بانک اهداف نظامی‑فناوری ایران در 4 کشور حاشیه خلیج فارس و منطقه

بانک اهداف نظامی‑فناوری ایران در 4 کشور حاشیه خلیج فارس و منطقه

  • 31 تير 1405 – 19:09
  • اخبار اجتماعی
  • اخبار علم و تکنولوژی
بانک اهداف نظامی‑فناوری ایران در 4 کشور حاشیه خلیج فارس و منطقه

در این گزارش بانک اهداف زیرساخت‌های نظامی‑فناوری در 4 کشور حاشیه خلیج فارس معرفی می‌شود.

اجتماعی

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جنگ امروز دیگر فقط میدان تانک و جنگنده نیست؛ نبرد در لایه‌های پنهان داده‌ها، الگوریتم‌ها و زیرساخت‌های ابری رقم می‌خورد. آنچه در روزهای اخیر و هم‌زمان با تجاوز نظامی آمریکا به ایران و بسته شدن تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مشاهده شد، بیش از هر چیز نشان‌دهنده تغییر ماهیت جنگ از تقابل فیزیکی به «جنگ شبکه‌ای و اطلاعاتی» است.

آمریکا که این بار با حمله به زیرساخت‌های مخابراتی و فناوری اطلاعات ایران، از دکل‌های ارتباطی تا مراکز داده، عملاً جنگ سایبری‑فیزیکی را کلید زد، پاسخی سخت‌تر از سوی ایران دریافت کرد. نیروهای مسلح ایران با عملیات «نصر 2»، نشان دادند که معماری فرماندهی و کنترل دشمن دیگر در پادگان‌های سنتی خلاصه نمی‌شود، بلکه به شبکه‌ای از مراکز داده تجاری، ایستگاه‌های ماهواره‌ای و سرورهای ابری غول‌های فناوری گره خورده است.

بررسی میدانی و اسنادی نشان می‌دهد که آمریکا در منطقه غرب آسیا، به ویژه در چهار کشور بحرین، کویت، امارات و اردن، زیرساخت‌های ارتباطی و پردازشی خود را بر دوش شرکت‌های بزرگی مانند آمازون، مایکروسافت و اوراکل نهاده است. این مراکز که با نام «مناطق ابری» شناخته می‌شوند، عملاً مغز متفکر سنتکام (فرماندهی مرکزی آمریکا) هستند و پردازش داده‌های جنگی، ارتباطات امن و هدایت عملیات‌های هوایی و دریایی را بر عهده دارند.

نکته مهم آنکه همین وابستگی به زیرساخت‌های تجاری که به اصطلاح «کاربرد دوگانه» (غیرنظامی و نظامی) دارند، پاشنه آشیل جدیدی برای پنتاگون ایجاد کرده است. تجربه عملیات‌های اخیر ایران نشان داد که با هدف‌گیری دقیق همین گره‌های کلیدی، می‌توان شبکه ارتباطی دشمن را مختل، چشم‌های الکترونیکی سنتکام را کور و حلقه تصمیم‌گیری آن را با اختلال مواجه کرد. این همان چیزی است که از آن به «جنگ ضد‑حسگر» (Counter‑Sensor Warfare) تعبیر می‌شود.

در ادامه، نگاهی خواهیم داشت به مهم‌ترین تأسیسات ارتباطاتی و ابری آمریکا در این چهار کشور؛ تأسیساتی که اگرچه در ظاهر «غیرنظامی» به نظر می‌رسند، اما ستون فقرات جنگ‌افروزی و تجاوزگری آمریکا در منطقه محسوب می‌شوند

دگردیسی ابری پنتاگون؛ معماری JWCC و استقرار هوش مصنوعی در میدان نبرد

برای درک عمق راهبردی حملات اخیر نیروهای مسلح ایران به پایگاه‌های ابری و ارتباطاتی آمریکا در منطقه، ناگزیر باید کلاف سردرگم قراردادهای نظامی‑فناوری پنتاگون را گشود.

آمریکا پس از شکست پروژه پرهزینه و جنجالی «جدی» (JEDI)، معماری جدیدی را تحت عنوان «قابلیت ابری مشترک جنگی» یا به اختصار JWCC کلید زد. قراردادی 9 میلیارد دلاری که در واقع یک «ابزار خرید چندگانه» است و به ارتش آمریکا اجازه می‌دهد تا سرویس‌های ابری تجاری را از غول‌های فناوری، مستقیم‌ترین و امن‌ترین شکل ممکن، در تمام سطوح طبقه‌بندی‌شده نظامی دریافت کند. از اطلاعات عادی گرفته تا داده‌های فوق‌محرمانه (Top Secret) و حتی برنامه‌های دسترسی ویژه (SAP)؛ همه و همه روی همین سرورهای به‌ظاهر غیرنظامی پردازش می‌شوند.

