اعتراف تحلیلگر صهیونیست به شکست اسرائیل در برابر ایران و حزبالله
- 14 مرداد 1405 – 22:25
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
یک تحلیلگر صهیونیست اعتراف کرد: در ایجاد زیر ساختهای قدرت در مقابل ایران و حزب الله شکست خوردیم.
بین الملل
به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، یورام کاتس در مقالهای که در روزنامه عبری زبان زیمان یسرائیل منتشر شد، تاکید کرد: اسرائیل در زمینه ایجاد زیرساختهای قدرت برای مقابله با ایران و حزب الله دچار ناکامی شده است و این روند همچنان برای فردی که خود را مرد امنیت مینامد، مستمرا تکرار میشود.
تحلیلگر معروف اسرائیلی: نتانیاهو یک کلاهبردار بالفطره است
در ادامه این مقاله آمده است: سالها، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سعی کرد تصویری عمومی از خود به عنوان «آقای امنیت» ترسیم کند. با این حال، بررسی چگونگی شکلگیری قدرت نظامی ارتش اسرائیل، (وناکامیهای) تصمیمات اتخاذ شده در مورد تهیه سلاح و آمادگیها برای مقابله با ایران و حزبالله، تصویری بسیار متفاوت را ترسیم میکند: زیرساختی که در طول سالها فرسوده شده است، یک دکترین امنیتی مبهم، بیمیلی به تصمیمگیری در کنار تصمیماتی که باعث خسارت و زیان شدهاند، از دست دادن بازدارندگی و بیتوجهی به هشدارها، همگی حاصل این سیاست است.
نویسنده تاکید کرد: در طول این سالها، مشخص شده است که نیروی نظامی ساخته شده در دوران تصدی نتانیاهو بسیار کوچک بوده است؛ اصول دکترین امنیتی سنتی فروپاشیده است؛ کمبود مزمن هواپیماهای رهگیر پدیدار شده است؛ تهیه زیردریایی به طور ضعیفی مدیریت شده است؛ و سیاست «مهار» علیه سازمانهای همچون حزبالله و حماس شکست خورده است.
نتانیاهو که پیوسته این سیاست را هدایت میکرد، مسئولیت نهایی شکافهای بین تصمیمات و نیازهای امنیتی را بر عهده دارد، شکافهایی که به خطرناکترین شکل خود را در شکست 7 اکتبر 2013 نشان دادند.
مفهوم «ارتش کوچک و هوشمند» اساس تقویت نیروی نظامی اسرائیل را در بیشتر دوران نخستوزیری نتانیاهو تشکیل میداد. این مفهوم شامل کوچکسازی نیروهای زمینی و پرسنل عادی به نفع سرمایهگذاری در اطلاعات، امنیت سایبری و فناوری بود.
هفتم اکتبر (طوفان الاقصی) نشان داد که این دیدگاه از بین رفته است: نیروهای عادی و ذخیره برای مقابله با یک تهدید چند جبههای، به ویژه با گذشت زمان، بسیار کوچک بودند.
روشنترین گواه این شکست، عقبنشینی بعدی بود. در ماههای اولیه جنگ، نیروی نظامی اسرائیل خواستار اضافه شدن هزاران پرسنل دائمی، افزایش قابل توجه روزهای وظیفه ذخیره و لغو دوره خدمت اجباری کوتاه شد.
در بخش دیگری از مقاله هم آمده است: مفهوم امنیتی که توسط دیوید بن گوریون در دهه 1950، در سند "هجده مادهای" سال 1953 او تدوین شد، بر پنج اصل اساسی استوار بود:
نیروی برتر در برابر هرگونه ترکیب احتمالی دشمنان؛ با پشتیبانی حداقل یک ابرقدرت؛ جنگهای کوتاه محدود به خاک دشمن؛ آغاز و گزارش رویدادها؛ و بازدارندگی مبتنی بر هشدار زودهنگام و تصمیمگیری سریع. هر یک از این اصول به تدریج از بین رفتند.
- ایجاد نیرو علیه دشمن دشوار شد.
- روابط با سایر کشورها به پایینترین حد خود رسید.
- روابط با ایالات متحده در بحبوحه جنگها مشکلساز شد.
- برخی از نبردها در داخل خاک اسرائیل رخ داد، نه در خاک دشمن.
- تلاشها برای هشدار و بازدارندگی در 7 اکتبر شکست خورد.
نویسنده بعد از آن این پرسش را مطرح کرد که آیا نتانیاهو به اندازه کافی برای جنگ با ایران آماده است؟
و در پاسخ آورده است: در پایان دهه گذشته، نتانیاهو، ایالات متحده را تحت فشار قرار داد تا از توافق هستهای که با ایران امضا کرده بود، خارج شود. دونالد ترامپ، رئیس جمهور (تروریست) آمریکا، پیشنهادهای نتانیاهو را پذیرفت و در سال 2018 از این توافق خارج شد.
نتانیاهو، ترامپ را متقاعد کرد که از توافق هستهای خارج شود – و عملاً آن را تضعیف کند – بدون اینکه بودجهای برای طرح حمله علیه ایران و دفاع کافی در برابر هرگونه حمله احتمالی ایران اختصاص دهد. از زمان بازگشت به قدرت در پایان سال 2022، نتانیاهو پیوسته از بحث در مورد شکاف عملیاتی با ایران، که رئیس ستاد کل به او اطلاع داده بود، اجتناب کرده است، تا اینکه جنگ با ایران مستلزم اقدامات فوری در میدان نبرد شد.
ایال هولتا، که پیش از این به عنوان رئیس شورای امنیت اسرائیل خدمت میکرد، در سال 2021 اظهار داشت که "سطح آمادگی نهاد نظامی برای جنگ با ایران پایین است." طبق گزارشها، در سال 2023، هرتسی هالیوی، رئیس ستاد کل، تلاش کرد تا جلسهای خصوصی با نتانیاهو ترتیب دهد تا در مورد کمبود حیاتی موشکهای رهگیر صحبت کند. گزارشها نشان میدهد که این جلسه طی چند ماه، پنج بار، معمولاً تنها چند ساعت قبل از شروع برنامهریزی شده، لغو شده است.
در یک بحث جامع بودجه که در نهایت برگزار شد، رئیس ستاد کل 1.2 میلیارد شیکل برای دو برابر کردن نرخ تولید موشکهای آرو 3 درخواست کرد. طبق گزارشها، این مورد در دستورکار ارائه شده توسط نتانیاهو در آن بحث، صفر بود.
حتی پس از دو حمله موشکی مستقیم ایران به اسرائیل، در آوریل و اکتبر 2024، هیچ جلسه اضطراری برای بحث در مورد موشکهای رهگیر تشکیل نشد. کمیته ناگل در دسامبر 2024 افزایش قابل توجهی در تولید را توصیه کرد، اما این توصیه تنها تا حدی اجرا شد و تنها پس از تقریباً یک سال، پس از جنگ دوازده روزه با ایران در ژوئن 2025 به طور بالفعل جنبه اجرایی به خود گرفت.
در ماه مه امسال، دفتر حسابرسی اسرائیل هم دریافت که وزارت جنگ از قبل و با همکاری ارتش اسرائیل، یک طرح ساختارمند برای شناسایی مواد اولیه و اجزای مورد نیاز برای تسریع تولید سلاح در شرایط اضطراری تهیه نکرده است. تولید تنها زمانی گسترش یافت که مدیرکل سابق وزارت جنگ، امیر اشل، به ابتکار خود و بدون بودجه مصوب، ابتکار عمل را به دست گرفت تا شخصاً صنایع را برای تسریع تولید هدایت کند.
در ادامه این مقاله به ناکامی های اسرائیل و سیاست های نتانیاهو در قبال حزب الله هم اشاره شده و آمده است: نتانیاهو به جای متوقف کردن تهدیدهای شناخته شده، آنها را "مدیریت" کرد، با این فرض که بازدارندگی تا زمان فروپاشی ادامه خواهد داشت.
در این مطلب ادعا شده است: قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد که در پایان جنگ دوم لبنان در سال 2006 تصویب شد، ورود سلاح به جنوب لبنان را ممنوع کرد. حزبالله به طور مداوم این قطعنامه را نقض کرده است، در حالی که اسرائیل به جای اجرای فعال آن، سیاست "سکوت در برابر سکوت" را برگزیده است.
و در نتیجه از زرادخانهای که در آستانه جنگ دوم لبنان کمتر از 15 هزار راکت و موشک تخمین زده میشد، طبق برآوردها، این رقم ده برابر شده و به 150 هزار افزایش یافت.
به اعتقاد نویسنده: مفهوم «ارتش کوچک و هوشمند» منجر به کاهش نیروهای زمینی و ذخیره در بیشتر دوران تصدی نتانیاهو شد. با شروع جنگ، یک تغییر اساسی و فوری ضروری بود: هزاران پرسنل پایور اضافی، افزایش قابل توجه نیروی ذخیره و لغو کاهش خدمت سربازی در این چارچوب قرار داشت.
در پایان این مطلب آمده است: اما امروز شاهد آن هستیم که تمام «18 اصل» بن گوریون – برتری، حمایت از یک ابرقدرت، جنگ در خاک دشمن، ابتکار عمل، هشدار اولیه و بازدارندگی – به تدریج و بدون تدوین دکترین جایگزینی، فرو ریختهاند.
انتهای پیام/