جشنواره فیلم کوتاه تهران 43؛ از ضعف اجرا تا بی توجهی به روایت‌های جنگ

جشنواره فیلم کوتاه تهران 43؛ از ضعف اجرا تا بی توجهی به روایت‌های جنگ

  • 02 آبان 1405 – 14:03
  • اخبار فرهنگی
  • اخبار سینما و تئاتر
جشنواره فیلم کوتاه تهران 43؛ از ضعف اجرا تا بی توجهی به روایت‌های جنگ

برگزاری جشنواره فیلم کوتاه در جنگ قابل تحسین است اما انجمن چه روایتی برای کشور در جنگ داشت؟

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، با پایان چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران، نگاهی داریم به این دوره از رقابت سینمای کوتاه و فیلم‌سازان جوان؛ نگاهی که تمرکز خود را بر دو بخش روند اجرایی جشنواره و تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران دارد.

جشنواره فیلم کوتاه تهران امسال در حالی برگزار شد که اگرچه جنگ رمضان پایان یافته است، فضای جنگی کماکان در کنار کشور ادامه دارد و از سوی دشمن مدام تهدیداتی صورت می‌گیرد. از این منظر، برگزاری جشنواره در شرایطی که صحبت از جنگ همچنان ادامه دارد، نقطه‌ای مثبت و نشانه‌ای از قدرت کشور و مردم است. منطق حکم می‌کند که کار فرهنگی و هنری، مگر در موارد ضروری، تعطیل نشود؛ زیرا هنر تعطیل‌بردار نیست. اما مهم‌تر از آن این است که در این شرایط مهم و تاریخی، روایتی ملّی، باکیفیت و ماندگار از وطن و جنگی که بر ما گذشت داشته باشیم که متأسفانه این دوره نشان داد انجمن دستش در این زمینه تقریباً خالی است و کانون توجه خود را بر برخی آثار گذاشته که از قضا ضدملّی تلقی می‌شوند.

در هرحال، جشنواره فیلم کوتاه تهران برگزار شد و شامگاه پنجشنبه نیز جوایز آن اهدا شد. اما این دوره از دو منظر با انتقاد جدی منتقدان و اصحاب رسانه مواجه شد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

جای تماشاگر عمومی سینمای جشنواره نیست!

در این تردیدی نیست که تمامی جشنواره‌های هنری و به‌ویژه جشنواره‌های سینمایی ما نیازمند سالن و محل برگزاری جداگانه و تخصصی هستند. این درد و دغدغه همیشگی اصحاب رسانه، منتقدان و همچنین عوامل هنری فیلم‌هاست. همواره بحث پیرامون این موضوع بیشتر در مورد جشنواره فیلم فجر شکل می‌گیرد، اما فضای این دوره از جشنواره به‌گونه‌ای بود که کمتر خبرنگار یا منتقد سینمایی‌ای را می‌شد یافت که به آن ایراد وارد نکرده باشد.

فضای پردیس سینمایی ملت به حدی اشباع شده بود که تعداد زیادی از حاضران در بیرون از پردیس سینما حضور داشتند تا بتوانند با یکدیگر گفت‌وگو کنند یا به امور شخصی خود بپردازند. اما چرا فضا تا این حد آکنده از جمعیت بود؟ پاسخ مشخص است: حضور تماشاگران عمومی فیلم‌ها که برای دیدن آثار به پردیس سینمایی ملت آمده بودند. این تعداد را با عوامل خود آثار، خبرنگاران، اصحاب رسانه، منتقدان و… جمع کنید تا متوجه انبوه جمعیت شوید.

سؤال مشخص اینجاست که آیا جای تماشاگران عمومی در محل برگزاری تخصصی جشنواره است؟ اگرچه این روند از سالیان قبل نیز ادامه داشته است، امسال تشدید ازدحام جمعیت، همراه با حواشی گوناگون از جمله مسائل مربوط به پوشش و موارد دیگر، باعث شد این مسئله به‌طور جدی مطرح شود که چرا مانند تجربه موفق جشنواره فیلم فجر، که در آن عموم مردم برای تماشای فیلم‌ها به سالن‌های سینما می‌روند، در جشنواره فیلم کوتاه نیز همین طرح اجرایی نشود؟

می‌توان با انتخاب یکی از سینماهای تهران، مانند آزادی یا چارسو، تماشاگران عمومی را به آنجا فراخواند و یکی دیگر از سینماها را به‌عنوان محل اصلی برگزاری جشنواره انتخاب کرد. این‌گونه، هم فضایی خلوت‌تر و امکان مدیریت بهتر برای مدیران فراهم می‌شود و هم از بروز حواشی و مسائلی که در شأن جشنواره نیست، جلوگیری خواهد شد.

این دوره در حالی برگزار شد که احتمال وقوع حوادث مختلف وجود داشت و انتقادات به شیوه پوشش و حجاب برخی از حاضران به یکی از مسائل روزانه جشنواره تبدیل شده بود؛ مسأله‌ای که به حدی فاجعه‌بار شده بود که رسانه‌ها در روزهای اول به آن پرداختند اما بعد از مدتی و زمانی که شاهد عدم تغییراتی در این زمینه بودند، از پرداختن به این فضا دست کشیدند و رها کردند.

جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران , جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

در هر صورت مدیریت جمعیت و حواشی مرتبط با آن مسئله‌ای است که می‌توان با تقسیم جمعیت و تفکیک محل حضور مخاطبان عمومی از عوامل و اصحاب رسانه، در سال‌های آینده آن را مدیریت کرد.

از دست خالی انجمن در روایت‌گری جنگ تا حمایت از یک فیلم عجیب در شرایط کنونی!

امسال جشنواره فیلم کوتاه حجم قابل‌توجهی از آثار را مورد حمایت قرار داده بود که این موضوع به‌نوبه خود امری مهم و مثبت تلقی می‌شود. در شرایطی که از نظر اقتصادی فضای مساعدی حاکم نیست، حمایت از فیلم‌سازان جوان برای رقابت، کسب تجربه و تولید آثار قابل‌توجه، اقدامی ارزشمند است. اما باید در نظر داشت که در کنار انجمن، برخی نهادها نیز چند سالی است که به‌طور جدی در عرصه فیلم کوتاه فعالیت دارند؛ مانند سازمان اوج و حوزه هنری که حتی آثار 100 ثانیه‌ای نیز تولید می‌کند.

بنابراین، حمایت از آثار این نهادها که اتفاقاً کارهای باکیفیت و خوبی تولید می‌کنند و در میان آثار منتخب تماشاگران نیز حضور داشتند، اهمیت ویژه‌ای دارد. همان‌طور که در بالا اشاره شد، در شرایط کنونی، اگر نهادی یا ارگانی آستین همت را برای حمایت از تولید سینمای کوتاه بالا زده است، شایسته قدردانی و حمایت است. اما شکل برخورد و رویکرد جشنواره فیلم کوتاه در نامزدی و جوایز، که سال گذشته نیز قابل مشاهده بود، نشان می‌دهد که جشنواره گویا بیشتر به‌دنبال حمایت از تولیدات انجمن سینمای جوانان است یا، بهتر است بگوییم، حمایت از خود!

یک رسانه هنری در این زمینه با انتقاد از روند اکران ها نوشته است: افزون بر این‌ها، فیلم «آدم» ساخته «فرهاد شنتیایی» و از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران، در حالی جایزه بهترین فیلم آرای مردمی را دریافت کرد که در شب آخر توانست دو سانس فوق‌العاده از دبیر جشنواره دریافت کند. اما فیلم «تاریخ دقیق پرواز»، در باکس‌بندی آثار جشنواره که توسط انجمن صورت می‌گیرد، در قعر باکس و به‌عنوان فیلم ششم در یک باکس شش‌فیلمی قرار گرفته بود. همین باعث می‌شد تا بخشی از تماشاگران، به علت خستگی ناشی از تماشای پنج فیلم قبلی، به تماشای این فیلم ننشینند یا آن را با کسالت تماشا کنند؛ در حالی که فیلم «آدم»، مانند اغلب فیلم‌های دیگر انجمن، در بهترین نقطه باکس و در میانه فیلم‌ها به نمایش درآمده بود.»

از این گذشته، صحبت بر سر برخی تولیدات مورد حمایت انجمن است. بحث بر سر این نیست که نباید از نگاه‌ها و سلایق گوناگون حمایت شود؛ اما باید در نظر داشته باشیم که در روزگاری که جنگ و تهدید علیه ملت ایران مدام ادامه دارد و به‌تازگی جنگی را پشت سر گذاشته‌ایم که در آن، از کودکان میناب و لامرد گرفته تا سرداران، دانشمندان و بزرگان این کشور، همگی به شهادت رسیدند، حمایت از فیلمی مانند «آدم» که وطن را جای سختی برای ماندن معرفی می‌کند و حتی نمی‌داند که آیا می‌توان در کشور ماند یا نه، جای تعجب دارد. فیلمی که، بدون تردید، ایده‌ای برای پایان‌بندی نداشت و از ابتدا تا انتها، جز بیانیه‌خوانی سوپرایدئولوژیک و شعاری، چیز دیگری نبود. همان چیزی که همواره از آن به‌عنوان یکی از مسائل منفی فیلم‌های مذهبی یا دفاع مقدسی یاد می‌شود حالا در فیلم اجتماعی قرار گرفته که در دو بخش کارگردانی و بهترین فیلم هم نامزد می‌شود! فیلمی که برای ایده مبدعانه خود، طرح و پرداخت کاملی نداشت و نمی‌دانست چگونه باید زمان را در نماها و قاب‌های فرعی مدیریت کند تا مجبور به نمایش تصاویر بی‌معنی و بیهوده نباشد و به‌اصطلاح به آن‌ها آب نبندد.

