پیشکسوت فوتبال ایران شب گذشته درگذشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ از زمینهای خاکی چهارصد دستگاه تا قله فوتبال آسیا؛ مردی که هم بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بست، هم نخستین قهرمانی ایران در جام ملتهای آسیا را جشن گرفت و هم در روزهای دشوار فوتبال پس از انقلاب، سکان هدایت تیم ملی را به دست گرفت.
گاهی برای شناخت بزرگی یک فوتبالیست، نباید فقط به تعداد گلها، بازیها و جامهایی که به دست آورده نگاه کرد. بعضیها را باید در خاطرات یک نسل جستوجو کرد؛ در احترامی که همتیمیها برایشان قائل بودند، در نسلی که پرورش دادند و در ردپایی که سالها پس از خداحافظیشان همچنان در فوتبال باقی ماند. حسن حبیبی از همین جنس آدمها بود؛ مردی که فوتبال ایران یکی از چهرههای اصیل و فراموشنشدنی خود را با رفتنش از دست داد.
حسن حبیبی دیگر در میان ما نیست. کاپیتان پرافتخار تیم ملی و یکی از مردان اثرگذار تاریخ فوتبال ایران، در ۸۶ سالگی در بیمارستان شریعتی تهران چشم از جهان فروبست تا فوتبال ایران بار دیگر به سوگ یکی از نسلهای ریشهدار خود بنشیند؛ نسلی که فوتبال را نه با هیاهوی امروز، بلکه با عشق، تعهد و سالها تلاش در زمینهای خاکی آغاز کرد.
از چهارصد دستگاه تا پیراهن پرافتخار تیم ملی
حبیبی ۱۸ بهمن ۱۳۱۸ در کرمان متولد شد، اما بخش مهمی از زندگی و خاطرات فوتبالیاش در تهران شکل گرفت. خانواده او پس از مدتی راهی پایتخت شدند و حسن در محله چهارصد دستگاه، جایی که بعدها به یکی از نقطههای آغاز داستان فوتبالیاش تبدیل شد، به توپ و زمین فوتبال دل بست.
او فوتبال را از همان زمینهای خاکی شروع کرد؛ جایی که استعدادش خیلی زود به چشم آمد و پایش را به باشگاه شاهین باز کرد. حضور در تیمهای پایه شاهین، فرصتی بود تا زیر نظر مربیان آن روزگار فوتبال را به شکل جدیتری دنبال کند. پس از آن، پیراهن تاج را بر تن کرد و در ادامه به پاس تهران پیوست؛ باشگاهی که بخش مهمی از دوران بازیگری و مربیگریاش با آن گره خورد.
حبیبی از همان سالهای جوانی به یکی از چهرههای قابل اعتماد فوتبال ایران تبدیل شد. او مدافعی بود که علاوه بر تواناییهای فنی، از شخصیت رهبری و انضباط بالایی برخوردار بود. همین ویژگیها باعث شد بازوبند کاپیتانی تیم ملی به او برسد؛ مسئولیتی که سالها با شایستگی از آن دفاع کرد.

کاپیتانی که جام نخست آسیا را بالای سر برد
نام حسن حبیبی برای همیشه با یکی از مهمترین شبهای تاریخ فوتبال ایران پیوند خورده است؛ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۴۷، ورزشگاه امجدیه تهران. شبی که تیم ملی ایران با قهرمانی در جام ملتهای آسیا برای نخستین بار بر بام فوتبال قاره ایستاد.
حبیبی در آن تیم فقط یک بازیکن نبود؛ او کاپیتان تیمی بود که مسیر تازهای برای فوتبال ایران باز کرد. تصویری که از آن روز در حافظه فوتبال ایران باقی مانده، جامی است که بر فراز دستان کاپیتان بالا رفت؛ تصویری که با گذشت نزدیک به شش دهه هنوز بخشی از هویت تاریخی فوتبال ملی است.
حضور در المپیک ۱۹۶۴ توکیو و کسب مدال نقره بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ بانکوک نیز از دیگر بخشهای مهم دوران بازیگری او بود. حبیبی سالها پیراهن تیم ملی را پوشید و در شمار بازیکنانی قرار گرفت که دوران گذار فوتبال ایران به روزهای پرافتخار قاره را تجربه کردند.
پایان دوران ملی او هم به شکلی متفاوت رقم خورد. در ۱۸ بهمن ۱۳۴۹، همزمان با سالروز تولدش، در ورزشگاه امجدیه و در دیداری با حضور سر استنلی ماتیوس، اسطوره فوتبال انگلیس، از فوتبال ملی خداحافظی کرد. چه پایانی برای مردی که سالها در قلب خط دفاعی ایران ایستاده بود؛ خداحافظی در روز تولد، در حضور یکی از نامهای بزرگ فوتبال جهان.

