شامگاه ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶ [۴ مرداد ۱۳۳۵]، ناصر در میدان منشیّه اسکندریه سخنرانی میکرد. جمعیت دهها هزار نفری شعارهای ضداستعماری سر میدادند. او در میانههای سخنرانی، ناگهان نام «فردیناند دو لسپس» — مهندس فرانسوی سازنده کانال — را بر زبان آورد. این نام، کلمه رمز از پیشتعیینشده بود. در همان لحظه، نیروهای مصری دفاتر و تأسیسات شرکت کانال سوئز را در سراسر کشور تصرف کردند.
امیرمهدی نادری| خبرگزاری خبرآنلاین؛ هفتاد سال پیش، درست در همین روزهای تابستانی، صدای جمال عبدالناصر از رادیوهای قاهره طنینانداز شد و جهانی را که هنوز زخمهای جنگ جهانی دوم را التیام نداده بود، به لبه پرتگاه یک جنگ بزرگ دیگر کشاند. ملی شدن کانال سوئز در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶ [۴ مرداد ۱۳۳۵]، تنها مصادره یک شرکت آبی نبود؛ آنچه در آن ساعت رخ داد، زلزلهای بود که پیکر استعمار کهنه اروپا را در خاورمیانه فرو ریخت و نقطه عطفی در تاریخ روابط بینالملل قرن بیستم رقم زد.

تاریخی در آبهای آرام
کانال سوئز از سال ۱۸۶۹، هنگامی که پرچمهای فرانسوی و بریتانیایی بر فراز کشتی افتتاح به اهتزاز درآمد، بیش از یک آبراه نبود؛ رگ حیاتی امپراتوری بریتانیا و شریان اقتصاد اروپای غربی به شمار میرفت. این آبراه که در زمان افتتاح ۱۶۴ کیلومتر طول داشت و دریای مدیترانه را به دریای سرخ پیوند میزد، مسافت سفر از اروپا به آسیا را هفت هزار کیلومتر کوتاه میکرد. بدون آن، کشتیهای غربی ناگزیر از دور زدن دماغه امید نیک در آفریقا بودند. برای ۸۷ سال، شرکتی با مالکیت مشترک لندن و پاریس نهتنها کنترل این گذرگاه استراتژیک، بلکه درآمد هنگفت عوارض عبوری را نیز در اختیار داشت؛ درآمدی که سالانه میلیونها پوند به خزانه انگلیس و فرانسه سرازیر میکرد.
اما پس از جنگ جهانی دوم، بادهای تغییر در وادی نیل وزیده بود. انقلاب ۱۹۵۲ که به کنارهگیری ملک فاروق انجامید، «جنبش افسران آزاد» را قدرتمند ساخت و جمال عبدالناصر را به عنوان چهرهای نوظهور و پرکاریزما بر صحنه سیاسی مصر نشاند. ناصر رویای «سد عالی اسوان» را در سر میپروراند؛ پروژهای عظیم برای مهار آب نیل و صنعتیسازی کشوری که قرنها تحت سلطه بیگانگان زیسته بود. در سال ۱۹۵۵ مصر قرارداد تسلیحاتی بزرگی با چکسلواکی (درواقع با پشتوانه شوروی) امضا کرد. این معامله، بهانه اصلی آمریکا و بریتانیا شد تا در تابستان ۱۹۵۶ وعدههای مالی خود برای ساخت سد را پس بگیرند. ناصر دریافت که زمان تغییر فرا رسیده است.
شب تاریخی اسکندریه و توطئهای در سایه
شامگاه ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶ [۴ مرداد ۱۳۳۵]، ناصر در میدان منشیّه اسکندریه سخنرانی میکرد. جمعیت دهها هزار نفری شعارهای ضداستعماری سر میدادند. او در میانههای سخنرانی، ناگهان نام «فردیناند دو لسپس» — مهندس فرانسوی سازنده کانال — را بر زبان آورد. این نام، کلمه رمز از پیشتعیینشده بود. در همان لحظه، نیروهای مصری دفاتر و تأسیسات شرکت کانال سوئز را در سراسر کشور تصرف کردند. ناصر اعلام کرد دولت مصر مالکیت شرکت را مصادره میکند، عوارض عبوری ظرف پنج سال هزینه سد اسوان را تأمین خواهد کرد و غرامت عادلانهای به سهامداران پرداخت خواهد شد.
