میراث ادبی در تجربه روزمره شهروندان بازخوانی می‌شود

رئیس سازمان زیباسازی شهر تهران، در حاشیه آیین «حافظ در حافظه شهر»، درباره نقش هنر شهری در تقویت تعلق شهروندان، انتقال بین‌نسلی میراث فرهنگی، ارتقای کیفیت تجربه زیستن در شهر و ضرورت توجه به ابعاد انسانی و فرهنگی مدیریت شهری توضیح و به سوالاتی در این زمینه پاسخ داد.

مهدی مذهبی

به گزارش همشهری آنلاین: مهدی مذهبی در آغاز این گفتگو گفت: «حضور ادبیات فارسی در فضاهای عمومی می‌تواند به تقویت حافظه جمعی، افزایش تعلق به مکان و شکل‌گیری تجربه‌ای فرهنگی از زندگی شهری کمک کند. سازمان زیباسازی شهر تهران با اجرای قطعات خوشنویسی‌شده اشعار حافظ در خیابان حافظ، در پی ایجاد پیوندی میان میراث ادبی ایران و زندگی روزمره شهروندان است؛ اقدامی که می‌تواند زمینه‌ساز توجه بیشتر به ظرفیت‌های فرهنگی فضاهای شهری و نقش آن‌ها در شکل‌گیری هویت و خاطره جمعی باشد.»

چه نسبتی میان حافظه جمعی شهروندان و مداخلات فرهنگی در فضاهای شهری وجود دارد؟

بخش مهمی از خاطرات ما با مکان‌ها گره خورده است. یک خیابان، میدان یا فضای عمومی ممکن است به واسطه یک اتفاق تاریخی، یک اثر هنری، یک شخصیت فرهنگی یا تجربه‌ای مشترک، جایگاه ویژه‌ای در ذهن مردم پیدا کند. به همین دلیل، شهر فقط مجموعه‌ای از فضاهای فیزیکی نیست؛ بلکه بستری برای شکل‌گیری و تداوم خاطرات فردی و جمعی است. مدیریت شهری می‌تواند با شناخت این ظرفیت، به تقویت پیوند میان فضاهای عمومی و حافظه فرهنگی جامعه کمک کند. آثار هنری و ادبی، اگر با دقت انتخاب و متناسب با محیط اجرا شوند، می‌توانند به یادآوری روایت‌های تاریخی و فرهنگی و انتقال آن‌ها به نسل‌های بعد کمک کنند. شعر حافظ نمونه‌ای از سرمایه‌های فرهنگی است که در حافظه تاریخی ایرانیان جایگاهی ماندگار دارد. حضور این اشعار در فضای شهری، فرصتی برای بازخوانی این میراث در بستر زندگی امروز فراهم می‌کند. هدف آن است که شهروندان بتوانند در جریان فعالیت‌های روزانه خود، با بخشی از حافظه ادبی و فرهنگی جامعه ارتباط برقرار کنند.

حضور آثار ادبی و هنری چه تأثیری بر احساس تعلق شهروندان به شهر دارد؟

احساس تعلق به شهر زمانی تقویت می‌شود که شهروندان بتوانند میان محیط زندگی خود و خاطرات، ارزش‌ها و هویت فرهنگی‌شان ارتباط برقرار کنند. کیفیت فضا، امکان استفاده از آن، خاطره‌های مشترک و نشانه‌های فرهنگی، همگی در شکل‌گیری این احساس نقش دارند. یک اثر هنری زمانی می‌تواند در این مسیر مؤثر باشد که صرفاً عنصری منفرد در محیط نباشد، بلکه با ویژگی‌های مکان و تجربه مردم ارتباط برقرار کند. برای مثال، حضور اشعار حافظ در خیابان حافظ، میان نام مکان و یکی از چهره‌های برجسته فرهنگ ایران ارتباطی قابل‌درک ایجاد می‌کند. این پیوند می‌تواند به متمایزشدن تجربه شهروندان از یک مکان و تقویت ارتباط ذهنی آن‌ها با محیط کمک کند. البته تعلق مکانی با نصب چند اثر به‌تنهایی شکل نمی‌گیرد؛ کیفیت طراحی، تداوم برنامه‌ها، دسترس‌پذیری فضا و ارتباط واقعی مردم با آن نیز اهمیت دارد. نگاه ما این است که فضاهای عمومی تهران، علاوه بر پاسخ‌گویی به نیازهای عملکردی شهر، ظرفیت بیشتری برای ایجاد خاطره، ارتباط و تجربه فرهنگی داشته باشند.

آیا می‌توان حضور هنر و ادبیات را بخشی از کیفیت زندگی شهری دانست؟

کیفیت زندگی شهری ابعاد مختلفی دارد. دسترسی به خدمات، حمل‌ونقل مناسب، ایمنی و کیفیت محیط فیزیکی ضروری‌اند؛ اما تجربه زندگی در شهر به این عوامل محدود نمی‌شود. امکان استفاده از فضاهای عمومی مطلوب، مواجهه با هنر، تجربه زیبایی و دسترسی به فرصت‌های فرهنگی نیز در کیفیت زیستن شهروندان اهمیت دارد. فضای عمومی مناسب می‌تواند امکان مکث، تعامل اجتماعی و تجربه متفاوتی از محیط ایجاد کند. حضور آثار هنری و ادبی، در صورت برخورداری از کیفیت مناسب و تناسب با مکان، می‌تواند یکی از عناصر این تجربه باشد. در سازمان زیباسازی، توجه به کیفیت بصری محیط شهری اهمیت دارد؛ اما این کیفیت زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که با نیازهای انسانی و فرهنگی شهروندان همراه شود. به همین دلیل، در طراحی و اجرای آثار باید علاوه بر جنبه‌های بصری، به خوانایی، نحوه مواجهه مردم، تناسب اثر با محیط و کیفیت استفاده از فضا نیز توجه کنیم. هدف، ایجاد محیطی است که شهروند در آن علاوه بر عبور و انجام فعالیت‌های روزمره، امکان تجربه زیبایی و ارتباط با فرهنگ را نیز داشته باشد.

انتقال آثار ادبی از فضاهای تخصصی به خیابان‌ها چه اهمیتی دارد؟

یکی از ظرفیت‌های فضای عمومی، امکان دسترسی گسترده‌تر شهروندان به تجربه فرهنگی است. همه مردم فرصت یکسانی برای حضور در موزه‌ها، نگارخانه‌ها، محافل ادبی یا برنامه‌های تخصصی ندارند؛ اما فضاهای عمومی بخش مهمی از زندگی روزمره همه گروه‌های اجتماعی هستند. وقتی هنر و ادبیات با رعایت کیفیت و تناسب در این فضاها حضور پیدا می‌کنند، امکان مواجهه گروه‌های متنوع‌تری از جامعه با میراث فرهنگی فراهم می‌شود. شهروندان با سنین، علایق و پیشینه‌های متفاوت می‌توانند بدون نیاز به حضور در یک رویداد رسمی، با بخشی از هنر و ادبیات ایران روبه‌رو شوند. البته عدالت فرهنگی صرفاً با نصب آثار در خیابان‌ها محقق نمی‌شود. توزیع متوازن امکانات و برنامه‌های فرهنگی در مناطق مختلف، توجه به دسترس‌پذیری فضاها و شناخت نیازهای گروه‌های مختلف شهروندان نیز اهمیت دارد. رویکرد مطلوب آن است که فرصت تجربه هنر و فرهنگ، به چند محدوده خاص یا گروه محدودی از مخاطبان محدود نماند و به‌تدریج در بخش‌های متنوع شهر گسترش پیدا کند.

چنین پروژه‌هایی چه نقشی در ارتباط نسل جوان با ادبیات کلاسیک ایران دارند؟

تداوم میراث فرهنگی به این وابسته است که نسل‌های جدید بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. صرف نگهداری آثار و معرفی نام شاعران بزرگ، برای زنده نگه‌داشتن میراث ادبی کافی نیست؛ این میراث باید در موقعیت‌هایی قرار گیرد که امکان مواجهه، شناخت و تجربه دوباره آن فراهم باشد. حضور اشعار حافظ در فضای شهری می‌تواند یکی از مسیرهای این ارتباط باشد. یک بیت شعر ممکن است برای شهروندی آشنا و یادآور خاطره‌ای قدیمی باشد و برای شهروند دیگری فرصتی برای کشف یک شاعر یا آشنایی با معنایی تازه فراهم کند. در این میان، پیوند شعر و خوشنویسی اهمیت دارد؛ زیرا متن ادبی را با یک سنت هنری ریشه‌دار همراه می‌کند و ظرفیت‌های زیبایی‌شناختی زبان فارسی را نیز به نمایش می‌گذارد. البته برای برقراری ارتباط مؤثر با نسل جوان، باید به شیوه ارائه محتوا، خوانایی آثار و امکان تعامل با آن‌ها توجه کرد. می‌توان در ادامه مسیر، از ابزارهای معرفی دیجیتال، محتوای تکمیلی و مشارکت هنرمندان و مراکز آموزشی نیز بهره گرفت تا مواجهه با اثر به آشنایی عمیق‌تر با محتوای آن منجر شود.

آیا در طراحی برنامه‌های فرهنگی شهری باید از ظرفیت و دیدگاه شهروندان نیز استفاده کرد؟

فضاهای عمومی متعلق به همه شهروندان‌اند و تجربه آن‌ها از این فضاها می‌تواند در بهبود برنامه‌ریزی شهری مؤثر باشد. هر گروه اجتماعی، متناسب با سن، علایق و تجربه زیسته خود، برداشت متفاوتی از محیط دارد. شناخت این تفاوت‌ها به ما کمک می‌کند آثار و برنامه‌هایی متناسب‌تر طراحی کنیم. مشارکت شهروندان می‌تواند از مرحله شناخت ظرفیت‌های فرهنگی هر محدوده آغاز شود و تا دریافت بازخورد درباره آثار اجراشده ادامه پیدا کند. هنرمندان، پژوهشگران، ساکنان محله‌ها و نهادهای فرهنگی نیز می‌توانند در شناسایی روایت‌ها و خاطرات ارزشمند هر مکان نقش داشته باشند. این مشارکت به معنای کنارگذاشتن معیارهای تخصصی نیست؛ بلکه به معنای تکمیل دانش کارشناسی با شناخت و تجربه مردمی است که هر روز از فضاهای شهری استفاده می‌کنند. هرچه میان طراحی هنری و تجربه واقعی شهروندان ارتباط بیشتری برقرار شود، امکان شکل‌گیری ارتباطی پایدارتر میان مردم و محیط افزایش خواهد یافت.

چرا باید سرمایه‌های ادبی و فرهنگی در برنامه‌ریزی بلندمدت شهری مورد توجه قرار گیرند؟

سرمایه‌های فرهنگی بخشی از ظرفیت‌های ماندگار هر شهر و جامعه‌اند. این سرمایه‌ها می‌توانند به شناخت هویت تاریخی، تقویت حافظه جمعی و ایجاد تمایز فرهنگی میان مکان‌ها کمک کنند. استفاده از این ظرفیت‌ها زمانی اثربخش‌تر خواهد بود که به برنامه‌ای پیوسته و مبتنی بر شناخت تبدیل شود. در این مسیر، لازم است میان حفاظت از میراث فرهنگی و بازخوانی آن برای زندگی امروز تعادل برقرار کنیم. هدف این نیست که آثار ادبی صرفاً به عناصر تزیینی تبدیل شوند؛ بلکه باید زمینه‌ای فراهم شود تا محتوای آن‌ها در ارتباط با محیط و تجربه شهروندان باقی بماند. توجه به ظرفیت‌های فرهنگی همچنین می‌تواند زمینه همکاری میان مدیریت شهری، هنرمندان، دانشگاه‌ها و نهادهای تخصصی را گسترش دهد. چنین همکاری‌هایی امکان شناخت دقیق‌تر میراث، انتخاب مناسب‌تر محتوا و طراحی باکیفیت‌تر آثار را فراهم می‌کنند. توسعه پایدار فرهنگی به معنای آن است که این اقدامات به فعالیت‌های مقطعی محدود نشوند و در چارچوب برنامه‌هایی با اهداف روشن، معیارهای مشخص و امکان ارزیابی دنبال شوند.

اجرای قطعات خوشنویسی‌شده اشعار حافظ در خیابان حافظ در چه مرحله‌ای قرار دارد و ادامه این مسیر چگونه دنبال خواهد شد؟

در حال حاضر، بیش از ۲۰ قطعه شعر خوشنویسی‌شده از حافظ در خیابان حافظ اجرا شده است و اجرای ۳۰ قطعه دیگر نیز در این خیابان ادامه خواهد یافت. این اقدام تلاشی برای پیوند میان ادبیات فارسی، هنر خوشنویسی و تجربه روزمره شهروندان در فضای عمومی است. در طراحی چنین پروژه‌هایی، تناسب محتوای ادبی با هویت مکان، کیفیت هنری آثار و نحوه مواجهه شهروندان با آن‌ها اهمیت دارد. خیابان حافظ به دلیل ارتباط معنایی نام خود با این شاعر، ظرفیت مناسبی برای اجرای چنین ایده‌ای دارد. در ادامه نیز می‌توان با بررسی ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی خیابان‌ها و محدوده‌های دیگر تهران، تجربه‌های مشابهی را متناسب با ویژگی‌های هر مکان طراحی کرد. مهم آن است که این روند به الگویی تکراری و یکسان تبدیل نشود، بلکه هر پروژه بر پایه شناخت و روایت ویژه همان محدوده شکل بگیرد. همچنین ارزیابی بازخورد شهروندان و کیفیت ارتباط آن‌ها با آثار می‌تواند در بهبود برنامه‌های بعدی مؤثر باشد.

در یک نگاه کلی، چه تصویری از آینده فرهنگی فضاهای عمومی تهران مدنظر شماست؟

تهران ظرفیت‌های متنوعی در حوزه تاریخ، ادبیات، هنر و خاطره‌های جمعی دارد. یکی از وظایف مدیریت شهری، شناخت این ظرفیت‌ها و فراهم‌کردن زمینه حضور مناسب آن‌ها در زندگی امروز شهروندان است. تصویر مطلوب ما شهری است که فضاهای عمومی آن علاوه بر کارکردهای روزمره، امکان تجربه فرهنگ و هنر را نیز فراهم کنند؛ شهری که در آن میراث ادبی و هنری کشور از طریق طراحی سنجیده و برنامه‌ریزی مستمر در دسترس مردم قرار گیرد و ارتباط میان هویت تاریخی و زندگی معاصر تقویت شود. در این مسیر، باید به کیفیت آثار، دسترسی متوازن شهروندان، مشارکت اجتماعی و تناسب مداخلات هنری با محیط توجه کنیم. چنین نگاهی می‌تواند به شکل‌گیری فضاهایی کمک کند که در کنار کارکرد کالبدی، برای مردم معنا و خاطره نیز داشته باشند. تجربه «حافظ در حافظه شهر» فرصتی برای توجه دوباره به ظرفیت ادبیات فارسی در محیط شهری است. امیدواریم با تداوم این رویکرد و استفاده از تجربه‌های به‌دست‌آمده، زمینه حضور گسترده‌تر سرمایه‌های فرهنگی در فضاهای عمومی تهران فراهم شود؛ به‌گونه‌ای که ارتباط شهروندان با میراث ادبی، بخشی طبیعی و ماندگار از تجربه زندگی در شهر باشد.

مشارکت شهروندان چه جایگاهی در اجرای طرح‌های فرهنگی در فضای شهری دارد؟

شهروندان مخاطبان نهایی اقدامات فرهنگی در شهر نیستند؛ آن‌ها بخشی از فرایند شکل‌گیری معنا و هویت شهری‌اند. هر اقدام فرهنگی زمانی می‌تواند به تجربه‌ای ماندگار تبدیل شود که مردم با آن ارتباط برقرار کنند، آن را بخشی از زندگی روزمره خود بدانند و در تداوم آن نقش داشته باشند. در طرح‌هایی مانند «حافظ در حافظه شهر»، این مشارکت می‌تواند از دریافت و بازخوانی اشعار در فضای شهری آغاز شود و تا پیشنهاد شعرها، ثبت خاطرات و روایت‌های محلی، مشارکت در برنامه‌های فرهنگی و ارائه ایده برای خیابان‌ها و محله‌های دیگر ادامه پیدا کند. هدف این است که شهروندان از جایگاه مخاطب صرف خارج شوند و به همراهان شکل‌گیری روایت فرهنگی شهر تبدیل شوند.

چگونه می‌توان مشارکت مردم را از یک مفهوم کلی به فرایندی عملی تبدیل کرد؟

برای تحقق این هدف، می‌توان سازوکارهایی مشخص و قابل اجرا طراحی کرد؛ از جمله دریافت پیشنهادهای شهروندان درباره اشعار، شخصیت‌های ادبی و موضوعات فرهنگی متناسب با هر خیابان، برگزاری برنامه‌های تعاملی با حضور هنرمندان و اهالی محله و فراهم کردن بستری برای ثبت خاطرات و روایت‌های مردم از فضاهای شهری. همچنین می‌توان از ظرفیت مدارس، دانشگاه‌ها، انجمن‌های ادبی، تشکل‌های محلی و گروه‌های هنری استفاده کرد تا نسل‌های مختلف در این فرایند سهیم باشند. در چنین الگویی، انتخاب آثار صرفاً یک تصمیم اجرایی نیست، بلکه نتیجه گفت‌وگو میان کارشناسان، هنرمندان و جامعه محلی خواهد بود؛ البته با حفظ معیارهای هنری، کیفیت بصری و تناسب اثر با محیط شهری.

آیا این اقدام می‌تواند در خیابان‌های دیگری که نام شاعران و چهره‌های ادبی را دارند، ادامه پیدا کند؟

بله؛ یکی از ظرفیت‌های مهم این تجربه، امکان گسترش آن به دیگر عرصه‌های شهری و خیابان‌های نام‌گذاری‌شده به نام شاعران و بزرگان فرهنگ ایران است. خیابان‌هایی که نام فردوسی، سعدی، مولوی و دیگر چهره‌های ادبی را بر خود دارند، می‌توانند با توجه به هویت و ویژگی‌های هر مکان، میزبان روایت‌هایی متناسب با آثار و اندیشه‌های این بزرگان باشند. البته این گسترش نباید به تکرار یک الگوی بصری یکسان در نقاط مختلف شهر محدود شود. هر خیابان باید بر اساس ویژگی‌های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی خود بررسی شود و محتوای متناسب با آن شکل بگیرد. در چنین رویکردی، می‌توان به‌تدریج مجموعه‌ای از فضاهای فرهنگی مرتبط با ادبیات فارسی ایجاد کرد که در کنار یکدیگر، تصویری متنوع و زنده از سرمایه ادبی ایران در تهران ارائه دهند.

چشم‌انداز سازمان زیباسازی از ادامه این رویکرد چیست؟

چشم‌انداز این رویکرد، توجه بیشتر به ظرفیت‌های فرهنگی شهر و ایجاد ارتباطی پایدار میان فضای عمومی، هنر و زندگی شهروندان است. خیابان حافظ می‌تواند نقطه شروعی برای تجربه‌های مشابه در دیگر خیابان‌ها و فضاهای شهری باشد؛ تجربه‌هایی که با توجه به نام و هویت هر مکان طراحی می‌شوند و در کنار یکدیگر، شبکه‌ای از روایت‌های فرهنگی در تهران شکل می‌دهند. در این مسیر، شهروندان، هنرمندان، پژوهشگران و نهادهای فرهنگی می‌توانند در شناسایی ظرفیت‌ها و غنی‌تر شدن محتوای این فضاها نقش داشته باشند. هدف نهایی، شهری است که در آن فرهنگ فقط در مناسبت‌ها و مکان‌های خاص حضور نداشته باشد، بلکه در تجربه روزمره مردم جاری شود؛ شهری که خیابان‌هایش علاوه بر مسیر عبور، حامل معنا، خاطره و هویت باشند.

میراث ادبی در تجربه روزمره شهروندان بازخوانی می‌شود

کد خبر 1078730 منبع: همشهری آنلاین

  • حافظ در حافظه تهران ماندگار شد | رونمایی از قطعه‌نویسی اشعار حافظ برای نصب در معابر پایتخت

  • ورود ۲۰۰ هزار موتورسیکلت برقی به پایتخت

  • بهره برداری مرکز معاینه فنی «شهدای دانش آموز میناب» در آینده نزدیک

  • جمع‌آوری کتاب‌فروشی‌های غیرمجاز خیابان انقلاب از امروز

  • پیشرفت ۸۵درصدی مرمت بازار پاچنار

  • طرح «تورم صفر» بر پایه تثبیت نرخ و حذف واسطه هاست

  • هشدار آتش‌نشانی تهران به مراکز تجاری ناایمن/ پلمب و تعطیلی مراکز در صورت بی‌توجهی به رفع مشکل

  • وزیر ورزش صلاحیت دخالت ندارد؛ نتیجه تراکتور-ملوان ۳ بر صفر است

  • فوری؛ هگست در خاورمیانه آماده اعلان جنگ؟ | برای حمله به ایران آماده‌ایم

  • واشنگتن: فرانسه سقوط کرده است

  • وعده عاصم منیر محقق نشد | مرزها با ایران به نفع پاکستان بسته ماند

  • العربیه: عراق به‌دنبال بستن تمام گذرگاه‌های مرزی با ایران است | گزارش‌های تأییدنشده از بسته‌شدن گذرگاه مرزی الشیب

  • اعزام بیرانوند برای سربازی به پادگانی در شهرستان + عکس

  • به زودی درسی دردناک و فراموش‌نشدنی به رژیم صهیونیستی داده خواهد شد

  • فوری؛ هگست در خاورمیانه آماده اعلان جنگ؟ | برای حمله به ایران آماده‌ایم

  • اعزام بیرانوند برای سربازی به پادگانی در شهرستان + عکس

  • وزیر ورزش صلاحیت دخالت ندارد؛ نتیجه تراکتور-ملوان ۳ بر صفر است

  • خبر مهم عراقچی درباره مذاکرات ایران با آمریکا

  • ایران درصدد رونمایی از «پدر بمب‌ها» | ببینید

  • العربیه: عراق به‌دنبال بستن تمام گذرگاه‌های مرزی با ایران است | گزارش‌های تأییدنشده از بسته‌شدن گذرگاه مرزی الشیب

  • حسادت آقای رئیس جمهور به روابط دوستانه ایران و روسیه! | ببینید

  • وعده عاصم منیر محقق نشد | مرزها با ایران به نفع پاکستان بسته ماند

  • زوج رویایی مهران مدیری: غیرممکن است دیگر با او کار کنم

  • ۴ ماه محرومیت برای ستاره پرسپولیس | شوک جدید برای سرخ‌ها در راه است