راویان مقاومت

راویان مقاومت

«محمود صارمی هستم، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف؛ اینجا محل کنسولگری ایران است، مزارشریف به دست طالبان سقوط کرده.» این جملات بریده پرده اول از نمایشنامه‌ای مستند بود.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: تاریخ روزنامه‌نگاری بحران، پر از کلماتی است که زیر بارش باروت و خون تایپ شده‌اند. از خاکریزهای جنوب و غرب ایران در سال‌های دفاع مقدس تا کوچه‌های ویران غزه و ضاحیه لبنان در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، رسالت خبرنگار مقاومت دگرگونی شگرفی را تجربه کرده است. دیگر تنها بحث بر سر انتقال آمار تلفات و ترسیم خطوط تماس نظامی نیست؛ امروز روزنامه‌نگاری مقاومت، خط مقدم نبرد برای حفظ «حافظه تاریخی» و جلوگیری از انحصار روایت‌هاست. در زمانه‌ای که جلیقه‌های آبی «PRESS» به جای مصونیت، به سیبل تک‌تیراندازها تبدیل شده‌اند، کلمات، آخرین سنگر دفاع از حقیقت انسانیت محسوب می‌شوند.

برای درک ریشه‌های عمیق روزنامه‌نگاری مقاومت در منطقه خاورمیانه، باید به دهه ۶۰ و سال‌های پرالتهاب دفاع مقدس بازگشت. در آن دوران، الگوهای روزنامه‌نگاری جنگ در جهان عمدتا بر پایه تجربیات جنگ جهانی دوم یا جنگ ویتنام استوار بود؛ الگوهایی که بیشتر بر انتقال سرد اطلاعات نظامی، جابه‌جایی خطوط نبرد، تحلیل‌های لجستیکی و مصاحبه با ژنرال‌های عالی‌رتبه در اتاق‌های جنگ تمرکز داشتند. اما در جبهه‌های ایران، فرم کاملا جدید و بدیعی از روایتگری متولد شد که بعدا به الگویی بی‌بدیل برای تمام جبهه‌های مقاومت در دهه‌های آینده بدل شد. خبرنگاران، عکاسان و مستندسازانی که در آن سال‌ها با کمترین امکانات حفاظتی به خط مقدم و نقطه صفر مرزی می‌رفتند، سلاحی در دست نداشتند، اما لنز دوربین‌ها و نوک قلم‌هایشان، «انسان» و «روح انسانی» را در مرکز بحران جست‌وجو می‌کرد.

رسالت روزنامه‌نگار در آن مقطع تاریخی، تنها ثبت پیروزی در یک عملیات یا شکست در یک محور نظامی نبود، بلکه ثبت روحیه حماسی، عرفان عملی، ایثار شگرف و مقاومت مردمی بود که با دست خالی و اراده‌ای پولادین در برابر یک تهاجم همه‌جانبه جهانی ایستاده بودند. این سبک از روزنامه‌نگاری که با نام‌ها و چهره‌های درخشانی چون سیدمرتضی آوینی در تاریخ رسانه‌ای و فرهنگی ایران تثبیت و تئوریزه شد، نشان داد که خبر و گزارش میدانی می‌تواند از سطح وقایع روزمره و ژورنالیسم مصرفی فراتر رفته و به یک سند تاریخی، هویتی و فرهنگی برای نسل‌های متمادی تبدیل شود.

کلماتی که در گزارش‌های روزنامه‌های کثیرالانتشار آن دوران چاپ می‌شد یا با صدایی پر از احساس از پشت میکروفون‌های رادیو سراسری به خانه‌ها می‌رسید، به جامعه جنگ‌زده امید، صلابت و پایداری تزریق می‌کرد و همزمان، سندی غیرقابل انکار از مظلومیت و اقتدار یک ملت را برای آیندگان به یادگار می‌گذاشت. در این فرم، خبرنگار صرفا یک ناظر بیرونی نبود، بلکه خود زیست جنگی را تجربه می‌کرد و روایت او، روایتی از درون بود.

