بجنورد_مرکز نفس دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی در عمر ۴ساله است تولد ۵۰۰ نوزادی را دید که جان دوباره ای به آن ها بخشیده شد و حالا «ماکان گلی» فرزند بجنورد، نماد سرزندگی نفس شده است.
خبرگزاری مهر_گروه استان ها،محدثه جوان دلویی؛«ماکان»نام تمام فرزندان سرزمین من است.غرور وغم از این نام می بارد!باور دارید «ماکان ها»چشمان پر رمز وراز وشادی دارند و شوق کودکانه با آرزوهای بسیاردر سیمای معصومانه شان خودنمایی می کند.این بار برای «ماکان»می نویسم اویی که اراده خداوند بر حضورش در این سرا بود و یک تصمیم مادر نفس دوباره ای به او بخشید.نازنین پسرکِ بجنوردی ها،«ماکان گلی»نماد مبارزه و استقامت برای زندگی است و امید را باید در نگاه او جست،همانی که با آمدنش زندگی مادر و پدر را جان دوباره ای داد. ماکان یکی از ۵۰۶فرزندی است که با اراده خداوندی و مهرمادری نفس گرفت.
معجزه
خانم گلی مادر ماکان بسیار مسرور از وجود این نعمت زیبای الهی در زندگی اش است واما دلش می خواهد این روزها هم صحبت مادر« ماکان جان نصیری»فرزند میناب شود وقصه اش را با این عنوان برایم تعریف کرد ؛«داستان زندگی من: معجزهای که به خانه ما آمد» خانم گلی می گوید:۲۷ سال دارم و سال ۱۳۹۰ زندگی مشترکم را آغاز کردم و مادر سه فرزند هستم که آخرین آنها، «ماکان»، زیباترین تغییر زندگی من شد.
او در برهه ای از زندگی که با بیماری های جسمی و مشکلات متعدد دست و پنچه نرم می کرد که متوجه بارداری سومش می شود و تصمیم خطرناکی می گیرد «شاید باورتان نشود در چه وضعیت روحی و جسمی بودم که تصمیم به سقط گرفته بودم. مشکلات قلبی داشتم، درگیر افسردگی شدیدی بودم و فشارهای مالی هم نفسمان را بریده بود. آن روزها چنان در ناامیدی غرق شده بودم که حتی دست به رفتارهای بسیار خطرناکی زدم؛ از ترس و بیاطلاعی، حتی سراغ داروهای قاچاق رفتم و سعی کردم با روشهای بسیار خطرناک در خانه، موجود بینوای در بطنم را از بین ببرم.
خانم گلی از یاد آوری آن روزها شرمگین است و می گوید: هر چقدر تلاش میکردم، انگار خدا نمیخواست و هر راهی را که میرفتم، به بنبست میرسیدم. انگار مقدر شده بود که این موجود به هر قیمتی در زندگی من بماند.

تلاش برای نابودی فسقلی بینوا
پرسیدم مرد زندگیتان چه او اصرار بر نبود این نعمت خدا دادی داشت که می گوید:نه اصلا او مخالف کارهای من برای ازبین بردنش بود اما وقتی دید خیلی اصرار دارم، با من همراه شد و حتی برای سقط به مراکز مختلفی رفتیم و اما انگار قرار بود این بچه به دنیا بیاید.
ما با هم و البته من با ناامیدی به مرکز بهداشت نزدیک منزلمان رفتم. آنجا من را به مرکز «نفس» و خانم «مقدسی» معرفی کردند. ماجراهای زیادی در آن مسیر گذشت، اما از آن روزی که با مرکز نفس آشنا شدم، مسیر زندگی من تغییر کرد،به قدری که یکی از آن روزها
به همسرم گفتم « میروم سونوگرافی؛ اگر قلب نداشت که هیچ، اما اگر صدای قلبش را شنیدم، دیگر حرفی نزن که تصمیمم را عوض نمیکنم و نگهش میدارم.» وقتی برگشتم، به همسرم گفتم: «صدای قلبش را شنیدم و تصمیم قطعیام این است که نگهش دارم.»
همسرم که انگار میخواست جدیت من را محک بزند، گفت: “حالا که خودت تصمیم گرفتی، پس خودت هم باید سختیهایش را بکشی. من کاری به حالت ندارم؛ اگر سرگیجه داری، حالت تهوع داری، نمیتوانی غذا درست کنی و کارهای منزل را انجام دهی یا بچهها را مدرسه ببری، همه اینها با خودت است.»
۳۰روز نفس گیر
قرار آقای گلی با همسرش این بود که دست به سیاه و سفید نزند تا ببینید مادر فرزندانش می تواند از عهده امورات منزل و فرزند سوم بربیاد؟
خانم گلی می گوید:آن ۳۰ روز واقعاً دوران سخت و نفسگیری بود.همسرم کمکم نمیکرد تا ببیند واقعاً پای حرفم میایستم یا نه. اما وقتی دید با وجود تمام آن سختیها و بیماریها، من سفت و سخت پای تصمیمم ایستادم، رفتارش عوض شد. انگار تازه متوجه شد که این بچه بخشی از وجود من شده است. از آن روز به بعد، او به بزرگترین حامی من تبدیل شد.
