درنگی بر حضور سفیر عربستان سعودی در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها و مراسم بزرگداشت آیتالله العظمی شبیری زنجانی.
گاهی در روابط میان کشورها، یک تصویر، یک حضور و حتی نشستن یک دیپلمات در مجلسی مذهبی، بیش از دهها بیانیه رسمی سخن میگوید. دیپلماسی تنها در اتاقهای بسته وزارتخانهها، پشت میز مذاکرات و در متن توافقنامهها شکل نمیگیرد؛ گاه در مسجدی، در حرم مطهری و در مجلس بزرگداشت عالمی دینی، زبان دیگری از دیپلماسی آغاز میشود؛ زبانی آرام، نمادین و در عین حال قابل تأمل.
حضور عبدالله بن سعود العنزی، سفیر پادشاهی عربستان سعودی در جمهوری اسلامی ایران، در مراسم بزرگداشت مرحوم آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی در قم، از همین منظر شایسته توجه است. گزارشهای منتشرشده حضور سفیر عربستان را در این مراسم تأیید کردهاند و مجلس بزرگداشت نیز در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها برگزار شده است.
این حضور را نباید بیش از آنچه اسناد موجود اجازه میدهند تفسیر کرد و آن را لزوماً حامل پیام رسمی و اعلامنشدهای از سوی ریاض دانست؛ اما در همان حال، فروکاستن آن به یک تشریفات معمول دیپلماتیک نیز ممکن است بخشی از معنای نمادین آن را نادیده بگیرد.
قم تنها یک شهر در جغرافیای ایران نیست؛ یکی از مهمترین کانونهای مرجعیت و حوزه علمیه شیعه و شهر حرم حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیهاست. از این رو حضور سفیر کشوری چون عربستان سعودی در یک آیین حوزوی و مذهبی در این شهر، آن هم در فضای حرم مطهر، طبیعتاً واجد دلالتی متفاوت از حضور در یک ضیافت رسمی یا نشست اداری در تهران است.
در اینجا خاطرهای تاریخی نیز در ذهن تداعی میشود.
در دوران زعامت آیتالله العظمی بروجردی، هنگامی که ملک سعود در سفر به ایران خواهان دیدار با آن مرجع بزرگ شد، آیتالله بروجردی با این ملاقات موافقت نکردند؛ زیرا مسئله زیارت حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها و رعایت حرمت آن آستان برای ایشان اهمیت داشت. اصل این روایت، با تفاوتهایی در جزئیات، در منابع مختلف نیز نقل شده است.
اما در خواندن آن خاطره تاریخی، نباید یک نکته مهم را فراموش کرد: آیتالله بروجردی در همان حال که نسبت به حرمت شعائر و جایگاه اهلبیت علیهمالسلام حساسیتی جدی داشت، از برجستهترین مراجع شیعه در زمینه گفتوگو و تقریب میان مذاهب اسلامی نیز بود. بنابراین میتوان در سیره او دو اصل را در کنار یکدیگر دید: صیانت از هویت اعتقادی و گشودن باب گفتوگو با جهان اسلام.
اکنون، دههها پس از آن روزگار، سفیر عربستان سعودی نه فقط به قم آمده، بلکه در مراسم بزرگداشت یکی از مراجع بزرگ شیعه در مجموعه حرم حضرت معصومه سلاماللهعلیها حضور یافته است.
آیا میتوان این حضور را «زیارت» به معنای خاص فقهی و اعتقادی آن دانست؟ بدون سخن یا گزارش صریح از خود سفیر، نمیتوان چنین نسبتی را با قطعیت مطرح کرد. اما از منظر عرف اجتماعی و دیپلماتیک، نفس ورود محترمانه یک مقام رسمی سعودی به مجموعه حرم و شرکت در مراسمی مذهبی در آن مکان، دستکم میتواند به عنوان احترام عملی به مکان، میزبانان و جایگاه دینی مراسم فهمیده شود.
این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا نباید از یک دیپلمات انتظار داشت که با حضور در یک آیین مذهبی، الزاماً موضع کلامی و مذهبی کشور خود را تغییر داده باشد؛ همانگونه که حضور یک مقام شیعی در آیین مذهبی پیروان مذاهب دیگر نیز لزوماً به معنای پذیرش همه مبانی اعتقادی آنان نیست. دیپلماسی دینی دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد: احترام متقابل بدون الزام به یکسانشدن اعتقادات.
از سوی دیگر، این حضور در خلأ اتفاق نیفتاده است. سفیر عربستان پیشتر نیز به قم سفر کرده و در دیدار با فعالان اقتصادی استان، درباره توسعه همکاریها و ارتباط مستقیم میان تجار و نهادهای اقتصادی دو کشور سخن گفته است. بنابراین سفرها و حضورهای او در قم را میتوان در چارچوب گستردهتری از تماسهای اجتماعی، اقتصادی و دیپلماتیک میان دو کشور بررسی کرد.
البته درباره تشریفات دیپلماتیک نیز باید دقیق سخن گفت. برخلاف تصور رایج، بر اساس ماده ۲۶ کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک، اعضای مأموریتهای دیپلماتیک اصولاً از آزادی رفتوآمد در قلمرو کشور میزبان برخوردارند، مگر درباره مناطقی که به دلایل امنیت ملی ورود به آنها محدود یا ممنوع شده باشد. بنابراین اصل سفر یک سفیر از تهران به قم، فینفسه مستلزم آن قاعده عمومی که «هر سفر باید با اجازه وزارت خارجه میزبان انجام شود» نیست.
اما مسئله مهمتر از تشریفات حقوقی، معنای سیاسی و اجتماعی انتخاب مقصد و مناسبت است.
دیپلماسی گاهی با قرارداد آغاز نمیشود؛ با اعتماد آغاز میشود. و اعتماد نیز همیشه از مذاکرات بزرگ پدید نمیآید؛ گاه از همین تماسهای کوچک و نمادین شکل میگیرد: حضور در مراسم یکدیگر، احترام به شخصیتهای دینی و فرهنگی، دیدار دانشگاهیان، گفتوگوی عالمان مذاهب، رفتوآمد نخبگان، همکاریهای علمی و پزشکی، مناسبات اقتصادی و شناخت مستقیم ملتها از یکدیگر.
ایران و عربستان دو کشور بزرگ و اثرگذار جهان اسلاماند؛ دو کشور با تاریخ، ظرفیتهای انسانی، اقتصادی و مذهبی گسترده که اختلافات میان آنها در دورههای مختلف بر معادلات منطقه نیز اثر گذاشته است. از این منظر، هر تماس اجتماعی یا مذهبی میان نهادها و شخصیتهای دو کشور را میتوان فرصتی برای سنجش ظرفیتهای گفتوگو و کاهش سوءبرداشتها دانست؛ بیآنکه درباره نتیجه سیاسی آن پیشاپیش داوری شود.
در همین چارچوب، حضور سفیر عربستان در مراسم یک مرجع تقلید شیعه میتواند برای حوزههای علمیه، دانشگاهها و مراکز فرهنگی نیز موضوعی قابل تأمل باشد!
آیا میتوان در کنار روابط رسمی دولتها، مجاری بیشتری برای گفتوگوی علمی و مذهبی میان عالمان و نخبگان دو کشور ایجاد کرد؟ آیا میراث مشترک اسلامی، حج، تاریخ حرمین شریفین، نسخههای خطی، مطالعات اسلامی، پزشکی، دانشگاه و فرهنگ میتواند عرصههایی برای شناخت بیشتر دو جامعه از یکدیگر باشد؟
این پرسشها مهمتر از آن است که یک حضور دیپلماتیک را فوراً به نشانه «تغییر موضع مذهبی» یا، در سوی مقابل، به یک اقدام کاملاً تشریفاتی تقلیل دهیم.
شاید ارزش اصلی این صحنه دقیقاً در همین باشد:
سفیر عربستان سعودی در شهری حضور یافته است که قلب یکی از مهمترین حوزههای علمی شیعه در آن میتپد؛ در مراسم مرجع بزرگ شیعه شرکت کرده و این حضور در فضای حرم حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها صورت گرفته است.
این واقعیت، مستقل از تفسیرهای متفاوتی که میتوان درباره انگیزهها و پیامدهای آن داشت، خود تصویری قابل توجه در مناسبات مذهبی و دیپلماتیک دو کشور است.
اگر روزگاری دغدغه آیتالله بروجردی آن بود که آمدن یک مقام سعودی به قم نباید با بیاعتنایی به حرمت آستان حضرت معصومه سلاماللهعلیها همراه شود، امروز میتوان با احتیاط گفت که صحنهای متفاوت پیش روی ما قرار گرفته است: نماینده رسمی عربستان سعودی در ایران، در مجموعه همین آستان مقدس، در مجلس بزرگداشت یکی از بزرگترین مراجع شیعه حضور یافته است.
نه باید از این تصویر بیش از ظرفیت واقعی آن نتیجه گرفت و نه شایسته است معنای نمادین آن نادیده گرفته شود. تاریخ روابط ملتها گاه با پیمانهای بزرگ نوشته میشود و گاه با گامهای کوچک!!
شاید ارزش چنین حضورهایی نیز در همین باشد که نشان میدهد، در کنار همه اختلافات مذهبی و سیاسی، هنوز میتوان زبان احترام را یافت؛ زبانی که در آن حفظ هویت مذهبی با گفتوگو تعارضی ندارد و احترام به مقدسات یکدیگر میتواند زمینهای برای شناخت بیشتر و کاهش فاصلهها باشد.
قم و ریاض، تهران و مدینه، حوزههای علمیه و مراکز علمی و فرهنگی دو کشور، هر یک جهانی گسترده از ظرفیتهای دینی، تاریخی، علمی و تمدنی را در خود جای دادهاند. اینکه این ظرفیتها در آینده چه نقشی در گسترش مناسبات جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی عربستان سعودی ایفا کنند، به تدبیر، دوراندیشی و اراده دو طرف برای استمرار گفتوگو و تقویت اعتماد متقابل وابسته است. با این همه، حضور اخیر سفیر عربستان سعودی در قم و شرکت او در مراسم بزرگداشت یکی از مراجع بزرگ شیعه، آن هم در فضای حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلامالله علیها، صحنهای قابل تأمل و شایسته ثبت در تاریخ مناسبات دینی و دیپلماتیک دو کشور است؛ صحنهای که میتوان آن را نه پایان یک مسیر، بلکه فرصتی برای گشودن راههای تازه گفتوگو، شناخت متقابل و ارتباط میان نخبگان علمی، دینی و فرهنگی دو کشور دانست. چهبسا گامهای بزرگ در روابط ملتها، از همین حضورهای آرام و نمادین آغاز شوند؛ از احترامی که در یک مجلس دینی ابراز میشود، از دستی که برای گفتوگو پیش میآید و از دری که برای شناخت متقابل گشوده میشود. مهم آن است که چنین فرصتهایی با هوشمندی شناخته شوند و در عین پاسداری از هویت، باورها و حرمت شعائر مذهبی، به زمینهای برای نزدیکی بیشتر دو ملت بزرگ مسلمان و تقویت آرامش، تفاهم و همکاری در منطقه تبدیل گردند.
* عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران
کد مطلب 2281191
-
از قم تا ریاض ! دیپلماسی در سایه حرم؛ وقتی یک حضور دیپلماتیک معنایی فراتر از تشریفات مییابد