تهران برای عبور از بحران، بیش از هر چیز به سرمایهای نیاز دارد که در هیچ انبار و کارخانهای تولید نمیشود: اعتماد، همدلی و پیوند میان مردم.
در روزهایی که کشور بار دیگر تجربه دشوار جنگ و تهدیدهای امنیتی را از سر گذرانده است، یک واقعیت بیش از گذشته خود را نشان داده است: امنیت و تابآوری یک جامعه صرفاً با تجهیزات نظامی، امکانات امدادی، زیرساختهای فنی و ظرفیتهای سختافزاری تأمین نمیشود؛ بخش مهمی از قدرت ملی و شهری، در کیفیت رابطه میان مردم و میزان اعتماد آنان به یکدیگر و به نهادهای مسئول ریشه دارد.
از همین منظر، تأکیدهای اخیر رهبر معظم انقلاب بر انسجام ملی، پرهیز از دوقطبیسازی و صیانت از سرمایه اجتماعی را باید فراتر از یک توصیه سیاسی و در قامت یک ضرورت راهبردی برای حکمرانی دید. جامعهای که در برابر فشار و تهدید خارجی بتواند اختلافات خود را مدیریت کند، سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند و حول منافع ملی به تفاهم برسد، از ظرفیت بسیار بیشتری برای عبور از بحران برخوردار است.
تهران فقط پایتخت سیاسی و اداری کشور نیست؛ شهری است با میلیونها شهروند، صدها محله، شبکهای گسترده از زیرساختهای حیاتی و مجموعهای از آسیبپذیریهای طبیعی، اجتماعی و امنیتی. در چنین شهری، هر بحران از زلزله و سیل و آتشسوزی گسترده گرفته تا قطع طولانیمدت آب و برق، حملات نظامی یا اختلال در شبکههای ارتباطی میتواند در مدت کوتاهی زندگی روزمره میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.
جنگ اخیر نیز این واقعیت را ملموستر کرد. بحران فقط در محل اصابت یک موشک یا در نقطهای که یک زیرساخت آسیب میبیند رخ نمیدهد؛ بحران از لحظهای آغاز میشود که مردم با اضطراب، ابهام، شایعه، اختلال ارتباطات و نگرانی برای خانواده و همسایگان خود مواجه میشوند.
در چنین شرایطی، نخستین پرسش شهروند فقط این نیست که «چه میزان تجهیزات امدادی در اختیار شهر قرار دارد؟» بلکه این است که آیا میتوانم به همسایهام اعتماد کنم؟ آیا کسی از سالمند تنها در ساختمان ما خبر دارد؟ اگر ارتباطات قطع شد، چه کسی به خانوادههای نیازمند کمک خواهد کرد؟ اگر مسیرهای اصلی مسدود شد، آیا مردم محله میتوانند بدون انتظار برای رسیدن نیروهای رسمی، بخشی از مشکلات خود را مدیریت کنند؟
پاسخ به این پرسشها ما را به مفهوم مهمی میرساند که میتوان آن را «مودت اجتماعی» نامید.
مودت اجتماعی، صرفاً به معنای خوشرفتاری یا روابط عاطفی میان شهروندان نیست. مودت اجتماعی یعنی شکلگیری شبکهای از اعتماد، همیاری، مسئولیتپذیری و احساس تعلق که در شرایط عادی کیفیت زندگی را افزایش میدهد و در شرایط بحران، به سرمایهای برای نجات جان انسانها تبدیل میشود.
جنگ اخیر نشان داد که سرمایه اجتماعی، برخلاف بسیاری از داراییهای مادی، در لحظه بحران میتواند با سرعتی چشمگیر فعال شود. حضور مردم در صحنه، کمک به یکدیگر، همراهی با خانوادههای آسیبدیده، مشارکت داوطلبانه و شکلگیری شبکههای غیررسمی امدادرسانی، همگی نشان دادند که جامعه در شرایط دشوار ظرفیتهای بزرگی برای همدلی و خودسازماندهی دارد. در همین چارچوب، برخی تحلیلهای منتشرشده پس از جنگ نیز بر این نکته تأکید کردهاند که سرمایه اجتماعی ایجادشده در دوران جنگ نباید صرفاً به حضور مقطعی مردم در خیابان محدود شود، بلکه باید به ظرفیت پایدار اجتماعی تبدیل شود.
مسئله اصلی امروز این است که چگونه میتوان این سرمایه را از یک واکنش مقطعی به یک ظرفیت پایدار شهری تبدیل کرد؟ تهران در این زمینه میتواند در بین شهرهای دیگر پیشگام باشد.
محله؛ کوچکترین واحد تابآوری
در مدیریت نوین بحران، شهروند فقط دریافتکننده خدمات امدادی نیست؛ خود او بخشی از ظرفیت مدیریت بحران است. در تهران نیز نقطه آغاز این ظرفیت، نه لزوماً در ساختمانهای بزرگ اداری، بلکه در محلهها و حتی در مقیاس یک مجتمع مسکونی و یک کوچه قرار دارد.