اسناد این پروژه نشان می‌دهد که شرکت‌هایی نظیر اوراکل، محیط‌های کاملاً تأییدشده و ایزوله‌ای در سطوح امنیتی IL2 تا IL6 ارائه می‌دهند که در آن‌ها هزینه خروج داده به صفر رسیده و قدرت محاسباتی عظیمی برای اجرای شبکه‌های هوش مصنوعی فراهم شده است.

در سوی دیگر، مایکروسافت آژور با معماری «اعتماد صفر» (Zero Trust) و آمازون (AWS) با توسعه قابلیت‌های پردازش در «لبه تاکتیکی» – از طریق سخت‌افزارهایی مانند مرکز داده مدولار AWS و نسل دوم Outposts – توانسته‌اند قدرت ابر را به دل میدان‌های نبرد و مناطقی با زیرساخت‌های محدود ببرند.

اما آنچه این معماری ابری را به سلاحی مرگبار تبدیل کرده، بستری است که برای اجرای الگوریتم‌های هوش مصنوعی نظامی فراهم می‌آورد. شاخص‌ترین نمونه، پروژه ماون (Maven) است؛ سیستمی که از سال 2017 برای استخراج خودکار اطلاعات از ویدیوهای پهپادی آغاز شد و اکنون با توسعه توسط شرکت پالانتیر، به یک «سیستم‌عامل جنگی» تمام‌عیار تبدیل شده است.

این سامانه که روی فضای ابری AWS میزبانی می‌شود، داده‌های حسگرهای گوناگون – از تصاویر ماهواره‌ای و راداری گرفته تا شنودهای الکترونیک را در هم می‌آمیزد، مختصات اهداف را به‌طور خودکار استخراج و حتی نوع تسلیح مناسب برای انهدام را پیشنهاد می‌دهد.

نتیجه این آشفتگی دیجیتال، کاهش زمان «زنجیره کشتار» از چندین ساعت به چند دقیقه یا حتی کمتر است؛ یعنی همان چیزی که نیروهای مسلح ایران در عملیات «نصر 2» با هدف‌گیری دقیق گره‌های کلیدی این شبکه، آن را مختل کردند.

این وابستگی روزافزون پنتاگون به زیرساخت‌های تجاری، اگرچه سرعت و دقت عملیات‌هایش را افزایش داده اما پاشنه آشیل جدیدی برای آمریکا ساخته است؛ چراکه با ضربه به همین مراکز داده و ایستگاه‌های ارتباطی در بحرین، کویت، امارات و اردن، می‌توان مغز متفکر جنگ‌افروزی دشمن را از کار انداخت – همان کاری که ایران در پاسخ به تجاوز اخیر آمریکا به زیرساخت‌های ارتباطی خود، به‌خوبی به نمایش گذاشت.

1. پادشاهی بحرین: چشم دیجیتال سنتکام و هاب ارتباطات دریایی

بحرین به عنوان میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و مقر فرماندهی مرکزی نیروی دریایی (NAVCENT)، ترکیبی از زیرساخت‌های فوق‌پیشرفته تجاری و نظامی را در خود جای داده است که وظیفه تامین امنیت دریایی، رصد تحرکات در خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای سرخ و پردازش داده‌های منطقه‌ای را برای حدود 9,000 پرسنل نظامی بر عهده دارند.

1.1. مناطق ابری آمازون (AWS ME-South-1) و ادغام داده‌های نظامی

بی‌گمان یکی از حساسترین گره‌های معماری ابری پنتاگون در منطقه، منطقه ابری آمازون در بحرین با شناسه انحصاری me-south-1 است. این تأسیسات که در سال 2019 به عنوان نخستین پایگاه ابری فوق‌مقیاس (Hyperscale) آمازون در خاورمیانه راه‌اندازی شد، از سه ناحیه دسترسی مجزا تشکیل شده و با ارائه بیش از 146 سرویس مختلف، غنی‌ترین منطقه ابری در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس محسوب می‌شود.

اما آنچه این مرکز داده را از یک تأسیسات تجاری صرف به یک هدف راهبردی نظامی تبدیل کرده، نقشی است که در شبکه فرماندهی و کنترل سنتکام ایفا می‌کند. این مجموعه در واقع «چشم دیجیتال» ارتش آمریکا در غرب آسیاست؛ شریان اصلی پردازش اطلاعات، شبیه‌سازی‌های جنگی و تحلیل‌های هوش مصنوعی برای واشنگتن و متحدانش.

الگوریتم‌های پیچیده پلتفرم‌های جنگی مانند پالانتیر و مدل‌های پایه‌ای هوش مصنوعی که پنتاگون به کار می‌گیرد، مستقیماً از خوشه‌های پردازشی همین مرکز برای تحلیل آنی داده‌های نظارتی، راداری و ماهواره‌ای تغذیه می‌کنند.

وابستگی متقابل زیرساخت‌های نظامی و تجاری در این تأسیسات به حدی بود که در جریان تجاوز نظامی آمریکا به ایران در مارس و جولای 2026، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران این مرکز را به عنوان یک «هدف مشروع نظامی» طبقه‌بندی کردند؛ چراکه نقش بی‌بدیلی در پردازش هوش مصنوعی برای هدایت عملیات‌های جنگی آمریکا داشت. سرانجام در موج 24 عملیات نصر‑2، موشک‌های ایران با دقت تمام، زیرساخت‌های آمازون در بحرین را در هم کوبیدند و عملاً چشم دیجیتال سنتکام را کور کردند.

اما پیامدهای این ضربه دقیق، تنها به میدان نبرد محدود نماند؛ وابستگی عمیق شبکه‌های تجاری و مالی منطقه به این مرکز داده، باعث شد که حملۀ ایران به تأسیسات آمازون، قطعی گسترده‌ای در خدمات غیرنظامی نیز ایجاد کند. بانک‌های بزرگی همچون ADCB و Emirates NBD، اپلیکیشن‌های پرکاربردی مانند Careem و Hubpay و حتی پلتفرم داده Snowflake همگی دچار اختلال شدند و این گونه به همگان ثابت شد که زیرساخت‌های به‌ظاهر تجاری آمریکا در منطقه، چقدر با ماشین جنگی رژیم تروریستی آمریکا گره خورده است.

1.2. پایانه‌های ارتباط ماهواره‌ای (AN/GSC-52B MET)

ناوگان پنجم دریایی آمریکا در منامه به شبکه‌های ارتباطی فوق‌سری برای تبادل داده‌های پیوسته نیاز دارد. این نیاز توسط پایانه‌های ماهواره‌ای سازمانی مدرن (Modernized Enterprise Terminals – MET) مدل AN/GSC-52B(V5) برطرف می‌شود که در سال 2016 با هزینه‌ای بالغ بر 15 میلیون دلار برای هر واحد توسط شرکت L3Harris نصب شدند.

این پایانه‌ها به سیستم ماهواره‌ای پهن‌باند جهانی (WGS) متصل بوده و ارتباطات صوتی، تصویری و داده‌ای امن را برای مرکز فرماندهی فراهم می‌کنند و به عنوان لینک رمزنگاری شده مستقیم با پنتاگون عمل می‌کنند.

ایستگاه ارتباطات رایانه‌ای نیروی دریایی در بحرین (NCTS Bahrain) علاوه بر این سیستم‌ها، از فناوری‌های ADNS، EHF، و SHF برای ارائه خدمات به نیروهای واکنش سریع و ائتلاف دریایی استفاده می‌کند. در حملات دقیق اوایل 2026، رادوم‌های (محفظه‌های کروی) محافظ این آنتن‌ها در بحرین به عنوان بخشی از استراتژی کور کردن شبکه‌های ارتباطی آمریکا به طور مستقیم توسط پهپادهای انتحاری ایران هدف قرار گرفتند و از بین رفتند.

1.3. مراکز داده شرکت بتلکو (Batelco Data Oasis)

شبکه‌های فیبر نوری محلی، شریان‌های خاموشی هستند که پایگاه‌های نظامی آمریکا را به شبکه‌های ابری جهانی متصل می‌کنند. در این میان، شرکت ارتباطی بحرین (بتلکو – Batelco) نقشی کلیدی ایفا می‌کند؛ شرکتی که مالک چندین مرکز داده تجاری راهبردی در مناطق حماله، منامه و عسکر است. یکی از مهم‌ترین این تأسیسات، «واحه داده بتلکو» (Batelco Data Oasis) نام دارد که نخستین مرکز داده دارای گواهینامه معتبر TIER III در بحرین محسوب می‌شود و ظرفیت اولیه‌ای بالغ بر 10 مگاوات دارد.

اما آنچه این زیرساخت را از یک مرکز تجاری صرف به یک هدف راهبردی نظامی تبدیل کرده، شبکه زیردریایی و زمینی فیبر نوری خلیج فارس (BGN) متعلق به بتلکو است. این شبکه با ظرفیت 8.8 ترابیت بر ثانیه و کمترین میزان تأخیر (Latency) در منطقه، نقش شریان اصلی انتقال حجم عظیم داده‌های نظامی و تجاری را به مراکز داده ایفا می‌کند. شبکه BGN که بیش از 1400 کیلومتر گستردگی دارد، تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به هم متصل کرده و دروازه‌ای حیاتی برای تبادل اطلاعات با شبکه‌های جهانی محسوب می‌شود.

در تازه‌ترین تحول، بتلکو طی قراردادی با شرکت قریب دیتاسنتر (Qareeb Data Centers)، مدیریت و بهره‌برداری از یک مرکز داده لبه (Edge Data Center) به مساحت 6000 متر مربع را آغاز کرده است که به طور خاص برای پردازش‌های مبتنی بر هوش مصنوعی طراحی شده است. این مرکز که در «واحه داده» جنوب بحرین واقع شده، بستری برای ارائه خدمات محاسباتی با تأخیر کم و آماده برای هوش مصنوعی به شرکت‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال منطقه فراهم می‌آورد.

