آرامش گمشده بسیاری از انسانها در روزگار پرهیاهوی امروز است؛ اما قرآن کریم برای رسیدن به این آرامش، تنها به تغییر شرایط زندگی اشاره نمیکند، بلکه از مسیری درونی سخن میگوید که با ایمان و یاد خدا آغاز میشود و با توکل، تقوا، توبه، انس با قرآن و دعا ادامه پیدا میکند. در آموزههای قرآنی، آرامش واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان در میان سختیها، تکیهگاه خود را خداوند بداند و دلش را به او بسپارد.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آرامش به معنای طمأنینه، تسکین، آسودگی خاطر و داشتن فکری راحت در مسیر زندگی است. همه انسانها در زندگی خود به دنبال رسیدن به آرامش واقعی هستند و تلاش میکنند شرایطی را فراهم کنند که بتوانند با آسودگی بیشتری زندگی کنند.
انسان در طول حیات خود با سختیها، مشکلات و رنجهای فراوانی مواجه میشود و برای دستیابی به آرامش و آسایش، راههای مختلفی را تجربه میکند. او با پیشرفتهای علمی و تلاش برای کشف رازهای ناشناخته جهان، درصدد دستیابی به امکاناتی است که بتواند زندگی را برای او آسانتر و زمینه آسایش و آرامش بیشتر را فراهم کند.
بنابر روایت تبیان، در این مطلب به بررسی راههای رسیدن به آرامش از دیدگاه قرآن کریم میپردازیم. قرآن، کتاب آسمانی و معجزه پیامبر اکرم(ص)، آموزهها و دستوراتی را که انسان برای هدایت و سعادت خود به آنها نیاز دارد، در اختیار او قرار داده است و میتوان آن را یکی از کاملترین منابع برای شناخت مسیر آرامش روح و روان دانست. انسان با شناخت و بهکارگیری دستورات قرآن میتواند زمینه رسیدن به آرامش روحی را در زندگی خود فراهم کند.
همه انسانها در مقاطعی از زندگی با نگرانی و اضطراب روبهرو میشوند و برای رهایی از این حالات و دستیابی به آرامش، به آیات قرآن پناه میبرند. این کتاب آسمانی در ابعاد مادی و معنوی زندگی انسان آموزههای فراوانی دارد و اگر آیات آن با معرفت و توجه تلاوت شود، میتواند آثار معنوی خود را در زندگی انسان آشکار کند. بدون تردید، توجه به آموزههای قرآن میتواند زمینهساز آرامش دل و جان باشد.
آرامش در زندگی از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا انسانی که از آرامش برخوردار نباشد، نمیتواند فعالیتها و مسئولیتهای خود را به خوبی انجام دهد.
«سکینه» به معنای آرامش قلب و اطمینان خاطر است. خداوند این حالت را به هر کس عطا کند، آثار و نتایج ارزشمندی برای او به همراه خواهد داشت. انسانی که به سکینه دست مییابد، از سرزنش دیگران هراسی ندارد، بر خداوند توکل میکند، در صورت از دست دادن چیزی دچار اندوه شدید نمیشود و هنگامی که نعمتی به دست میآورد نیز گرفتار طغیان و نافرمانی نمیشود.

آرامش در آیات قرآن
در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که درباره آرامش قلب، رفع نگرانیها و عبور از مشکلات سخن گفتهاند و انسان را به عواملی که میتواند او را به اطمینان قلب برساند، توجه میدهند.
خداوند در آیه ۲۸ سوره رعد میفرماید:
«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»
آنان که به خدا ایمان آوردهاند و دلهایشان با یاد خدا آرام میگیرد؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرام میشود.
این آیه به روشنی بیان میکند که یاد خدا موجب آرامش دلهاست. البته منظور از یاد خدا تنها ذکر زبانی نیست، هرچند ذکر زبانی یکی از مصادیق روشن آن محسوب میشود؛ بلکه مهم آن است که انسان در تمام حالات زندگی، بهویژه هنگام قرار گرفتن در معرض گناه، خداوند را به یاد داشته باشد.
