تنگه هرمز و دریای سرخ؛ دو لبه قیچی شریان‌های اینترنتی امارات و عربستان

تنگه هرمز و دریای سرخ؛ دو لبه قیچی شریان‌های اینترنتی امارات و عربستان

  • 25 مهر 1405 – 09:54
  • اخبار اجتماعی
  • اخبار علم و تکنولوژی
تنگه هرمز و دریای سرخ؛ دو لبه قیچی شریان‌های اینترنتی امارات و عربستان

جنگ در تنگه هرمز و دریای سرخ، شریان‌های اینترنتی امارات و عربستان را تهدید می‌کند.

اجتماعی

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، براساس داده‌های شرکت TeleGeography و تحلیل‌های مؤسسات پژوهشی، آسیب به کابل‌های اینترنت در تنگه هرمز، امارات متحده عربی و عربستان سعودی را به‌شکلی متفاوت اما به‌شدت جدی تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

هر دو کشور در زمره اقتصادهایی قرار دارند که بقای آن‌ها به جریان بی‌وقفه داده وابسته است و تحلیلگران هشدار داده‌اند که آسیب به حتی یک کابل اصلی می‌تواند شبکه‌های بانکی و خدمات اینترنتی را که بیش از 95 درصد ترافیک دیجیتال منطقه را پشتیبانی می‌کنند، مختل کند، با این حال، موقعیت جغرافیایی و معماری شبکه، میزان آسیب‌پذیری هر یک را متفاوت کرده است.

امارات متحده عربی از یک مزیت جغرافیایی برخوردار است: بخش عمده کابل‌های زیردریایی این کشور در فجیره فرود می‌آیند، شهری که رو به دریای عمان قرار دارد و خارج از خلیج فارس است.

TeleGeography این موقعیت را یک «مزیت قابلیت اطمینان» توصیف می‌کند، زیرا کابل‌های فرودآمده در فجیره مستقیماً به آب‌های آزاد متصل می‌شوند و در معرض خطرات مستقیم داخل خلیج فارس و تنگه هرمز قرار ندارند، با این حال، این مزیت مطلق نیست، امارات همچنان از طریق کابل‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند به شبکه جهانی متصل است.

علاوه بر این، زیرساخت‌های دیجیتال امارات در حملات مستقیم آسیب‌پذیر بوده‌اند؛ حملات ایران به مراکز داده Amazon Web Services در امارات و بحرین نشان می‌دهد که تهدید علیه زیرساخت دیجیتال امارات صرفاً به کابل‌های زیردریایی محدود نمی‌شود، بنابراین، امارات اگرچه نسبت به همسایگان خود موقعیت بهتری دارد، اما در برابر یک کمپین هم‌زمان علیه کابل‌ها و مراکز داده، همچنان آسیب‌پذیر است و هیچ تضمینی برای حفظ اتصال کامل در سناریوی بدترین حالت وجود ندارد.

عربستان سعودی وضعیت کاملاً متفاوتی دارد، بر اساس داده‌های TeleGeography، تنها تعداد محدودی از نقاط فرود کابل‌های زیردریایی عربستان در ساحل خلیج فارس قرار دارد و عمده پهنای باند بین‌المللی این کشور از طریق کابل‌هایی تأمین می‌شود که در ساحل دریای سرخ فرود می‌آیند،

این معماری در نگاه اول یک مزیت به‌نظر می‌رسد، زیرا عربستان را از تنگه هرمز دور می‌کند، اما این مزیت توهمی بیش نیست، مسیر دریای سرخ، خود به یک گلوگاه بحرانی دیگر تبدیل شده است: درگیری‌های یمن و حملات حوثی‌ها، عبور کشتی‌های تعمیراتی و دریافت مجوز برای رفع خرابی کابل‌ها را «بسیار دشوار» کرده و برخی سیستم‌ها را «به‌طور نامحدود» زمین‌گیر کرده است،

به‌عبارت دیگر، عربستان از یک گلوگاه به گلوگاه دیگری منتقل شده است، حتی اگر کابل‌های تنگه هرمز آسیب ببینند، ترافیک عربستان ناچار است از مسیر دریای سرخ عبور کند که خود در معرض تهدیدهای نظامی و خرابی‌های طولانی‌مدت قرار دارد، این وابستگی دوگانه، عربستان را در موقعیتی قرار می‌دهد که هیچ‌کدام از دو مسیر اصلی آن کاملاً امن نیستند و آسیب هم‌زمان یا متوالی به هر دو مسیر می‌تواند اتصال بین‌المللی این کشور را به‌شدت مختل کند.

اتکای هر دو کشور به مسیرهای زمینی جایگزین نیز راه‌حل قطعی نیست. اگرچه امارات و عربستان اتصالات زمینی به کشورهای همسایه دارند، اما ظرفیت شبکه‌های زمینی ممکن است برای جابه‌جایی کامل ترافیک در صورت آسیب سیستم‌های زیردریایی خلیج فارس کافی نباشد و این شبکه‌ها خود در برابر آسیب‌های ناشی از درگیری‌های نظامی «مصون نیستند».

تحلیلگران تأکید کرده‌اند که مسیرهای زمینی «جایگزین کاملی برای سیستم‌های زیردریایی نیستند» و هرگونه بازمسیریابی گسترده، سرعت اینترنت منطقه را به‌دلیل «کشیده شدن ظرفیت» کند می‌کند. پروژه‌های جدیدی مانند SilkLink عربستان (با قرارداد 800 میلیون دلاری برای اتصال زمینی به دریای مدیترانه از طریق سوریه) و کریدورهای زمینی امارات نیز در مراحل ابتدایی هستند و «هیچ مسیر زمینی فیبر نوری بین خلیج فارس و اروپا تاکنون وابستگی منطقه به کابل‌های زیردریایی را تغییر نداده است». خود کارشناسان تردید دارند که «همه این کابل‌ها واقعاً ساخته شوند» و پروژه‌ها ممکن است به‌دلیل «رقابت برای نفوذ» و «تداوم درگیری نظامی» متوقف یا بازنگری شوند.

در مورد استارلینک نیز وضعیت برای هر دو کشور ناامیدکننده است، امارات فقط مجوز محدود به خدمات اینترنت ماهواره‌ای دریایی برای کشتی‌ها و سکوهای فراساحلی را صادر کرده است و استفاده خانگی و تجاری در خشکی همچنان «در انتظار تأیید مقرراتی» است.

عربستان نیز مجوز خود را در مه 2025 صادر کرد، اما تمرکز اولیه آن بر هوانوردی و دریانوردی بوده است و جزئیات کامل گسترش به پهنای باند عمومی منتشر نشده است. مهم‌تر از محدودیت‌های مقرراتی، محدودیت ذاتی ظرفیت است: استارلینک حداکثر سرعت دان‌لود 100 تا 400 مگابیت بر ثانیه را ارائه می‌دهد، در حالی که نیاز زیرساخت‌های مالی، دیتاسنترها و اقتصاد دیجیتال امارات و عربستان به ده‌ها ترابیت بر ثانیه می‌رسد،

بنابراین، استارلینک می‌تواند به‌عنوان یک «لایه پشتیبان اضطراری» برای نهادهای حیاتی یا مناطق دورافتاده عمل کند، اما هرگز نمی‌تواند بار ترافیکی کلان اقتصادی این دو کشور را جبران کند و در سناریوی قطع گسترده کابل‌ها، عملاً هیچ راه‌حل جایگزین کارآمدی برای حفظ اتصال اینترنت در مقیاس ملی وجود ندارد.

امارات و عربستان سعودی اگرچه هر کدام مزیت‌های نسبی دارند، اما در برابر آسیب گسترده به کابل‌های تنگه هرمز آسیب‌پذیر باقی می‌مانند. امارات با فرود کابل‌ها در فجیره از خطر مستقیم تنگه دور است، اما همچنان به کابل‌های عبوری وابسته است و مراکز داده آن هدف حملات قرار گرفته‌اند.

عربستان با اتکا به دریای سرخ از تنگه هرمز فاصله گرفته، اما به گلوگاهی دیگر منتقل شده که خود درگیر بحران بزرگتری است. مسیرهای زمینی ظرفیت کافی ندارند و پروژه‌های جایگزین سال‌ها تا تکمیل فاصله دارند.

استارلینک نیز به‌دلیل محدودیت مجوز و ظرفیت، راه‌حل زیرساختی نیست. در صورت قطع گسترده کابل‌ها، هر دو کشور با اختلال شدید در ارتباطات، کندی خدمات مالی و توقف بخش‌هایی از اقتصاد دیجیتال مواجه خواهند شد و هیچ راه‌حل جایگزین فوری و کاملی در اختیار ندارند.

انتهای پیام/+