در روزهای گذشته و در چارچوب عملیات نصر 2، یکی از تأسیسات کلیدی بتلکو که به عنوان مرکز پردازش اطلاعات و هدایت میدانی توسط ارتش آمریکا مورد استفاده قرار می‌گرفت، بر اثر اصابت موشک‌های بالستیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران منهدم شد.

2. کویت: لنگرگاه لجستیکی و مرکز رله داده‌های لبه تاکتیکی

کویت، با فاصله کمتر از 150 کیلومتر از مرزهای ایران، میزبان بیش از 13,500 نیروی نظامی آمریکایی در تاسیساتی نظیر کمپ عریفجان، پایگاه هوایی علی السالم، کمپ بیورینگ (Buehring) و کمپ پاتریوت است. زیرساخت‌های دیجیتال و ارتباطی در کویت به طور خاص بر پشتیبانی نیروهای زمینی، پدافند موشکی دوربرد و هدایت عملیات پهپادی متمرکز است.

2.1. کمپ عریفجان (Camp Arifjan): گره ارتباطات ماهواره‌ای و آتشبار

کمپ عریفجان، فراتر از یک پایگاه لجستیکی فیزیکی، یک گره ارتباطی حیاتی در معماری C3I سنتکام به شمار می‌رود. این پایگاه شبکه‌های اطلاعاتی را بین نیروهای مستقر در عراق، سوریه و سایر کشورهای خلیج فارس یکپارچه می‌کند. در این تاسیسات، رادوم‌های ارتباطات ماهواره‌ای تعبیه شده‌اند که وظیفه انتقال امن فرامین فرماندهی، مدیریت پهپادها و توزیع داده‌های لجستیکی را بر عهده دارند.

همچنین سیستم‌های توپخانه راکتی با تحرک بالا (HIMARS) که توانایی شلیک موشک‌های ATACMS با برد 300 کیلومتر را دارند، به داده‌های شبکه‌محور برای هدف‌یابی متکی هستند. آسیب‌پذیری این تمرکز زیرساختی زمانی آشکار شد که در موج هجدهم عملیات نصر-2 (و عملیات صاعقه)، حداقل شش رادوم ارتباط ماهواره‌ای به همراه سیستم‌های دریافت ماهواره‌ای و دو پرتابگر HIMARS در کمپ عریفجان توسط موشک‌های نقطه‌زن منهدم شدند.

انهدام این رادوم‌ها به معنای قطع ارتباطات لحظه‌ای با شبکه‌های جهانی و تاخیر در چرخه تصمیم‌گیری (OODA Loop) نیروهای ائتلاف است، چرا که ارتباطات امن مستقیماً به محیط‌های پرخطر جغرافیایی گره خورده‌اند.

2.2. پایگاه هوایی علی السالم و شبکه‌های اطلاعاتی پهپادی

در معماری اطلاعاتی و نظارتی ارتش آمریکا در غرب آسیا، پایگاه هوایی علی‌السالم در کویت به عنوان یکی از حساسترین گره‌های جمع‌آوری اطلاعات شناسایی و نظارتی (ISR) ایفای نقش می‌کند. این پایگاه که در فاصله حدود 70 کیلومتری شمال کویت قرار دارد، میزبان انبوهی از پهپادهای پیشرفته MQ-9 ریپر (Reaper) است که به طور شبانه‌روزی در آسمان منطقه به گشت‌زنی پرداخته و حجم عظیمی از داده‌های ویدئویی، سیگنالی و الکترونیکی را از میدان‌های نبرد جمع‌آوری می‌کنند.

اما آنچه این پایگاه را به یک هدف راهبردی تبدیل کرده، وابستگی عمیق آن به پردازش لحظه‌ای داده‌هاست. پهپادهای MQ-9 که هر کدام مجهز به حسگرهای چندمنظوره شامل دوربین‌های فروسرخ، رادارهای دهانه ترکیبی و تجهیزات شنود سیگنال هستند، روزانه ترابایت‌ها داده خام تولید می‌کنند. این داده‌ها برای تبدیل شدن به اطلاعات عملیاتی قابل استفاده، نیازمند پردازش فوری توسط الگوریتم‌های هوش مصنوعی هستند و سپس از طریق شبکه‌های فیبر نوری و ماهواره‌ای به لایه‌های بالاتر فرماندهی در سنتکام و پنتاگون ارسال می‌شوند.

در حملات اخیر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و در چارچوب موج‌های عملیات نصر 2، این پایگاه راهبردی مورد هدف دقیق قرار گرفت. گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که زیرساخت‌های مخابراتی حیاتی پایگاه، رادارهای هشدار زودهنگام پدافندی (C-RAM) که مسئول شناسایی و انهدام راکت‌ها و خمپاره‌ها هستند و همچنین آشیانه‌های نگهداری پهپادهای MQ-9 دچار آسیب‌های جدی و گسترده شده‌اند. برخی منابع از انهدام دست‌کم چند فروند پهپاد MQ-9 در داخل آشیانه‌ها خبر می‌دهند.