تهران دارای ۳۵۲ محله است و هر یک از این محلهها میتوانند به یک شبکه کوچک تابآوری تبدیل شوند؛ شبکهای متشکل از مسجد، مدرسه، سرای محله، گروههای داوطلب، معتمدان، کادر درمان، معلمان، مهندسان، جوانان، کسبه و خانوادهها.
پیشنهاد مشخص آن است که «قرارگاههای مودت و تابآوری محلهای» با ساختاری سبک، مردمی و غیراداری در محلههای تهران شکل بگیرد؛ ساختاری که هدف آن نه ایجاد یک دستگاه جدید، بلکه متصل کردن ظرفیتهای موجود باشد.
در هر محله باید بتوان به چند پرسش ساده اما حیاتی پاسخ داد:
چه کسانی سالمند یا کمتوان هستند؟
چه کسانی به مراقبت پزشکی مستمر نیاز دارند؟
چه افرادی آموزش کمکهای اولیه دیدهاند؟
چه کسانی مهارتهای فنی دارند؟
کدام ساختمانها آسیبپذیرترند؟
در صورت قطع اینترنت و تلفن، محل تجمع و اطلاعرسانی کجاست؟
چه کسانی میتوانند در ساعات نخست بحران مسئولیت توزیع آب، اقلام ضروری یا کمکهای اولیه را برعهده بگیرند؟
این اطلاعات باید با رعایت کامل حریم خصوصی شهروندان و در قالب سازوکاری امن و داوطلبانه سازماندهی شود. هدف، ایجاد «پرونده شهروندان» نیست؛ هدف، ایجاد شبکه اعتماد و آمادگی محلهای است.
سرمایه اجتماعی، بودجه میخواهد
یکی از خطاهای رایج در سیاستگذاری شهری این است که درباره مشارکت اجتماعی بسیار سخن گفته میشود، اما برای آن منابع پایدار و شاخص ارزیابی تعریف نمیشود. اگر تابآوری اجتماعی را جدی میدانیم، باید برای آن در بودجه شهری ردیف مشخص داشته باشیم.
سراهای محله میتوانند به مراکز آموزش عمومی تابآوری تبدیل شوند. دورههای ساده کمکهای اولیه، اطفای حریق، تخلیه اضطراری، پناهگیری، مدیریت خانواده در زمان بحران و شیوه ارتباط در زمان قطع اینترنت باید برای شهروندان برگزار شود.
همچنین هر محله میتواند به یک «بانک مهارتهای داوطلبانه» مجهز شود؛ بانکی که در آن، داوطلبان بر اساس مهارت واقعی خود از پزشکی و پرستاری تا مهندسی، تعمیرات، آموزش، لجستیک و خدمات اجتماعی شناسایی شوند.
در کنار آن، تشکیل صندوقهای خرد محلهای برای تأمین تجهیزات اضطراری نیز میتواند بسیار مؤثر باشد. کپسول آتشنشانی، جعبه کمکهای اولیه، چراغ اضطراری، رادیوی باتریخور، ابزارهای ساده امدادی و ذخایر محدود آب و اقلام ضروری، اگر در مقیاس محله و ساختمان تأمین شوند، میتوانند در ساعات نخست بحران نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
اما اهمیت این صندوقها فقط اقتصادی نیست؛ آنها یک پیام اجتماعی مهم دارند: «ما مسئول یکدیگر هستیم.»
از «مدیریت بحران» به «جامعه تابآور»
مدیریت شهری نباید منتظر بماند تا بحران رخ دهد و سپس به دنبال ایجاد همکاری اجتماعی باشد. سرمایه اجتماعی باید در روزهای آرام ساخته شود تا در روزهای سخت به کار آید.
به همین دلیل، عملکرد مدیریت شهری در حوزه تابآوری نباید صرفاً با تعداد خودروهای امدادی، تجهیزات یا ایستگاههای آتشنشانی سنجیده شود. در کنار شاخصهای سختافزاری، باید شاخصهای اجتماعی نیز تعریف شود:
تعداد شهروندان آموزشدیده؛
تعداد مانورهای واقعی محلهای؛
میزان مشارکت داوطلبانه؛
تعداد شبکههای محلهای فعال؛
میزان آمادگی ساختمانهای مسکونی؛
تعداد مراکز دارای تجهیزات اضطراری؛
و میزان مشارکت گروههای مختلف اجتماعی در برنامههای تابآوری.
انتشار سالانه این شاخصها میتواند خود به عاملی برای افزایش اعتماد عمومی تبدیل شود؛ زیرا شهروند باید بداند مدیریت شهری دقیقاً برای افزایش امنیت و تابآوری محله او چه کرده است.