این وعدهها خشم لندن و پاریس را برانگیخت. برای آنان کانال تنها یک منبع درآمد نبود؛ نماد بقای نفوذ استعماری در قلب خاورمیانه بود. تنشها در ماههای اوت و سپتامبر به اوج رسید. جان فاستر دالس، وزیر خارجه آمریکا، طرح «انجمن کاربران کانال سوئز» را پیشنهاد کرد، اما ناصر حاضر به عقبنشینی نشد. آنتونی ایدن، نخستوزیر بریتانیا، ناصر را «هیتلر جدید» مینامید و فرانسه نیز از حمایت مصر از جبهه آزادیبخش الجزایر خشمگین بود.
آنچه در پس پرده میگذشت پیچیدهتر بود. بریتانیا و فرانسه که از راههای دیپلماتیک ناامید شده بودند، به سمت اسرائیل چرخیدند. در ۲۲ تا ۲۴ اکتبر ۱۹۵۶ [۳۰ مهر تا ۲ آبان ۱۳۳۵]، در ویلایی در سوور (حومه پاریس)، نمایندگان سه کشور پروتکل محرمانهای امضا کردند که بعداً به «پروتکل سِور» معروف شد. براساس این توافق، اسرائیل به صحرای سینا حمله میکرد، بریتانیا و فرانسه به بهانه «جدا کردن طرفین» وارد میشدند، کانال را اشغال میکردند و در صورت امکان ناصر را سرنگون میساختند.
جنگی کوتاه و پرهزینه
۲۹ اکتبر ۱۹۵۶ [۷ آبان ۱۳۳۵] ده تیپ اسرائیلی به صحرای سینا یورش بردند و ظرف چند روز به نزدیکی کانال رسیدند. بریتانیا و فرانسه طبق سناریوی ازپیشطراحیشده اولتیماتوم دادند و با اطمینان از رد آن توسط مصر، بهانه مداخله را یافتند. در پنجم و ششم نوامبر [۱۴ و ۱۵ آبان ۱۳۳۵] «عملیات موسکیتار» آغاز شد. نیروهای چترباز بریتانیایی و فرانسوی بر فراز پورتسعید فرود آمدند. برای نخستین بار در تاریخ جنگ مدرن، هلیکوپترها برای انتقال نیروهای رزمی در مقیاس بزرگ بهکار گرفته شدند؛ کماندوی ۴۵ نیروی دریایی سلطنتی با هلیکوپترهای نیروی دریایی بریتانیا در پورتسعید پیاده شد.
از منظر نظامی عملیات موفقیتآمیز بود. نیروهای مصری که با تجهیزات قدیمیتر در برابر تانکهای سنتوریون و ناوگان مدرن قرار گرفته بودند، در هم شکستند. مصر در پاسخ دهها کشتی را در کانال غرق کرد تا راه را کاملاً مسدود کند. اما در همان ساعتی که دود مخازن نفت پورتسعید به آسمان میرفت، طوفانی دیگر در واشنگتن و مسکو در حال شکلگیری بود.

بحران در بحران
دوایت آیزنهاور از اینکه متحدان ناتو بدون اطلاع او دست به اقدام نظامی زدهاند به خشم آمده بود. در همان هفته شوروی قیام مجارستان را سرکوب میکرد و آیزنهاور نمیخواست آمریکا در کنار استعمارگران قرار گیرد. نیکیتا خروشچف تهدید به مداخله هستهای کرده بود. اما سلاح مرگبار آمریکا بمب اتمی نبود؛ فشار مالی بود. پوند استرلینگ در بازارهای جهانی سقوط میکرد. آیزنهاور به صندوق بینالمللی پول دستور داد وام به بریتانیا را مسدود کند و تهدید کرد اوراق قرضه استرلینگ آمریکا را خواهد فروخت. همزمان بسته شدن کانال و قطع خطوط لوله نفت عراق، اروپا را با کمبود شدید نفت روبهرو ساخت و اهرم فشار واشنگتن را قویتر کرد.
در خیابانهای لندن تظاهرات ضدجنگ برپا شد و حزب کارگر دولت را به باد انتقاد گرفت.

در حال بررسی کشتیهای غرقشدهای هستند که کانال سوئز را مسدود کردهاند؛ ۱۹۵۶.
پایان بازی
شب ششم نوامبر ۱۹۵۶ [۱۵ آبان ۱۳۳۵] آتشبس اعلام شد. نیروهای بریتانیایی و فرانسوی که تنها دو روز پیش با چتر بر فراز پورتسعید ظاهر شده بودند، اکنون در حال عقبنشینی بودند. سازمان ملل با ابتکار لستر پیرسون (که بعداً برای همین اقدام جایزه نوبل صلح گرفت) نیروی اضطراری حافظ صلح (UNEF) را تشکیل داد — نخستین نیروی حافظ صلح سازمان ملل در تاریخ. در ۲۲ دسامبر [۱ دی ۱۳۳۵] آخرین سرباز انگلیسی خاک مصر را ترک کرد. اسرائیل نیز تحت فشار بینالمللی در مارس ۱۹۵۷ از سینا خارج شد، هرچند حق کشتیرانی در تنگه تیران را به دست آورد.
ناصر که کشتیهای غرقشده را به عنوان سنگر دفاعی به کار گرفته بود، اکنون به عنوان قهرمان ملیگرایی عربی و نماد پیروزی بر استعمار در سراسر جهان سوم تجلیل میشد. کانال که پنج ماه بسته مانده بود، در آوریل ۱۹۵۷ دوباره گشوده شد؛ اینبار تحت پرچم مصر. مصر بعدها غرامت سهامداران را نیز پرداخت کرد. توافق نهایی در سال ۱۹۵۸ با میانجیگری بانک جهانی به مبلغ حدود ۲۸.۳ میلیون پوند مصری امضا شد و پرداختها تا اوایل دهه ۱۹۶۰ کامل گردید.
افول یک امپراتوری
بحران سوئز نقطه پایانی بود بر اسطوره بریتانیای کبیر درباره جایگاه جهانی خود. برای نخستین بار پس از قرنها، لندن دریافت که بدون حمایت واشنگتن قادر به انجام هیچ عملیات بزرگ نظامی نیست. آنتونی ایدن کمتر از دو ماه پس از آتشبس، در ژانویه ۱۹۵۷ استعفا داد و هارولد مکمیلان جایگزین او شد. بریتانیا به «قدرت رده دوم» تبدیل شده بود و عصر جدیدی آغاز میشد که در آن آمریکا و شوروی حرف اول و آخر را میزدند.
این بحران پیامدهای بلندمدتتری نیز داشت. درس سوئز برای کشورهای در حال توسعه این بود که با اتکا به اراده ملی و بهرهگیری هوشمندانه از شکافهای ژئوپولیتیک میتوان بر قدرتهای بزرگ چیره شد. برای غرب این درس را داشت که دیگر نمیتوان با زور نظامی منافع اقتصادی را در جهان پسااستعماری حفظ کرد. دکترین آیزنهاور که پس از این بحران شکل گرفت، آمریکا را به حامی مالی و نظامی کشورهای منطقه تبدیل کرد تا خلأ قدرت بریتانیا و فرانسه پر شود.
امروز، هفت دهه پس از آن روزهای پرتنش، کانال سوئز همچنان یکی از حساسترین آبراههای جهان است. روزانه حدود پنجاه کشتی بزرگ از آن عبور میکنند و سالانه صدها میلیون تن کالا از این مسیر جابهجا میشود. اما آنچه از ۱۹۵۶ ماندگار شد فراتر از یک مسیر آبی است. آن بحران نشان داد که در عصر جدید، حق حاکمیت ملی بر منابع استراتژیک بر امتیازهای استعماری تاریخی میچربد و قدرتهای بزرگ نیز در برابر اراده یک ملت مصمم ناچار به عقبنشینیاند.
بحران سوئز نقطه اوج ملیگرایی عربی و آغاز پایان دوران استعمار کهنه در خاورمیانه بود؛ رویدادی که نهتنها نقشه سیاسی منطقه، بلکه موازنه قدرت جهانی را برای همیشه تغییر داد. هرچند ارتش مصر در میدان نبرد شکست خورد، اما ناصر پیروزی سیاسی بزرگی به دست آورد و نامش برای نسلها با رهایی از سلطه بیگانه گره خورد.
منابع
britannica.com
history.state.gov
history.com
iwm.org.uk
nam.ac.uk
diplomacy.state.gov
۲۵۹۵۷
کد مطلب 2251882
-
ماجرای ملی شدن کانال سوئز و اسم رمزی که جمال عبدالناصر به زبان آورد
-
سلاح جدیدی با «قدرت تخریب غیرعادی»/ روزی که ترومن غیرمستقیم خبر ساخت بمب اتم را به استالین داد؛ ۲ مرداد ۱۳۲۴
-
عکس/ تیپ زنان در استانبول؛ ۱۲۶ سال پیش
-
چرا میلیاردها نفر هنوز تحت حاکمیت قانون ناپلئون هستند
-
عکس/ تیپ زنان در استانبول؛ ۱۲۶ سال پیش