یاد خدا میتواند در نماز خواندن، توجه به نعمتهای الهی، به خاطر داشتن قدرت خداوند، توجه به لطفهایی که شامل حال بندگان میشود، یادآوری قهر و خشم الهی، عفو و کرم، عدالت و علم خداوند نسبت به آشکار و پنهان زندگی انسان نمود پیدا کند.
همچنین خداوند در آیه ۱۷۳ سوره آلعمران میفرماید:
«حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ»
خدا ما را کفایت میکند و او بهترین وکیل و کارساز است.
این عبارت نیز از اذکاری است که میتواند به انسان آرامش ببخشد و توصیه شده است هنگامی که ترس بر انسان غلبه میکند، به آن پناه ببرد و خداوند را تکیهگاه خود قرار دهد.
در آیه ۸۷ سوره انبیاء نیز میخوانیم:
«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ»
معبودی جز تو نیست؛ تو منزهی و من از ستمکاران بودم.
این ذکر به داستان حضرت یونس(ع) مربوط میشود؛ زمانی که آن حضرت در شکم نهنگ قرار گرفت و در آن شرایط سخت و تاریکیها، خداوند را اینگونه ندا داد. از این رو، به افرادی که دچار غم و اندوه هستند نیز سفارش شده است که به این ذکر پناه ببرند.
همچنین در آیه ۴۴ سوره غافر آمده است:
«فَسَتَذْکُرُونَ مَا أَقُولُ لَکُمْ ۚ وَأُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ»
بهزودی آنچه را به شما میگویم به یاد خواهید آورد و من کار خود را به خدا واگذار میکنم؛ زیرا خداوند نسبت به بندگان بیناست.
«افوض» از واژه «تفویض» گرفته شده و تفویض به معنای واگذار کردن امور به خداوند است. در این نگاه، تفویض مرتبهای فراتر از توکل دانسته شده و انسان همه امور خود را به خداوند میسپارد.

این آیه نیز در ارتباط با داستان حضرت موسی(ع) بیان شده است؛ زمانی که مؤمنی از آل فرعون مورد تهدید قرار گرفته بود و دشمنان برای او نقشه و توطئه میکشیدند، اما خداوند او را از خطرها و توطئهها حفظ کرد. به همین دلیل، به کسانی که با حیله و مکر دیگران مواجه شدهاند، توصیه شده است به این ذکر پناه ببرند.
راههای رسیدن به آرامش روح و روان از منظر قرآن
در سالهای اخیر تلاشهای مختلفی برای درمان افرادی که با بیماریهای روانی، اضطرابهای شخصیتی و عدم تعادل روحی مواجه هستند، صورت گرفته و روشهای گوناگونی نیز در حوزه رواندرمانی شکل گرفته است. با این حال، این روشها در مواردی نتوانستهاند موفقیتی را که انتظار میرفته در از بین بردن یا پیشگیری از بیماریهای روحی و روانی به دست آورند.
حتی در جوامع غربی نیز توجه به نقش دین در درمان و آرامش روحی افزایش یافته است و از آنجا که اسلام از کاملترین ادیان دانسته میشود، میتوان سرچشمه بخشی از آرامش روحی را در آموزههای دینی و بهویژه قرآن کریم جستوجو کرد.
در ادامه، مهمترین راههای رسیدن به آرامش از منظر قرآن بررسی میشود.
ایمان
یکی از مهمترین راههای رسیدن به آرامش، ایمان است. ایمان به معنای باور و تصدیق قلبی نسبت به خداوند و پیامبر اوست؛ باوری که در آن شک و تردید راه پیدا نکند. ایمان حقیقی، تصدیقی استوار و یقینی است که در برابر وسوسهها، خیالات و پریشانیها دچار تزلزل نشود و قلب و احساس انسان نسبت به آن گرفتار تردید نباشد.
