- خبرفوری
- دانش
- تازه های علم
عشق پنهان در ژنها؛ زنان گونه ما انسانهای خردمند ظاهراً مردان نئاندرتال را جذابتر میدانستند
شواهد ژنتیکی تازه نشان میدهد که اغلب آمیزشهای میان انسان خردمند و عموزادگان منقرضشدهمان، بین زنان گونه ما و مردان نئاندرتال رخ میداده است.
کپی شد کدخبر: 3214993 ت ت
یکی از بزرگترین کشفیات در مورد تکامل انسان در دهههای اخیر، این است که دهها هزار سال پیش، نئاندرتالها و انسانهای خردمند (هومو ساپینس) با هم آمیزش داشتهاند. در نتیجه، بیشتر انسانهای امروزی حامل مقداری دیانای نئاندرتالی در ژنوم خود هستند و همین دیانای باقیمانده اکنون به دانشمندان کمک کرده تا نگاه دقیقتری به روابطی بیندازند که عامل انتقال این ژنها شدهاند.
گروهی از پژوهشگران در مطالعهای جدید بدین نتیجه رسیدهاند که اغلب آن روابط جنسی پیشاتاریخی میان زنان هومو ساپینس و مردان نئاندرتال رخ میداده است. اما معلوم نیست چرا چنین ترجیحی برای انتخاب شریک زندگی وجود داشته است. شاید زنان گونه ما، مردان دارای تبار نئاندرتال را جذابتر میدانستند یا برعکس، شاید هم هر دو گروه بهطور برابر به یکدیگر جذب میشدند.
دانشمندان نخستینبار در دهه ۱۹۹۰ موفق شدند بخشهایی از دیانای نئاندرتال را از فسیلها استخراج کنند. از آن زمان، این دادهها نور بزرگی بر تاریخ نئاندرتالها و خود ما تاباندهاند. بهلطف دیانای، ما توانستهایم در آزمایشگاه چیزهای زیادی درباره رفتار نئاندرتالها بیاموزیم؛ اطلاعات بینظیری که هرگز در سوابق باستانشناسی یا فسیلی حفظ نمیشوند.
دو گونه مجزا با روابط صمیمی
انسانهای خردمند و نئاندرتالها هر دو دارای تبار مشترکی بودند که حدود یک میلیون سال پیش در آفریقا زندگی میکرد. تقریباً ۶۰۰هزار سال پیش، شاخه نئاندرتال جدا شد، در خارج از آفریقا گسترش یافت و تا حدود ۴۰هزار سال پیش در اروپا و غرب آسیا دوام آورد.
در این میان، انسانهای خردمند در آفریقا باقی ماندند تا آنکه حدود ۲۵۰هزار سال پیش، گروهی از آنها از آفریقا خارج شدند و با نئاندرتالها آمیزش کردند. فسیل نئاندرتالهای بعدی، بخشهایی از دیانای آن موج اولیهی مهاجرت گونهی ما را در خود نگه داشته؛ مدرکی که نشان میدهد کودکان دورگهی حاصل از آمیزشهای اولیه، در جوامع نئاندرتال بزرگ شده و بعداً ژنهای خود را به نسلهای بعدی منتقل کردهاند.
در مقطعی از تاریخ، آن هومو ساپینسهای مهاجر اولیه منقرض شدند. اما ۵۰هزار سال پیش، موج دیگری از انسانهای خردمند آفریقا را ترک کردند. آنها نیز حدود ۴۶هزار سال پیش با نئاندرتالها آمیزش کردند و سپس درحالیکه حامل دیانای نئاتدرتال بودند، گسترش یافتند و در نهایت در سراسر دنیا پراکنده شدند. امروزه، در افرادی که نیاکانشان خارج از آفریقا بودهاند، تا چند درصد ژنوم نئاندرتالی یافت میشود.
بااینحال، پژوهشگران تاکنون به میزان تأثیر آمیزشهای بین دو گونه بر کروموزومهای جنسی، توجه چندانی نکرده بودند. هر رویان انسان دو کروموزوم جنسی از یکی از والدین دریافت میکند: X یا Y. رویان با دو کروموزوم X به ماده تبدیل و ترکیب X و Y به شکلگیری نر منجر میشود. مادران فقط کروموزوم X منتقل میکنند، در حالی که پدران میتوانند انتقالدهندهی X یا Y باشند.
نکته جالب این است که در کروموزوم X انسانهای امروزی تقریباً هیچ اثری از دیانای نئاندرتال دیده نمیشود. پژوهشگران در مطالعه جدیدشان تلاش کردند تا دلیل همین موضوع را بفهمند و نتایج، آنها را شگفتزده کرد.
معمای کروموزوم X
تیم پژوهشی درابتدا چهار دلیل احتمالی برای توضیح فقدان دیانای نئاندرتال در کروموزوم X درنظر گرفت.
اول اینکه شاید هومو ساپینسها و نئاندرتالها آنقدر متفاوت بودهاند که دیانای آنها بهخوبی با هم سازگار نمیشده است. به این پدیده «ناسازگاری دورگهها» گفته میشود و میتواند موجب مشکلات سلامتی یا تولیدمثل در دورگههای انسان و نئاندرتال شود. اما پژوهشگران دریافتند که کروموزوم X نئاندرتالها نسبت به کروموزومهای غیرجنسی آنها در واقع دیانای بیشتری از انسان خردمند دارد؛ موضوعی که نشانگر سازگاری احتمالی دیانای کروموزوم X دو گونه بوده است.
توضیح دوم میگوید شاید انتخاب طبیعی به نفع دیانای انسان خردمند عمل کرده است. جمعیت نئاندرتالها نسبتاً کم بود و در نتیجه انتخاب طبیعی بهسختی میتوانست جهشهای مضر را حذف کند. در مقابل، جمعیت انسانهای خردمند بزرگتر بود و جهشهای زیانبار راحتتر حذف میشدند؛ بنابراین دیانای کروموزوم X گونه ما میتوانست در جمعیت نئاندرتال گسترش یابد. اما پژوهشگران میگویند این توضیح هم چندان منطقی نیست؛ زیرا بیشتر دیانای انسانی باقیمانده روی کروموزوم X نئاندرتالها در بخشهای غیرعملکردی قرار دارد و مزیت خاصی ایجاد نمیکند.
احتمال دیگر میتواند دلیلی فرهنگی داشته باشد. در برخی جوامع، زنان پس از تشکیل رابطه گروهشان را ترک میکنند و نزد شریک جنسی خود میروند و در بعضی دیگر، مردان جابهجا میشوند. مهاجرت زنان انسان خردمند به جوامع نئاندرتال میتوانست روی کروموزوم X اثر بگذارد؛ اما به گفته پژوهشگران، حتی اگر تمام زنانی که با نئاندرتالها آمیزش داشتند انسان خردمند بوده باشند، این عامل بهتنهایی برای توضیح شدت الگوی مشاهدهشده کافی نیست.
در پایان، تنها یک توضیح ممکن باقی ماند: نئاندرتالها و انسانهای خردمند احتمالاً ترجیحات شدیدی برای انتخاب شریک جنسی داشتهاند. بهطور خاص، مردان نئاندرتال ممکن است جذب زنانی با تبار انسان خردمند (زنانی با والد یا پدربزرگ یا مادربزرگ انسان خردمند) میشدهاند. در نتیجه، زنان گونه انسان خردمند کروموزوم X خود را به جمعیت نئاندرتال منتقل کردهاند و در طول نسلها، کروموزوم X نئاندرتالها حاوی DNA بیشتری از انسانهای خردمند شده است.
همین ترجیح جنسی ممکن است در جوامع انسانهای خردمند که ۴۶هزار سال پیش آفریقا را ترک کردند، تأثیر معکوس داشته باشد. زنان گونه ما ممکن است مردانی با اجداد نئاندرتال را ترجیح میدادند؛ اما آن مردان نئاندرتال به طور متوسط میتوانستند کروموزوم X را فقط به نیمی از فرزندانشان منتقل کنند. بنابراین با گذشت زمان، کروموزومهای X انسانهای خردمند حامل دیانای نئاندرتال کمتری شد.
نیاز به شواهد بیشتر
در نهایت، اگر یافتهها درست باشند، هنوز مشخص نمیکنند چه نوع ترجیح جنسی بین دو گونه وجود داشته است. ممکن است حتی خشونت یا یورش میان گروهها نقش داشته باشد؛ هرچند پروهشگران نسبت به این توضیح تردید دارند و میگویند در شواهد باستانشناسی، نشانهای از خشونت گسترده میان انسانها در ۵۰هزار یا ۲۵۰هزار سال پیش وجود ندارد.
در عوض، احتمال میرود انتخاب در سمت زنان نقش مهمی داشته است؛ زیرا در بسیاری از گونهها، مادهها «انتخابگر» محسوب میشوند.
بااینحال، برخی پژوهشگران میگویند شواهد فسیلی و باستانشناسی کافی از آن دورهها وجود ندارد که بتواند نتایج ژنتیکی اخیر را تأیید کند. ربکا راگ سایکس، باستانشناس دانشگاه کمبریج میگوید: «ما هنوز هیچ امضای فرهنگی مشخصی از یک جمعیت دورگهی اجتماعی نداریم.» بااینحال، وی امیدوار است شواهد جدید از فسیلها، ابزارها یا DNA باستانی بتواند به آزمودن فرضیهها کمک کند.
مطالعه در نشریه ساینس منتشر شده است.
منبع: زومیت
نئاندرتالها انسان خردمند کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: