودک از خوردن آن لذت خواهد برد. بنابراین وقتی زمینه مناسب برای یک غریزه فراهم شود، تجربه لذت، درونی و خودکار خواهد بود و برای اصل آن نیاز به آموزش وجود ندارد.
در غریزه جنسی نیز همین قاعده وجود دارد. ممکن است فرزندی که به سن بلوغ رسیده، با محتوای مستهجن آشنایی نداشته باشد و حتی روش دسترسی به چنین محتواهایی را نداند؛ اما اگر چنین محرکهایی ناگهان در برابر او قرار بگیرد، غریزهای که در وجودش فعال شده، به صورت طبیعی تحت تأثیر آن قرار میگیرد و لذت ایجاد میشود؛ زیرا این ویژگی در نظام آفرینش انسان قرار داده شده است.
بنابراین اگر این اصل را فراموش کنیم که غریزه جنسی ماهیتی لذتمحور دارد و اصل تجربه این لذت نیازمند آموزش نیست، بسیاری از راهکارهای تربیتی ما از همان ابتدا بر مبنایی نادرست شکل خواهد گرفت.
پس از روشن شدن این مرحله، به گام دوم میرسیم.
اگر لذت درونی است، نظارت بیرونی چه نقشی دارد؟
گام دوم؛ شناخت اهرم اصلی کنترل لذتها
پرسش اساسی این است که مهمترین ابزار برای مدیریت لذتها، بهویژه لذت ناشی از غریزه جنسی، چیست؟
پیش از پاسخ دادن باید به یک حقیقت توجه کنیم: لذت، پدیدهای «درونی»، «دریافتشده» و «تجربهکردنی» است. زمانی که انسان از چیزی لذت میبرد، حالتی درونی در او شکل میگیرد که نمیتوان حقیقت آن را به طور کامل با کلمات منتقل کرد.
برای مثال، اگر بخواهید طعم و لذت یک غذای خوشمزه را برای کسی که هرگز آن را نچشیده و تجربه مشابهی هم نداشته توضیح دهید، نمیتوانید حقیقت آن احساس را تنها با توصیف کلامی به او منتقل کنید.
نمیتوان صرفاً گفت: «خوشمزه بود.»
زیرا لذت، یک تجربه درونی و ادراکی است، نه موضوعی که بتوان مانند یک مفهوم ذهنی آن را به طور کامل با واژهها توضیح داد.
لذت مانند یک درخت نیست که بتوان ویژگیهای ظاهری آن را نشان داد و درباره آن توضیح داد. بنابراین در مواجهه با غریزه جنسی نیز باید همواره به این واقعیت توجه داشت که با پدیدهای درونی، حسی و تجربهپذیر مواجه هستیم.
پذیرش این واقعیت، یک پرسش جدی را پیش روی ما قرار میدهد:
«وقتی غریزه جنسی امری درونی و تجربهای چشیدنی است، نظارت بیرونی تا چه اندازه میتواند آن را مهار و مدیریت کند؟»
با این حال، برخی والدین در تربیت جنسی فرزندان، بخش عمده توان خود را صرف نظارت بیرونی میکنند؛ از جمله:
بررسی مداوم تلفن همراه و تاریخچه مرورگر فرزند؛
بازرسی پنهانی کیف و وسایل شخصی او؛
کنترل مستمر پیامها و ارتباطات در شبکههای اجتماعی؛
گوش دادن به مکالمات تلفنی فرزند با دوستان.
این شیوه بر یک پیشفرض نادرست استوار است. پرسش اینجاست که آیا اساساً میتوان با ابزار بیرونی، با لذت و میل درونی انسان مقابله کرد؟
پاسخ منفی است؛ زیرا محرکهای غریزه جنسی صرفاً از بیرون نمیآیند که بتوان با حذف دسترسی به آنها همهچیز را کنترل کرد.
برای فهم بهتر موضوع، دو مثال را میتوان بررسی کرد.
نمونه اول؛ کنترل پرخوری
اگر پدری بخواهد پرخوری یا مصرف خوراکیهای ناسالم مانند فستفود و نوشابه را در فرزند خود کنترل کند، با عاملی مواجه است که بخش مهمی از آن بیرونی است. او میتواند با محدود کردن پول یا جلوگیری فیزیکی از دسترسی کودک به این خوراکیها، رفتار او را برای مدتی کنترل کند؛ زیرا عامل ایجادکننده لذت در خارج از وجود فرد قرار گرفته و با حذف عامل بیرونی، امکان رفتار نیز کاهش پیدا میکند.
نمونه دوم؛ ترک اعتیاد به شیوههای قدیمی
در روشهای سنتی ترک اعتیاد، گاهی فرد را به تخت میبستند تا امکان ارتباط فیزیکی او با ماده مخدر از بین برود. هرچند چنین روشی همراه با درد و فشارهای جسمی و روانی بود، اما چون ماده مخدر یک عامل بیرونی بود، قطع دسترسی فیزیکی میتوانست مانع مصرف آن شود.
چالش اصلی در غریزه جنسی
اما اگر با لذتی مواجه باشیم که نهتنها درونی است، بلکه بخش قابل توجهی از محرکهای آن نیز ذهنی و درونی هستند، آیا نظارت بیرونی به تنهایی میتواند آن را کنترل کند؟
بخش قابل توجهی از محرکهای جنسی میتواند از جنس خیال، تصویرسازی ذهنی و افکار درونی باشد. وقتی فرد در خلوت خود به بازسازی ذهنی یک تصویر یا خیالپردازی جنسی میپردازد، هیچ ابزار نظارت فیزیکی نمیتواند به ذهن او وارد شود و آن را کنترل کند.
از همین رو، تکیه صرف بر نظارت بیرونی در چنین موضوعی نمیتواند راهکار اصلی و پایدار باشد.
چرا نظارت بیرونی در برابر امیال درونی شکست میخورد؟
دلیل اینکه برخی والدین تصور میکنند با نظارت فیزیکی میتوان غریزه جنسی را کنترل کرد، شاید مقایسه آن با درس خواندن یا اعتیاد باشد.
اما غریزه جنسی مانند درس نیست که والد بتواند بالای سر فرزند بنشیند، کتاب را مقابل او بگذارد و از او بخواهد مطالعه کند. از سوی دیگر، مانند ماده مخدر هم نیست که بتوان با قطع دسترسی فیزیکی، مصرف را متوقف کرد.
پدر و مادر اساساً نمیتوانند بر آنچه در ذهن و تخیل فرزند میگذرد، نظارت کامل داشته باشند.
از سوی دیگر، نظارت دائمی از نظر عملی نیز امکانپذیر نیست. آیا والد میتواند تمام رفتوآمدها، دوستان، نشستوبرخاستها، حضور فرزند در فضای مجازی و حتی تمام خلوتهای او را زیر نظر داشته باشد؟
حتی اگر فرض کنیم بتوان بسیاری از این موارد را کنترل کرد، تا چه زمانی میتوان بر رفتن فرزند به سرویس بهداشتی نظارت داشت؟ تا چه سنی میتوان او را در حمام همراهی کرد؟ روشن است که چنین شیوهای نه عملی است و نه منطقی.
پس چرا تصور میکنیم نظارت در چنین موضوعی تا این اندازه توانایی دارد؟ آیا غریزه جنسی مانند یک درس است که بتوان با ایستادن بالای سر فرزند آن را کنترل کرد؟ یا مانند ماده مخدر است که بتوان با بستن دست و پای فرد مانع دسترسی او شد؟ با ذهن و خیال او چه میتوان کرد؟ والد چگونه میتواند بداند در خلوت ذهن فرزندش چه میگذرد؟
وقتی نظارت به اهرم اصلی تربیت جنسی تبدیل شود، در واقع این اصل بدیهی فراموش شده است که لذت، امری درونی است و محرکهای غریزه جنسی نیز همیشه در محدوده نظارت بیرونی قرار ندارند.
والدینی که تمام توان خود را بر کنترل پیامها، تفتیش روابط، بررسی گوشی یا گرفتن اجباری رمز عبور فرزند متمرکز میکنند، اگر نظارت را تنها راهکار تربیتی بدانند، از ابتدا خود را در این میدان باختهاند.
البته این سخن به معنای کنار گذاشتن کامل نظارت نیست؛ بلکه منظور این است که نظارت بیرونی نباید به «راهکار اصلی» تربیت جنسی تبدیل شود.
اگر نظارت بیرونی را راهکار اصلی تربیت جنسی بدانیم، از همان ابتدا باید خود را بازنده بدانیم.
آگاهیبخشی ترسمحور؛ راهکاری ناکافی در برابر لذت آنی
اگر نظارت بیرونی نمیتواند راهکار اصلی باشد، پس راهکار بنیادین چیست؟
البته تأکید میشود که نظارت به صورت مطلق کنار گذاشته نمیشود.
اما در اینجا باید به دومین رویکرد رایج اشاره کرد: «آگاهیبخشی».
اگر در دورهها، کارگاهها یا کلاسهای تربیت جنسی شرکت کرده باشید، احتمالاً این رویکرد برایتان آشناست. گاهی چنان بر آگاهیبخشی تأکید میشود که گویی اگر کودک را نسبت به اندام خود و سپس نسبت به خطرات و پیامدهای انحرافات جنسی آگاه کنیم و مرتب بر این موضوع تأکید داشته باشیم، او به صورت خودکار به مرحله خویشتنداری خواهد رسید.
اما والدین باید توجه کنند که موضوع مورد بحث، «لذت» است.
آگاهی دادن درباره زیانهای یک لذت، بدون وجود یک عامل بازدارنده درونی، به خودی خود نمیتواند خویشتنداری ایجاد کند؛ عامل درونیای که در ادامه باید درباره آن صحبت کرد.

نکته نخست
آگاهیبخشی بدون وجود یک نیروی درونی، نمیتواند راهبرد اصلی برای مدیریت غریزه جنسی باشد. نمیتوان صرفاً با توضیح دادن ضررهای یک لذت، انتظار داشت فرد همیشه از آن چشمپوشی کند.
نکته دوم
کافی است به زندگی روزمره خودمان نگاه کنیم. در مورد «لذت خوردن» آیا توانستهایم تنها با آگاهیبخشی، رفتار خود را کاملاً کنترل کنیم؟
تقریباً همه متخصصان تغذیه و پزشکان درباره مضرات مصرف زیاد فستفود، نوشابه و خوراکیهای ناسالم هشدار میدهند. با این حال، آیا آگاهی از این مضرات باعث شده همه مردم مصرف این مواد را کنار بگذارند؟
آیا پزشکی را میشناسیم که مصرف مداوم نوشابه و فستفود را برای سلامت مفید بداند؟ با وجود این حجم از هشدارها و آگاهیرسانیها، آیا مصرف این خوراکیها متوقف شده است؟
طی سالها درباره پیامدهای مصرف این مواد، از بیماریهای مختلف گرفته تا مشکلات قلبی، کبد چرب و سایر آسیبها صحبت شده است. با این حال، آگاهی از این خطرات به تنهایی نتوانسته رفتار غذایی همه افراد را تغییر دهد.
البته منظور این نیست که آگاهی هیچ اثری ندارد؛ بحث بر سر این است که میزان اثرگذاری آن به تنهایی چقدر است.
صادقانه اگر نگاه کنیم، در میان والدینی که این مباحث را دنبال میکنند، چند نفر هستند که با وجود آگاهی کامل از مضرات نوشابه، غذاهای آماده و خوراکیهای سرخشده، به طور کامل از آنها استفاده نمیکنند؟
مشکل از کجاست؟
از یک اصل مهم روانشناختی:
انسان برای رسیدن به لذت، گاهی حاضر است ضرر را هم بپذیرد.
همین واقعیت در تربیت جنسی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی غریزه جنسی ماهیتی لذتمحور دارد، نمیتوان انتظار داشت هشدار درباره زیانها به تنهایی آن را مهار کند.
انسان ممکن است برای رسیدن به یک لذت، خطر را بپذیرد. برای آنکه آگاهی درباره ضرر بتواند انسان را از یک لذت منصرف کند، آن ضرر باید دستکم سه ویژگی داشته باشد: **بزرگ، ملموس و نزدیک یا سریعالوقوع** باشد.
بار دیگر تأکید میکنم: ضرر باید بزرگ، قابل لمس و نزدیک باشد.
فرض کنید به فردی گفته شود مصرف نوشابه ممکن است چند سال از عمر او کم کند. ممکن است با خود محاسبه کند و بگوید: «اگر میانگین عمر ۷۵ سال باشد و این رفتار باعث شود پنج سال کمتر زندگی کنم، آیا ارزش دارد به خاطر پنج سال آینده از لذت امروز چشمپوشی کنم؟»
او ممکن است تصمیم بگیرد لذت فعلی را به آینده نامعلوم ترجیح دهد.
اما اگر همان فرد بداند داخل بطری مادهای کشنده مانند سیانور وجود دارد و با نخستین جرعه جان خود را از دست خواهد داد، احتمالاً همان لحظه نوشابه را کنار میگذارد؛ زیرا ضرر در این حالت، بزرگ، ملموس، قطعی و فوری است.
تضاد دیدگاههای علمی در مسائل جنسی
نکته مهمتر این است که حتی در حوزه تغذیه نیز تا حدود زیادی درباره مضرات فستفود و نوشابه اتفاقنظر وجود دارد؛ اما در حوزه مسائل جنسی، درباره بسیاری از موضوعاتی که از منظر دینی انحراف یا گناه تلقی میشوند، چنین اجماع علمی وجود ندارد.
آیا میتوان گفت جهان علم، پزشکی، روانپزشکی و روانشناسی امروز نیز در تمام این موارد با نگاه دینی ما اتفاقنظر دارد و این رفتارها را انحراف و آسیب میداند؟ پاسخ منفی است.
به همین دلیل، در مباحث مقدماتی گفته شد که غرب نمیتواند بدون توجه به مبانی دینی ما، الگوی تربیت جنسی خانوادههای مسلمان باشد.
تفاوت در این است که برخی رفتارهایی که از نگاه دینی نادرست یا انحراف تلقی میشوند، در برخی رویکردهای غربی طبیعی یا حتی راهحل معرفی میشوند و برخی رفتارهایی که دین آنها را حرام میداند، از منظر آن چارچوبها لزوماً آسیبزا تلقی نمیشوند.
اگر نوجوان و جوان تنها بر مبنای زیانهای مادی و تجربی بخواهد غریزه جنسی خود را مدیریت کند، کافی است وارد اینترنت شود تا با انبوهی از مقالات و پژوهشهای متفاوت مواجه شود.
در بسیاری از دیدگاههای علمی معاصر، درباره رفتارهایی که از منظر دینی گناه محسوب میشوند، ممکن است ادعا شود که در صورت رعایت اعتدال، آسیب خاصی ایجاد نمیکنند و حتی برخی پژوهشها فوایدی برای آنها مطرح کردهاند.
در این شرایط، نوجوانی که یک مقاله دانشگاهی یا پژوهشی را مطالعه میکند که رفتاری ممنوع از نظر دین را بدون زیان جدی معرفی میکند، چگونه باید صرفاً بر اساس «ترس از ضرر» قانع شود؟
حتی مفهوم «اعتدال» نیز در چنین بحثهایی گاهی مبهم است و میتواند زمینه توجیه رفتار را فراهم کند.
ممکن است پژوهشی ادعا کند انجام یک رفتار ممنوع در صورت رعایت حد مشخصی با خطر کمتری همراه است؛ اما پرسش اساسی این است که معیار دقیق این «اعتدال» چیست و چه کسی آن را تعیین میکند؟
گاهی حتی استدلالهایی مطرح میشود که با مقایسه تعداد دفعات انجام یک رفتار، نوعی امنیت کاذب ایجاد میکنند؛ بهگونهای که فرد تصور کند با تکرار بیشتر یک رفتار، همچنان در محدوده «اعتدال» قرار دارد.
والدین در برابر نسل جستوجوگر امروز چه کنند؟
نسل امروز نسلی است که در بسیاری از مسائل علمی، گوگل را مرجع نخست خود میداند و الزاماً سخن والدین را بدون بررسی نمیپذیرد.
وقتی والدین صرفاً بر آسیبهای روحی، روانی یا جسمی برخی رفتارها تأکید میکنند، ممکن است نوجوان با استناد به مقالات و پژوهشهایی که در اینترنت یافته است، این هشدارها را رد کند.
در چنین شرایطی، اگر علم تنها بر جنبههای فیزیولوژیک تمرکز کند و ابعاد روحی و معنوی انسان نادیده گرفته شود، زمینه برای توجیه برخی رفتارهای ممنوع فراهم خواهد شد.
در برخی رویکردهای روانپزشکی و روانشناسی معاصر نیز رفتارهایی که از منظر دینی گناه تلقی میشوند، لزوماً به عنوان اختلال روانی شناخته نمیشوند و ممکن است احساس گناه یا اضطراب ناشی از باورهای مذهبی به عنوان عامل ناراحتی فرد معرفی شود.
در چنین شرایطی، پدر یا مادری که تمام ابزار تربیتی خود را بر ترساندن فرزند از آسیبهای جسمی، مادی و روانی بنا کرده، ممکن است ناگهان با این واقعیت مواجه شود که استدلالهایش برای فرزند قانعکننده نیست.
به همین دلیل، تربیت جنسی که صرفاً بر ترس از پیامدهای مادی و دنیوی بنا شده باشد، نمیتواند پایهای محکم و پایدار ایجاد کند.
غریزه جنسی، لذتی درونی است و بخش مهمی از محرکهای آن نیز با ذهن و خیال ارتباط دارد. بنابراین برای مدیریت آن در خلوت و آشکار، به یک عامل درونی نیاز است؛ عاملی که بتواند در نبود والدین و در زمانی که هیچ نظارت بیرونی وجود ندارد، نقش بازدارنده داشته باشد.
این عامل، از نگاه این دیدگاه، چیزی جز ایمان به خدا و تقوای قلبی نیست.
ممکن است به جوان گفته شود فلان رفتار در آینده مانع فرزندآوری میشود؛ اما او با جستوجویی ساده در منابع علمی، مطالبی پیدا کند که با این ادعا سازگار نیست. در چنین وضعیتی، آگاهیبخشی مبتنی بر ادعاهای غیرواقعی یا ترسهای اغراقآمیز، اعتماد نوجوان را از بین میبرد.
ممکن است نوجوان با خود بگوید: «پدر و مادر یا مربی من نهتنها از علم روز اطلاع کافی ندارند، بلکه برای جلوگیری از لذت من به دروغ و بزرگنمایی متوسل میشوند.»
نتیجه چنین رویکردی فقط توقف نکردن رفتار نیست؛ بلکه اعتماد میان والد و فرزند نیز آسیب خواهد دید.
بنابراین وقتی گفته میشود آگاهیبخشی باید وجود داشته باشد، منظور این نیست که هر نوع آگاهیای کافی است. آگاهی باید در چارچوب شناخت حقیقت انسان و نظام آفرینش قرار گیرد، نه صرفاً در محدوده نگاه مادی و تجربی.
در نگاه توحیدی، حرمت یک گناه فقط به دلیل پیامدهای کوتاهمدت جسمی آن نیست؛ بلکه آثار آن بر روح انسان، سلب توفیق، ایجاد حجاب میان بنده و پروردگار و فاصله گرفتن از قرب الهی نیز مورد توجه قرار میگیرد.
از این رو، راهبرد اصلی آن است که به جای تکیه بر استدلالهای شکننده تجربی یا ترساندن فرزند از بیماریها و پیامدهایی که ممکن است در تحقیقات مختلف درباره آنها اختلاف وجود داشته باشد، باید ایمان، حیای الهی و احساس حضور خداوند را در وجود فرزند تقویت کرد.
غریزهای که ممکن است در خلوت ذهن و تن انسان فعال شود، برای مهار پایدار به یک نیروی درونی نیاز دارد؛ نیرویی که در این نگاه با تقوا و ایمان به خداوند شکل میگیرد و با این حقیقت قرآنی پیوند دارد:
«أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَیٰ»
آیا انسان نمیداند که خدا او را میبیند؟
امروزه بسیاری از رویکردهای تربیت جنسی بر دو پایه اصلی «نظارت بیرونی» و «آگاهیبخشی» یا ترکیبی از این دو بنا شدهاند.
اما اگر نظارت بیرونی به دلیل محدودیتهایش نمیتواند راهکار اصلی باشد و آگاهیبخشی ترسمحور نیز بدون یک عامل درونی قادر به ایجاد خویشتنداری پایدار نیست، این پرسش اساسی مطرح میشود:
پس الگوی جایگزین و راهکار اصیل برای تربیت و مدیریت غریزه جنسی چیست؟
پاسخ اصلی این دیدگاه روشن است: چون بخش مهمی از غریزه و لذت جنسی درونی است و محرکهای آن همیشه در کنترل ابزارهای بیرونی قرار نمیگیرند، مدیریت پایدار آن به یک عامل درونی نیاز دارد.
نظارت بیرونی میتواند نقش خود را داشته باشد، آگاهی نیز ضروری است، اما هیچیک به تنهایی کافی نیستند.
عامل اصلی، ایمان است؛ ایمانی که هم بازدارنده است و هم جهتدهنده.
صریح باید گفت تا زمانی که ایمان به عنوان نیرویی درونی در وجود انسان تقویت نشود، مدیریت این غریزه با اتکا به ابزارهای بیرونی بسیار دشوار خواهد بود.
اگر در کلاسها، وبینارها، کارگاهها یا کتابهای تربیت جنسی، حتی اشارهای جدی به تقویت ایمان، باور قلبی به خدا و نقش دین در مدیریت غرایز نشود، از این منظر، آن محتوا ناقص خواهد بود.
حتی فراتر از این، اگر کسی تربیت جنسی را صرفاً به چند تکنیک، نظارت یا آگاهیبخشی محدود کند، نشان میدهد که از نقش بنیادین ایمان در مدیریت غریزه غافل شده است.
بخشی از آموزشهایی که در حوزه تربیت جنسی به والدین ارائه میشود، ممکن است این تصور را ایجاد کند که شرکت در چند ساعت کارگاه یا دریافت مجموعهای از آموزشهای مقطعی، تمام ابزارهای لازم برای مدیریت رفتار فرزند را در اختیار والد قرار میدهد.
اما واقعیت این است که کششی با ماهیت درونی، که محرکهای آن همیشه در معرض نظارت کامل بیرونی قرار ندارند، بدون وجود یک عامل درونی بازدارنده و جهتدهنده، به طور کامل قابل مدیریت نخواهد بود.
پرسش جلسه آینده
در جلسه آینده به این پرسش اساسی پاسخ داده خواهد شد:
چه کسی این لذت و غریزه را در وجود انسان قرار داده است؟
پاسخ روشن است: خداوند متعال.
پس اگر خداوند این غریزه را در وجود انسان قرار داده است، چرا برای مدیریت آن باید تنها به سراغ ابزارها و نسخههایی رفت که از او جدا هستند؟
کد مطلب 2269628
-
طعم شیرین عدالت در دوران ظهور؛ وقتی ظلم از جهان رخت برمیبندد
-
پدر و مادرها بخوانند؛ چرا کنترل گوشی فرزندتان برای تربیت جنسی کافی نیست؟
-
احکام شرعی | آیا به لوازم تزیینی منزل خمس تعلق میگیرد؟
-
چرا جوانهای پولدار هم ازدواج نمیکنند؟ / موانعی که ازدواج جوانان را دشوار کرده است
-
چه اتفاقاتی پیش از ظهور امام زمان(عج) رخ میدهد؟ روایت ۸ نشانه مهم آخرالزمان