- خبرفوری
- سیاسی
- دفاعی
حمله مغول و آمریکا به ایران چه تفاوتی دارد؟
در حالی که تجربههای تاریخی نشان میدهد ایران بارها در معرض تهاجم و ویرانی قرار گرفته، اما روایت غالب کارشناسان فرهنگی و تاریخی بر این نکته تاکید دارد که فرهنگ ایرانی نهتنها از این بحرانها عبور کرده، بلکه در مواردی توانسته مهاجمان را نیز در خود هضم و دگرگون کند؛ تجربهای که از حمله مغول تا امروز، همچنان محل ارجاع تحلیلهاست.
کپی شد کدخبر: 3215540 ت ت
در گفتوگو با یک استاد و پژوهشگر تاریخ، او از «تسلیم غارتگران در برابر فرهنگ ایران» میگوید و با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با تهاجمات مختلف بیان میکند: یکی از نکات مهم این است که «نترسیدن از تهاجم» را میتوان بهعنوان یک تجربه تاریخی از دوره مغول تا امروز در نظر گرفت؛ تجربهای که نشان میدهد جامعه ایرانی در مواجهه با بحرانها دچار انفعال نشده است. در دوره مغول، با وجود تخریب گسترده و از بین رفتن بخش زیادی از زیرساختهای تمدنی، این سرزمین توانست دوباره بازسازی شود و تمدن ایرانی مسیر رشد خود را ادامه دهد. همانگونه که پس از آن دوره تاریخی، ایران دوباره به حیات تمدنی خود ادامه داد، امروز نیز این کشور در سطح جهانی در حوزههایی مانند علم، فناوری و حتی ظرفیتهای نظامی مطرح است.
جهانبخش ثواقب، با اشاره به ضرورت تفکیک میان دو رویداد تاریخی حمله مغول به ایران، اظهار کرد: باید بین دو حادثه تفاوت قائل شد؛ یکی حمله اول مغول است که در سال ۶۱۶ هجری قمری به فرمان چنگیزخان رخ داد. این مرحله که از آن با تعبیر «ایلقار» یا یورش یاد میشود، با تهاجم گسترده به ایران همراه بود. در این دوره شهرها ویران شدند و بسیاری از آثار تمدنی از جمله کتابخانهها، مساجد و بناهای معماری از میان رفتند. همچنین مزارع کشاورزی نابود شد و اقتصاد کشور آسیب جدی دید.
او با تاکید بر گستردگی خسارات این دوره تصریح کرد: در مجموع، ویرانیهای عمده مربوط به همین حمله نخست است و مورخان نیز از تلفات انسانی گسترده سخن گفتهاند؛ بهگونهای که جمعیت زیادی از بین رفت و در برخی نقلها آمده است که «آمدند، کشتند، سوختند و رفتند». حتی در برخی گزارشهای تاریخی اشاره شده که حجم تلفات بهحدی بوده که جبران جمعیت در کوتاهمدت ممکن به نظر نمیرسید، هرچند در ادامه، روند رشد و بازسازی جمعیت بهتدریج شکل گرفت.
وقتی ایرانیان کار را در دست گرفتند
او با اشاره به حمله دوم مغول اظهار کرد: حدود چهار دهه بعد، در سال ۶۵۶ هجری قمری، نوادۀ چنگیزخان یعنی هلاکوخان مغول حمله دوم را آغاز کرد که به تصرف ایران و تشکیل حکومت انجامید. این مرحله دیگر صرفا دورۀ تخریب نیست، بلکه دوره حکومتسازی و نظامسازی همراه با ایجاد ساختارهای اداری است.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر نقش ایرانیان در این دوره افزود: در این مرحله ایرانیان نقش مهمی ایفا کردند؛ دبیران، دیوانسالاران، وزرا، هنرمندان، صنعتگران و عالمان ایرانی در بخشهای مختلف نظام اداری و حکومتی وارد شدند و کار را در دست گرفتند.
ایران در عصر مغولان
ثواقب با اشاره به تحولات علمی و فرهنگی این دوره گفت: در این زمان، مدرسهسازی و مسجدسازی آغاز شد و مراکز علمی مهمی شکل گرفت؛ از جمله رصدخانه مراغه به مدیریت خواجه نصیرالدین طوسی و مجموعه رَبع رشیدی در تبریز که شامل کتابخانه و مراکز علمی و فرهنگی بود. در عرصه شهرسازی نیز شهرهایی مانند سلطانیه ایجاد شد و گنبد سلطانیه بهعنوان یکی از آثار شاخص معماری این دوره شکل گرفت. همچنین ساخت بیمارستانها و مراکز علمی و دینی توسعه یافت و نظام «وقف» نقش مهمی در تأمین مالی این زیرساختها ایفا کرد.