خداوند در آیه ۴ سوره فتح میفرماید:
«هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّکینَةَ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنینَ لِیَزْدادُوا إیماناً مَعَ إیمانِهِمْ»
اوست که آرامش و قوت قلب را بر دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند.
سکینه همان آرامش قلب و اطمینان خاطر است و هنگامی که خداوند این حالت را به انسان عطا کند، آثار مثبتی در زندگی او پدیدار میشود. فردی که از سکینه برخوردار است، از سرزنشها نمیترسد، به خدا توکل دارد، با از دست دادن امور دچار اندوه نمیشود و در هنگام دستیابی به نعمتها نیز گرفتار طغیان و نافرمانی نمیشود.
از این آیه میتوان دریافت که ایمان یکی از عوامل مهم ایجاد آرامش روحی و روانی است. خداوند ثبات و اطمینان را در مرتبهای از روح مؤمن قرار میدهد تا ایمان پیشین او افزایش یافته و کاملتر شود.
آرامش در زندگی را میتوان یکی از نخستین زمینههای خوشبختی دانست؛ زیرا کسی که از آرامش محروم باشد، نمیتواند بهطور کامل از نعمت خوشبختی بهرهمند شود.
در این میان، ذکر حقیقی آن است که انسان خداوند را هم با زبان و هم با دل یاد کند. اگر یاد خدا فقط بر زبان جاری شود و قلب انسان با آن همراه نباشد، نمیتوان انتظار داشت آرامش عمیق و حقیقی در وجود او شکل بگیرد.
انسانی که ایمان ندارد، ممکن است با افکار موهوم، نگرانیهای فراوان، احساس پوچی و سردرگمی در انتخاب مسیر زندگی مواجه باشد. چنین فردی گاه در تصمیمگیریها نیز دچار تردید میشود.
در مقابل، انسان مؤمن اهداف و اندیشههای خود را حول یک هدف اصلی سامان میدهد و آن، جلب رضایت خداوند متعال است. چنین انسانی تلاش خود را برای رضایت الهی انجام میدهد و رضایت یا خشم مردم، هدف اصلی او را تغییر نمیدهد. به همین دلیل، کمتر دچار سردرگمی میشود و میتواند آرامش بیشتری را در زندگی تجربه کند.
در آیه ۸۲ سوره انعام نیز آمده است:
«الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ»
آنان که ایمان آورده و ایمان خود را به ستم نیالودهاند، امنیت برای آنان است و آنان هدایتیافتگانند.
این آیه نیز امنیت و هدایت را از آثار ایمان معرفی میکند؛ البته ایمانی که با عواملی همچون شرک و ظلم پوشانده و فاسد نشده باشد. بسیاری از مفسران، «ظلم» در این آیه را به معنای شرک دانستهاند و برای آن به آیه «إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ» استناد کردهاند.
با توجه به این آیات و دیگر آموزههای قرآن میتوان دریافت که ایمان نقش اساسی در رسیدن به آرامش و امنیت روحی دارد. از این منظر، امنیت و آرامش در جامعه نیز زمانی پایدار خواهد بود که دو اصل ایمان و عدالت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
اگر پایههای ایمان در جامعه سست شود و عدالت جای خود را به ظلم و ستم بدهد، امنیت و آرامش اجتماعی نیز آسیب خواهد دید.
ذکر
یکی دیگر از راههای رسیدن به آرامش، ذکر خداوند است. ذکر در اصطلاح به یادآوری با قلب و زبان گفته میشود و گاهی در برابر غفلت و گاهی در مقابل فراموشی به کار میرود.
در آیه:
«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَیٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی»
اطمینان به معنای آرامش و قرار گرفتن است و «نفس مطمئنه» به دلی اشاره دارد که به آرامش و اطمینان رسیده است. بر اساس این آیات، پاداش انسانی که با یاد خدا به مقام اطمینان رسیده، قرار گرفتن در زمره بندگان خدا و ورود به بهشت است.
در حقیقت، منظور از ذکر، یاد خداوند است. زمانی که انسان در تنگناها و مشکلات زندگی گرفتار میشود و اضطراب و نگرانی به سراغ او میآید، یاد خدا میتواند موجب آرامش قلب او شود.
ذکر واقعی آن است که قلب و زبان انسان هر دو متوجه خداوند باشند. اگر ذکر فقط بر زبان جاری شود اما قلب از یاد خدا غافل باشد، آثار آرامشبخش آن نیز به همان اندازه عمیق نخواهد بود.
قرآن کریم ذکر را یکی از عوامل آرامش معرفی کرده است؛ البته ذکری که از جنس یاد حقیقی و قلبی باشد. ذکر قلبی روح عبادتهای عملی است و به اعمال انسان معنا میبخشد.
بنابراین، اگر انسان با قلب خود متوجه خداوند باشد و در زبان نیز اذکاری را که در شرع آمده است بر زبان جاری کند، با خداوند انس میگیرد و این انس میتواند آرامش را در وجود او ایجاد کند؛ زیرا خداوند امنترین و قدرتمندترین تکیهگاه برای انسان است.
نماز نیز از مهمترین مصادیق یاد خداوند است؛ چنانکه خداوند میفرماید:
«أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی»
نماز را برای یاد من برپا دار.
توکل
توکل به خدا یکی دیگر از راههای رسیدن به آرامش است. واژه توکل از ریشه «وکل» گرفته شده و به معنای وکیل گرفتن و سپردن کار به وکیل است.
زمانی که انسان از رسیدن به خواستهها و آرزوهای خود ناامید میشود و از دیگران نیز قطع امید میکند، میتواند خداوند را تکیهگاه خود قرار دهد؛ زیرا در نگاه مؤمن، خداوند بهترین و کافیترین پناه و پشتیبان است.
قرآن کریم در آیه ۳ سوره طلاق میفرماید:
«وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
و از جایی که گمان نمیبرد به او روزی میدهد و هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت خواهد کرد.
این بخش از آیه درباره عوف بن مالک اشجعی نقل شده است؛ مردی فقیر که فرزندش به دست مشرکان اسیر شده بود. عوف نزد پیامبر اکرم(ص) رفت و از فقر و اسارت فرزندش و درد و اندوهی که در درون خود داشت، شکایت کرد.
پیامبر(ص) او را به صبر و تقوا سفارش کرد و فرمود که ذکر «لاحول و لاقوّة إلّا باللّه» را زیاد بر زبان جاری کند.
عوف به خانه بازگشت و سخنان پیامبر(ص) را برای خانواده خود نقل کرد و گفت که ایشان ما را به تقوا و صبر سفارش کرده و فرمودهاند ذکر «لاحول و لاقوّة إلّا باللّه» را بسیار بگوییم.
مدتی نگذشت که فرزند عوف همراه گلهای از گوسفندان و تعدادی شتر به خانه بازگشت. او به پدرش گفت که از فرصت غفلت فردی که او را اسیر کرده بود استفاده کرده و گوسفندان و شتران او را به غنیمت گرفته است.
عوف نزد پیامبر(ص) رفت و درباره حلال بودن این اموال پرسید. پیامبر(ص) فرمودند که این اموال برای او حلال است و سپس این آیات نازل شد.
بنابراین، کسانی که در زندگی احساس فقر و ناداری میکنند یا با مشکلات و نگرانیهای دیگری مواجه هستند، میتوانند به قدرتی تکیه کنند که بر همه قدرتها برتری دارد و فناپذیر نیست و امور خود را به او بسپارند.
انسان باید بداند که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خداوند وجود ندارد؛ بنابراین بهتر است به او اعتماد کند و خود و خانوادهاش را به خدا بسپارد. خداوند مصلحت بندگان خود را بهتر از هر کسی میداند و اگر صلاح بداند، انسان را به خواستهاش میرساند.
البته توکل به معنای کنار گذاشتن تلاش نیست. انسان باید برای رسیدن به اهداف خود کوشش کند و در کنار تلاش، نتیجه امور را به خداوند واگذار کند و از او بخواهد مشکلات را برطرف کند.
