گروه اندیشه: دکتر سمیه توحیدلو استاد دانشگاه، در مطلبی راهبردی، که در کانال تلگرامی اش نگاشته، در قالب «چک لیستی فوری» از اقدامات ضروری برای تابآوری جامعه و بازسازی پساجنگ در ابعاد کلان، میانی و خرد سخن به میان آورده است. نویسنده با تاکید بر لزوم ترمیم «سرمایه اجتماعی» و گذار از حکمرانی دستوری به مردمیسازی مشارکتی، راهکارهایی را برای آشتی ملی، رفع تبعیضهای ساختاری و بازسازی قرارداد اجتماعی مطرح میکند. این راهکارها شامل چهار مولفه ۱- اجتماعی و سرمایه اجتماعی،۲-سیاسی و حکمرانی،۳- اقتصادی و معیشتی، و ۴- بینالمللی و ژئوپلیتیک است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
به فراخور شرایطی که در آن قرار گرفتهایم مقالات متعددی را مطالعه کرده بودم و همینطور جسته و گریخته موضوعاتی را نوشته بودم. امروز دنبال چک لیستی از چه باید کردهای فوری برای ارائه در نشستی میگشتم. فکر کردم یکبار این چک لیست را تهیه کنم و هربار به آن اضافه کنم. موضوع این است که حل مسئلهها همیشه چند وجهیست و وجوه کلان و میانی و خرد را با هم دربرمیگیرد. میشود این لیست را به صورتهای مختلف کامل کرد:
۱-مولفههای اجتماعی و سرمایه اجتماعی
ترمیم سرمایه اجتماعی عمودی و بازسازی مشروعیت: بازسازی اعتماد آسیبدیده میان شهروندان و نهادهای حاکمیتی از طریق شفافیت و رفع لکنت رسانهای.صیانت و ارتقای سرمایه اجتماعی افقی: تقویت همیاریهای خرد، شبکههای خودجوش محلی و اکتیویسم شهری به عنوان بازوهای اصلی تابآوری از پایین.
رفع تبعیضهای ساختاری و بوروکراتیک: برچیدن مکانیسمهای گزینش سلیقهای و حذفکننده به عنوان «استخوانهای لای زخم همبستگی».
التیام ترومای جمعی و روانشناختی: غلبه بر خستگی همدلی، پدیده تونلزدگی اخلاقی و سوگهای پیاپی.
صیانت از حقوق و کرامت گروههای آسیبپذیر: مقابله جدی با مکانیسمهای طرد اجتماعی و مهاجرستیزی (پدیده قربانیسازی دیگری).
تفکیک و تحکیم امنیت اجتماعی از امنیت سیاسی: تمرکز ویژه بر ارتقای امنیت اجتماعی (آرامش روانی، امنیت زیست روزمره و کرامت شهروندی) به عنوان پایهایترین نیاز جامعه پساجنگ.
تضمین حضور فعال زنان و صیانت از اقلیتها: تضمین حضور مؤثر زنان در ساختارهای تصمیمگیری و مدیریت پساجنگ، همراه با پرهیز جدی از هرگونه خشونت علیه زنان و اقلیتها.
گذار از «مناسک منازعه» به «آیینهای همبستگی فراگیر»:طراحی آیینهای ملی و مذهبی پساجنگ، انحصار روایی شکسته شده و فضایی برای مشارکت عاطفی تمام طیفهای اجتماعی فراهم شود تا مناسک به جای تولید شکاف، التیامبخش ترومای جمعی باشند.
توانمندسازی عاملیت زیرپوستی و شبکههای خرد محلی: تدوین پروتکلهای رسمی برای به رسمیت شناختن و اتصال «اکتیویسم شهری و همیاریهای خرد مردمی» به ساختارهای مدیریت بحران شهری، به طوری که در بحرانهای آتی، شبکههای اجتماعی خودجوش به عنوان بازوهای رسمی تابآوری عمل کنند.
۲-مولفههای سیاسی و حکمرانی
گذار از حکمرانی دستوری به مردمیسازی مشارکتی: به رسمیت شناختن عاملیت مدنی و مشارکت واقعی اقشار مختلف در تصمیمگیریهای کلان.
بازنگری و ترمیم قرارداد اجتماعی: تدوین میثاقی نوین میان دولت و ملت بر پایه ملیگرایی مدنی، تکثر روایی و احترام به حقوق شهروندی.
پاسخگویی به پرسشگری مزمن جامعه: پذیرش و پاسخدهی به مطالبات بنیادین جامعه درباره تجدد، دموکراسی، آزادی و فردیت به عنوان پیششرط پایداری.
تضمین بیطرفی حکومت در حوزههای عمومی: ایجاد زمینههای رقابت منصفانه، شایستهسالاری و جایگزینی تخصصگرایی با تعهدگرایی فرمایشی.
بازسازی امنیت و ارتقای کارآمدی: بازآرایی دکترین امنیتی مبتنی بر کارآمدی عملیاتی، کاهش شکاف میان دولت و ملت و پاسخگویی به مطالبات عینی جامعه.
تحقق ابعاد سهگانه عدالت: استقرار «عدالت به مثابه نظم و امنیت»، «عدالت به مثابه مصالحه» (آشتی ملی و بخشش اجتماعی)، و «عدالت توزیعی، اجتماعی و سیاسی» برای ترمیم زخمهای ساختاری.
بازسازی بوروکراسی و ترویج شفافیت: اصلاح ساختارهای اداری فرسوده، مبارزه ریشهای با فساد و نهادینهسازی شفافیت به عنوان ابزار بازگرداندن کارآمدی نهادی.
پایش، ارزیابی و یادگیری مستمر از تجربهها: نهادینهسازی نظامهای ارزشیابی دقیق در حکمرانی، مستندسازی خطاهای بحرانهای گذشته و تبدیل تروماها به «دانش راهبردی و سازمانی» برای مواجهه با مخاطرات آتی.
آشتی ملی و بازتعریف «عدالت به مثابه مصالحه»: برای ترمیم گسستهای عمیقِ نمایانشده در کلانروایتهای موجود، ایجاد سازوکارهای رسمی برای «بخشش اجتماعی، رفع انسدادهای سیاسی و آشتی ملی» ضروری است تا جامعه احساس کند صدای ناراضیان و اکثریت خاموش نیز شنیده میشود.
ایجاد مجاری رسمی برای پاسخگویی به «پرسشگری مزمن جامعه»: راهاندازی میزگردها و تریبونهای آزاد نخبگانی در صداوسیما و دانشگاهها برای بحث پیرامون پرسشهای بنیادین نسل جوان و جامعه درباره تجدد، حقوق شهروندی و حکمرانی.
۳-مولفههای اقتصادی و معیشتی
برقراری عدالت توزیعی در مخاطرات و منابع: ممانعت از تحمیل بارهای سنگین اقتصادی بحران به دوش طبقات فرودست و کارگران.
مهار بیثباتی کاری و پدیده «اوبری شدن کار»: حمایت فوری از نیروی کار غیررسمی، فریلنسرها و موقتیکاران با تضمین بیمه و حقوق کار.
تثبیت سبد معیشت و رفع فقر سیاه: تضمین امنیت غذایی و خطوط قرمز معیشتی خانوارها در شرایط تورمی و تحریمی
تقویت تابآوری بنگاههای اقتصادی: توانمندسازی بخش تولید و کسبوکارهای خرد در برابر تکانههای ناشی از تعلیق و بحران.
ایجاد امیدواری برای جامعه بیآینده: شکستن بنبستهای ذهنی و اقتصادی نسل جوان و اقشار جامعه از طریق ترسیم افقهای روشن و قابل دسترس.
بهبود مدیریت مالی و بودجهریزی: بازآرایی بوروکراسی مالی کشور بر پایه انضباط بودجهای، تخصیص بهینه منابع و صیانت از طبقات آسیبپذیر در برابر شوکها.
مولفههای فرهنگی و رسانهای شکستن انحصار روایتگری و رفع لکنت رسانهای: به رسمیت شناختن جریان آزاد اطلاعات و بازنمایی صادقانه رنج و تجربه زیسته شهروندان.
تقویت روایت ملی فراگیر و شمولگرا: گذر از روایتهای گزینشی و دیگریستیز به سوی هویتی که تمامی اقوام و طیفهای فکری را زیر چتر «ایران» جمع کند.
احیای استقلال نهاد علم و دانشگاه: بازگرداندن جایگاه دانشگاه به مثابه «وجدان انتقادی جامعه» و کانون گفتگوهای عقلانی بینجریانها.
مدیریت مناسک و آیینهای جمعی: جلوگیری از تبدیل شدن مناسک رسمی به «مناسک منازعه» و تلاش برای بازتولید معنای همدلانه در آیینها.
مولفههای زیستمحیطی و فضایی ملیگرایی مدنی زیستبوممحور: توجه به ایده حفاظت از منابع حیاتی سرزمین (آب، هوا، خاک و زیستبوم) به عنوان دال مرکزی همبستگی جدید.
اصلاح کالبدی و توسعه پدافند غیرعامل شهری: ایمنسازی کلانشهرها (بهویژه تهران به عنوان شهر بیدفاع) و ساخت پناهگاهها و سیستمهای هشدار عمومی.
مقابله با امنیتیسازی فضاهای شهری: حفظ کارکرد فضاهای عمومی به عنوان بستر ارتباط، زندگی روزمره و مفاهمه مدنی در برابر تهدیدات شهرکشی.
طراحی دکترین «پادشکنندگی (Antifragility)» در مدیریت شهری: تغییر رویکرد از «تابآوری صرف» (مقاومت در برابر ضربه) به «پادشکنندگی»؛ یعنی طراحی سیستمهایی در کلانشهرها که از شوکها درس گرفته و پس از هر بحران، ساختار کالبدی و اجتماعی خود را هوشمندتر و مقاومتر بازسازی کنند.
۴-مولفههای بینالمللی و ژئوپلیتیک
درک واقعگرایانه از نظم نوین جهانی: هوشیاری در برابر خشونت ساختاری نظام بینالملل و گذر از نگاههای رمانتیک یا سادهانگارانه به مناسبات قدرت.
دیپلماسی فعال، متوازن و چندجانبه: جلوگیری از انزوای کشور و پیوند عاقلانه با معاهدات و سازوکارهای منطقهای و جهانی برای صیانت از منافع ملی.
فعالسازی دیپلماسی عمومی و مدنی: استفاده از ظرفیتهای نخبگان، فعالان علمی، فرهنگی و بینالمللی برای پیشبرد گفتمان صلح و کاهش هزینههای پساجنگ.
الزامات کلیدی برای «تابآوری» و «بازسازی»برای تابآوری در بحران: جامعه به «عاملیت زیرپوستی، همیاریهای خرد، شوخطبعی و طنز جمعی، و اکتیویسم شهری» نیازمند است تا در غیاب یا ناکارآمدی نهادهای رسمی، جریان زیستجهان و بقای خود را صیانت کند.
برای بازسازی در پساجنگ: سیستم حکمرانی به «گذار از مدیریت قرارگاهی به حکمرانی مشارکتی، ترمیم شکافهای طبقاتی، به رسمیت شناختن تکثر روایی، و بازسازی قرارداد اجتماعی از پایین» نیازمند است تا از فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی جلوگیری کرده و به تعلیق فرساینده پایان دهد.
۲۱۶۲۱۶
کد مطلب 2256927
-
دستور کار فوری برای دولت و حاکمیت/ آشتی ملی، ترمیم قرارداد اجتماعی و گذر از حکمرانی دستوری/ اصلاح ساختاری؛ التیام ترومای جمعی تا پادشکنندگی شهری
