در آموزههای اسلامی، محبت و رضایت الهی با ادعا قابل تشخیص نیست، بلکه از نشانههایی مانند انجام واجبات، دوری از گناه، محبت به اولیای الهی و رشد معنوی شناخته میشود. امام باقر(ع) نیز در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان از محبت خداوند آگاه شد، بر رجوع به قلب و محبت نسبت به دوستان خدا تأکید کردهاند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پرسش از اینکه «چگونه میتوان فهمید خداوند انسان را دوست دارد و از اعمال او راضی است؟» از جمله دغدغههای همیشگی مؤمنان و جویندگان حقیقت است. آموزههای قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع) نشان میدهد که محبت و رضایت الهی نشانههایی دارد که در ایمان، عمل صالح، دوری از گناه و محبت به اولیای خدا نمایان میشود.
در همین راستا استاد شیخ حسین انصاریان در پاسخ به این پرسش گفتند: امام محمدباقر(ع) معیار مهمی را برای شناخت این محبت الهی بیان کردهاند که میتواند راهنمایی برای ارزیابی مسیر معنوی هر انسان باشد.
سؤال شما از دوستی خداوند به دو صورت قابل فهم است: یکی آن که علامت محبت الهی به بندگان و آفریده گان خود چیست و دیگر آن که نشانه های محبت او نسبت به یک بنده خاص چه چیزی است؟
پاسخ امام باقر علیه اسلام
همین سئوال را مردی از امام باقرعلیه السلام پرسید امام در پاسخ فرمود: به قلبت رجوع کن و ببین که آیا دوستان خدا را در دل دوست داری یا خیر؟ اگر چنین محبتی را در خویش یافتی بدان که پروردگار نیز تو را دوست می دارد. اصول کافی، ج 2، ص 126، باب حُبّ الله.
نشانه های دوستی خداوند
سؤال شما از دوستی خداوند به دو صورت قابل فهم است: یکی آن که علامت محبت الهی به بندگان و آفریدهگان خود چیست و دیگر آن که نشانههای محبت او نسبت به یک بنده خاص چه چیزی است؟
در مورد مسئله اول نشانه های بسیاری از حضور محبت خدا نسبت به بندگان می توان به دست آورد. حالات روحی، روانی ما می تواند نشان دهنده آن باشد. حقیقت این است که ما تا به کسی ارادت و محبتی نداشته باشیم، به دیدارش نمی رویم، او را به مهمانی دعوت نمی کنیم، از سخن گفتن با او اکراه داریم، تلفنی برای جویا شدن از احوالش نمی زنیم. وجود هر یک از این اعمال نزد ما گویای محبتی درونی به طرف مقابلمان است. بنابراین با همین قیاس کوچک می توانیم پی به رابطه محبت آمیز خداوند با خویش ببریم. قرآن این کتاب بزرگ الهی، آیا برای کسی جز انسان فرستاده شده؟ آیا دعوت به عبادت به ویژه نماز و روزه آن هم در مواقع خاص، مفهومی جز محبت پروردگار دارد؟ آیا این خدا نیست که از رگ گردن به ما نزدیک تر و بین قلب ما و خود ما قرار دارد؟
دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجبتر که من از وی دورم
امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابوحمزه ثمالی درباره این محبت خداوندی که تمامی عالم را فراگرفته، بسیار سخنان نغزی آورده است. در جایی از این دعا میفرماید:
«الحمد لله الذی أنادیه کلما شئتُ لحاجتی و أخلوا به حیث شئت لسرّی بغیر شفیع فیقضی لی حاجتی… و الحمد لله الذی تحبّب الیّ و هو غنی عنّی»
امام، خدا را شکر کرده و می گویند: سپاس خدایی را که هر وقت خواستم او را برای رسیدن به حاجتی مخاطب ساختم و هر میل داشتم، بدون واسطه شفاعت کسی با او خلوت کردم و او حاجت را به جا آورد. سپاس خدایی را که به من محبت و نیکویی کرد، در حالی که کمتر نیازی به من نداشت.
در مورد مسئله دوم: بهترین راهی که می توان فهمید که آیا خداوند مرا دوست دارد، این است که به قلب خود رجوع کرده و ببینم: آیا من او را دوست دارم و به آنچه برای من پسندیده و از من خواسته، راضی بوده و عشق می ورزم؟ با او بودن و راز و نیاز با او را بهتر می پسندم و بر کارهای دیگر ترجیح می دهم؟ آیا دوستان او و نشانه های وی را دوست دارم؟
واضح است که خداوند با انجام فرائض و اعمالی که به آنها امر فرموده (مثل نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، احترام به والدین و…) خشنود است و از منهیات ناراضی.
در روایتی از حضرت امام باقر علیه السلام همین معنا را می یابیم:
خدا سه چیز را در سه چیز دیگر پوشانده:
اول: خشنودی اش را در طاعتش قرار داده، پس هیچ طاعتی را کم مشمار، شاید رضایت خدا در آن طاعت باشد.
دوم: خشمش را در معصیت پوشانده، پس معصیتی را ناچیز مشمار، شاید خشم او در آن معصیت باشد.
سوم: اولیائش را در مردمان پنهان کرده، پس کسی را تحقیر مکن! شاید همو ولی خدا باشد. بحارالانوار، ج 75، ص 187، حدیث 27.
بنابر این وقتی به کار خوبی دست می زنید و نیت قربة الی الله می کنید، در مسیر رضای الهی قرار گرفته اید اما؛ وقتی به کار ناشایستی دست می زنید، از این رضایت دور شده اید.
منبع : عرفان
کد مطلب 2249728
-
نشانههای محبت و رضایت خداوند چیست؟
-
خاطرات علما | سؤال از مرحوم علامه جعفری: چه شد که به این کمالات رسیدید؟!
-
احکام شرعی | اگر وسط نماز متوجه نجس بودن لباس شویم، تکلیف چیست؟
-
بشنوید| چگونه محبت اهلبیت را در وجود فرزندان نهادینه کنیم؟
-
خاطرات علما | سؤال از مرحوم علامه جعفری: چه شد که به این کمالات رسیدید؟!