جنگ اخیر؛ هشداری برای بازتعریف رابطه شهر و شهروند
جنگ اخیر یک درس مهم دیگر نیز برای مدیریت تهران داشت: بحران، فاصله میان مردم و مدیریت شهری را به سرعت آشکار میکند.
در شرایط عادی ممکن است ناکارآمدی یک فرایند اداری چند ساعت یا چند روز زمان مردم را تلف کند؛ اما در بحران، یک اختلال کوچک در اطلاعرسانی، حملونقل، تأمین نیازهای اولیه یا امدادرسانی میتواند پیامدهای بسیار بزرگتری داشته باشد.
بنابراین سرمایه اجتماعی فقط با دعوت مردم به مشارکت ساخته نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند صدایش شنیده میشود، اطلاعات درست و بهموقع دریافت میکند، مسئولان در دسترساند، وعدهها تا حد امکان محقق میشوند و در هنگام بحران، شهر او را تنها نمیگذارد.
از این منظر، سخن گفتن از انسجام ملی بدون توجه به اعتماد عمومی و رضایت اجتماعی در سطح محله کافی نیست. انسجام ملی از آسمان فرود نمیآید؛ در خانواده، مدرسه، مسجد، محله، محیط کار و فضای عمومی شهر ساخته میشود.
اگر مردم یک محله به یکدیگر اعتماد کنند، محله تابآورتر میشود؛ اگر محلهها تابآور شوند، شهر تابآورتر خواهد شد؛ و اگر شهروندان احساس کنند در سرنوشت شهر خود نقش دارند، سرمایه اجتماعی به بخشی از قدرت ملی تبدیل میشود.
تهرانِ تابآور، تهرانِ همدل است
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که اختلاف سلیقه را به دشمنی، نقد را به تخریب و تفاوت دیدگاه را به شکاف اجتماعی تبدیل نکنیم. تأکید رهبر انقلاب بر انسجام ملی و پرهیز از دوقطبیسازی، از این منظر میتواند مبنایی برای بازاندیشی در شیوه حکمرانی شهری نیز باشد. صیانت از سرمایه اجتماعی، صرفاً وظیفه یک نهاد فرهنگی یا سیاسی نیست؛ بخشی از مأموریت مدیریت شهری است.
تهران آینده باید شهری باشد که شهروندانش فقط در کنار یکدیگر زندگی نمیکنند، بلکه یکدیگر را میشناسند، به یکدیگر اعتماد دارند و در لحظه نیاز پشت یکدیگر میایستند.
در روزهای آرام، ممکن است مودت اجتماعی مفهومی انتزاعی به نظر برسد؛ اما در لحظه بحران، معنای آن کاملاً روشن است: دستی که برای کمک دراز میشود، دری که به روی همسایه باز میماند، پزشکی که بدون انتظار به یاری میشتابد، جوانی که سالمند محله را تنها نمیگذارد و خانوادهای که بخشی از امکانات خود را با خانوادهای دیگر تقسیم میکند.
در نهایت، قدرت واقعی یک شهر را نمیتوان فقط با ارتفاع ساختمانها، طول بزرگراهها یا تعداد تجهیزات امدادی اندازه گرفت. بخشی از قدرت تهران در چیزی نهفته است که در آمارهای معمول دیده نمیشود: میزان اعتماد مردم به یکدیگر.
تهران اگر میخواهد در برابر بحرانهای آینده تابآور باشد، باید از امروز سرمایه اجتماعی خود را بسازد؛ زیرا ممکن است در لحظه بحران، فرصت ساختن آن دیگر وجود نداشته باشد.
مودت اجتماعی، یک شعار مناسبتی نیست؛ یک ضرورت حکمرانی و بخشی از زیرساخت امنیت و تابآوری تهران است.
*رئیس ستاد سمن ها و کمیته گردشگری شورای اسلامی شهر تهران
4747
کد مطلب 2272109
-
آخرین خبر از توزیع واکسن آنفلونزا در کشور
-
ثبت ملی چشمانداز توچال و مسئولیت ما
-
مودت اجتماعی؛ پشتوانه تابآوری تهران در بحران
-
شمال ایران غرق باران شد، اما خشکسالی پابرجاست/ یک کارشناس: ساختوساز و آسفالت، سیلابها را تشدید کردهاند
-
هشدار جدید پلیس به مالکان خودروهای بدون پلاک
-
سارق حرفه ای: مثل هر کارآفرینی که برای رونق کارش ابتکار به خرج می دهدف من هم لباس کاملا سفید می پوشیدم تا مردم فکر کنند روح هستم
-
شمال ایران غرق باران شد، اما خشکسالی پابرجاست/ یک کارشناس: ساختوساز و آسفالت، سیلابها را تشدید کردهاند