فردی که بر خدا توکل دارد، گرفتار یأس و ناامیدی نمیشود، در برابر مشکلات احساس ضعف نمیکند و در مواجهه با حوادث سخت، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد. همین حالت میتواند احساس امنیت و آرامش درونی او را افزایش دهد و تواناییاش برای مقابله با مشکلات را بیشتر کند.
کسی که به خدا توکل میکند، خواستههای نفسانی خود را در برابر اراده خداوند قرار نمیدهد؛ بلکه خواست خدا را بر خواست خود مقدم میدارد و آنچه را خداوند از او میخواهد بر خواسته شخصی خود ترجیح میدهد. چنین انسانی به احکام الهی عمل میکند و دین خدا را میپذیرد.
«فَهُوَ حَسْبُهُ» به این معناست که خداوند برای چنین فردی کافی و کفیل خواهد بود و آنچه را برای بنده خود مصلحت بداند، برای او رقم خواهد زد.
تقوا و پرهیزگاری
تقوا و پرهیزگاری نیز از دیگر راههای رسیدن به آرامش است. واژه تقوا از ماده «وقایه» به معنای نگهداری و محافظت گرفته شده است؛ یعنی انسان خود را از زشتیها، بدیها، آلودگیها و گناهان حفظ کند.
تقوا را میتوان نیرویی درونی دانست که انسان را در برابر طغیان خواستهها و شهوات کنترل میکند و اجازه نمیدهد به آسانی در مسیر گناه و تباهی سقوط کند.
امام علی(ع) نیز تقوا را سپری نیرومند در برابر خطرات گناه معرفی کرده است.
در قرآن کریم آیات فراوانی درباره تقوا و پرهیزگاری آمده است. در سوره یونس میخوانیم:
«أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَی فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ…»
آگاه باشید که دوستان خدا هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نمیشوند؛ همان کسانی که ایمان آورده و تقوا پیشه کردهاند. برای آنان در زندگی دنیا و آخرت بشارت است.
در این آیات، اهل ایمان و تقوا به بشارت الهی در دنیا و آخرت وعده داده شدهاند و برای آنان ترس و اندوهی که آرامش انسان را از بین میبرد، مطرح نشده است.
بشارت اهل ایمان و تقوا در دنیا میتواند از طریق خوابها و رؤیاهای صادقه، الهامات الهی، نزول آرامش و سکینه، خنثی شدن توطئهها، استجابت دعاها و دیدار معصومین هنگام مرگ باشد و در آخرت نیز به صورت بهرهمندی از نعمتهای الهی ظهور میکند.
بنابراین، دوستان و اولیای الهی که خود را به دو ویژگی ایمان و تقوا آراستهاند، بر اساس وعده قرآن در دنیا و آخرت از امنیت و آرامش برخوردار خواهند بود.
در آیه ۶۳ سوره یونس، خداوند میفرماید آنان کسانی هستند که ایمان آورده و تقوا پیشه کردهاند. در ادامه بحث شده است که اولیای خدا چگونه ایمان و تقوا را در کنار یکدیگر دارا هستند و عبارت «وَکَانُوا یَتَّقُونَ» بر استمرار تقوا تأکید دارد.
همچنین خوف و ترس از امور فطری انسان است و در وجود همه انسانها قرار دارد؛ اما انسانی که توحید در سراسر وجود او نفوذ کرده است، خوف و اندوه و حتی حب و بغض خود را در چارچوب ارتباط با خداوند معنا میکند. اولیای الهی از هیچ چیزی جز خداوند هراس ندارند و دلشان گرفتار ترس از امور دنیوی و اخروی نمیشود.
بنابراین، اگر انسان دو رکن اساسی ایمان و تقوا را در وجود خود تقویت کند، میتواند به امنیت و آرامش بیشتری دست یابد.
