وصیتنامه در فقه اسلامی و نظام حقوقی، ابزاری برای تعیین تکلیف بخشی از اموال و امور فرد پس از وفات است؛ اما این اختیار حدود مشخصی دارد و نمیتوان با وصیت، حقوق قانونی ورثه را نادیده گرفت. وصیت تملیکی و عهدی، هر یک احکام و شرایط خاص خود را دارند و مهمترین محدودیت مالی آن، قاعده یکسوم ترکه است؛ به این معنا که وصیت نسبت به مازاد بر یکسوم، در صورت نبود اجازه ورثه نافذ نخواهد بود. آگاهی از این احکام میتواند از بروز اختلافات میان بازماندگان و شکلگیری دعاوی حقوقی پس از فوت جلوگیری کند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، وصیت یکی از نهادهای مهم در فقه و حقوق است که به افراد امکان میدهد درباره بخشی از اموال و امور خود برای دوران پس از فوت تصمیمگیری کنند. واژه «وصیت» از ریشه «وصی» گرفته شده و در لغت به معنای عهد، سفارش، فرمان دادن و رسیدگی به امور شخص پس از غیبت یا فوت او به کار رفته است.
بنابر روایت نشر معارف اهل بیت(ع)، در اصطلاح فقه و حقوق، وصیت به این معناست که فرد، انتقال عین مال یا منفعت آن را برای پس از فوت خود به شخصی دیگر یا در جهت امور عمومی و خیرخواهانه مورد سفارش قرار دهد. سندی که این اراده در آن ثبت میشود، «وصیتنامه» نام دارد و به موجب آن، موصی یا وصیتکننده میتواند شخص یا اشخاصی را برای اداره اموال، انجام امور مشخص یا بهرهمند شدن از داراییهایش پس از مرگ تعیین کند.
انواع وصیت
وصیت در قانون به دو نوع وصیت تملیکی و وصیت عهدی تقسیم میشود که هر یک آثار و شرایط حقوقی متفاوتی دارند.
وصیت تملیکی
وصیت تملیکی عبارت است از اینکه شخص، عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان پس از فوت، به صورت مجانی به دیگری تملیک کند. به این ترتیب، فرد میتواند تا حدود مقرر قانونی درباره بخشی از اموال خود برای پس از مرگ تصمیم بگیرد.
برای مثال، ممکن است فرد وصیت کند بخشی از اموالش برای ساخت مدرسه، دانشگاه، مسجد، مکان ورزشی یا سایر امور عامالمنفعه اختصاص یابد.
در این نوع وصیت، به شخصی که وصیت میکند «موصی»، به شخصی که وصیت به نفع او انجام شده است «موصیله» و مالی که موضوع وصیت قرار گرفته «موصیبه» گفته میشود.
در وصیت تملیکی، تملیک با قبول موصیله پس از فوت موصی تحقق پیدا میکند؛ بنابراین قبول وصیت پیش از فوت موصی اثر حقوقی لازم را ندارد. از سوی دیگر، موصی میتواند تا پیش از فوت از وصیت خود رجوع کند، حتی اگر موصیله مال مورد وصیت را قبض کرده باشد.
اگر موصیله پیش از فوت موصی، وصیت را رد کند، این رد مانع آن نیست که پس از فوت، وصیت را بپذیرد. همچنین اگر موصیله پس از فوت موصی وصیت را قبول و قبض کند، دیگر نمیتواند آن را رد کند.

وصیت برای امور عامالمنفعه
در صورتی که وصیت برای امور عامالمنفعه، مانند کمک به فقرا و نیازمندان انجام شده باشد، قبول وصیت از سوی آنان شرط نیست. همچنین اگر وصیت به نفع فرد صغیر یا مجنون باشد، قبول یا رد وصیت بر عهده ولی او خواهد بود.
تا زمانی که موصیله درباره قبول یا رد وصیت تصمیم نگرفته است، وضعیت مال مورد وصیت تابع مقررات مربوط خواهد بود و در مواردی که تأخیر در تصمیمگیری موجب ورود ضرر به ورثه یا اموال شود، حاکم میتواند موصیله را به اعلام تصمیم خود دعوت کند.
وصیت عهدی
وصیت عهدی عبارت است از اینکه شخص، یک یا چند نفر را برای انجام امر یا امور مشخص یا انجام تصرفاتی پس از فوت خود مأمور کند.
برای نمونه، فرد میتواند شخصی را به عنوان وصی تعیین کند تا پس از مرگ او بدهیهایش را پرداخت کند یا امور مشخصی را که در وصیتنامه تعیین شده است، انجام دهد.
در وصیت عهدی، شخصی که به موجب وصیت برای انجام امور مشخص یا سرپرستی و اداره برخی امور تعیین میشود، «وصی» نام دارد. وصیتکننده میتواند فرد یا افرادی را برای اداره بخشی از اموال یا سرپرستی امور مشخص، از جمله امور مربوط به فرزندان، پس از فوت خود تعیین کند.
تفاوت اصلی این نوع وصیت با وصیت تملیکی در این است که در وصیت عهدی، موضوع اصلی تعیین مأمور برای انجام یک امر است، در حالی که در وصیت تملیکی، بخشی از مال یا منفعت آن پس از فوت موصی به دیگری تملیک میشود.
تفاوت وصیت تملیکی و وصیت عهدی
از نظر ماهیت حقوقی، درباره وصیت تملیکی اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن را عقد و برخی دیگر آن را در شمار ایقاعات قرار میدهند. در مقابل، وصیت عهدی بدون تردید در زمره ایقاعات قرار میگیرد.
وصیت همچنین با دو ویژگی مهم همراه است: معلق بودن آثار آن بر فوت موصی و قابل رجوع بودن آن. علاوه بر این، وصیت اصولاً ماهیت مجانی دارد و نمیتوان آن را به گونهای تنظیم کرد که در قالب یک معامله و در برابر عوض قرار گیرد.
محدودیت وصیت به یکسوم اموال
یکی از مهمترین محدودیتهای قانونی در زمینه وصیت، میزان مالی است که شخص میتواند درباره آن تصمیمگیری کند.
وصیتکننده نمیتواند نسبت به تمام اموال خود، بدون توجه به حقوق ورثه، هر تصمیمی که بخواهد اتخاذ کند. برای مثال، اگر شخصی بخواهد تمام دارایی خود را به یکی از ورثه یا شخص دیگری اختصاص دهد، وصیت او نسبت به بیش از یکسوم ترکه، بدون اجازه ورثه نافذ نخواهد بود.
بنابراین، وصیت متوفی اصولاً تا میزان یکسوم ترکه نافذ است و اجرای وصیت نسبت به مازاد بر یکسوم، منوط به اجازه ورثه خواهد بود. اگر برخی از ورثه مازاد بر یکسوم را تنفیذ کنند، این اجازه تنها نسبت به سهم همان وارث اثر خواهد داشت.
این قاعده در مورد شخص بدون وارث نیز مطرح است، هرچند در موارد مربوط به امور خیریه، مقررات خاصی قابل توجه است و شخص بلاوارث میتواند درباره اختصاص اموال خود به امور خیریه وصیت کند.
شرایط وصیتکننده؛ موصی
وصیتکننده باید دارای اهلیت قانونی بوده و مجاز به تصرف در اموال خود باشد. همچنین موصی میتواند از وصیت خود رجوع کند و وصیت دیگری تنظیم کند. در صورت تعارض میان وصیتهای متعدد، وصیت متأخر میتواند در حدود مقررات قانونی ملاک عمل قرار گیرد.