مردی که بعد از مستطیل سبز، روی نیمکت تاریخساز شد
برای بسیاری، پایان دوران بازیگری به معنای فاصله گرفتن از فوتبال است؛ اما حبیبی قرار نبود از این ورزش جدا شود. او مسیر تازهای را آغاز کرد و این بار بهجای حضور درون زمین، از کنار خط برای ساختن تیم و پرورش بازیکن تلاش کرد.
او در پاس تهران به یکی از مربیان موفق فوتبال ایران تبدیل شد و تیمی ساخت که در دوران جام تخت جمشید دو بار به قهرمانی رسید. موفقیتهای پاس با هدایت او نشان داد که حبیبی تنها یک کاپیتان بزرگ نبوده و از دانش فنی و توانایی مدیریت یک تیم قدرتمند نیز برخوردار است.
اما یکی از مهمترین فصلهای زندگی حرفهای او پس از انقلاب رقم خورد. حبیبی بهعنوان نخستین سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در دوران پس از انقلاب انتخاب شد؛ مسئولیتی سنگین در روزهایی که فوتبال کشور با شرایطی متفاوت و دشوار روبهرو بود.
او تیم ملی را به مسابقات فوتبال المپیک ۱۹۸۰ مسکو رساند، اما تحریم آن رقابتها باعث شد ایران فرصت حضور در این میدان را از دست بدهد. با این حال، کارنامه او در تیم ملی با یک افتخار دیگر همراه شد: کسب مقام سوم جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰ کویت.
این دستاوردها در شرایطی رقم خورد که فوتبال ایران در حال عبور از یک دوره پرچالش بود. حبیبی در آن مقطع یکی از کسانی بود که تلاش کرد ارتباط نسلهای مختلف فوتبال ایران را حفظ کند و تیم ملی را در مسیر رقابتهای بینالمللی نگه دارد.

از آرارات تا پرورش ستارههای نسلهای بعد
داستان حسن حبیبی با تیم ملی و پاس به پایان نمیرسد. او سالهای زیادی را در آرارات سپری کرد و نقش مهمی در شکلگیری و تقویت این تیم داشت. برای او مربیگری صرفاً حضور روی نیمکت و نتیجه گرفتن نبود؛ ساختن بازیکن و انتقال تجربه به نسلهای بعد نیز اهمیت زیادی داشت.
نامهای بزرگی در فوتبال ایران از شاگردان او بودند؛ از ناصر حجازی و علی پروین گرفته تا حمید علیدوستی، خداداد عزیزی، کریم باقری، یحیی گلمحمدی و مهرداد میناوند. بازیکنانی از نسلها و دورههای مختلف که هر کدام بخشی از تاریخ فوتبال ایران را ساختند.
او در تیم امید ایران نیز مسئولیت داشت و در مسیر انتخابی المپیک ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ هدایت این تیم را برعهده گرفت. حضور در تیمهای برق شیراز و استقلال اهواز نیز بخش دیگری از کارنامه مربیگری او بود.
با این حال، شاید مهمترین میراث حبیبی را باید فراتر از فهرست تیمها و افتخارات جستوجو کرد. کسانی که با او کار کردهاند، بارها از نظم، انضباط، صداقت، فروتنی و شخصیت حرفهایاش سخن گفتهاند. او از نسلی بود که اعتبار مربی را فقط با نتیجه مسابقه نمیسنجیدند و احترام را بخشی جداییناپذیر از فوتبال میدانستند.

اسطورهای که آرام رفت، اما فراموش نمیشود
ناصر ابراهیمی از حسن حبیبی با عنوان اسطوره خاموش فوتبال یاد کرده بود؛ تعبیری که شاید بیش از هر توصیف دیگری با شخصیت او تناسب داشته باشد. مردی که برخلاف بسیاری از چهرههای پرهیاهو، بیشتر با کارنامه، منش و احترام همکارانش شناخته میشد.
فوتبال ایران امروز یکی از شاهدان زنده روزهای شکلگیری افتخارات بزرگش را از دست داده است. مردی که از زمینهای خاکی چهارصد دستگاه به پیراهن تیم ملی رسید، بازوبند کاپیتانی را بر بازو بست، نخستین جام ملتهای آسیا را بالای سر برد، روی نیمکت تیم ملی نشست و سالها برای ساختن بازیکنان بعدی تلاش کرد.
شاید سالها بعد، وقتی از قهرمانی تاریخی ایران در سال ۱۹۶۸ سخن گفته شود، نام حسن حبیبی دوباره به میان بیاید؛ همان کاپیتانی که در امجدیه جام را بالای سر برد و نامش را در تاریخ فوتبال ایران ثبت کرد.
او رفت، اما داستانش در فوتبال ایران باقی ماند؛ در قاب قهرمانی امجدیه، در خاطرات همنسلانش، در کارنامه شاگردانش و در نسلی که فوتبال را با نامهایی چون حسن حبیبی شناخت.
بعضیها از فوتبال خداحافظی میکنند، اما بعضیها حتی پس از رفتن هم از ترکیب تاریخ بیرون نمیروند. حسن حبیبی یکی از همانها بود.
257 251
کد مطلب 2296882
-
حسن حبیبی؛ کاپیتانی که تاریخ را بالای سر برد و بیادعا از فوتبال گذشت
-
پسر رونالدو به تیمملی پرتغال دعوت شد
-
لواندوفسکی در آستانه پیوستن به رئال مادرید؛ وقتی بازی کنار رونالدو به حقیقت تبدیل نشد
-
ادای احترام به مارادونا در سوپرکلاسیکو؛ ماساژور افسانهای دیهگو کنار هواداران بوکا
-
فیفادی شلوغ فدراسیون فوتبال در راه است؛ تقابل احتمالی قلعهنویی و گلمحمدی برای لیست تیم ملی
-
خاطرات پیکه از سفر مخفیانه با نیمار؛ فرار شبانه به دبی با هواپیمای خصوصی
-
پسر رونالدو به تیمملی پرتغال دعوت شد
-
ادای احترام به مارادونا در سوپرکلاسیکو؛ ماساژور افسانهای دیهگو کنار هواداران بوکا
-
فیفادی شلوغ فدراسیون فوتبال در راه است؛ تقابل احتمالی قلعهنویی و گلمحمدی برای لیست تیم ملی
-
لواندوفسکی در آستانه پیوستن به رئال مادرید؛ وقتی بازی کنار رونالدو به حقیقت تبدیل نشد