او ادامه می دهد:بعد ازهمسرم ،خانم «زهرا مقدسی»مسئول مرکز نفس که فراتراز یک درمانگر برایم خواهری کرد اوبا یادآوری این نکته که این فرزند، هدیهای از جانب خدا و فرصتی برای تجربه دوبارهی مادر شدن است، و اینکه این بچه ناخواسته که نیست بلکه خداخواسته است .دیدگاه من را کاملاً تغییر داد. او با همدلی و صحبتهای منطقی باعث شد از تصمیمم پشیمان شوم.
زیباترین صدا
اما لحظهای که تمام تردیدهای من را به کلی از بین برد، وقتی بود که برای اولین بار با خانم مقدسی به اتاق سونوگرافی رفتیم. در آن لحظه، برای اولین بار صدای تپش قلب جنین را شنیدم… آن صدای کوچک و منظم، برای من زیباترین و شیرینترین صدایی بود که تا به حال شنیده بودم. با وجود آن که دوبار دیگر هم این حس شنیدن صدای ضربان قلب فرزندانم را چشیده بودم اما این بار فرق می کرد.
خانم«گلی»همان لحظه بود که تمام تصمیمات ذهنی و ترسهایش فرو می ریزد و تصمیم می گیرد که با تمام توان از این «موجودِفسقلی» مراقبت کندو آن صدا، تنها دلیل نهایی او برای حفظ زندگی فرزندش می شود .

تولد ماکان
وبالاخره «ماکان»با فراز و نشیب های بسیاربه دنیا آمد.
خانم گلی می گوید:خدا را شکر میکنم که او نهتنها باری به دوش ما نگذاشت، بلکه دریچههای رزق و روزی را هم برایمان باز شد.از هنگام تولدش تاالان که ۱۸ماه می گذرد، وضعیت مالی همسرم به طرز چشمگیری بهتر شده و حالا به لطف خدا در جایگاهی هستیم که نه تنها محتاج کسی نیستیم، بلکه خودمان دست چند نفر دیگر را هم میگیریم و کمک میکنیم.
او تاکید می کند:همسرم حالا هر کاری میکند تا ماکان و بچههای دیگرمان هیچ کم و کسری نداشته باشند و واقعاً هوایِ مان را دارد.
او ادامه می دهد:دختر بزرگم، روژان خانم ۱۰ ساله است و بچه دومم محمد آقا ۷ سال دارد. وقتی ماکان به دنیا آمد، بچهها خیلی خوشحال شدند. خیلی برایم جالب است که میبینم با آمدن داداش کوچکشان، چقدر رفتارشان تغییرکرده و با مهربانی در نگهداری از ماکان به من کمک میکنند.
حامی سرسخت «نفس»
مادر «ماکان گلی» اکنون به یکی از حامیان سرسخت «نفس»در خراسان شمالی تبدیل شده است.
مادر ماکان ادامه می دهد:دلم میخواهد از این به بعد نه تنها یک حامی برای مرکز «نفس» باشم، بلکه به عنوان کسی که این مسیر سخت و خطرناک را با تمام وجود حس کرده، صدای دیگر مادرانی باشم که در ترس و ناامیدی گیر کردهاند.
خانم گلی خطاب به خانمهایی که قصد سقط فرزندشان را بنا به دلایلی دارند،می گوید:این مادران برایم عزیز هستند ومن هم مثل آن ها بودم؛ حتی خطرناکترین کارها را هم برای از بین بردن فرزندم انجام دادم. اما به این مادران میگویم: «تصمیمهای بزرگ زندگی را در لحظاتِ ترس و از روی ناچاری نگیرید.»
او ادامه می دهد:من فکر میکردم با حذف این بچه به آرامش میرسم، اما آرامش واقعی وقتی به خانه من آمد که این هدیه خدا را با جان و دل پذیرفتم. قبل از هر اقدامی، باید با مشاوران مرکز نفس صحبت کنند و اجازه ندهند ترس، فرصتِ تجربه کردنِ بزرگترین خوشبختی زندگیرا از آن ها بگیرد.
او تاکید می کند:این مادران نباید با داروهای ناشناخته یا روشهای خانگی، جان خودشان را به خطر بیندازید؛ چون پشیمانی و آسیبهای جسمی و روحیاش بسیار سنگین است.

داغدار ماکان میناب هستم!