در خصوص وصیت شخصی که اقدام به خودکشی یا اعمالی منتهی به جراحت و از بین رفتن خود کرده و در همان وضعیت وصیت میکند نیز قانون شرایط خاصی را مورد توجه قرار داده است. در صورتی که این اقدامات در نهایت منجر به فوت او شود، وصیت وی باطل خواهد بود؛ اما اگر زنده بماند، وصیت او نافذ خواهد بود.
شرایط وصی
موصی میتواند یک یا چند وصی تعیین کند. در صورت تعدد اوصیا، اصل بر این است که آنان به صورت مشترک به وصیت عمل کنند؛ مگر اینکه موصی صراحتاً استقلال هر یک را در انجام امور مقرر کرده باشد.
بنابراین، اگر وصایت به صورت اجتماعی و مشترک تعیین شده باشد، تصمیمگیریها باید با مشارکت اوصیا انجام شود و اقدام یکی از آنها به تنهایی نافذ نخواهد بود، مگر اینکه سایر اوصیا آن اقدام را تنفیذ کنند.
شرایط موصیبه
«موصیبه» همان مال یا موضوعی است که وصیت درباره آن انجام شده است. موصیبه باید دارای مالیت و منفعت عقلایی باشد و قابلیت نقل و انتقال داشته باشد. همچنین باید در مالکیت موصی باشد و متعلق به شخص دیگری نباشد.
وصیت نسبت به مال نامشروع فاقد اعتبار قانونی است. همچنین موصی نمیتواند مالی را که متعلق به دیگری است، موضوع وصیت قرار دهد؛ حتی اگر مالک آن مال پیش از تنظیم وصیت اجازه چنین کاری را داده باشد.
در عین حال، وصیت نسبت به چیزی که در آینده موجود خواهد شد نیز در موارد مقرر میتواند صحیح باشد. برای نمونه، وصیت نسبت به حمل موجود در رحم، مشروط به این است که حمل زنده متولد شود.
همچنین موصی فقط تا میزان یکسوم ترکه میتواند بدون نیاز به اجازه ورثه وصیت کند و وصیت نسبت به مازاد بر یکسوم، نیازمند تنفیذ ورثه است.
شرایط موصیله
موصیله، شخصی است که وصیت به نفع او انجام شده است. برای اینکه موصیله بتواند مالک مال یا منفعت مورد وصیت شود، باید شرایط قانونی لازم را داشته باشد.
در مورد حمل نیز شرط اساسی، زنده متولد شدن اوست. بنابراین، اگر حمل زنده متولد شود، میتواند در حدود مقررات قانونی مالک مال مورد وصیت شود.
در صورتی که حمل در اثر جنایت سقط شود، وضعیت اموال تابع مقررات مربوط خواهد بود و ممکن است اموال به ورثه او برسد؛ البته این امر مشروط به آن است که جرم ارتکابی، مانع ارث بردن ورثه نباشد. برای مثال، اگر ورثه با قصد و عمد و به منظور دستیابی به اموال، موجب از بین رفتن حمل شوند، مقررات مربوط به موانع ارث نیز میتواند مطرح شود.
در مجموع، وصیت ابزاری قانونی برای تعیین تکلیف بخشی از اموال و امور فرد پس از فوت است؛ اما اعمال این اختیار مطلق نیست و قانون برای حمایت از حقوق ورثه و سایر اشخاص ذینفع، شرایط و محدودیتهایی از جمله اهلیت موصی، شرایط موصیبه، وضعیت موصیله و محدودیت یکسوم ترکه را در نظر گرفته است.
کد مطلب 2283067
-
وصیتنامه در فقه اسلامی و قانون چه جایگاهی دارد؟؛ حدود اختیار موصی و حقوق ورثه
-
اگر تسبیحات اربعه را فراموش کنیم، نماز باطل میشود؟ | حکم خواندن حمد در رکعت سوم و چهارم
-
قرآن درباره والدین چه میگوید؟ از همردیفی شکر پدر و مادر با شکر خدا تا هشدار درباره عاق والدین