دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ممکن است هنوز یکی از خطرناکترین اشتباهات احتمالی خود در قبال ایران را مرتکب نشده باشد؛ اما اگر نتواند راهی برای خروج از بنبستی که در برابر تهران ایجاد کرده پیدا کند، تاریخ ممکن است تصمیم او برای آغاز یک جنگ را بهعنوان یکی از مهمترین خطاهای دوران ریاستجمهوریاش ثبت کند.
خبرآنلاین – سیانان: ترامپ تاکنون از یک اقدام بسیار پرریسک پرهیز کرده است: اینکه دامنه جنگ را به شکلی گسترده افزایش دهد؛ آنقدر که دیگر نتواند روند درگیری را کنترل کند.
این شبکه در تحلیلی درباره وضعیت کنونی جنگ ایران و آمریکا مینویسد تجربه تاریخی نشان داده است رؤسایجمهور آمریکا زمانی که برای پیدا کردن راه خروج از یک جنگ، حفظ اعتبار شخصی خود یا دفاع از اعتبار کشورشان، تصمیم به تشدید درگیری میگیرند، معمولاً وارد مسیری لغزنده میشوند؛ مسیری که بازگشت از آن دشوار است.
جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان نمونههایی هستند که در آنها دولتهای آمریکا، اغلب با تردید و حتی اکراه، به افزایش حضور نظامی و گسترش عملیات ادامه دادند؛ در شرایطی که پیروزی نهایی دیگر دستیافتنی به نظر نمیرسید.
سیانان معتقد است ترامپ اکنون بار دیگر در برابر همان معمایی قرار گرفته که بسیاری از رؤسایجمهور پیشین آمریکا با آن روبهرو شدند؛ یک نقطه تصمیمگیری سهراهی که هر مسیر آن هزینههای سنگین سیاسی و راهبردی دارد.
جنگ کنونی، به نوشته این شبکه، در شرایطی ادامه پیدا کرده که ایران حاضر نشده تسلیم شود یا وارد مذاکراتی شود که واشنگتن آن را یک گفتوگوی جدی برای حل اختلافات میداند.
اکنون ترامپ باید میان سه گزینه دشوار انتخاب کند.
نخستین گزینه این است که اگر دیپلماسی همچنان شکست بخورد، آیا حاضر است همین وضعیت فعلی را برای مدت نامحدود ادامه دهد؛ وضعیتی متشکل از حملات هوایی که نتیجه قطعی به همراه نداشته، آتشبسهای شکننده و محاصرههای دریایی متقابل آمریکا و ایران؛ شرایطی که جنگ را زنده نگه داشته، اما به پایان آن منجر نشده است.
گزینه دوم، تشدید عملیات نظامی است؛ یعنی ترامپ محدودیتهایی را که تاکنون برای خود تعیین کرده کنار بگذارد و فراتر از اهداف عمدتاً نظامی حرکت کند؛ به سمت هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی و داراییهای حیاتی ایران.چنین تصمیمی میتواند به معنای عبور از یک نقطه بیبازگشت باشد؛ مسیری که حتی ممکن است استفاده از نیروهای زمینی آمریکا در عملیاتهای محدود علیه ایران را مطرح کند.
اما گزینه سوم، از همه برای یک رئیسجمهور دشوارتر است: پذیرفتن اینکه منافع آمریکا و شخص رئیسجمهور در کاهش خسارتها و خروج از جنگ است؛ حتی اگر اهداف اصلی اعلامشده واشنگتن محقق نشده باقی بماند.
سیانان تأکید میکند هیچیک از این انتخابها پاسخ سیاسی آسانی برای ترامپ ندارد. هر مسیر، پیامدهای سنگینی دارد و همین موضوع توضیح میدهد چرا رئیسجمهور آمریکا اکنون در جنگی گرفتار شده که نه توان پیروزی کامل در آن را دارد و نه توان پذیرش شکست.
به نوشته این شبکه، پیچیدگی موقعیت آمریکا تا جایی پیش رفته که پنتاگون از گروهی از تحلیلگران نظامی خواسته است ایدههای تازهای برای «تنبیه ایران» ارائه کنند؛ موضوعی که پیشتر در یک گزارش اختصاصی سیانان فاش شده بود.
>>> بیشتر بخوانید:
ارتش آمریکا ایده کم آورد / درخواست کمسابقه سنتکام از نظامیان آمریکا؛ «ایدههای خلاقانه و غیرمتعارف» برای فشار و مجازات ایران پیدا کنید

خشم ترامپ پس از رد شدن آخرین پیشنهاد؛ هشدار درباره «قطع سر» ایران
خشم و ناامیدی ترامپ پس از آنکه ایران آخرین تلاش او را رد کرد، در پیامهایش در شبکه اجتماعی تروث سوشال آشکار شد.
رئیسجمهور آمریکا در پایان هفته گذشته، حملاتی را که وعده داده بود بسیار ویرانگر خواهد بود، متوقف کرد؛ آن هم پس از آنکه بار دیگر مدعی شده بود توافق با ایران ممکن است نزدیک باشد.
ترامپ روز دوشنبه در تروث سوشال نوشت: «رهبری ایران بهطرز باورنکردنی دورو است.»
سیانان اشاره میکند که این اظهارنظر ترامپ از جهاتی قابل توجه است؛ زیرا او همان اتهامی را علیه جمهوری اسلامی مطرح میکند که تهران سالهاست در انتقاد از دیپلماسی فشارمحور واشنگتن مطرح میکند.
اما چند ساعت بعد، ترامپ دوباره به ادبیات تهدید بازگشت و در دفتر بیضی کاخ سفید گفت: «این آخرین فرصت آنها برای امضای یک توافق خوب است.»
>>> بیشتر بخوانید:
ادعاهای تکراری ترامپ: تنگه هرمز را ما کنترل میکنیم / ایرانیها در حال مذاکره هستند!
ادعای ترامپ: از فردا درباره باز کردن تنگه صحبت میکنیم روز سهسه شنبه باز میشود/ این آخرین فرصت ممکن برای ایران است
به نوشته سیانان، تهدید ترامپ مبنی بر اینکه ایران با «قطع سر» یا نابودی رهبری خود مواجه خواهد شد، یک پرسش اساسی را ایجاد میکند: اگر تهران بار دیگر این هشدار را نادیده بگیرد، گام بعدی رئیسجمهور آمریکا چه خواهد بود؟
تشدید جنگ؛ قماری که ممکن است آمریکا را بیشتر درگیر کند
به نوشته سیانان، هرگونه تشدید گسترده درگیری از سوی دونالد ترامپ یک قمار پرخطر خواهد بود؛ زیرا تاکنون هیچ نشانهای وجود ندارد که نشان دهد بمباران بیشتر میتواند ایران را به بازگشت به میز مذاکره وادار کند.
این شبکه مینویسد اگر آمریکا پلها، نیروگاهها و دیگر زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار دهد، احتمالاً تهران نیز با حمله به اهداف مشابه در خاک متحدان عرب آمریکا در منطقه پاسخ خواهد داد؛ اقدامی که میتواند هزینه اقتصادی جنگ را برای کل منطقه بهشدت افزایش دهد و دامنه درگیری را از یک رویارویی محدود به یک بحران منطقهای گسترده تبدیل کند.
از نگاه سیانان، رهبران کشورهای عربی منطقه احتمالاً دقیقاً نگران همین سناریو بودهاند؛ سناریویی که به نظر میرسد در تماسهای آنها با ترامپ در روزهای اخیر نیز مطرح شده است.
ترامپ خود درباره این تماسها گفته بود: «ما آماده بودیم اقدام کنیم. آنها تماس گرفتند. علاوه بر آن، عربستان سعودی تماس گرفت، امارات متحده عربی تماس گرفت، قطر تماس گرفت.»
اما حتی در صورت تصمیم آمریکا برای استفاده از قدرت نظامی بیشتر، گزینههای واشنگتن محدود و پرهزینه است.
سیانان مینویسد از نظر تئوریک، ترامپ میتواند از نیروی دریایی آمریکا برای باز کردن اجباری تنگه هرمز استفاده کند؛ اما چنین اقدامی ناوها و کشتیهای آمریکایی را در معرض حملات موشکی و پهپادی ایران قرار خواهد داد.