2.3. زیرساخت ابری مایکروسافت آژور و تحول دیجیتال دوگانه

یکی از جلوه‌های عجیب هم‌گرایی فناوری تجاری با نیازهای حاکمیتی‑نظامی در منطقه، توافق‌نامه‌ای است که مایکروسافت در سال 2025 با دستگاه مرکزی فناوری اطلاعات کویت (CAIT) و سازمان تنظیم مقررات ارتباطات کویت (CITRA) امضا کرد. این تفاهم‌نامه که در چارچوب چشم‌انداز 2035 کویت منعقد شده، ظاهراً به دنبال راه‌اندازی یک منطقه ابری مبتنی بر هوش مصنوعی (Azure AI Region) با هدف ایجاد هاب نوآوری فناوری، مرکز نوآوری هوش مصنوعی و مرکز تعالی کلود است.

مقامات کویتی این توافق را گامی برای ارتقاء بهره‌وری خدمات دولتی و ادغام ابزارهایی نظیر Microsoft 365 Copilot معرفی کرده‌اند؛ اما آنچه در پشت این نقاب غیرنظامی پنهان شده، واقعیتی بسیار راهبردی‌تر است. ماهیت سرویس‌های ابری Azure، به ویژه زمانی که در مجاورت پایگاه‌های نظامی کلیدی آمریکا در کویت مستقر می‌شوند، به طور کامل با توانمندی‌های رایانش لبه تاکتیکی (Tactical Edge Capabilities) ارتش آمریکا هم‌پوشانی دارد؛ همان قابلیتی که پنتاگون تحت قرارداد JWCC از مایکروسافت دریافت می‌کند.

نزدیک بودن گره‌های پردازشی این منطقه ابری به میدان‌های نبرد منطقه، یک مزیت راهبردی بی‌نظیر برای ارتش آمریکا ایجاد می‌کند. این مجاورت جغرافیایی، امکان آموزش مدل‌های یادگیری ماشین و اجرای الگوریتم‌های خودمختار را با کمترین میزان تأخیر (Low Latency) فراهم می‌سازد؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که برای عملیات‌های جنگی در لحظه و تصمیم‌سازی‌های آنی ضروری است. به عبارت دیگر، مرکز داده‌ای که با عنوان «خدمات دولتی» معرفی شده، در عمل می‌تواند به عنوان یک گره پردازشی در سامانه فرماندهی و کنترل سنتکام ایفای نقش کند.

این الگو، نمونه‌ای بارز از کاربرد دوگانه (Dual-use) زیرساخت‌های فناوری در منطقه است؛ جایی که مرز میان «خدمات عمومی» و «پشتیبانی نظامی» چنان محو شده که تشخیص آن برای ناظر بیرونی دشوار است. جمهوری اسلامی ایران بارها نسبت به این گونه هم‌پوشانی‌ها هشدار داده و تأکید کرده که هر زیرساخت ابری یا ارتباطی که به هر نحو در خدمت ماشین جنگی آمریکا باشد، به عنوان یک هدف مشروع نظامی تلقی خواهد شد.

3. امارات متحده عربی: هسته پردازش فوق‌مقیاس و سپر راداری شبکه

امارات متحده عربی دارای بالاترین تراکم از مراکز داده تجاری متعلق به غول‌های فناوری غربی در خاورمیانه است. این ظرفیت زیاد دیجیتال، هم‌راستا با میزبانی از مرکز جنگ هوایی خلیج فارس در پایگاه الظفره، امارات را به پایتخت پردازش داده و دفاع یکپارچه هوایی تبدیل کرده است.

3.1. تمرکز زیرساخت‌های ابری تجاری/نظامی (Hyperscalers)

در چارچوب توسعه زیرساخت‌های ابری با کاربرد دوگانه تجاری و نظامی، ارتش ایالات متحده با بهره‌گیری از معماری‌های پیشرفته ابر چندگانه (Multi-cloud) و راهکارهای دامنه متقاطع (Cross-domain)، فرآیند اجرای الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای پردازش داده‌های نظامی را بر بستر شبکه‌های به‌ظاهر تجاری منطقه کلید زده است. این راهبرد، که در قرارداد JWCC نهادینه شده، به غول‌های فناوری اجازه داده تا ظرفیت‌های عظیم پردازشی را در مجاورت میدان‌های نبرد مستقر کنند!

امارات متحده عربی به عنوان یکی از کانون‌های اصلی این استقرار راهبردی، میزبان چندین منطقه ابری کلیدی است:

  • آمازون (AWS) با راه‌اندازی منطقه ابری ME-Central-1، بستری برای پردازش داده‌های توزیع‌شده از طریق سه ناحیه دسترسی مجزا (Availability Zones) فراهم کرده است که ظرفیت بالایی برای تحلیل داده‌های نظامی و نظارتی دارد.
  • مایکروسافت آژور (Azure) نیز با حضور در دبی و ابوظبی تحت عناوین UAE North و UAE Central، علاوه بر اخذ تاییدیه امنیتی DESC، از مدل‌های امنیتی پیشرفته «صفر‑اعتماد» (Zero Trust) پشتیبانی می‌کند. این مدل‌ها که برای محافظت از داده‌های فوق‌محرمانه نظامی طراحی شده‌اند، نشان‌دهنده عمق نفوذ سرویس‌های تجاری در معماری امنیتی پنتاگون است.
  • اوراکل کلود (Oracle Cloud) نیز با استقرار پایگاه‌های داده مستقل و خوشه‌های پردازشی GPU در مراکز DXB و AUH، امکانات ویژه‌ای را برای شبیه‌سازی‌های نظامی در سطح منطقه فراهم آورده است. این شبیه‌سازی‌ها که برای آموزش خلبانان، آزمون سناریوهای جنگی و پیش‌بینی تحرکات دشمن طراحی شده‌اند، به قدرت محاسباتی عظیمی نیاز دارند و دقیقاً همان چیزی است که این مراکز ارائه می‌دهند.

علاوه بر غول‌های فناوری خارجی، شرکت‌های بومی نیز در این هم‌گرایی نظامی‑تجاری نقش‌آفرینی می‌کنند. گروه G42 با جذب سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری از شرکت‌هایی نظیر انویدیا (Nvidia) و مایکروسافت، در حال توسعه خوشه‌های غول‌پیکر هوش مصنوعی نظیر OpenAI Stargate در ابوظبی است. این خوشه‌ها که برای آموزش مدل‌های زبانی بزرگ و الگوریتم‌های پیشرفته جنگ شناختی طراحی شده‌اند، به تأمین انرژی عظیمی نیاز دارند و نشان‌دهنده عزم پنتاگون برای ایجاد ظرفیت‌های پردازشی بی‌نظیر در همسایگی ایران است.

اما جمهوری اسلامی ایران که همواره تحرکات خصمانه در پیرامون مرزهای خود را با دقت رصد می‌کند در پاسخ به تجاوزات نظامی آمریکا، دو ناحیه از سه ناحیه دسترسی (Availability Zones) منطقه ابری AWS (ME-CENTRAL-1) در امارات را مستقیماً هدف قرار داد.

این حمله دقیق و حساب‌شده منجر به آتش‌سوزی گسترده، تخریب ساختاری تأسیسات و فعال شدن سیستم‌های اطفاء حریق شد. پیامد این ضربه کوبنده، قطعی گسترده و افت شدید خدمات (Degraded Availability) برای سرویس‌های حیاتی نظیر Amazon EC2 و S3 بود که ده‌ها سرویس نظامی و تجاری وابسته به این منطقه ابری را با اختلال مواجه ساخت.

3.2. شبکه‌های راداری پدافند موشکی دوربرد (AN/TPY-2 THAAD)

در لایه دفاع ساینتیک، امارات میزبان یکی از حیاتی‌ترین اجزای سیستم C3I یعنی رادارهای هشدار زودهنگام پدافند ضدبالستیک است. رادار AN/TPY-2 که توسط شرکت ریتون (Raytheon) ساخته شده و جزئی از سیستم تاد (THAAD) است، با استفاده از معماری آرایه فازی فعال (AESA) باند X و فناوری نیمه‌هادی نیترید گالیوم (GaN)، «قلب تپنده و چشمان» پدافند موشکی آمریکا محسوب می‌شود.

این رادار با قیمت خیره‌کننده 500 میلیون تا 1 میلیارد دلار برای هر واحد، توانایی کشف موشک‌های بالستیک و تفکیک کلاهک‌های واقعی از طعمه را از فاصله 3,000 کیلومتری دارد. داده‌های استخراج شده از این رادار مستقر در امارات (منطقه الرویس)، اردن و سایر کشورها، از طریق لینک‌های ماهواره‌ای به مرکز فرماندهی و سایر سامانه‌ها نظیر پاتریوت منتقل می‌شود.

ایران مستقیماً پایگاه الرویس و الظفره را هدف قرار داده و به این سنسورهای کلیدی آسیب جدی وارد کرده است. بدون این رادارها، یکپارچگی شبکه دفاع هوایی منطقه‌ای آمریکا مختل شده و عملاً سیستم‌های رهگیر در فاز نهایی پرواز غیرقابل استفاده می‌شوند.

4. اردن: حائل استراتژیک غربی و هاب حملات دقیق هوایی

اردن، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خاص خود، نقش حائل امنیتی و جناح غربی فرماندهی مرکزی را ایفا می‌کند. ایالات متحده و اردن تاریخچه‌ای طولانی از همکاری‌های نظامی دارند که اوج آن در «توافقنامه همکاری دفاعی 2021» (DCA) متجلی شد.

4.1. چارچوب حقوقی و لجستیکی عملیات در اردن

توافقنامه DCA که در ژانویه 2021 امضا شد (و با دور زدن پارلمان اردن اجرایی شد)، امکان دسترسی نامحدود و بدون مانع نیروهای آمریکایی، هواپیماها و خودروهای نظامی به تأسیسات مشخص شده در این کشور را برای یک دوره اولیه 15 ساله فراهم می‌کند.

بر اساس این توافقنامه، پرسنل نظامی آمریکا از پرداخت هرگونه مالیات، عوارض گمرکی و حتی بازرسی‌های مهاجرتی و گذرنامه‌ای معاف هستند و جنگنده‌ها و ناوگان حمل و نقل هزینه‌ای بابت ناوبری یا فرود پرداخت نمی‌کنند. این توافق، بستر قانونی لازم را برای استقرار بیش از 4000 نیروی آمریکایی و انتقال گسترده تجهیزات را فراهم ساخت.

در سطح مخابراتی نیز، اردن تحت فشارهای شدید ایالات متحده و وابستگی به کمک‌های خارجی از به کارگیری تجهیزات شبکه 5G شرکت چینی هواوی (Huawei) در زیرساخت‌های ملی خود امتناع کرد!

این تصمیم که در راستای قانون مجوز دفاع ملی آمریکا (NDAA) اتخاذ شد، تضمین می‌کند که شبکه‌های فیبر نوری و سلولی اردن برای تبادل داده‌های حساس نظامی آمریکا بدون خطر شنود یا مداخلات سایبری توسط رقبای استراتژیک، کاملاً یکپارچه و امن باقی بمانند.

4.2. پایگاه هوایی موفق السلطی (Muwaffaq Salti Air Base)

این پایگاه در منطقه الازرق اردن، نقطه تلاقی عملیات‌های اطلاعاتی، نظارتی، شناسایی (ISR) و پشتیبانی هوایی نزدیک (CAS) است. از سال 2019، ایالات متحده بیش از 143 میلیون دلار برای ارتقاء این پایگاه سرمایه‌گذاری کرد که شامل ساخت یک رمپ پارکینگ (Apron) هوایی به مساحت 300,000 فوت مربع برای پذیرش هم‌زمان هواپیماهای غول‌پیکر لجستیکی C-17 Globemaster III و C-5 Galaxy و همچنین توسعه مناطق پشتیبانی برای نیروهای عملیات ویژه (SOF) می‌شود.

در فوریه 2026، ردیابی‌های پروازی نشان داد که بیش از 152 پرواز ترابری سنگین (از جمله پروازهایی نظیر REACH 798 و GOLD 42 از پایگاه‌های رابرت گری و مورون) تجهیزات، جنگنده‌های F-35، F-15، هواپیماهای جنگ الکترونیک E/A-18G Growler و پهپادها را به این پایگاه منتقل کردند.

پایگاه موفق السلطی که توسط گروه اعزامی 407ام نیروی هوایی (407th Air Expeditionary Group) اداره می‌شود، به عنوان هاب پرواز پهپادهای MQ-9 Reaper عمل می‌کند. داده‌های تصویری استخراج شده از این پهپادها، از طریق پیوندهای ماهواره‌ای برای تحلیل توسط هوش مصنوعیِ پردازشگر در لایه‌های ابری، ارسال می‌شوند.

سپاه پاسداران در مارس و جولای 2026 با استفاده از موشک‌های بالستیک نقطه‌زن، آشیانه‌های مقاوم‌سازی شده پهپادهای MQ-9، جنگنده‌های F-15 و اقامتگاه‌های پرسنل نظامی در این پایگاه را هدف قرار داد.

اما مهمترین ضربه، انهدام کامل رادار استراتژیک AN/TPY-2 مستقر در این پایگاه بود که باعث از بین رفتن پوشش نظارتی هشدار زودهنگام آمریکا در کریدور شام شد و راه را برای حملات گسترده‌تر هموار ساخت. انهدام پناهگاه‌های بتنی جنگنده‌ها نشان داد که حتی تاسیسات سخت‌سازی‌شده (Hardened Shelters) نیز در برابر موشک‌های بالستیک مجهز به کلاهک‌های نفوذگر ایمن نیستند .

پیوند زیرساخت‌های ابری تجاری با هوش مصنوعی نظامی

برای درک عمیق‌تر نقش این زیرساخت‌ها، باید مکانیسم ادغام مراکز داده غول‌های فناوری (Hyperscalers) با زنجیره فرماندهی نظامی آمریکا را تحلیل کرد.

1. قلب تپنده تحلیل داده‌ها در سنتکام، «سیستم هوشمند میون» (Maven Smart System – MSS) است. این سیستم که ابتدا در سال 2017 برای تحلیل بینایی ماشین روی ویدیوهای پهپادها توسعه یافت، اکنون توسط شرکت Palantir به یک پلتفرم جامع تبدیل شده است که روی سرویس‌های ابری AWS میزبانی می‌شود.

سیستم Maven داده‌های دریافتی از پهپادها (نظیر MQ-9 مستقر در کویت و اردن)، ماهواره‌ها و شنود سیگنالی را ترکیب کرده و به صورت خودکار الگوهای رفتاری را تحلیل، اهداف را استخراج و حتی تسلیحات مناسب را برای حمله پیشنهاد می‌دهد. این امر باعث شده چرخه تصمیم‌گیری از ساعت‌ها به چند دقیقه کاهش یابد.

2. از آنجا که ارسال تمام داده‌های حسگرها از پایگاه‌های نظامی به مراکز داده متمرکز تجاری در شرایط جنگی بسیار زمان‌بر و خطرناک است، پنتاگون از تکنولوژی‌های لبه پردازشی استفاده می‌کند.

فناوری‌هایی نظیر نسل دوم AWS Outposts و ابزارهای مشابه مایکروسافت آژور، قدرت پردازش ابری و تحلیلی را در جعبه‌های کوچکِ قابل حمل در پایگاه‌های نظامی (مانند کمپ عریفجان) مستقر می‌کنند. این سیستم‌ها امکان پردازش داده را در محیط‌های «قطع‌شده، مختل‌شده، متناوب و محدود» (DDIL) بدون نیاز به ارتباط دائمی با سرورهای اصلی فراهم می‌سازند.

3. مخالفت فزاینده در درون شرکت‌های سازنده هوش مصنوعی با کاربردهای مرگبار، چالش بزرگی برای وزارت دفاع آمریکا ایجاد کرده است. به عنوان مثال، هنگامی که شرکت Anthropic (سازنده هوش مصنوعی Claude که موتور اولیه سیستم Maven بود) تلاش کرد محدودیت‌هایی برای جلوگیری از استفاده مدل خود در سیستم‌های سلاح خودمختار و نظارت انبوه اعمال کند، پنتاگون این شرکت را یک «تهدید زنجیره تامین» خواند و به سمت استفاده از شرکت‌های جایگزین نظیر OpenAI چرخش کرد. این مجادلات به وضوح نشان‌دهنده چالش‌های حقوقی و تکنولوژیک در ادغام شرکت‌های دره سیلیکون (Silicon Valley) با کمپلکس نظامی-صنعتی است.

تحلیل جامع معماری دیجیتال مستقر در بحرین، کویت، امارات و اردن، نکات استراتژیک زیر را در خصوص آینده نبردهای شبکه‌محور برجسته می‌سازد:

1. تبدیل زیرساخت‌های تجاری به اهداف مشروع نظامی:

استقرار شبکه‌های فوق‌سری پنتاگون (نظیر JWCC) در بستر زیرساخت‌های تجاری آمازون، مایکروسافت و اوراکل، این مراکز داده را از دارایی‌های اقتصادی غیرنظامی، به اهداف بسیار ارزشمند نظامی تبدیل کرده است. حملات ویرانگر به تاسیسات آمازون در بحرین و امارات نشان داد که کشورهای میزبان، با یک ریسک بی‌سابقه روبرو هستند. اختلال در این گره‌ها می‌تواند خدمات مدنی، بانکی و دولت الکترونیک در سراسر خاورمیانه را فلج کند.

2. تثبیت دکترین «جنگ ضد-حسگر» (Counter-Sensor Warfare):

رقبای استراتژیک ایالات متحده نشان دادند که به جای رویارویی مستقیم با پرتابگرهای موشکی، شبکه سنسوری را هدف می‌گیرند. انهدام رادارهای چندصد میلیون دلاری AN/TPY-2 در اردن و امارات و نابودی رادوم‌های ارتباط ماهواره‌ای در کمپ عریفجان کویت، با هدف قطع کردن جریان داده‌ها پیش از درگیری انجام شد. بدون این داده‌های دقیق و ارتباطات لحظه‌ای، پیچیده‌ترین سیستم‌های تسلیحاتی جهان نیز کارایی خود را از دست می‌دهند.

3. آسیب‌پذیری تمرکز و ناگزیری از تمرکززدایی:

انهدام پایگاه‌های به شدت مقاوم‌سازی شده مانند «موفق السلطی» و قطع شدن ارتباط مراکز ابری چندناحیه‌ای (Multi-AZ)، اثبات کرد که معماری متمرکز C3I در برابر موشک‌های بالستیک نقطه‌زن پایدار نیست.

در نهایت، همگرایی فناوری اطلاعات تجاری و امنیت نظامی در غرب آسیا نشان می‌دهد که برتری در قرن بیست و یکم، نه با تعداد جنگنده‌ها، بلکه با پایداری پهنای باند، انعطاف‌پذیری سرورهای ابری، و قابلیت اعتماد الگوریتم‌های هوش مصنوعی تعریف می‌شود. کشورهای بحرین، کویت، امارات و اردن، به عنوان گره‌های فیزیکی این شبکه‌ی پیچیده و در هم تنیده، در خط مقدم این تحول پارادایمی و خطرات ناشی از آن قرار گرفته‌اند.

انتهای پیام/