جنگ با ایران، انتخابات کنگره و رویای بربادرفته آمریکاییها
- 09 آبان 1405 – 15:34
- اخبار بین الملل
- اخبار دیپلماسی ایران
جنگ با ایران و افزایش هزینههای زندگی، رویای رفاه و زندگی باثبات را برای بسیاری از آمریکاییها کمرنگ کرده است.
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در نظرسنجی مشترک آسوشیتدپرس و مرکز نورک که ماه جاری میلادی انجام شد 64 درصد رأیدهندگان جنگ با ایران را یکی از موضوعات مهم در تصمیم انتخاباتی خود دانستهاند. همچنین 84 درصد هزینههای زندگی را از مسائل اصلی انتخابات معرفی کردهاند.
فیلیپ گوردون: تشدید جنگ با ایران چه دستاوردی خواهد داشت؟ جنگ با ایران سپر حفاظتی ایرلاینها در برابر شوک نفتی را از بین برد نشریه آمریکایی: هزینه جنگ با ایران به 47 میلیارد دلار رسید
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی به بررسی فشار فزاینده هزینههای زندگی بر خانوادههای آمریکایی پرداخت و نوشت افزایش قیمت کالاها و خدمات ضروری، بسیاری از شهروندان، حتی افراد با درآمدهای متوسط و نسبتاً بالا را به حذف بخش مهمی از خواستهها و امکانات زندگی خود وادار کرده است؛ روندی که بهتدریج تصویر سنتی زندگی طبقه متوسط آمریکا را دگرگون میکند.
بر اساس این گزارش، بسیاری از آمریکاییها دیگر توان پرداخت هزینههایی را ندارند که تا همین چند سال پیش بخشی عادی از زندگی روزمرهشان محسوب میشد. از خرید گوشت و میوه تازه، رفتن به رستوران و سفرهای تفریحی گرفته تا تعمیر خودرو، عضویت در باشگاه، مراقبتهای پزشکی، نگهداری از کودکان و حتی خرید لباس و برگزاری مراسم ازدواج، همگی در فهرست هزینههایی قرار گرفتهاند که خانوادهها ناچار به حذف یا محدود کردن آنها شدهاند.
نیویورکتایمز با اشاره به نظرسنجی از شهروندان آمریکایی، نمونههایی از این وضعیت را روایت کرده است. یک زن 75 ساله با درآمد سالانه کمتر از 50 هزار دلار میگوید دیگر توان خرید گوشت گاو را ندارد و حتی گوشت چرخکرده را نیز با احتیاط و در مقادیر محدود خریداری میکند. یک زوج دیگر که درآمد سالانهشان 55 هزار دلار است، به دلیل هزینههای پیشرو تصمیم گرفتهاند به داشتن دو فرزند بسنده کنند، در حالی که پیشتر انتظار داشتند سه یا چهار فرزند داشته باشند.
در نمونهای دیگر، زنی 37 ساله با درآمد خانوادگی 135 هزار دلار میگوید هزینه کافه و رستوران را بهطور کامل از مخارج سالانه خود حذف کرده و برای جشن تولدش به جای رفتن به رستوران در وعده شام، فرزندانش را به یک غذاخوری ارزانتر برده است. همچنین مردی 59 ساله با درآمد 63 هزار دلار میگوید هفت سال است به مسافرت نرفته و به جای آن تعطیلاتش را در خانه میگذراند.
این فشار اقتصادی حتی خانوادههایی با درآمدهای بالاتر را نیز درگیر کرده است. یک زن در فیلادلفیا با درآمد سالانه 315 هزار دلار میگوید دیگر نمیتواند برای تحصیل فرزندانش در دانشگاههای ممتاز هزینه کند، زیرا مخارج تحصیل ممکن است به 350 هزار دلار برسد. فرد دیگری با درآمد خانوادگی 159 هزار دلار نیز میگوید هزینه یک شب بیرون رفتن با همسرش، شامل پرستار کودک، رفتوآمد، شام و سینما، بهراحتی از 200 دلار فراتر میرود و دیگر با توجه به شهریه پیشدبستانی و اقساط وام دانشجویی قابل توجیه نیست.
به نوشته این روزنامه، افزایش هزینههای زندگی حاصل مجموعهای از عوامل همزمان است؛ از گرانتر شدن مسکن، خدمات درمانی و مراقبت از کودکان گرفته تا تعرفههای تجاری که قیمت پوشاک و رایانه را افزایش دادهاند.
در کنار این عوامل، جنگ علیه ایران و تنش در خاورمیانه نیز با بالا بردن قیمت نفت به فشارهای تورمی دامن زده است. افزایش قیمت مواد غذایی و سایر هزینههای روزمره نیز قدرت خرید خانوارها را بیش از پیش کاهش داده است.
گزارش تأکید میکند که بسیاری از این عوامل خارج از کنترل شهروندان عادی است و همین مسئله آنها را به کاهش هزینههایی وادار کرده که پیشتر بخشی از استاندارد معمول زندگیشان به شمار میرفت.
نویسنده گزارش معتقد است مسئله صرفاً از دست دادن توان خرید کالاها و خدمات نیست، بلکه چشمپوشی از آرزوها و انتظاراتی است که آمریکاییها برای آینده خود داشتند. به گفته او، زندگی بدون نگرانی دائمی درباره هزینهها و برخورداری از حدی از آسایش و آزادی در تصمیمگیری، برای بخش فزایندهای از جامعه به امری دستنیافتنی تبدیل شده است.
این وضعیت در حالی شکل گرفته که نسلهای پیشین آمریکاییها، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، با برخورداری از سیاستهای حمایتی مسکن، وامهای کمبهره و کمکهزینههای تحصیلی، امکان دستیابی به خانه، خودرو و زندگی باثباتتری را داشتند. اما بسیاری از آمریکاییهای امروز نهتنها در مقایسه با والدین خود احساس ناامنی اقتصادی بیشتری میکنند، بلکه در شبکههای اجتماعی نیز دائماً با تصاویری از زندگی پرهزینه دیگران مواجه میشوند؛ موضوعی که احساس عقبماندگی و محرومیت را تشدید میکند.
نیویورکتایمز در پایان مینویسد، تداوم این روند بهتدریج خوشبینی و احساس ثبات اقتصادی را از جامعه آمریکا میگیرد و باعث میشود شهروندان دیگر نتوانند آیندهای را که زمانی برای خود متصور بودند، محققشدنی بدانند.
انتهای پیام/