تلاش برای عملیات زمینی علیه جزیره خارگ، مرکز مهم صادرات نفت ایران، یا تلاش برای عقب راندن نیروهای ایرانی از اطراف تنگه هرمز نیز میتواند به یک نبرد خونین تبدیل شود.
به نوشته این شبکه، تجربه شش دهه گذشته نشان داده است که وقتی یک جنگ هوایی به جنگ زمینی تبدیل میشود، سطح خطر و هزینهها به شکل تصاعدی افزایش پیدا میکند.
جنگی که از نگاه واشنگتن ممکن است در ابتدا با حملات دقیق هوایی و عملیات محدود آغاز شود، در صورت ورود نیروهای زمینی ماهیتی کاملاً متفاوت پیدا خواهد کرد.
هزینه سیاسی جنگ برای ترامپ
سیانان تأکید میکند که جنگ از نگاه افکار عمومی آمریکا نیز با افزایش تلفات نیروهای این کشور تغییر ماهیت میدهد. هرچه تعداد کشتههای آمریکایی افزایش یابد، هزینه سیاسی تصمیمهای رئیسجمهور نیز بیشتر میشود؛ موضوعی که برای ترامپ در شرایط کنونی اهمیت ویژهای دارد، زیرا او تنها چند هفته پیش از انتخابات میاندورهای کنگره قرار دارد.
این شبکه یادآوری میکند که در تاریخ جنگهای آمریکا، زمانی که سربازان این کشور در جریان تلاش برای یافتن راه خروج از یک درگیری جان خود را از دست میدهند، همین تلفات گاه به عاملی برای ادامه جنگ تبدیل میشود.
زیرا هیچ رئیسجمهوری نمیخواهد این تصور ایجاد شود که جان نظامیان آمریکایی بدون دستیابی به نتیجهای مشخص از دست رفته است.
به نوشته سیانان، بسیاری از رؤسایجمهور پیشین آمریکا نیز در مقاطع مشابهی قرار گرفتهاند؛ لحظاتی که تصمیمگیری میان پذیرش یک وضعیت نامطلوب، افزایش فشار نظامی یا خروج از میدان، دشوارترین انتخاب سیاسی آنها بوده است.
جنگهای ویتنام، عراق، افغانستان و اکنون رویارویی ترامپ با ایران، هرچند با شرایط و دلایل متفاوتی آغاز شدند، اما در نهایت همگی به یک معادله مشابه رسیدند: وضعیت موجودِ نامطلوب، تشدید جنگ یا ترک میدان.
و همانطور که سیانان مینویسد، هیچ رئیسجمهوری نمیخواهد نامش در تاریخ بهعنوان رهبر کشوری ثبت شود که یک جنگ را باخته است.
درس ویتنام؛ وقتی راه خروج از جنگ دشوارتر میشود
سیانان برای توضیح موقعیت کنونی ترامپ، به تجربه لیندون جانسون در جنگ ویتنام بازمیگردد؛ رئیسجمهوری که در سال ۱۹۶۵ جنگی را به ارث برد که از دولت جان اف. کندی باقی مانده بود.
جانسون در آن زمان درباره گسترش جنگ با تردیدهای جدی روبهرو بود. او در گفتوگویی با رابرت مکنامارا، وزیر دفاع وقت آمریکا، گفته بود: «ما وارد مرحله بمباران این مردم شدهایم و از آن مرحله عبور کردهایم. فکر نمیکنم چیزی بدتر از شکست باشد، اما هیچ راهی برای پیروزی نمیبینم.»
با وجود این تردیدها، جانسون دستور اجرای عملیات «رولینگ تاندر» را صادر کرد؛ کارزار گسترده بمباران ویتنام شمالی که پس از آن، دهها هزار نیروی آمریکایی دیگر را وارد میدان جنگ کرد.
سیانان مینویسد جانسون شاید باید به هشدار جورج بال، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا، توجه میکرد.
بال در یادداشتی هشدار داده بود که به محض آغاز تلفات آمریکایی، واشنگتن وارد فرآیندی خواهد شد که بازگشت از آن «تقریباً غیرممکن» است و اگر بدون دستیابی به اهداف جنگ را متوقف کند، با «تحقیر ملی» مواجه خواهد شد. او معتقد بود آمریکا با ادامه جنگ، بیش از آنکه با یک عقبنشینی حسابشده و حرکت به سمت راهحل سیاسی آسیب ببیند، جایگاه جهانی خود را تضعیف خواهد کرد.

ویتنام، عراق و افغانستان؛ تکرار یک دوراهی تاریخی برای رؤسایجمهور آمریکا
به نوشته سیانان، تجربه جنگ ویتنام نشان داد چگونه یک رئیسجمهور ممکن است با وجود آگاهی از دشواری پیروزی، به دلیل نگرانی از پیامدهای سیاسی شکست، مسیر تشدید درگیری را انتخاب کند.
جنگ ویتنام در نهایت امیدهای لیندون جانسون برای انتخاب دوباره به ریاستجمهوری را از بین برد و پس از پیروزی ریچارد نیکسون در انتخابات ۱۹۶۸، این جنگ به دولت او منتقل شد.
بسیاری از مورخان معتقدند نیکسون و مشاور امنیت ملی او، هنری کیسینجر، از همان ابتدا به این نتیجه رسیده بودند که پیروزی نظامی در ویتنام دیگر دستیافتنی نیست؛ اما با این حال، جنگ را ادامه دادند تا شاید شرایطی برای خروج فراهم کنند که کمتر شبیه شکست آمریکا به نظر برسد.
هدف آنها، به نوشته سیانان، تقویت دولت ضدکمونیست ویتنام جنوبی و جلوگیری از ایجاد این تصور بود که ایالات متحده در برابر دشمن عقبنشینی کرده است.
نیکسون در سخنرانی تلویزیونی خود در ۳۰ آوریل ۱۹۷۰، هنگام اعلام تصمیم برای گسترش جنگ به کامبوج، گفت: «اگر زمانی که کار به لحظه سرنوشتساز میرسد، قدرتمندترین کشور جهان، یعنی ایالات متحده آمریکا، مانند غولی درمانده و ناتوان رفتار کند، نیروهای تمامیتخواهی و هرجومرج، ملتهای آزاد و نهادهای آزاد را در سراسر جهان تهدید خواهند کرد.»
اما این تصمیم نیز نتوانست نتیجه جنگ را تغییر دهد.
در دوران ریاستجمهوری نیکسون، بیش از ۲۰ هزار نظامی آمریکایی دیگر در ویتنام کشته شدند. آخرین نیروهای رزمی آمریکا در سال ۱۹۷۳ از این کشور خارج شدند و دو سال بعد، در دوران ریاستجمهوری جرالد فورد، آخرین کارکنان آمریکایی نیز همزمان با سقوط سایگون، ویتنام را ترک کردند.
عراق؛ تلاش برای تغییر مسیر جنگ با افزایش نیرو
سیانان سپس به تجربه جنگ عراق و دولت جورج دبلیو بوش میپردازد؛ نمونه دیگری از تصمیم یک رئیسجمهور آمریکا برای افزایش حضور نظامی با هدف جلوگیری از شکست.
بوش در سال ۲۰۰۷، در یک سخنرانی تلویزیونی، ضمن پذیرش اشتباهاتی که در روند جنگ رخ داده بود، هشدار داد: «شکست در عراق برای ایالات متحده یک فاجعه خواهد بود.»
او در همان زمان از اعزام هزاران نیروی نظامی بیشتر به عراق خبر داد؛ اقدامی که با هدف کمک به نیروهای عراقی برای مقابله با شورشیان و بازگرداندن ثبات به این کشور انجام شد.
به نوشته سیانان، تاریخ هنوز درباره نتیجه نهایی این تصمیم قضاوت قطعی نکرده است. عملیات افزایش نیرو در برخی مناطق توانست دستاوردهایی داشته باشد و شرایط امنیتی را بهبود دهد، اما پرسش درباره هزینه انسانی آن همچنان باقی مانده است.
این شبکه مینویسد مسئلهای که این تصمیم را دردناکتر میکند، این است که آمریکا در نهایت بهطور کامل از عراق خارج شد و همین موضوع این پرسش را باقی گذاشت که آیا تلفات نیروهای آمریکایی برای نتیجهای که در نهایت به دست آمد، قابل توجیه بود یا نه.
افغانستان؛ حتی رؤسایجمهور مخالف جنگ نیز گرفتار تشدید شدند
نمونه بعدی در تحلیل سیانان، باراک اوباما است؛ رئیسجمهوری که با وعده پایان دادن به «جنگهای بیپایان» آمریکا وارد کاخ سفید شد. اما هشت سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر که آمریکا را وارد جنگ افغانستان کرد، اوباما نیز تصمیم گرفت شمار نیروهای آمریکایی در این کشور را افزایش دهد.
هدف او از این اقدام، متوقف کردن پیشروی طالبان و تلاش برای شکست نهایی القاعده بود.
سیانان مینویسد اوباما که از خطر گرفتار شدن در چرخه تشدید جنگ، همان مسیری که جانسون، نیکسون و بوش تجربه کرده بودند، آگاه بود، تلاش کرد برای خروج آمریکا یک چارچوب زمانی مشخص تعیین کند.
او وعده داد روند خروج نیروهای آمریکایی از اواسط سال ۲۰۱۱ آغاز شود. اما منتقدان معتقد بودند اعلام چنین جدول زمانیای، به دشمنان آمریکا این امکان را داد که صرفاً منتظر خروج نیروهای آمریکایی بمانند و پس از پایان حضور نظامی واشنگتن، دوباره قدرت بگیرند.
به نوشته سیانان، همین تجربههاست که اکنون سایه خود را بر تصمیمهای ترامپ در قبال ایران انداخته است؛ رئیسجمهوری که زمانی خود یکی از شدیدترین منتقدان جنگهای طولانی آمریکا بود.

ترامپ؛ رئیسجمهوری که علیه جنگهای بیپایان به قدرت رسید
سیانان در بخش پایانی تحلیل خود یادآوری میکند که جنگهای فرسایشی آمریکا در دوران معاصر، بخش مهمی از گفتمان سیاسی ترامپ را شکل دادند؛ گفتمانی که به پیروزی او در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۶ کمک کرد.
ترامپ چهار روز پیش از انتخابات، با انتقاد از سیاست خارجی دولتهای پیشین آمریکا گفته بود: «جنگهایی که هرگز پایان نمییابند، جنگهایی که ما هرگز در آنها پیروز نمیشویم.»
اما به نوشته این شبکه، زمانی که ترامپ خود در کاخ سفید قرار گرفت، با همان واقعیتهای دشوار تصمیمگیری درباره جنگ مواجه شد. در نخستین دوره ریاستجمهوریاش، او برخلاف مواضع قبلی خود، دستور افزایش نیروهای آمریکایی در افغانستان را صادر کرد؛ اقدامی که هدف آن پایان دادن به طولانیترین جنگ تاریخ آمریکا عنوان شد.
ترامپ در آن زمان گفته بود: «غریزه اولیه من این بود که خارج شویم و در طول زندگیام معمولاً دوست داشتهام از غریزهام پیروی کنم.»
اما کمتر از سه سال بعد، او تصمیم افزایش نیرو را زیر سؤال برد و مسئولیت آن را متوجه جیمز متیس، نخستین وزیر دفاع دولت خود، دانست. ترامپ گفت: «برای مدت کوتاهی نیروهای بیشتری در اختیار او قرار دادم، اما نتیجهای نداشت.»
اکنون، به نوشته سیانان، ترامپ بار دیگر با همان لحظه دشوار تصمیمگیری روبهرو شده است؛ لحظهای که خود او در سخنرانی درباره افغانستان در سال ۲۰۱۷ چنین توصیف کرده بود: «تمام عمرم شنیدهام که تصمیمها وقتی پشت میز دفتر بیضی کاخ سفید مینشینی، بسیار متفاوت میشوند.»
جنگ ایران؛ جنگی که دیگر متعلق به گذشتگان نیست
سیانان در پایان تحلیل خود تأکید میکند که وضعیت کنونی ترامپ با جنگهایی که رؤسایجمهور پیشین آمریکا به ارث بردند تفاوت مهمی دارد.
جنگ ویتنام، عراق و افغانستان هرکدام در دورههای مختلف آغاز شدند و دولتهای بعدی آمریکا بخشی از پیامدهای تصمیمهای پیشین را به دوش کشیدند؛ اما رویارویی کنونی با ایران، جنگی نیست که ترامپ از رئیسجمهور دیگری به ارث برده باشد.
به نوشته این شبکه، جنگ ایران، جنگ خود ترامپ است.
این موضوع اهمیت تصمیمهای پیش روی رئیسجمهور آمریکا را دوچندان میکند؛ زیرا نتیجه این رویارویی نهتنها سیاست خارجی دولت او، بلکه میراث سیاسی شخصیاش را نیز تعیین خواهد کرد.
سیانان مینویسد ترامپ اکنون با همان پرسشی مواجه است که بسیاری از رؤسایجمهور پیشین آمریکا در لحظات سرنوشتساز جنگ با آن روبهرو شدند: آیا باید برای جلوگیری از شکست، هزینه بیشتری پرداخت و جنگ را گسترش داد، یا باید پذیرفت که ادامه مسیر ممکن است هزینهای سنگینتر از عقبنشینی داشته باشد؟
تجربه تاریخی آمریکا نشان میدهد که رؤسایجمهور اغلب نه به دلیل ناتوانی نظامی، بلکه به دلیل نگرانی از پیامدهای سیاسی شکست، در مسیر تشدید جنگ قدم گذاشتهاند.
در ویتنام، عراق و افغانستان، مسئله اصلی در مقاطع حساس دیگر تنها پیروزی نظامی نبود؛ بلکه این پرسش مطرح بود که چگونه میتوان از جنگی خارج شد بدون آنکه شکست تلقی شود.
اکنون همین معادله پیش روی ترامپ قرار گرفته است.
او که سالها با شعار پایان دادن به جنگهای بیپایان آمریکا به محبوبیت رسید، امروز باید درباره جنگی تصمیم بگیرد که ممکن است بیش از هر بحران خارجی دیگری، نام او را در تاریخ ثبت کند.
سیانان در پایان مینویسد سرنوشت این جنگ تنها به آینده سیاسی ترامپ در کاخ سفید محدود نمیشود؛ بلکه زندگی شمار زیادی از مردم در آمریکا، ایران و سراسر منطقه نیز به تصمیمهایی وابسته است که در روزهای پیش رو گرفته خواهد شد.
315
کد مطلب 2255922
-
رویترز: ایران راهبرد تشدید کنترلشده تنش را دنبال میکند/ تهران امیدوار است که…
-
اگر تهران بار دیگر این هشدار را نادیده بگیرد، گام بعدی رئیسجمهور آمریکا چه خواهد بود؟/ جنگ ایران، جنگ خود ترامپ است
-
رئیس پیشین موساد به ریاست جهانی یک شرکت مهم فناوری دفاعی آمریکایی منصوب شد
-
مصر تمایلی به حضور در ائتلاف نظامی عربستان در دریای سرخ ندارد / تحفظ قاهره: وارد عملیات نظامی فرامرزی نمیشویم
-
ادعای ترامپ: از فردا درباره باز کردن تنگه صحبت میکنیم روز سهسه شنبه باز میشود/ این آخرین فرصت ممکن برای ایران است
-
برکناری زنده ژنرال اسرائیلی روی آنتن تلویزیون / شکاف بیسابقه میان وزیر جنگ و ارتش بر سر حمایت از شهرکنشینان در آستانه انتخابات
-
سردار علایی: پیروزی به این مفهوم است که مردم بتوانند با آرامش خاطر بخوابند
-
ادعای ترامپ: از فردا درباره باز کردن تنگه صحبت میکنیم روز سهسه شنبه باز میشود/ این آخرین فرصت ممکن برای ایران است
-
روابط هند و آمریکا در سایه تنش خاورمیانه / رابطه واشنگتن و دهلی نو شراکت راهبردی است یا همزیستی محتاطانه؟
-
جنگ همه علیه همه / پل پیلار: پیروزی ایدئولوژیک توهم است، به حاکمیت کشورها احترام بگذارید / چرا آمریکا و اسرائیل نمیتوانند هژمون جدید خاورمیانه باشند؟
