وقتی با عادل فردوسی پور اینگونه رفتار می کنید به سرمایه اجتماعی نظام ضربه می زنید/ هنر حاکمیت آن است که از ظرفیت چهره های خاکستری استفاده کند

وقتی با عادل فردوسی پور اینگونه رفتار می کتید به سرمایه اجتماعی نظام ضربه می زنید/ هنر حاکمیت آن است که از ظرفیت چهره های خاکستری استفاده کند

یک نفر می‌تواند هم به کشورش وفادار باشد و هم منتقد سیاست‌های آن؛ هم به ارزش‌های بنیادین پایبند باشد و هم تصمیمی را نادرست بداند. هنر حکمرانی، توانایی فهم و مدیریت این پیچیدگی است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت: گاهی فردی که سال‌ها با دانش، تخصص و اعتبار حرفه‌ای برای خود سرمایه اجتماعی ساخته است، ناگهان برمبنای یک موضع، یک جمله یا حتی یک ارتباط قضاوت می‌شود.

ماجرای کنار گذاشتن عادل فردوسی‌پور از برنامه «نود» شبکه سه صداوسیما و محدودیت‌هایی که پس از آن با آن مواجه شد، صرف‌نظر از داوری درباره خود او، از همین زاویه قابل تأمل است.

واقعا چرا در مواجهه با سرمایه‌های اجتماعی، حذف و طرد به کار گرفته می‌شود؟ آدم‌های خاکستری، حلقه اتصال جامعه‌اند. آنها می‌توانند میان بخش‌های مختلف جامعه و حاکمیت پل بزنند، سوءتفاهم‌ها را کاهش دهند و مانع دوقطبی شوند. حکمرانی موفق، هنر مدیریت تفاوت‌هاست. جامعه قدرتمند، جامعه‌ای نیست که همه افرادش مثل هم فکر کنند؛ جامعه‌ای است که افراد متفاوت بتوانند در چارچوب قانون، کنار هم زندگی و فعالیت کنند. قانون هم‌زمانی قدرت می‌آفریند که شفاف، عمومی و قابل دفاع باشد.

تصمیم‌های مبهم، حتی اگر با نیت اصلاح گرفته شوند، می‌توانند نتیجه معکوس داشته باشند، چون در ذهن جامعه این پرسش شکل می‌گیرد که آیا معیارها برای همه یکسان است یا نه. مساله البته فقط بستن برنامه «فوتبال ۳۶۰» یا عادل فردوسی‌پور نیست.

اینها تنها نمونه‌هایی هستند که یک مساله بزرگ‌تر را به ما یادآوری می‌کنند که حکمرانی چگونه با نیروهای میانی جامعه مواجه می‌شود. جامعه را نه افراطی‌ترین موافقان می‌سازند و نه تُندترین مخالفان. ستون‌های اصلی آن، همان آدم‌های خاکستری‌اند که نقد می‌کنند، اما تعلق خود را از دست نداده‌اند و هنوز می‌خواهند در چارچوب همین کشور اثرگذار باشند. اگر این گروه احساس کنند جایگاهی در عرصه عمومی ندارند، نخستین زیان آن متوجه خود حکمرانی خواهد شد.

هنر حکمرانی، تبدیل سرمایه‌های اجتماعی به مساله امنیتی یا سیاسی نیست. صریح بگویم؛ اشک‌های عادل فردوسی‌پور را میلیون‌ها نفر دیدند و با او همذات‌پنداری کردند. در علم ارتباطات به این پدیده «انتقال عاطفه» می‌گویند؛ احساسی که از یک فرد فراتر می‌رود و به برداشت عمومی از یک نهاد یا یک نظام تصمیم‌گیری سرایت می‌کند. وقتی افکار عمومی احساس کند با یک شخصیت محبوب و خوشنام منصفانه رفتار نشده است، این احساس فقط متوجه آن فرد نمی‌ماند، بلکه به تصویر حکمرانی نیز تعمیم پیدا می‌کند.

اگر هزینه‌های ارتباطی چنین تصمیم‌هایی به اندازه هزینه‌های حقوقی و اداری آنها دیده می‌شد، شاید مسیرهای کم‌هزینه‌تر و عاقلانه‌تری انتخاب می‌شد. آنچه در روزهای اخیر بیش از خود ماجرا اهمیت داشت، واکنش جامعه بود. کافی بود شبکه‌های اجتماعی را مرور کنید. بسیاری از کسانی که ماه‌ها سکوت کرده بودند، درباره عادل نوشتند. نه از سر علاقه به فوتبال، بلکه چون در او تصویری از خود می‌دیدند. انسانی که بدون رانت و وابستگی، با دانش، تلاش و پشتکار به جایگاه اجتماعی رسیده است. چنین چهره‌ای برای نسل جوان فقط یک مجری تلویزیونی نیست، نشانه‌ای است از اینکه هنوز می‌توان با شایستگی پیش رفت. به همین دلیل، وقتی چنین سرمایه‌ای آسیب می‌بیند، بسیاری این پیام را دریافت می‌کنند که مسیر تلاش و شایستگی، آن‌گونه که تصور می‌کردند، امن و پایدار نیست. درست یا نادرست، این همان برداشتی است که در افکار عمومی شکل می‌گیرد و در حکمرانی، ادراک عمومی گاه به اندازه خود واقعیت اثرگذار است.

17302

کد مطلب 2254360

  • طلاین
  • وقتی با عادل فردوسی پور اینگونه رفتار می کنید به سرمایه اجتماعی نظام ضربه می زنید/ هنر حاکمیت آن است که از ظرفیت چهره های خاکستری استفاده کند

    وقتی با عادل فردوسی پور اینگونه رفتار می کنید به سرمایه اجتماعی نظام ضربه می زنید/ هنر حاکمیت آن است که از ظرفیت چهره های خاکستری استفاده کند