خانم گلی این روزها دغدار غم ماکان فرزند جاویدالاثر میناب است ،او برایمان می گوید:وقتی اسم ماکان را شنیدم خیلی حس دردناکی در دلم ریخت وبارها بارها برای این فرزند وطن گریه کردم .امید وارم خدا به مادرش صبر زیاد بدهد خیلی علاقه دارم با مادرش ارتباط بگیرم اما نمی دانم چطور؟
فرزند آوری دغدغه مهم رهبرشهید
خراسان شمالی اولین مکانی بود که رهبر شهید انقلاب در آنجا از دغدغه فرزند آوری سخن گفتند و مرکز نفس دانشگاه علوم پزشکی خراسانی شمالی با هدف جلوگیری از سقط جنین و ارتقای سطح سلامت و باورهای مادران باردار نیازمند و محروم در سال ۱۴۰۱در بجنورد شکل گرفت «زهرا مقدسی »مامای باتجربه بیمارستان بنت الهدی و بهتر است بگوییم مادر دوم ۴۱۴فرزند «نفس »است.او دلسوزانه سالهای پایانی خدمتش را در کنار مادران باردار گذراند و به گفته مادر ماکان همانند یک مشاور وآگاه و دلسوز همراه تمام مراجعانش بود و۶۴۶مادر را از سقط منصرف کند.
«زهرا مقدسی »با وجود آن که چند روز قبل به افتخار بازنشستگی نایل آمد، اما همچنان در کنار مادران نفس به عنوان یک مشاور برای به ثمر رسیدن دغدغه رهبر شهیدانقلاب ،فعال است.
او از چالش های پیش روی مرکز نفس می گوید:یکی از مهمترین چالشهای مرکز نفس خراسان شمالی، محدودیت منابع مالی برای حمایت از مادران باردار کمبرخوردار است و با وجود تلاشهای مرکز در ارائه خدمات مشاورهای و حمایتی، محدودیت اعتبارات و نبود یک شبکه پایدار از خیرین و حامیان، امکان ارائه حمایتهای مالی مؤثر و مستمر را برای حمایت ازمادران نیازمند با دشواری مواجه کرده است.
تولد ۵۰۹ فرزند
طبق آمارها از بهمن ۱۴۰۱تا پایان تیرماه امسال،۷۳۲مادر برای سقط جنین به مرکزمراجعه کردند و ۶۸۵ مادر با راهنمایی های مشاوران مرکز از سقط انصراف دادند و تولد۵۰۹ فرزند هم باحمایت مرکز نفس متولد شدند.
خراسان شمالی طبق آمارها هم استان جوانی است وهم با ابر چالش جوانی جمعیت در سال های آینده رو به رو خواهد شد.
دستاورد ذی قیمت دفاع سوم
رهبر عظیم انقلاب اسلامی امام سید مجتبی خامنه ای در اردیبهشت ماه و در پاسخ به دغدغه مهم فعالان عرصه جوانی جمعیت عنوان کردند، افزایش جمعیت، نسبت مستقیمی با تداوم قدرت و پیشرفت ایران دارد.ایشان در بخشی از پاسخ به نامه فعالان جمعیت در اردیبهشت ماه عنوان کردند:« از جمله دستاوردهای ذیقیمت دفاع مقدس سوم و نعمت عظیم بعثت بینظیر ملت که بر همگان آشکار شده، برآمدن ایران در مُستَوای قدرتی بزرگ و تأثیرگذار است. بیشک استمرار این وضع و وصول به درجهی مطلوبتری از آن، نسبت مستقیمی با مسئلهی جمعیت مییابد. به مسئلهی لزوم افزایش جمعیت، گاه از منظر لزوم جبران کاستیهای ناشی از بعضی سیاستهای گذشته نگریسته میشود؛ ولی افزون بر آن، با پیگیری مجدّانهی سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقشآفرینیهای بزرگ و جهشهایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد.»
کد مطلب 6902020
-
ایجاد سد ایمنی با واکسیناسیون رایگان دامهای منطقه حفاظتشده کوه پوزک
-
آموزش مجازی نمیتواند جایگزین آموزش حضوری شود
-
واریز یارانه کودهای فسفاته و پتاسه به حساب کشاورزان سیستان وبلوچستان
-
روایتگری چندزبانه پیامآوران ایثار در مرزهای اربعینی
-
تقویت مهارتآموزی و کارآفرینی ایتام
-
۱۰۰ هزار دستگاه خودرو در شهرستان مهران پارک شده است
-
خراسان جنوبی مهیای اربعین؛ از پذیرایی زائران در عراق تا خدمات پروازی
-
جزئیات مراسم تشییع شهید خلبان مجید کاظمی در شیراز
-
شکاف بازار کاغذی و فیزیکی نفت؛ هشدار به کمبود پنهان در عرضه جهانی
-
پلمب ۲ واحد صنفی متخلف در چاراویماق
-
روزنامههای ورزشی چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح چهارشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی سهشنبه ششم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی سهشنبه ششم مرداد ۱۴۰۵
- قیمت شیشه سکوریت
- سفیر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- دوربین مداربسته
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- بلیط هواپیما
- پرشین هتل
- نمایندگی بوش در تهران
- بهترین جراح بینی
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز

