میان باورمندان به ساخت شناسه (هویت) برآمده از شکوه ایران باستان و بهره جستن از ملیگرایی ایرانی برای دگرگونیهای بنیادین و پیشرفت این آب و خاک، همگرایی در روزگار قاجاریه پدید آمد.
اشکان زارعی، دکترای تاریخ: پیروزی جنبش مشروطه ایران در ۱۴ امرداد سال ۱۲۸۵ خورشیدی را باید در بسترها و زمینههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی برآمده از خودکامگی فرمانروایی قاجاریه و خودسریهای بیگانگان جستوجو کرد. زیرا آزادیخواهان آن روزگار بهدرستی دریافتند که سستارادگی و ناشایستگی فرزندان آقا محمدخان، در کشورداری، ایران را به نابودی خواهد کشاند. از این رو برآن شدند با فرو کاستن «پادشاهی مطلقه» به « پادشاهی مشروطه» بر پایه «قانون »و «رای ملت» ایرانی نوین بسازند.
پیوند ایرانیان با اروپا از سالهای آغازین پادشاهی فتحعلیشاه شتاب بیشتری گرفت
پیوند ایرانیان با اروپا از سالهای آغازین پادشاهی فتحعلیشاه شتاب بیشتری گرفته، با دو رویکرد ناهمگون و بنیادین همراه بود: از یک سو میتوان از جنگهای ۲۵ ساله ایران و روسیه و جدا شدن بخشهایی از خاک ایران در خاور (شرق) و باختر( غرب) دریای کاسپین، آفندهای (حملات) انگلستان به کرانههای جنوبی و جدا کردن سرزمینی که امروزه افغانستان نامیده میشود، تلاش برای چیرگی بیشتر بر ساختار سیاسی ایران، ستمهای بیپایان و چپاول روزافزون این سرزمین نام برد، که این جستارها (موضوعات) خود به آشفتگی و واپسگرایی (عقبماندگی) بیشتر ایران میانجامید. اما از سویی رفت و آمد بازرگانان، دربایان، سیاستمداران و دانشجویان ایرانی به اروپا، چاپ روزنامه و ترزبانی (ترجمه) کتاب در درون و برون کشور، ساخت آموزشگاههایی به شیوه نوین مانند دارالفنون زمینه آشنایی ایرانیان را با فرهنگ و تمدن باختر زمین فراهم ساخته، تا نسلی تازه از جوانان ایرانی با اندیشههای میهندوستانه، نوگرایانه و ساختارشکنانه پرورش یابد که خواهان دگرگونیهای ژرف (عمیق) در سامانه سیاسی ایران بودند. زیرا آنان آشکارا میدیدند اروپا و برخی از کشورهای آسیایی و اسلامی مانند ژاپن، مصر و عثمانی راه «ترقی»، «تمدن» و «تجدد» را در درپیش گرفتهاند؛ اما ایران سده نوزدهم ترسایی (میلادی) از نارکارآمدی دستگاه سیاسی، فساد اداری و اقتصادی، زورگوییهایی فرمانداران (والیان) و نمایندگان دولت، نارساییهای آموزشی، بهداشتی و دادگستری، خرافهپرستی و تهیدستی روزافزون مردم و ساختار ملوکالطوایفی، ایران در گردابی فرو رفته که هیچ امیدی به بهبودی آن نبود. به همین شوند (دلیل) بسیاری از نخبگان روزگار قاجاریه چه فرهیختگانی که «منورالفکر» خوانده میشدند و چه روحانیونی که شریعتمدار بودند در پی پایان دادن به خودکامگی قاجارها و جایگاه ظلاللهی شاه برآمدند؛ کسانی که از کوششهای آنان با نوشتن یادداشتها، نگارش کتاب، انتشار روزنامه، سخنرانی، راهاندازی انجمنها، و ساماندهی سیاسی، فرهنگی و آموزشی در دستگاه قاجاریه نمیتوان در بیداری ایرانیان و پیدایی مشروطه چشمپوشی کرد. اگر چه این چهرهها و گروهها در نگرش و رویکرد اندکی گونهگون بودند اما همگی بر واژههای « ایران» و«ملت» که برای نخستین بار با نگاهی «ملیگرایانه» به گفتمان و ادبیات سیاسی قاجاریه راه پیدا کرده بود، با یکدیگر همراه شدند تا زمینهساز جنبش و خروشی بزرگ گردند.
چنانکه میرزا حسینخان سپهسالار که با راهاندازی روزنامههای «وقایع عدلیه» و«لاپاتری» به چم (معنی) وطن با آرمان گسترش و نهادینه کردن قانونمداری و میهندوستی نخستین کسی بود که واژگان وطن و ملت را در کاربرد امروزین آن یعنی nation به کار گرفت.
به گفته علیاصغر حقدار در رویه ۲۱۷ کتاب فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته درعصر مشروطیت، «هیچ وزیری به اندازه میرزا حسینخان مفهوم ملت را داخل عرف سیاست نکرد. از خصوصیات نوشتههای او به شاه این است که هر کجا از خدمت به دولت سخن میگوید، بلافاصله لفظ ملت را میآورد.» به باور فریدون آدمیت، یوسف مستشارالدوله نیز با نوشتن کتاب «یک کلمه» نخستین کسی در ایران است که گفت: «منشاء و قدرت دولت، اراده ملت است و از حاکمیت ملی در ایران» سخن راند.
از میان چهرههای دینی نیز باید از آیتالله حاجآقا نورالله اصفهانی نویسنده کتاب مکالمات مقیم و مسافر و فرنشین (مدیر) «انجمن مقدس ملی» یاد کرد که گروهی را با انگیزه روشنگری و مبارزه با ستم قاجاریه در حوزه اصفهان و بختیاری با گرایشهای ملی گرد هم آورده بود. همچنین ملکالمتکلمین، روحانی نواندیش دیگری که با پایهگذاری انجمن «کمیته انقلابی» جایگاهی کارساز در پدیداری مشروطه داشت در دوازدهم رمضان ۱۳۱۸ مهی [۱۴ دی ۱۲۷۹] در مسجد شاه اصفهان میراث فرهنگی دوره صفویه را «آثار ملی» دانسته، درباره ویرانی آنها به دست ظلالسلطان فرماندار اصفهان، و کوتاهی در زمینه نگهداری آنها میگوید: «درحقیقت آثار باستانی هر ملتی سند یا قباله زندگانی گذشته آن ملت است. این است که در نظر کلیه ملل جهان چه در گذشته یا امروز آثار و ابنیه ملی منزلتی بسزا داشته و برای حفظ و نگهداری آنها فداکاری و جنگ و جدالها کرده و از دست دادن این آثار ملی را در حکم به باد دادن شرافت خود دانسته، چنانچه تاریخ باستانی ایران و یونان و کشمکشهایی که در سر آثار و صنایع هنرهای زیبا رخ داد، بهترین شاهد بر مدعاست.»
بهره جستن از ملیگرایی ایرانی برای دگرگونیهای بنیادین و پیشرفت این آب و خاک، همگرایی در روزگار قاجاریه پدید آمد
برپایه این نمونهها، با استواری میتوان گفت، میان باورمندان به ساخت شناسه (هویت) برآمده از شکوه ایران باستان و بهره جستن از ملیگرایی ایرانی برای دگرگونیهای بنیادین و پیشرفت این آب و خاک، همگرایی در روزگار قاجاریه پدید آمد. در همین راستا به گفته حمید احمدی در رویه ۷۰ کتاب ایران؛ هویت، ملیت، قومیت: «گسترش نفوذ انگلستان و روسیه در ایران آنچنان روحیه نخبگان سیاسی و فکری را در هم شکست که برخی از آن به عنوان بحران هویت ایرانی یاد میکنند. این شکست روحیه و آغاز بحران هویت از یک سو و بازشناسی گذشته تاریخی و شکوه تمدن ایران باستان از سوی دیگر به ظهور نگرش و نوستالوژیک نسبت به عنصر ملی هویت ایرانی در گسترش و رهیافت باستانگرایانه کمک کرد.» همچنین به گفته علیاصغر حقدار در رویه ۲۶۱ کتاب خود «رکن دیگر ایده مشروطیت را ملیتخواهی تشکیل میدهد؛ ایدهای که از همان دوران جنگهای ایران و روسیه در ذهن و زبان ایرانیان رسوخ کرده بود. ناگفته نگذاریم در آثار نویسندگان سوسیالدموکرات این دوره هم اندیشه ناسیونالیسم تأثیر مستقیم گذارده است.»
از این رو نخستین اندیشه دگرگونی و نوگرایی در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران روزگار قاجاریه از میان دانشآموختگان و فرنگرفتههایی سر برآورد که بهروشنی پی بردند ملیگرایی میتواند مانند پلی میان سنت و نوگرایی فرایند گذار برای ساخت و رسیدن به دولت-ملت را فراهم سازد که در این راهبرد برخی از روحانیون نیز همراه شدند. به همین شوند بازتاب این دیدگاه با دو گرایش در رفتار و گفتار کنشگران و آزدایخواهان قاجاری آشکارا نمایان است: گرایش نخست را روشنفکرانی نمایندگی میکردند که به گفته فریدون آدمیت برجستهترین ویژگی آنان «داعی اخذ دانش و حکمت و مدنیت غربی و اندیشهساز ناسیونالیسم ایرانی است؛ نقاد سیاست و معتقد به تفکیک مطلق سیاست از دیانت؛ دشمن دولت استبدادی و هرگونه حکمرانی فردی است؛ هواخواه مشروطیت عقلی و عرفی بر پایه حقوق طبیعی است و میل به احیای شکوه و عظمت تاریخی این سرزمین و بازسازی ملیت ایرانی دارد.»
حمید اشرف نیز در رویه ۲۱۷ کتاب هویت ایرانی؛ از دوران باستان تا پایان پهلوی میگوید: «هویتیابی با جلال و شکوه اعصار طلایی به افراد کمک میکند تا از اکنونِ اسفناک و پر از بدبختی گذر کنند؛ از این رو دنبال روحیه ملی و افتخار ایران باشند. وی از میرزا فتحعلی آخوندزاده، جلالالدینمیرزای قاجار و میرزا آقاخان کرمانی به عنوان روشنفکران پرچمدار ناسیونالیسم روزگار قاجاریه در ایران یاد میکند: «آنها بودند که آرمانهای بنیادینی چون استقلال، وحدت و کامیابی ملت ایران به وسیله ازخودگذشتگی میهنپرستانه را معرفی کردند. کارهای آنها وقف بذرافشانی عشق به سرزمین ملی (حب وطن) به عنوان یک نیاز معنوی برای مردم شـد.»
در همین راستا میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی شیفتگی خود به ایران را اینگونه بازگو میکند: «باید بفهمیم این وطن که وظیفه ما در حفظ و ترقی او هر نوع فداکاری و جانسپاری است، ایران است.» همچنین آخوندزاده، میرا آقاخان کرمانی و جلالالدینمیرزا در نوشتههای خود به نیکی از ایران باستان یاد کرده، آن را بازهای میدانند که «فرمان شاهان بر مغرب و مشرق زمین جاری بوده است.»
از این رو چهرههایی که از آنها نام برده شد، نماد فرهیختگانی بودند که بهره بردن از «ایران باستان» «بازسازی ملیت ایرانی» و«نوگرایی» برای دستیابی به «تمدن» و «تجدد» را راهگشا میدانستند. چنانکه یرواند آبراهامیان در رویه ۵۷ کتاب ایران بین دو انقلاب در اینباره آورده است: «مشروطیت، دنیویت و ناسیونالیسم را سه وسیله حیاتی برای توفیق در ایجاد ایرانی نوین، نیرومند و پیشرفته میدانستند.»
گرایش دوم را باید در میان برخی از روحانیون بررسی نمود که دریافتند آموزههای شریعت و سنت، بهتنهایی نمیتواند ایران و ایرانی را از ویرانی و واپسگرایی (عقبماندگی) برآمده از سستارادگی و ناتوانی شاهان قاجاری رهایی بخشد، بنابراین میکوشید با نگاهی تازه، ملیگرایی را در اندیشههای دینی جستوجو کنند. از اینرو با باورمندی به «حاکمیت ملی» و کارسازی ملیگرایی برای نخستین بار از واژه ملت را به چم (معنی) سیاسی و ملی آن به جای«امت» که آن روزها نزد روحانیون بیشتر کاربرد داشت، بهره بردند.
از این رو به گفته شیروین وکیلی در پژوهش تحول مفهوم هویت ملی در مشروطه آغازین «در میان نواندیشان مذهبی، گرایش به تاکید بر ملیت در سطوح و درجاتی گوناگون دیده میشد. حاج نورالله اصفهانی در نقطهای نزدیک به ملکمخان قرار میگرفت و بر ملیت، تاکیدی ویژه داشت. نائینی و آخوند خراسانی نیز در میان حامیان معنوی این جنبش، نامی شاخص داشتند و در میان چهرههای سیاسی و فعالِ اجتماعیشان نیز باید به آیتالله طباطبایی و میرزای شیرازی اشاره کرد.» چنانکه مجتهد آخوند خراسانی در نامه خود به مظفرالدینشاه، از «ترویج ملت بیضا و تقویت دولت عظما و اسباب آسایش عموم عباد و ترقیات عامه قاطبین بلاد محروسه ایران» سخن میگوید. آیتالله نائینی نیز با فهمی نو از واژه «ملت» در شمار اندک فقیهانی است که تلاش کرد به جای «تکفیر» با پشتیبانی از دیدگاه مشروطه و نگرش دولت- ملت بر پایه شوندهای دینی«حاکمیت ملی» را در ساختار سیاسی ایران استوار سازد.
میهندوستی آیتالله طباطبایی
در همین راستا داود فیرحی در رویه ۱۲۳ کتاب آستانه تجدد؛ در شرح تنبیه الامه و تنزیه المله، مینویسد: «نائینی در میان بحثهای تئوریک و فقهی خود، به نوعی دغدغه ارائه ترکیبی از دین و تجدد را داشت که چنین امری در مفهوم ملیت نیز خود را نشان داد. درواقع، نائینی در زمره متفکران و روحانیون میانه غرب و سنت قرار داشت.» آیتالله سیدمحمد طباطبایی نیز از دیگر روحانیونی است که ایراندوستی، دلبستگی به میهن و حاکمیت ملی در اندیشههای او جایگاهی پررنگ داشته است. چنانکه عبدالهادی حائری در رویه ۱۰۶ کتاب تشیع و مشروطیت در ایران نامهای را از طباطبایی آورده که به مظفرالدینشاه میگوید: «ایران وطن و محل انجام مقاصد دعاگویان است. باید در ترقی ایران و نجات آن از خطرات جاهد باشیم.»
اوج میهندوستی آیتالله طباطبایی در رویه ۱۰۶ کتاب تاریخ مشروطه ایران احمد کسروی در نامهای به عینالدوله صدراعظم مظفرالدینشاه چشمگیر است: «اعتبارات من در این مملکت است، خدمت من به اسلام در این محل است، عزت من تمام بسته به این دولت است، میبینم این مملکت به دست اجانب میافتد و تمام شئونات و اعتبارات من میرود. پس تا نفس دارم در نگهداری این مملکت میکوشم بلکه هنگام لزوم جان در راه این کار خواهم گذاشت.»
از ایراندوستی و اینکه طباطبایی همه را به چشم هممیهن میدید، همین بس که در همهپرسی دور اول مجلس «مقرر شد که اقلیتهای دینی وکیل انتخاب نکنند و حق انتخاب خود را به مسلمانان تفویض نمایند. لذا یهودیان وکالت خود را به سیدعبدالله بهبهانی و ارمنیان نیز وکالتشان را به سیدمحمد طباطبایی تفویض کردند.» طباطبایی افزون بر پذیرش نمایندگی ایرانیان ارمنی در مجلس، هنگام درخواست زرتشتیان ایران برای داشتن یک نماینده در مجلس، برپایه سخن محمدعلی کاتوزیان در رویه ۶۷۲ کتاب مشاهدات و تحلیل اجتماعی و سیاسی از تاریخ انقلاب مشروطیت ایران: «دفاع موثر طباطبایی از لایحه درخواست مساوات زرتشتیان و همراهی دیگر مجلسیان علیرغم مخالفتهای متعصبین مذهبی بیرون از مجلس با برابری مسلمانان با اقلیتهای دینی، منجر به داشتن وکیلی جداگانه برای هریک از ملل متنوعه (اقلیتهای دینی) در مجلس شد.» همچنین به گفته محمدعلی سفری در کتاب مشروطهسازان به دنبال فشار برخی از چهرههای دینی که نام مجلس «شورای اسلامی» و یا مانند سیدعبدالحسین عرب نام «مجلس محمدی» را شایستهتر میدانستند، آیتالله طباطبابی از نام «شورای ملی» پشتیبانی نمود.
بر پایه آنچه گذشت باید بپذیریم روشنفکران، با بازآفرینی چهرهها و دورههای تاریخی ایران پیش از اسلام و آمیختن آن با خواستههای چون برابری، دادگری، نوخواهی، تجدد، ترقی، قانون و… گفتمان نوینی با زمینه ملیگرایی پدید آمد که به جنبش مشروطه و پدیداری «دولت- ملت مدرن» انجامید. چنانکه باور به «ملت» و«حاکمیت ملی» که بنمایه ملیگرایی به شمار میآید در ادبیات سیاسی آن بازه بسیار بر سر زبانها بود تا جاییکه افزون بر روشنفکران، به گفته شروین وکیلی «روحانیون نواندیش، چه آنها که هوادار این نسخه نوظهور از ملیت ایرانی بودند و چه آنها که شکلی از هویت اسلامی مدرن را در تقابل با آن تعریف میکردند، در هر حال از کلیدواژگانی مانند وطن و ملت و ایرانی بودن دلالتی مشابه را برداشت میکردند. این بدان معناست که در مقطع تاریخی مورد نظر ما؛ یعنی، در ثلث پایانی قرن ۱۳ خورشیدی، تحولی مهم و بنیادین در مفهوم هویت ملی ایرانیان پدیدار شد.» رویکرد و نگرشی که برخی آن را «ایرانیت- اسلامیت و غربیت» و برخی دیگر «ملی، باستانی- اسلامی و غربی» نامیدهاند.
برجسته شدن مفهوم ملت در معنای جدید آن، در عصر مشروطه کلید خورد
همچنین به گفته احمد اشرف «اساساً برجسته شدن مفهوم ملت در معنای جدید آن، در عصر مشروطه کلید خورد… اندیشههای روشنفکری جنبش مشروطه در مرحله نخست دو هدف اساسی را دنبال میکرد: ایجاد یک دولت- ملت مدرن به منظور توسعه منابع کشور و حفظ استقلال آن در برابر قدرتهای خارجی، و تشکیل یک ملت با تبدیل مردم از رعایا به شهروندان از طریق مشارکت بیشتر در زندگی سیاسی کشور. به علاوه، این اندیشههای ملی ملت ایران، تمامی مردمان ایران را بدون توجه به وابستگی مذهبی، ریشه قومی، زبان یا موقعیت اجتماعی – اقتصادی در بر میگرفت. در عصر مشروطه، مفهوم ملی که از واژه ملت گرفته شده است شهرت فزایندهای پیدا کرد. این مفهوم، برای نمونه، برای اشاره به مجلس شورای ملی، بانک ملی، و عناوین قهرمانان ملی استفاده شد.»
بازتاب گفتمان و بینش ملیگرایانه مشروطیت که احمد اشرف بهروشنی آن را بازگو میکند در رویدادهایی پیدایش مشروطه و پس از آن نمایان است. چنانکه سرزمینهای جداشده از ایران مانند باکو و نجف کانون مشروطهخواهی گردیدند و رخدادهای ایران را موشکافانه پیگیری میکردند و هممیهنان اقلیتهای دینی با رهبران مشروطه همراهی و همکاری میکردند که کمکهای مالی ارباب جمشید بازرگان خوشنام زرتشتی به مشروطهخواهان نمونه روشنی در این باره است. همچنین نشانههای ملیگرایی در نخستین مجلس مشروطه را نیز میتوان دید. آنجا که از یک سو در متن قانون اساسی واژه ملت و حاکمیت ملی ۱۹ بار به کار رفته، اما هیچ واژه جهانگرایانهای چون «امت» دیده نمیشود و از سوی دیگر نمایندگان پرچم سهرنگ شیر و خورشید را که اندامهای آن ریشه در تاریخ و فرهنگ دیرینه ایران داشت نشان و درفش این سرزمین برگزیدند.
از این رو با استواری میتوان گفت، پررنگ شدن گفتمان ملی در جنبش مشروطیت ایران، جایگاهی ارزشمند در گسترش و بالندگی تاریخنگاریهای ملیگرایانه و شناساندن پیشینه باستانی ایران به عنوان زیربنای شناسه ملی ایرانیان داشت؛ از این رو «ناسیونالیسم» یکی از بنیادیترین ستونهای مشروطهخواهی به شمار میرفت که بستری ارزشمند را برای روشنفکران و سیاستمداران ایران قاجاری و پس از آن پهلوی فراهم آورد تا در ساختار تازه، به شکوفایی دیدگاههای ملیگرایانه درباره تاریخ ایران دست بزنند.
پدیداری مشروطیت جدای از فراز و فرودها، پیروزیها و ناکامیها، دستاوردها و پیامدهایی که داشت پیامی روشن و گویا دارد؛ اینکه ملیگرایی ایرانی پویا و سازنده است که با تار و پود فرهنگ ایرانیان سرشته شده، در پنج سده گذشته جایگاه کارساز آن در رخدادهایی همچون روی کار آمدن دولت صفویه و جنبش مشروطه را نمیتوان نادیده گرفت.
یارینامه
ایران؛ هویت، ملیت، قومیت؛ حمید احمدی
ایران بین دو انقلاب؛ یرواند آبراهامیان
هویت ایرانی؛ احمد اشرف
آستانه تجدد؛ داود فیرحی
تشیع و مشروطیت؛ عبدالهادی حائری
تاریخ مشروطه ایران؛ احمد کسروی
مشاهدات و تحلیل اجتماعی و سیاسی از تاریخ انقلاب مشروطه؛ محمدعلی کاتوزیان
فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته؛ علیاصغر حقدار
نوشتار «تحول مفهوم هویت ملی در مشروطه»؛ شروین وکیلی
نوشتار «جایگاه هویت ملی در ایران»؛ فرشید دیلمقانی، محمدعلی قاسم
۲۵۹
کد مطلب 2256270
-
ملیگرایی ایرانی؛ راهبرد جنبش مشروطیت