نکته جالب‌تر آنجاست که به چنین فیلمی سانس اضافه داده می‌شود تا با ثبت آمار بیشتر، بتواند عنوان فیلم محبوب تماشاگران را به دست آورد.

علاوه بر آن، جای فیلم‌های مستقل و حمایت از آن‌ها در جوایز کجاست؟ براساس آمار انجمن، در حوزه حمایت‌ها، تنها دو فیلم «همو-فیلیا» و «اسکلت دوست‌داشتنی من» در میان برندگان حضور داشتند که جزو آثار حمایتی انجمن سینمای جوانان نیستند. بنابراین، باید غالب جوایز را متعلق به فیلم‌های تولیدی خود انجمن دانست و سهم نهادها و آثار مستقل را تقریباً صفر ارزیابی کرد.

نکته دیگر درباره تولیدات بخشی به نام «وطن به روایت من» است؛ بخشی که قرار است در میانه جنگ، روایت‌گر وطن‌دوستی، عرق ملی و غرور ملی باشد، اما بیشتر به بخشی فرعی و ویترینی تبدیل شده است. آثار این بخش در هیچ‌یک از قسمت‌های جوایز نه نامزد شده‌اند و نه جایزه گرفته‌اند.

براساس آمار تولیدات انجمن سینمای جوانان، تنها سه فیلم در بخش «وطن به روایت من» در جشنواره حضور داشته‌اند که یکی از آن‌ها با هوش مصنوعی ساخته شده است؛ این در حالی است که 22 فیلم، به‌جز پویانمایی، مستند و…، توسط انجمن ساخته شده‌اند. شاید اگر در هر جای دیگری از دنیا بودیم، بخش عمده‌ای از تولیدات خود را بر مسئله امر ملی، دفاع از وطن و کشور متمرکز می‌کردیم؛ اما سهم این حوزه در جشنواره فقط سه فیلم است.

ناگفته نماند که نبود آثار انجمن در میان نامزدها و برندگان، بی‌ارتباط با کیفیت آثار نیست؛ اما آیا نباید درباره این موضوع مهم، نگاهی پدرانه و راهبردی وجود داشته باشد تا با دستگیری و کمک به فیلم‌سازان جوان این حوزه، شاهد آثار بهتری باشیم؟ درباره تولیدات این حوزه که توسط نهادها ساخته شده‌اند، چطور؟ آیا هیچ‌کدام قابلیت نامزدی در بخش‌های دیگر را ندارند؟ حتی فیلم برگزیده بخش «وطن به روایت من» چطور؟

این رویکرد و روند، به‌جای حمایت از «وطن به روایت من» و آثار این حوزه، بیشتر به تضعیف آن منجر شده است. آیا حتی یک فیلم درباره پدیده مهمی مانند تجمعات شبانه، که تجلی غیرت و ایستادگی ملت است، نباید ساخته شود؟ ارگان‌ها در این خصوص چه پاسخی برای گفتن دارند؟!

آیا این تمام غیرت ما درباره این بخش است که مدام آن را به رخ می‌کشیم و از آن به‌عنوان نماد نگاه ملی و غرورآفرین خود در وزارت ارشاد سخن می‌گوییم؟! به نظر می‌رسد با این رویکردی که مدیران محترم انجمن در پیش گرفته‌اند، این بخش کاملاً به جزئی فرعی و ابزاری برای کارنامه‌سازی مدیران تبدیل شده است.

از سوی دیگر، تقریباً قریب‌به‌اتفاق تولیدات انجمن و به‌طور کلی سینمای کوتاه، از فقر ژانر رنج می‌برند. اگرچه تعداد محدودی اثر در حوزه کمدی یا ترسناک شاهد بودیم، مشخص است که بار دیگر با تسلط یک ژانر بر سینمای کوتاه مواجه هستیم؛ اتفاقی که در ادامه، در سینمای بلند نیز به فقر ژانر منجر می‌شود و باعث می‌شود از ظرفیت‌های مهم سینما غافل شویم.

این در حالی است که در همین دوره، فیلم‌هایی مانند «شیطونی» و «ژاپنی»، به‌عنوان دو فیلم کمدی و کمدی-ترسناک، توانستند هم نظر اصحاب رسانه و هم منتقدان را جلب کنند. از قضا، «ژاپنی» جایزه ویژه هیئت داوران را نیز دریافت کرد.

در پایان، باید امیدوار بود که هم انجمن سینمای جوانان و هم جشنواره فیلم کوتاه تهران، با نگاهی حمایتی و ملی، بتوانند سرمایه‌های بزرگی را برای سینمای ایران و آینده کشور کشف و پرورش دهند. در غیر این صورت، با ادامه این روند، شاهد روزگار خوبی برای سینمای کوتاه نخواهیم بود.

محمدباقر صنیعی منش

انتهای پیام/