دعا
انسان در زندگی گاهی با گرفتاریها و مشکلات متعددی مواجه میشود و در چنین شرایطی میتواند با دعا و نیایش به آرامش روحی و روانی دست پیدا کند.
دعا و نیایش را میتوان پل ارتباطی میان عالم ماده و ملکوت دانست و تضرع در برابر خداوند یکی از عواملی است که میتواند اضطراب و نگرانی انسان را کاهش داده و به او آرامش ببخشد.
دعا و نیایش، دلهای خسته را آرام میکند، صفا و روشنی به جان انسان میدهد و نیرویی برای مقابله با مشکلات و فراز و نشیبهای زندگی در اختیار او قرار میدهد.
قرآن کریم نیز در آیه ۱۰۳ سوره توبه درباره دعا میفرماید:
«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
از اموال آنان صدقهای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزهشان سازی و برای آنان دعا کن؛ زیرا دعای تو برای آنان آرامش است و خداوند شنوا و داناست.
این آیه در زمینه زکات بیان شده است و خداوند به پیامبر(ص) فرمان میدهد برای کسانی که زکات میپردازند، دعا کند. منظور از این دعا، دعای خیر برای جان و مال آنان است و این دعا موجب سکون و آرامش نفوس آنان میشد.
در حقیقت، هنگامی که انسان با دعا و تضرع به درگاه خداوند روی میآورد، میتواند از شدت اضطراب و نگرانی خود بکاهد؛ زیرا مؤمن باور دارد که خداوند دعا و درخواست او را میشنود و امید به اجابت الهی دارد.
توبه
توبه یکی دیگر از راههای رسیدن به آرامش است. توبه به معنای بازگشت از گناه و حرکت دوباره به سوی خداوند است و برای گناهکاران راه نجات، وسیله تقرب و دوستی با خدا و عاملی برای تبدیل سیئات به حسنات محسوب میشود.
توبه در حقیقت ترک گناه و بازگشت به مسیر درست است و میتوان آن را یکی از کاملترین شکلهای اظهار پشیمانی و بازگشت از خطا دانست.
توبه میتواند آرامش و اطمینان روحی و روانی را در انسان ایجاد کند. هنگامی که انسان مرتکب گناه میشود، ممکن است گرفتار بحران و فشار درونی شود؛ اما بازگشت به سوی خداوند و توبه میتواند این وضعیت را به آرامش و سکون خاطر تبدیل کند.
در قرآن کریم آیات فراوانی درباره توبه و آثار آن وجود دارد. خداوند در آیه ۵۳ سوره زمر میفرماید:
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَیٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»
ای رسول رحمت، به بندگان من که بر خود اسراف کردهاند بگو: از رحمت بیپایان خدا ناامید نشوید؛ زیرا خداوند همه گناهان را میآمرزد و او بسیار آمرزنده و مهربان است.
این آیه درباره مشرکان مکه نازل شده است. عبدالله بن عمر نقل کرده است که آنان تصور میکردند تباهکاران و فتنهانگیزان راهی برای توبه ندارند و توبه آنان پذیرفته نخواهد شد؛ بهویژه کسانی که از دین اسلام خارج شده بودند. سپس این آیه پس از ورود پیامبر(ص) به مدینه نازل شد.
همچنین از ابن عباس نقل شده است که این آیه درباره وحشی، قاتل حمزه(ع)، نازل شده است. پس از مسلمان شدن وحشی، پیامبر(ص) به او نگاه نمیکرد و تمایل چندانی به دیدار او نداشت. وحشی تصور کرد که اسلام آوردنش پذیرفته نشده است؛ سپس این آیه نازل شد و پس از آن پیامبر(ص) به او نگاه میکرد.
از آنجا که توبه به معنای بازگشت به سوی خداوند است و میتواند روان انسان را از فشار ناشی از گناه رها کند و پاکی و طهارت اولیه را به او بازگرداند، احساس آرامش عمیقی در وجود انسان شکل میگیرد. هنگامی که آرامش روحی و روانی ایجاد شود، انسان نیز میتواند در مسیر زندگی با توان و امید بیشتری حرکت کند.
انس با قرآن
یکی دیگر از راههای رسیدن به آرامش، انس و ارتباط مستمر با قرآن کریم است. قرآن در آموزههای دینی کتابی شفابخش معرفی شده و میتواند دلها را تسکین دهد و موجب آرامش انسان شود.
کسی که با قرآن بیشتر انس بگیرد، آن را تلاوت کند و در مفاهیم آن بیندیشد، میتواند از آثار معنوی این ارتباط بهرهمند شود.
خداوند در آیه ۲ سوره انفال میفرماید:
«إِنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَت قُلوبُهُم وَإِذا تُلِیَت عَلَیهِم آیاتُهُ زادَتهُم إیمانًا وَعَلیٰ رَبِّهِم یَتَوَکَّلونَ»
مؤمنان کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان متأثر میشود و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده میشود، ایمانشان افزایش مییابد و بر پروردگار خود توکل میکنند.
از این آیه میتوان دریافت که آرامش و اطمینان قلب، برای مؤمنانی که با قرآن انس دارند و آیات آن را با ایمان تلاوت میکنند، زمینه بیشتری پیدا میکند. هرچه ارتباط انسان با قرآن بیشتر باشد، ایمان او نیز میتواند تقویت شود و با افزایش ایمان، احساس آرامش، اطمینان و امنیت نیز افزایش مییابد.
دعا و نیایش؛ پناه انسان در دشواریها
گاهی انسان در زندگی با گرفتاریهای متعددی مواجه میشود و در این شرایط، دعا کردن میتواند به او آرامش روحی و روانی ببخشد. دعا و نیایش، ارتباط انسان با خداوند را تقویت میکند و تضرع در برابر پروردگار میتواند موجب کاهش اضطراب و نگرانی شود.
دعا دلهای خسته را آرام میکند، به جان انسان صفا و روشنی میبخشد و او را برای مقابله با مشکلات و فراز و نشیبهای زندگی توانمندتر میسازد.
همانگونه که در آیه ۱۰۳ سوره توبه آمده است:
«وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»
دعای پیامبر(ص) برای آنان موجب آرامش است و خداوند شنوا و داناست.
بر اساس این آموزه، دعا میتواند سبب کاهش شدت اضطراب شود؛ زیرا مؤمن هنگام دعا میداند که خداوند شنواست و به خواستههای بندگان خود آگاه است.

عوامل دیگر ایجاد آرامش
در کنار ایمان، ذکر، توکل، تقوا، توبه، انس با قرآن و دعا، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد آرامش روحی و روانی انسان مؤثر باشند؛ از جمله امید داشتن، احسان و نیکوکاری، محبت، عفت و پاکدامنی، عبادت، صبر، پناه بردن به خداوند، دلداری دادن و تسلی بخشیدن به دیگران.
در مجموع، آموزههای قرآن نشان میدهد که آرامش واقعی تنها با فراهم شدن امکانات مادی و از بین رفتن مشکلات زندگی حاصل نمیشود؛ بلکه ارتباط انسان با خداوند، ایمان، یاد او، توکل، تقوا، توبه، دعا و انس با قرآن میتواند زمینهای برای رسیدن به اطمینان قلب و آرامش درونی فراهم کند.
انسان ممکن است همچنان با مشکلات و سختیهای مختلف روبهرو باشد، اما هنگامی که به خداوند ایمان دارد و امور خود را به او میسپارد، با امید و اطمینان بیشتری در مسیر زندگی حرکت میکند. از این منظر، آرامش حقیقی بیش از آنکه به نبود مشکلات وابسته باشد، به نوع نگاه انسان به خداوند و حوادث زندگی ارتباط دارد.
کد مطلب 2283353
-
راز «اطمینان قلب» در قرآن؛ چگونه از نگرانیهای زندگی عبور کنیم؟
-
مراسم ویژه شاعر نامدار همراه با کنشگران جهانی در سوئیس، برلین، سئول، نیویورک و لندن