از ناظر بی‌طرف تا هدف مستقیم ماشین جنگی

با گذشت زمان، توسعه تکنولوژی‌های ارتباطی و تغییرات بنیادین در جغرافیای درگیری‌ها، روزنامه‌نگاری بحران نیز وارد فاز جدید و به مراتب خطیرتری شد. هفدهم مرداد سال ۱۳۷۷ و شهادت مظلومانه محمود صارمی به همراه دیپلمات‌های ایرانی در مزارشریف افغانستان، نقطه عطفی دردناک بود که به روشنی نشان داد خبرنگار دیگر یک ناظر مصون از تعرض در حاشیه امن میدان نبرد نیست. اما این روند تلخ در دهه‌های بعد و در جریان نبردهای نامتقارن و شهری خاورمیانه، ابعاد به مراتب پیچیده‌تر و خشونت‌بارتری به خود گرفت. در جنگ‌های مدرن عصر حاضر، به ویژه در نبردهای مقاومت فلسطین و لبنان علیه اشغالگری، ماهیت جنگ رسانه‌ای تغییرات استراتژیکی کرده است.

در جنگ‌های مشهوری چون نبرد ۱۲ روزه و نبرد ۴۰ روزه، ماشین جنگی جبهه مقابل به خوبی و با تمام وجود درک کرده بود که شلیک هزاران تن موشک، استفاده از بمب‌های سنگرشکن و تخریب گسترده زیرساخت‌های غیرنظامی، تا زمانی که افکار عمومی جهان از طریق تصاویر زنده و گزارش‌های میدانی بمباران نشود، می‌تواند در سکوت خبری مطلق مجامع بین‌المللی به یک پیروزی نظامی برای آنها تفسیر و بازنمایی شود. اینجا بود که خبرنگار بحران، از یک راوی صرف و انتقال‌دهنده داده‌ها، به یک «تهدید استراتژیک» و «هدف مشروع نظامی» برای مهاجمان ارتقا یافت.

تصاویر و ویدئوهای دردناکی که طی سال‌های اخیر از غزه، کرانه باختری و جنوب لبنان مخابره شده است، به وضوح نشان داد که کلاه و جلیقه خبرنگاری که در تمام کنوانسیون‌های بین‌المللی اعم از کنوانسیون ژنو نماد مطلق مصونیت است، در این جغرافیا دقیقا به عنوان یک نشانگر هدف برای پهپادها و تک‌تیراندازها عمل می‌کند. چرا؟ دلیل آن کاملا روشن است؛ چون خبرنگار مقاومت با حضور خود در حال شکستن هژمونی و انحصار رسانه‌ای غول‌های خبری جهان بود. او با یک دوربین ساده، یک میکروفون یا حتی یک تلفن همراه هوشمند متصل به اینترنت ضعیف، روایت‌های بسته‌بندی شده، تحریف شده و پاستوریزه رسانه‌های جریان اصلی غربی از جنگ را خنثی می‌کرد و حقیقت عریان، خون‌آلود و تلخ زیر آوارها را بی‌واسطه به چشم و وجدان بیدار جهان نشان می‌داد.

روایتگری به مثابه کنش نظامی و دفاعی

در نبردهای اخیر جبهه مقاومت، رسالت روزنامه‌نگار بحران دیگر تنها اطلاع‌رسانی محض و بی‌طرفانه نیست؛ بلکه خود این اطلاع‌رسانی، یک «کنش دفاعی، پیشگیرانه و حتی نظامی» محسوب می‌شود که تقارن میدان نبرد را بر هم می‌زند. وقتی صدای انفجار بمب‌های چند تنی آنقدر بلند است که صدای استمداد و شیون غیرنظامیان بی‌پناه به هیچ نهاد حقوق بشری نمی‌رسد، این کلمات، فریم‌ها و ویدئوهای لایو خبرنگار است که به جای موشک‌ها و راکت‌ها، مستقیما به قلب افکار عمومی جهان شلیک می‌شود و افکار عمومی را علیه جنایت بسیج می‌کند.

در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، افکار عمومی بین‌المللی شاهد بودند که چگونه گزارش‌های لحظه به لحظه و نفسگیر خبرنگاران از دل بیمارستان‌ها، مدارس بمباران شده یا از میان ساختمان‌های فروریخته، توانست معادلات دیپلماتیک را در پایتخت‌های غربی تغییر دهد و موجی از اعتراضات جهانی را در خیابان‌ها رقم بزند. روزنامه‌نگار مقاومت در این عرصه به خوبی دریافت که رسالت تاریخی او، تبدیل کردن اعداد و ارقام خشک کشته‌شدگان به نام‌ها، چهره‌ها، آرزوها و قصه‌های انسانی است.

وقتی رسانه‌های جریان اصلی و حامیان اشغالگری تلاش می‌کنند هزاران کشته و مجروح غیرنظامی را تنها در قالب یک عدد بی‌روح در زیرنویس اخبار شبانگاهی خلاصه کنند تا وجدان‌ها آزرده نشود، این خبرنگار شجاع مقاومت است که دوربینش را روی اسباب‌بازی خونی یک کودک، کفش‌های جامانده در ویرانه‌ها یا چهره بهت‌زده یک پدر زوم می‌کند و به آن عدد خشک، هویت، روح و مرثیه‌ای ابدی می‌بخشد. این کار، در واقع خنثی کردن بزرگ‌ترین و مخرب‌ترین سلاح روانی دشمن، یعنی «عادی‌سازی جنایت و تقلیل فاجعه» است.

تقابل نفسگیر روایت‌ها در عصر پساحقیقت

ما امروز در عصر پیچیده‌ای به نام «پساحقیقت» زندگی می‌کنیم؛ دورانی تاریک که در آن مرزهای ظریف میان واقعیت و دروغ توسط الگوریتم‌های هوش مصنوعی، شبکه‌های اجتماعی، ربات‌های سایبری و کمپین‌های عظیم اطلاعاتی به شدت مخدوش شده است. در چنین فضای غبارآلودی، روزنامه‌نگار بحرانی که در خطوط مقدم مقاومت حضور فیزیکی دارد، در واقع نه تنها با گلوله واقعی، که در حال جنگ با دستگاه عظیم و میلیارد دلاری جعل تاریخ و افکارسنجی است. اگر در سال‌های دفاع مقدس، خبرنگاران ما برای ثبت تاریخ در برابر آفت «فراموشی» می‌جنگیدند و تلاش می‌کردند حماسه‌ها در سینه زمان ثبت شود، امروز روزنامه‌نگاران در جغرافیای مقاومت برای اثبات «وجود خود واقعیت» می‌جنگند.

ماشین پروپاگاندای مدرن با بهره‌گیری از تکنیک‌های عملیات روانی تلاش می‌کند جای ظالم و مظلوم را در کسری از ثانیه تغییر دهد، دفاع مشروع مردمی را تروریسم بنامد و کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی را دفاع پیشگیرانه و حق مشروع توصیف کند. در این کارزار به شدت نابرابر و پیچیده، خبرنگار با حضور میدانی، تنفس در فضای بحران و به خطر انداختن جان خود، سندی زنده و غیرقابل خدشه ارائه می‌دهد. او با خون خود پای اخباری که مخابره می‌کند مهر تایید می‌زند تا آیندگان و ماشین‌های جعل خبر نتوانند در روایت‌های تاریخی دست ببرند و جای جلاد و شهید را عوض کنند.

تکامل فرم‌های ژورنالیستی؛ سرعت و دقت در عصر دیجیتال

از منظر حرفه‌ای نیز، روزنامه‌نگاری مقاومت در سال‌های اخیر دچار پوست‌اندازی و دگردیسی شگرفی شده است. اگر روزگاری در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، گزارش‌های جنگی نیازمند تجهیزات سنگین، تیم‌های بزرگ فیلمبرداری، دوربین‌های آنالوگ و زمان طولانی برای تدوین، ارسال فیزیکی نوارها و چاپ در تاریکخانه بود، امروز خبرنگار بحران در کسری از ثانیه، در حالی که گرد و غبار آوار بر سرش می‌ریزد و صدای پهپادها در آسمان می‌پیچد، تنها با استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، ارتباطی بی‌واسطه، زنده و تعاملی با میلیون‌ها مخاطب در سراسر جهان برقرار می‌کند.

این سرعت سرسام‌آور در مخابره اخبار، البته نیازمند دقت، تمرکز روانشناختی و تعهدی مضاعف است. روزنامه‌نگار مقاومت در جنگ‌های کوتاه اما به شدت ویرانگری چون جنگ‌های ۱۲ روزه، فرصتی برای آزمون و خطا، ویراستاری طولانی یا راستی‌آزمایی در اتاق خبر ندارد. او باید در همان لحظه که حادثه رخ می‌دهد، با ادبیاتی که همزمان حاوی دقت ژورنالیستی، رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای و عمق احساسات انسانی است، فاجعه را به دقیق‌ترین شکل ممکن روایت کند. تلفیق ادبیات حماسی، سرعت انتقال خبر، تسلط بر ابزارهای نوین رسانه‌ای و شجاعت بی‌نظیر میدانی، از این خبرنگاران یک گونه منحصر به فرد و پیشرو در دنیای رسانه ساخته است؛ کسانی که استانداردهای روزنامه‌نگاری بحران را در جهان به طرز چشمگیری ارتقا داده‌اند.

خون‌هایی که خبر می‌شوند؛ کیفرخواستی علیه سکوت جهانی

نگاهی گذرا به آمار تکان‌دهنده و بی‌سابقه شهدای خبرنگار در نبردهای اخیر مقاومت، موید یک حقیقت تلخ اما حماسی است: خبرنگاران دیگر تنها راویان تاریخ نیستند، بلکه با گوشت و خون خود، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ مقاومت شده‌اند. شهادت ده‌ها خبرنگار، تصویربردار و فعال رسانه‌ای در مناطق درگیری، نشان از استیصال عمیق جریانی دارد که با تمام تجهیزات نظامی‌اش، توانایی مقابله با قدرت نرم و روشنگری رسانه را ندارد و چاره‌ای جز حذف فیزیکی راویان نمی‌بیند. هر دوربینی که همراه با صاحبش زیر خروارها بتن و آوار می‌ماند، هر لپ‌تاپی که متلاشی و هر میکروفونی که به خون آغشته می‌شود، در واقع یک کیفرخواست بلند، تاریخی و ابدی علیه سکوت مرگبار مجامع بین‌المللی، نهادهای مدعی حقوق بشر و سازمان‌های مدافع آزادی بیان است.

این خبرنگاران با نثار جان خود، اعتبار از دست رفته کلمات را بازتولید می‌کنند و به واژه‌ها جان دوباره می‌بخشند. در دنیای امروز که اخبار در میان انبوهی از اطلاعات زرد، فیک‌نیوزها و سرگرمی‌های روزمره و مبتذل گم می‌شوند و مخاطب دچار کرختی رسانه‌ای شده است، گزارش‌هایی که با بهای جان یک انسان شریف تهیه شده‌اند، نفوذی غیرقابل وصف و جادویی در وجدان‌های بیدار پیدا می‌کنند و حصار بی‌تفاوتی را می‌شکنند.

رسالت ناتمام؛ از خبر تا تثبیت حافظه تاریخی

هفدهم مرداد، روز خبرنگار، تنها یک بهانه تقویمی نیست؛ بلکه نمادی است از این پیوند عمیق، ناگسستنی و خونین میان آگاهی‌بخشی و از خودگذشتگی. روزنامه‌نگاری مقاومت، از زمان شکل‌گیری و نضج یافتن در سنگرهای خاکی دفاع مقدس تا بلوغ و تکامل آن در جنگ‌های پیچیده شهری خاورمیانه، یک مسیر مشخص و روشن را طی کرده است: وفاداری بی‌قید و شرط به حقیقت انسان درگیر در منجلاب بحران. باید به خاطر داشت که رسالت روزنامه‌نگاری بحران پس از اعلام آتش‌بس، پایان یافتن درگیری‌های نظامی و فرونشستن غبار باروت نیز هرگز به پایان نمی‌رسد.

این گزارش‌های مکتوب، مصاحبه‌های ویدئویی، فایل‌های صوتی و فریم‌های عکس، در واقع به عنوان ارزشمندترین مواد خام برای تاریخ‌نگاران، مستندسازان، نویسندگان ادبیات پایداری و هنرمندان در دهه‌های بعد مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر ما امروز می‌توانیم نمایشنامه‌هایی قوی، استخوان‌دار و تاثیرگذار از مقاومت بنویسیم، یا داستان‌ها و رمان‌هایی عمیق از ایستادگی، صبر و رنج خانواده‌های شهدا خلق کنیم که بر صحنه تئاتر یا پرده سینما بدرخشند، بدون شک وام‌دار همان کلماتی هستیم که خبرنگاران شجاع بحران در سخت‌ترین، تاریک‌ترین و مرگبارترین شرایط ممکن ثبت و ضبط کرده‌اند.

روزنامه‌نگاری بحران و مقاومت، صرفا یک حرفه، شغل یا تکنیک ژورنالیستی نیست؛ بلکه یک مکتب فکری و عقیدتی است. مکتبی که در آن، قلم به اندازه سلاح ارزش راهبردی دارد و کلمات، آخرین و مستحکم‌ترین سنگرهایی هستند که در برابر تحریف، مصادره و فراموشی تاریخ مقاومت می‌کنند. خبرنگار بحران شاید در میدان نبرد، زیر آوار ساختمان‌ها یا با شلیک یک تک‌تیرانداز جان بدهد و نفسش قطع شود، اما روایتی که با خون خود به جهان مخابره کرده است، هرگز نمی‌میرد. این روایت به حیات خود ادامه می‌دهد، وجدان‌ها را بیدار می‌کند و تا همیشه در رگ‌های تپنده تاریخ، جریان خواهد داشت. خون روی لنز دوربین، پاک نخواهد شد؛ بلکه به لنزی شفاف‌تر برای دیدن حقیقت در آینده تبدیل می‌شود.

کد مطلب 6910985

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • خبرنگاران روایتگران حقیقت در میدان جهاد تبیین هستند

  • خانه خلاق بهزیستی؛ جایی برای تولد ایده‌های بزرگ

  • رسانه‌ها دیدبانان فعال حقوق عامه در جامعه هستند

  • شهید نصیرزاده؛ فرمانده‌ای که آینده دفاع را می‌دید

  • اصلاح فرآیند صدور مجوزهای زمین‌پایه در دستور کار

  • گزینه ترامپ به عنوان دادستان کل آمریکا انتخاب شد

  • هوش مصنوعی؛ خطری که اعتبار خبرنگار را نشانه می‌گیرد

  • خبرنگاران حوزه فناوری، مترجمان تحول دیجیتال برای افکار عمومی هستند

  • حجت الاسلام نوری: خبرنگاران در خط مقدم جنگ روایت‌ها هستند

  • حمله به لامرد با بمب فسفری بود/ ارائه شواهد علمی به مجامع بین‌الملل

  • کامیون با راننده ۸ ساله در اصفهان توقیف شد

  • توافق اولیه باشگاه پرسپولیس با همتای مازندرانی برای خرید جنجالی

  • گرامیداشت سپهبد شهید سیدعبدالرحیم موسوی در حرم بانوی کرامت برگزار شد

  • تمجید رسانه آلبانیایی از عملکرد آسانی مقابل استقلال خوزستان

  • رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا خواستار راهی برای خروج از جنگ با ایران شد

  • حزب الله عراق: بازنگری در پاسخ به حمله اخیر عربستان و آمریکا مطرح است

  • موسیقی در ترازوی حق/رهبر شهید درباره حلال و حرام بودن موسیقی چه گفتند؟

  • حرکت سرمربی پرسپولیس روی لبه پرتگاه/ تارتار دیگر بهانه‌ای نخواهد داشت

  • استقلال برای سه جام نیاز به تقویت دارد/ دست بختیاری‌زاده خالی است

  • یک قلم، هزار روایت؛ قصه خبرنگارانی که صدای بی‌صدایان شدند

  • روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های ورزشی شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

  • قیمت شیشه سکوریت
  • سفیر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • دوربین مداربسته
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • فروش مواد شیمیایی
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • پرشین هتل
  • نمایندگی بوش در تهران
  • بهترین جراح بینی
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو