در نهایت، راز قدرت اجتماعی زیارت امام حسین(ع) در این است که دلها را فقط نرم نمیکند؛ دلها را به هم نزدیک میکند. فقط اشک نمیگیرد؛ اراده میسازد.
مبلغ – سرویس جامعه: در روزگاری که بسیاری از پیوندهای انسانی سست شده، فردگرایی به سبک زندگی غالب تبدیل شده و آدمها حتی در شلوغترین شهرها احساس تنهایی میکنند، سخن گفتن از یک تجربه دینی که بتواند هم دل فرد را آرام کند و هم جامعه را احیا کند، اهمیت ویژهای دارد. زیارت امام حسین(ع) از همین جنس است. این زیارت، صرفاً رفتن به یک مکان مقدس برای کسب ثواب شخصی نیست؛ بلکه ورود به یک میدان تربیتی بزرگ است که در آن انسان، هم خود را بازمییابد و هم نسبت خود را با دیگران، با امت، با تاریخ و با مسئولیت اجتماعیاش از نو تعریف میکند.
اگر زیارت را تنها به اشک ریختن، دعا خواندن و بازگشتن به خانه محدود کنیم، بخش بزرگی از حقیقت آن را ندیدهایم. البته اشک بر حسین(ع) و توسل به آن حضرت، خود گنجی عظیم و سرمایهای معنوی است؛ اما همین اشک، در مکتب عاشورا قرار نیست فقط احساسات فردی را تخلیه کند. اشک بر حسین(ع)، اگر درست فهمیده شود، باید به بیداری، تعهد، غیرت دینی، دردشناسی اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت دیگران منجر شود. از همینجاست که زیارت، از یک امر شخصی فراتر میرود و به پدیدهای جامعهساز تبدیل میشود.
امام حسین(ع) تنها متعلق به خلوتهای شخصی ما نیست؛ پیشوای قیام، اصلاح، بیداری و احیای جامعه است. خود آن حضرت در تبیین هدف قیام فرمودند: «إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی». این جمله، کلید فهم اجتماعی زیارت حسینی است. وقتی محور زیارت، شخصیتی است که دغدغهاش نجات جامعه از انحراف، ظلم، تحریف و بیتفاوتی بوده، طبیعی است که ارتباط با او نیز نمیتواند فقط در سطح یک حس شخصی باقی بماند. زیارت واقعی، یعنی نزدیک شدن به راه و روح امام. و راه امام حسین(ع)، راه تربیت انسانِ منزوی و بیتفاوت نیست؛ راه پرورش انسان مسئول، بصیر و اهل اقدام است.
یکی از نخستین رازهای قدرت اجتماعی زیارت امام حسین(ع)، ساختن «هویت مشترک» است. در زیارت، آدمها با همه تفاوتهای زبانی، قومی، اقتصادی و جغرافیایی، بر محور یک نام جمع میشوند: «یا حسین». این جمع شدن حول یک حقیقت قدسی، بسیار مهم است. جامعه فقط با همجواری فیزیکی ساخته نمیشود؛ جامعه زمانی جان میگیرد که آدمها احساس کنند به یک معنای مشترک، یک درد مشترک و یک مقصد مشترک تعلق دارند. زیارت حسینی دقیقاً چنین کاری میکند. میلیونها نفر در کنار هم قرار میگیرند، نه برای منفعت اقتصادی، نه برای رقابت سیاسی و نه برای نمایش قدرت فردی؛ بلکه برای اظهار محبت، وفاداری و تجدید عهد با امامی که رمز عدالت، آزادگی و کرامت است. همین اشتراک معنوی، پایه سرمایه اجتماعی میشود.
سرمایه اجتماعی، فقط اصطلاحی جامعهشناسانه نیست؛ در زندگی واقعی، یعنی اعتماد، همکاری، احساس تعلق، همدلی و آمادگی برای فداکاری در کنار یکدیگر. بسیاری از بحرانهای امروز جوامع، از کمبود همین سرمایه اجتماعی ناشی میشود. مردم به هم بیاعتماد میشوند، هر کس فقط نجات فردی خود را دنبال میکند، مسئولیت جمعی کمرنگ میشود و روح تعاون جای خود را به رقابتی فرساینده میدهد. اما در زیارت امام حسین(ع)، بهویژه در راهپیمایی اربعین، صحنهای خلاف این منطق شکل میگیرد. مردمی که شاید هیچ شناخت قبلی از یکدیگر ندارند، به هم خدمت میکنند، جای استراحت میدهند، غذا تعارف میکنند، به زائران خسته رسیدگی میکنند، از کودکان یکدیگر مراقبت میکنند و بدون چشمداشت، گره از کار هم باز میکنند. این فقط یک احساس خوب موقت نیست؛ این تمرین عملی جامعهسازی است.
موکبها را اگر فقط ایستگاههای پذیرایی ببینیم، باز هم سطح ماجرا را پایین آوردهایم. موکب در حقیقت یک واحد کوچک از تمدن مردمیِ مکتب حسینی است. در موکب، ثروتمند و فقیر کنار هم کار میکنند. کسی ظرف میشوید، کسی به زائران خسته خدمت میکند، کسی آب توزیع میکند، کسی از مهمان مراقبت میکند و کسی بینامونشان هزینه میدهد. اینجا جای نمایش طبقاتی نیست. آدمها یاد میگیرند که ارزش، به دیده شدن و برتر بودن نیست؛ به خدمت کردن است. این منطق، اگر از مسیر زیارت به متن زندگی اجتماعی منتقل شود، میتواند بسیاری از بیماریهای فرهنگی ما را درمان کند؛ بیماریهایی مانند خودنمایی، فردمحوری، مصرفزدگی و بیاعتنایی به رنج دیگران.
یکی دیگر از ابعاد جامعهساز زیارت، «تمرین خروج از خود» است. بخش مهمی از مشکلات اجتماعی، از همین خودمحوری آغاز میشود. وقتی انسان فقط آسایش، خواسته، منفعت و راحتی خود را اصل ببیند، طبیعی است که در خانواده، محیط کار، محله و جامعه هم نتواند نقشی سازنده داشته باشد. اما زیارت امام حسین(ع)، بهویژه وقتی با سختی راه، خستگی، ازدحام، گرما، کمخوابی و محدودیت همراه میشود، انسان را از دایره راحتطلبی بیرون میآورد. زائر یاد میگیرد که همیشه قرار نیست همهچیز مطابق میل او باشد. گاهی باید صبر کند، گاهی باید نوبت را رعایت کند، گاهی باید از حق کوچک خود بگذرد و گاهی باید به دیگری میدان بدهد. اینها ظاهراً امور کوچکیاند، اما از همین خُردهتمرینها، انسان اجتماعی ساخته میشود.
زیارت حسینی همچنین به انسان «حافظه تاریخی» میدهد. جامعهای که تاریخ مقاومت و حقیقتخواهی خود را فراموش کند، خیلی زود دچار سردرگمی و انفعال میشود. یکی از کارکردهای مهم زیارت، زنده نگه داشتن روایت حق در برابر روایت تحریفشده باطل است. زائر با رفتن به حرم سیدالشهدا(ع)، فقط به یک مکان مقدس نمیرود؛ او با یک حادثه تعیینکننده در تاریخ اسلام پیوند میخورد؛ حادثهای که به او یادآوری میکند دینِ بدون عدالت، عبادتِ بدون بصیرت و جامعهِ بدون امر به معروف و نهی از منکر، به انحراف کشیده میشود. این یادآوری تاریخی، جامعه را بیدار نگه میدارد. مردمی که هر سال با عاشورا و اربعین، حافظه مقاومت خود را مرور میکنند، کمتر تن به ذلت و بیحسی میدهند.
از سوی دیگر، زیارت امام حسین(ع) میدان «برابری انسانی» نیز هست. در فضای زیارت، بسیاری از مرزهای اعتباری رنگ میبازند. عنوانها، موقعیتها، مدرکها، شهرتها و تفاوتهای ظاهری، در برابر نسبت مشترک با سیدالشهدا(ع) کوچک میشود. این تجربه برای جامعه بسیار ارزشمند است. یکی از آفتهای زندگی اجتماعی، تکبر پنهان و فاصلهسازی میان آدمهاست. اما وقتی انسان ببیند که در راه حسین(ع)، همه محتاج لطف خدایند و همه در یک مسیر مشترک و فروتنانه قدم برمیدارند، فهم تازهای از برادری و برابری پیدا میکند. این فهم، اگر بهدرستی در جان انسان بنشیند، بعد از زیارت هم میتواند در رفتار او با همسر، فرزند، همکار، همسایه و مردم عادی اثر بگذارد.
قدرت اجتماعی زیارت، فقط در جمعیت میلیونی آن نیست؛ در «جهت» این جمعیت است. خیلی از تجمعها در دنیا بزرگاند، اما لزوماً جامعهساز نیستند. آنچه یک اجتماع را اثرگذار میکند، روح حاکم بر آن است. در زیارت امام حسین(ع)، روحی از محبت، ایثار، اخوت، تواضع و هدفداری جریان دارد. آدمها آمدهاند تا بگویند هنوز حقیقت، مظلومیت، عدالتخواهی و وفاداری به ارزشها برایشان مهم است. این اعلام جمعی، پیام بزرگی دارد: جامعه دینی هنوز زنده است؛ هنوز میتواند حول ارزشهای متعالی سازمان پیدا کند؛ و هنوز هم میشود بدون اجبار رسمی، بدون قراردادهای خشک و بدون منافع مادی، دلها را در یک مسیر هماهنگ کرد. این ظرفیت، برای هر جامعهای سرمایهای عظیم است.
باید به این نکته هم توجه کرد که زیارت، صرفاً «اجتماع» تولید نمیکند؛ بلکه «شبکه اخلاقی» میسازد. اجتماع، ممکن است زودگذر باشد؛ اما شبکه اخلاقی یعنی پیوندی که رفتارها را شکل میدهد. کسی که در مسیر زیارت، بارها خدمت بیمنت دیده، گذشت را تجربه کرده، احترام به دیگران را لمس کرده و کرامت انسانی را در عمل مشاهده کرده است، اگر این تجربه را آگاهانه دریافت کند، آن را با خود به خانه و شهرش میبرد. اینجاست که زیارت از سفر به سبک زندگی تبدیل میشود. زائر واقعی کسی نیست که فقط عکس، خاطره و سوغات بیاورد؛ کسی است که منش حسینی و تجربه همدلی را به محیط زندگیاش منتقل کند.
مثلاً اگر کسی در راه کربلا دیده که مردم چگونه به غریبهها خدمت میکنند، بعد از بازگشت نمیتواند نسبت به نیازمند محلهاش کاملاً بیتفاوت بماند. اگر در آن فضا، صبر بر سختی و رعایت حال دیگران را تمرین کرده، در رانندگی، در صف نانوایی، در اداره، در خانه و در فضای مجازی هم باید نشانهای از آن دیده شود. اگر در موکبها یاد گرفته که خدمت، افتخار است نه تحقیر، این فهم باید در مواجهه او با والدین، مهمان، همکار و مردم ضعیفتر بازتاب پیدا کند. جامعهسازی دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از تبدیل تجربه قدسی زیارت به رفتار روزمره.
زیارت امام حسین(ع) همچنین ظرفیت بالایی برای مقابله با «روزمرگیِ بیمعنا» دارد. یکی از بحرانهای انسان معاصر، تهی شدن زندگی از افق بلند است. بسیاری از آدمها در چرخه کار، مصرف، رقابت و خستگی گرفتار شدهاند و نمیدانند برای چه زندگی میکنند. زیارت، انسان را از این حبس روزمره بیرون میآورد و دوباره او را به یک افق متعالی وصل میکند. اما این اتصال، اگر فقط در حد یک حال خوب شخصی بماند، هنوز کامل نشده است. وقتی انسان فهمید که میتوان برای حقیقت زندگی کرد، برای ارزشها سختی کشید و برای عشق الهی از راحتی گذشت، آنگاه آماده میشود که در جامعه هم عنصری فعالتر باشد. جامعه را آدمهای دارای افق میسازند، نه آدمهای محصور در منفعت کوتاهمدت.
در این میان، اربعین نمونه برجستهای از بُعد اجتماعی زیارت است. اربعین نشان میدهد که چگونه یک عشق دینی میتواند در مقیاسی تمدنی، نظمی مردمی و خودجوش پدید آورد. میلیونها نفر حرکت میکنند، میزبانی میشوند، به هم خدمت میکنند و با وجود همه دشواریها، نوعی هماهنگی شگفتانگیز شکل میگیرد. این تجربه، برای جهان امروز که غالباً دین را امری صرفاً شخصی و منزوی معرفی میکند، پیام روشنی دارد: ایمان میتواند نیرویی سامانبخش برای حیات اجتماعی باشد؛ البته به شرط آنکه در مسیر صحیح خود فهمیده شود؛ یعنی ایمانی که انسان را از خودخواهی دور کند، نه اینکه او را متعصب، پرخاشگر یا بیتحمل بار بیاورد.
نکته مهم این است که جامعهساز بودن زیارت، خودبهخود و بدون خودمراقبتی، تأمل و تصمیم برای تغییر اتفاق نمیافتد. ممکن است کسی هم به زیارت برود و اشک هم بریزد، اما در بازگشت، همان آدم قبلی بماند؛ با همان تندی، همان بیمسئولیتی، همان خودخواهی و همان بیاعتنایی به حق مردم. پس صرف حضور جسمی در زیارت کافی نیست. آنچه زیارت را جامعهساز میکند، «زیارت آگاهانه» است؛ زیارتی که در آن، انسان از خود بپرسد: من با حسین(ع) چه نسبتی دارم؟ آیا فقط برای آرامش خود آمدهام یا میخواهم در مکتب او تربیت شوم؟ آیا حاضرم بعد از این سفر، سهمی در اصلاح رفتارم، خانوادهام و محیط اجتماعیام بپذیرم؟
اگر پاسخ این پرسشها جدی گرفته شود، زیارت میتواند به یک نقطه عطف تربیتی تبدیل شود. مادری که با روحیه حسینی از زیارت برمیگردد، در تربیت فرزند، صبورتر، باکرامتتر و مسئولانهتر عمل میکند. پدری که در این مکتب درس گرفته، نسبت به نان حلال، انصاف و حق خانواده حساستر میشود. جوانی که در این مسیر، معنای خدمت و همدلی را لمس کرده، در جمع دوستان و در فضای مجازی، کمتر به تحقیر، خودنمایی و بیرحمی رو میآورد. کسبهای که با دل حسینی برگردد، در معامله صادقتر میشود. کارمندی که حقیقت این زیارت را فهمیده باشد، پشت میز اداره با مردم مهربانتر و عادلانهتر رفتار میکند. این یعنی زیارت، اگر درست درک شود، ذرهذره جامعه را تغییر میدهد.
در نهایت، راز قدرت اجتماعی زیارت امام حسین(ع) در این است که دلها را فقط نرم نمیکند؛ دلها را به هم نزدیک میکند. فقط اشک نمیگیرد؛ اراده میسازد. فقط ثواب فردی نمیدهد؛ روح جمعی را احیا میکند. فقط انسان را از گناه خسته نمیکند؛ او را نسبت به درد جامعه بیدار میسازد. زیارت امام حسین(ع)، اگر با معرفت، ادب، ولایتمداری و مسئولیت همراه شود، مدرسهای برای ساختن انسانهایی است که میتوانند خانوادهای بهتر، محلهای مهربانتر، جامعهای منسجمتر و امتی بیدارتر پدید آورند.
پس چرا زیارت امام حسین(ع) فقط یک سفر فردی نیست؟ چون حسین(ع) فقط امام اشک نیست؛ امام بیداری، حرکت و اصلاح است. چون راه او فقط دل تنها را آرام نمیکند؛ دلهای پراکنده را به یک حقیقت مشترک پیوند میدهد. و چون هر جا میلیونها نفر، نه بر محور منفعت، بلکه بر محور محبت به حقیقت گرد هم بیایند، آنجا فقط یک مراسم شکل نگرفته است؛ بلکه ظرفیتی بزرگ برای جامعهسازی پدید آمده است. زیارت امام حسین(ع)، اگر با فهم، ادب و مسئولیت همراه شود، از جاده به زندگی میرسد و از حرم، تا ساختن جامعه امتداد پیدا میکند.
کد مطلب 2252268
-
وقتی میلیونها نفر یکدل میشوند؛ راز قدرت اجتماعی زیارت امام حسین(ع)
-
آیتالله بهجت برای وسعت رزق چه ذکری را توصیه میکرد؟
-
استوریموشن | با این مناجات، دل را به آرامش خدا بسپارید