او با اشاره به کارکرد وقف در این دوره تصریح کرد: بسیاری از مساجد، مدارس و کتابخانهها با پشتوانه موقوفات شکل گرفتند و این نظام مالی در توسعه فعالیتهای علمی و فرهنگی نقش تعیینکنندهای داشت.
ثواقب با اشاره به دیگر جلوههای اجتماعی این دوره افزود: زورخانهها و برخی تشکیلات پیشهوری که سابقه پیش از مغول داشتند، در این دوره توسعه پیدا کردند و روابط تجاری ایران نیز با شرق و غرب گسترش یافت. در این دوره، ارتباطات با چین و کشورهای مسیحی و همچنین دولتشهرهای ایتالیایی مانند ونیز تقویت شد و تجار ونیزی دفاتر تجاری در ایران ایجاد کردند که در تبادل اقتصادی شرق و غرب نقش واسطه داشتند.
او با اشاره به تحولات هنری و معماری این بازه تاریخی گفت: در عرصه معماری، هنرهایی مانند گنبدسازی، منارهسازی، گچبری و نقوش دیواری توسعه یافت و در حوزه هنرهای کتاب نیز کتابسازی، جلدسازی، خوشنویسی و نگارگری رونق گرفت.
ثواقب ادامه داد: در این دوره «مکتب تبریز اول» یا «مکتب مغولی» در تبریز، سلطانیه و دیگر مناطق شکل گرفت که توسط هنرمندان ایرانی هدایت شد و جلوهای از پیوند عناصر فرهنگی ایرانی با ساختار جدید سیاسی آن زمان را نشان میدهد. در این دوره، بخش مهمی از صنایع و هنرهای کاربردی در جامعه ایرانی فعال بود؛ از جمله قالیبافی، منسوجات، فلزکاری و سایر فنونی که در قالب صنایع و هنرهای مستظرفه یا کاربردی شناخته میشوند و در زندگی روزمره مردم نقش داشتند.
گرایش به خانقاه و گسترش صوفیه
او با اشاره به وضعیت علمی و فرهنگی ایران در این دوره افزود: در حوزه ادب، عرفان و تفسیر، دانشمندان و عالمان بسیاری ظهور کردند. همچنین در عرصه تاریخنگاری نیز شاهد رشد جدی هستیم؛ بهگونهای که آثاری به زبان فارسی دربارۀ سلسلهها و تاریخهای محلی نگاشته شد. از جمله میتوان به تاریخ جوینی، جامعالتواریخ، تاریخ وصاف و مجموعهای از تواریخ محلی اشاره کرد که تنوع و گستردگی قابل توجهی دارند.
این استاد و پژوهشگر تاریخ ادامه داد: در همین دوره، جریانهای صوفیانه نیز گسترش پیدا کرد. بخشی از این رشد تصوف ناشی از فشارها و سختیهای دوران مغول بود که موجب نوعی گرایش جامعه به خانقاه شد. در نتیجه، هم خانقاهها توسعه یافتند و هم فرقههای صوفیه گسترش پیدا کردند.
او با اشاره به کارکردهای اجتماعی خانقاهها تصریح کرد: این مراکز صرفا محل عبادت نبودند، بلکه در مقاطعی به محل تجمع گروههای ناراضی از وضعیت موجود نیز تبدیل شدند و حتی زمینه حضور جریانهای اعتراضی و شورشی را فراهم کردند.
تسلیم غارتگران در برابر فرهنگ ایرانی
ثواقب با اشاره به مواجهه مغولان با فرهنگ ایرانی اظهار کرد: مغولها در آغاز از نظر فرهنگی و تمدنی در سطح پایینی قرار داشتند و بهعنوان قومی کوچنشین و یورشگر شناخته میشدند که از پشتوانۀ معرفتی و تمدنی قوی برخوردار نبودند. اما در مرحله حکومتداری، با یک نیاز جدی مواجه شدند؛ زیرا اداره سرزمین وسیع ایران نیازمند نظامسازی، دیوانسالاری، دانش، فرهنگ و عقلانیت بود. در همین مرحله، نخبگان ایرانی شامل دبیران، وزرا، عالمان، هنرمندان و دیوانسالاران وارد ساختار حکومت شدند و با تکیه بر پیشینه تمدنی ایران، نظام اداری و دیوانی را شکل دادند. در واقع، نهاد وزارت و دیوانسالاری که در ایران پیشینهای دیرینه داشت به کار گرفته شد.
او با تاکید بر نقش نهادهای ایرانی در جذب و هضم مغولان گفت: این نخبگان توانستند مغولان را تا حد زیادی در فرهنگ، آداب و ساختار ایرانی جذب کنند و با بهرهگیری از نظام وقف نیز پشتوانۀ مالی لازم برای توسعه علم و فرهنگ و ایجاد زیرساختهای تمدنی را فراهم سازند.
تداوم تاریخی فرهنگ و تمدن ایرانی
این پژوهشگر تاریخ در پاسخ به این پرسش که «چه چیزی در فرهنگ ایران وجود داشت که مغولها را وادار به پذیرش آن کرد؟» توضیح داد: پاسخ را باید در دو سوی ماجرا جستوجو کرد؛ از یکسو ضعف فرهنگی و فقدان پشتوانۀ تمدنی در میان مغولان و از سوی دیگر، قدرت و عمق تمدن ایرانی که ریشه در تاریخ طولانی این سرزمین داشت. فلات ایران از پیش از تاریخ، میزبان تمدنهای متعددی بوده است که نمونههایی از آن را در شهر سوخته در سیستان، آثار تمدنی در کاشان، لرستان، کردستان و… میبینیم که توسط باستانشناسان کشف و در موزهها و منابع علمی ثبت شدهاند. این تمدنها نشاندهنده تداوم یک جریان فرهنگی و فنی در طول هزاران سال هستند.
ثواقب با اشاره به دورههای تاریخی ایران افزود: در دورههای اساطیری و سپس دورههای تاریخی مانند مادها، هخامنشیان و ساسانیان، ایران دارای ساختارهای سیاسی گسترده در قالب امپراتوری بود. این نظامها دارای سازماندهی نظامی، شهرسازی، پایتختسازی، هنر، معماری، خط و شبکههای ارتباطی گسترده بودند. در واقع همین پشتوانه تمدنی باعث شد که در دورۀ ایلخانان، فرهنگ ایرانی نهتنها تداوم پیدا کند، بلکه ساختار سیاسی جدید را نیز تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت، زمینهساز شکلگیری یک نظام اداری و فرهنگی منسجم در ایران شود.
این استاد تاریخ و پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به گسترۀ دانش و فرهنگ در ایران افزود: جامعه ایرانی در طول تاریخ دارای ادبیات، علم و دانش در حوزههای مختلف بوده و در کنار آن، نظام دینی و مذهبی نیز همواره حضور داشته است. از سوی دیگر، ساختار دیوانسالاری از همان دوران باستان در ایران شکل گرفته بود و طبقات دبیران و وزیران در کنار ارتش و ساختار نظامی، یک نظام منسجم اداری را تشکیل میدادند. این میراث تاریخی از عهد باستان به دوره اسلامی منتقل شد و در مسیر تحولات مختلف تا دورۀ مغولان ادامه یافت. بنابراین زمانی که از تأثیرگذاری ایرانیان بر مغولان سخن میگوییم، در واقع از یک پیشینۀ غنی تمدنی و فرهنگی صحبت میکنیم.
جریانسازی ایرانیان
او با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با مهاجمان پیشین تصریح کرد: پیش از مغولان نیز ایرانیان توانستند هجوم هلنی و جریان هلنیستی (دورهای پس از مرگ اسکندر مقدونی) را پشت سر بگذارند و پس از آن نیز با ورود اعراب مسلمان، اگرچه ایران به تصرف درآمد، اما در مرحله حکومتسازی، ایرانیان نقش اساسی در مدیریت خلافت عباسی ایفا کردند.
او با تاکید بر نقش ایرانیان در شکلگیری ساختارهای علمی و اداری افزود: در این دوره، عمده وزرا و نخبگان ایرانی بودند و در حوزههای مختلفی همچون علوم دینی، تفسیر، قرائت، منطق، فلسفه، کلام و نیز علوم ریاضی، پزشکی و دیگر دانشها نقشآفرینی کردند. بسیاری از این دانشمندان بهواسطه برخورداری از عقلانیت و خردورزی، مورد توجه قرار گرفتند؛ بهگونهای که حتی برخی نویسندگان عرب نیز به این ویژگی در اندیشه ایرانیان اشاره کردهاند. همین عنصر عقلانیت در بروز و ظهور اندیشههای علمی، هنری و فنی نقش تعیینکنندهای داشت.
ثواقب با اشاره به کارکرد نخبگان ایرانی در دوره ایلخانان اظهار کرد: همین نخبگان ایرانی که به دانش و فرهنگ مجهز بودند، توانستند بر ایلخانان تأثیر بگذارند و آنان را به سمت بهرهگیری از ساخت و سازهای تمدنی و ایجاد نهادهای فرهنگی و اداری سوق دهند. در واقع در ایران، پیشینه تمدنی، نظام دیوانسالاری، نهاد وزارت، و نیز ساختار دینی همواره نقش اساسی داشته است.
حمله مغول و آمریکا به ایران چه تفاوتی دارد؟
این استاد تاریخ در پاسخ به پرسشی درباره مقایسه تاریخی تهاجمات گذشته با شرایط امروز کشور اظهار کرد: ایران در طول تاریخ همواره در معرض تهاجمات گوناگون بوده است؛ از حمله اسکندر و … گرفته تا مغولان و حتی در دوره معاصر، اشکال جدیدی از تهاجم فرهنگی و تمدنی مطرح شده است. تفاوت دوره معاصر با گذشته در این است که در گذشته، اقوام مهاجم معمولا از نظر فرهنگی در سطح پایینتری قرار داشتند، اما در دوره جدید، با تمدن غرب مواجه هستیم که تصور میشد همراه با فناوری و قدرت نظامی پیشرفته عمل میکند و همین تصور نوعی چیرگی نرم و فرهنگی را در برخی حوزهها ایجاد کرد.
او با اشاره به پیامدهای این وضعیت تصریح کرد: این روند در برخی موارد به نوعی خودباختگی یا غربزدگی در میان بخشی از نخبگان و جریانهای سیاسی و فرهنگی منجر شده و گاه باعث فاصله گرفتن از فرهنگ بومی و ملی شده است. با این حال، همانگونه که در دورههای تاریخی گذشته، جامعه ایرانی توانسته عناصر مهاجم را هضم و در فرهنگ خود جذب کند، امروز نیز مسئله اصلی در برابر هر نوع تهاجم فرهنگی، حفظ هویت تمدنی و تقویت عقلانیت بومی است.
مقاومت؛ رویکرد تاریخی ایرانیان
ثواقب با اشاره به استمرار روحیه اجتماعی ایرانیان در مواجهه با بحرانها اظهار کرد: مردم ایران در هر دوره تاریخی، در شرایط مختلف، یک نوع مشابهت رفتاری از خود نشان دادهاند و آن نیز روحیه حماسی، مقاومت و فتوت بوده است. در شرایط کنونی نیز با وجود فشارها و سیطره رسانهای و… دشمن، که با تبلیغات گسترده تلاش میشود توان و قدرت خود را بزرگنمایی کند، مردم ایران همچنان روحیه مقاومت خود را حفظ کردهاند.
او با اشاره به تجربه تاریخی ایران در مواجهه با تهاجمات مختلف اظهار کرد: یکی از نکات مهم این است که «نترسیدن از تهاجم» را میتوان بهعنوان یک تجربه تاریخی از دوره مغول تا امروز در نظر گرفت؛ تجربهای که نشان میدهد جامعه ایرانی در مواجهه با بحرانها دچار انفعال نشده است. در دوره مغول، با وجود تخریب گسترده و از بین رفتن بخش زیادی از زیرساختهای تمدنی، این سرزمین توانست دوباره بازسازی شود و تمدن ایرانی مسیر رشد خود را ادامه دهد. همانگونه که پس از آن دوره تاریخی، ایران دوباره به حیات تمدنی خود ادامه داد، امروز نیز این کشور در سطح جهانی در حوزههایی مانند علم، فناوری و حتی ظرفیتهای نظامی مطرح است.
این استاد تاریخ با تاکید بر ضرورت پرهیز از ناامیدی در شرایط کنونی تصریح کرد: مردم نباید دچار یأس و ناامیدی شوند؛ چرا که تاریخ ایران نشان داده در هر دورهای که با تهاجم مواجه شده، در نهایت با اتکا به توان داخلی دوباره سر برافراشته و مسیر توسعه را ادامه داده است. در واقع ایران همواره در معرض تهاجم بوده، اما هر بار با تکیه بر ظرفیتهای درونی خود، روند بازسازی، عمران و آبادانی را آغاز کرده و به مسیر خود ادامه داده است.
ثواقب در پایان با اشاره به نقش عقلانیت و دانش بومی در این فرآیند اظهار کرد: اگر جامعه بر عقلانیت، خرد و دانش بومی خود تکیه کند و به عناصر فرهنگی و تمدنی خود توجه داشته باشد، میتواند نهتنها در برابر بحرانها مقاوم بماند، بلکه در عرصه فرهنگی نیز اثرگذار باشد. تقویت فرهنگ، تکیه بر عناصر هویتی و بهرهگیری از ظرفیتهای تمدنی، میتواند زمینهساز افزایش اثرگذاری ایران در عرصه منطقهای و جهانی باشد و جایگاه واقعی آن را در برابر روایتهای تحریفشده تثبیت کند.
منبع: ايسنا
حمله آمریکا به ایران کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: