از قمار نفت شمال تا بن‌بست تنگه هرمز؛ سایه احمد قوام بر جنگ نابرابر ایران/ کیش و مات استالین در ۱۳۲۵ و بازآفرینی نگاه ابزاری به قدرت‌های بزرگ

  • خبرفوری
  • سرگرمی
  • طنز‌و‌سرگرمی

بررسی تجربه سیاسی احمد قوام در دهه 20 و درسهایی برای امروز ایران

از قمار نفت شمال تا بن‌بست تنگه هرمز؛ سایه احمد قوام بر جنگ نابرابر ایران/ کیش و مات استالین در ۱۳۲۵ و بازآفرینی نگاه ابزاری به قدرت‌های بزرگ

بازسازی کهن‌الگوی گمشده در سپهر سیاسی امروز، نیازمند بازتعریف عقلانیت سیاسی در قالب «مدیریت هزینه-فایده» و «دیپلماسی چندوجهی» است. معمای ایران معاصر شاید در یافتن احمد قوام دیگری نباشد، اما در بازآفرینی نگاه ابزاری به قدرت‌های بزرگ نهفته است؛ همان که نخست وزیر دهه 1320 ایران، آن را به کیش و مات استالین بدل کرد.

طلا از قمار نفت شمال تا بن‌بست تنگه هرمز؛ سایه احمد قوام بر جنگ نابرابر ایران/ کیش و مات استالین در ۱۳۲۵ و بازآفرینی نگاه ابزاری به قدرت‌های بزرگ کپی شد کدخبر: 3215197 ت ت نیکران موتور

بحران امروز ایران در میانه جنگی که با آمریکا و اسرائیل داشته و محاصره دریایی کشورمان توسط ایالات متحده و بحث‌ها بر سر باز یا بسته بودن تنگه هرمز از سویی و تنگنای اقتصادی روز به روز تشدید شونده از سوی دیگر، باعث شده دیدگاه‌های گوناگونی درباره نحوه برون‌رفت از بحران‌های پیش‌رو مطرح شود. در این مقاله مهدی صفری، پژوهشگر تاریخ، با مرور تجربه احمد قوام، نخست‌وزیر دوران قاجار و پهلوی دوم، می‌کوشد درس‌های سیاست‌ورزی او در میانه دهه 20 و عبور ایران از پیچ تاریخی مهم مواجه با شوروی را برای ایران امروز، یادآور شود.

چکیده

احمد قوام (قوام‌السلطنه) در حساسترین برهه ژئوپلیتیک تاریخ معاصر ایران – پس از جنگ جهانی دوم، همزمان با حضور نظامی سه قدرت بزرگ، اشغال شمال توسط ارتش سرخ و شکلگیری دو دولت تجزیه‌طلب در آذربایجان و کردستان با پشتیبانی مستقیم مسکو – با اجرای یک «بازی چندلایه» در عرصه دیپلماسی، موفق به حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی شد. راهبرد او شامل سه مرحله بود: وعده امتیاز نفت شمال به استالین (جهت خروج قوای شوروی)، جلب پشتیبانی آمریکا (برای ایجاد توازن)، و در نهایت ابطال قانونی همان امتیاز با توسل به مصوبه منع اعطای امتیازات (مصوب مجلس چهاردهم با ابتکار محمد مصدق). این الگو که بعدها «سیاست موازنه منفی» نام گرفت، نمونهای کم‌نظیر از عقلانیت ابزاری و مدیریت همزمان چندین بازیگر متخاصم در یک نظام بین‌الملل دوقطبی است. بررسی امروزین این واقعه، بیانگر خلأ الگویی مشابه در سپهر سیاسی ایران در شرایط محاصره اقتصادی و ناتوانی در موازنه‌سازی با قدرت‌های بزرگ است. گویی بازتولید کهن‌الگوی قوام به معمایی برای روزگار ما بدل شده است.

۱. معمای ایرانی در نظم دوقطبی پس از جنگ

پس از جنگ جهانی دوم، ایران به عرصه تقابل مستقیم بلوک شرق و غرب تبدیل شد (شاکری، ۱۳۸۹). شوروی نه تنها قوای خود را از مناطق شمالی خارج نکرد، بلکه دو انجمن تجزیه‌طلب – «فرقه دموکرات آذربایجان» به رهبری پیشه‌وری و «جمهوری کردستان» به رهبری قاضی محمد – را با استقرار مأموران نظامی و سیاسی در تبریز و مهاباد سازماندهی کرد. بریتانیا در جنوب و آمریکا نیز با ملاحظاتی وارد صحنه شدند. دربار پهلوی دوم با شاه جوان و بی‌تجربه‌ای مواجه بود (میرزاصالح، ۱۳۹۲). در چنین وضعیتی، احمد قوام (قوام‌السلطنه) که در دوره قاجار صاحب لقب شده بود و برادرش وثوق‌الدوله به دلیل قرارداد ۱۹۱۹ با انگلیس چهرهای منفور بود، در دی ۱۳۲۴ با اختیارات کامل به نخست‌وزیری رسید (شوکت، ۱۳۸۵).

۲. سه‌ضلعی راهبردی: وعده، عقب‌نشینی، فسخ و سرکوب

استراتژی قوام مبتنی بر «بازی با دو صفحه شطرنج» (مسکو-واشنگتن) و ساخت و سپس خنثی‌سازی یک تهدید بود.

مرحله اول – فریب و خروج: قوام شخصاً به مسکو سفر کرد و به استالین پیشنهاد «امتیاز نفت شمال» را در قالب یک شرکت مختلط داد. استالین که طمع نفت را بر حفظ دو دولت تجزیه‌طلب ترجیح داد، در ۴ فروردین ۱۳۲۵ تفاهم‌نامه قوام-سادچیکف را امضا کرد و دستور خروج نیروهای خود را صادر کرد (مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۹۸).

Ghavam-Sadchikov

قوام و سادچیکف هنگام امضای تفاهم نامه

مرحله دوم – قمار آمریکایی: قوام همزمان با اطلاع‌رسانی به واشنگتن، چراغ سبز به سفیر آمریکا در تهران (جرج آلن) نشان داد تا در نطقی عمومی از حق مسلم ایران برای واگذاری منابع به هر شرکتی (از جمله آمریکایی) دفاع کند. این مانور دو هدف داشت: نخست تحت فشار قراردادن شوروی، دوم تضمین حمایت کاخ سفید از هرگونه اقدام متقابل علیه کرملین (شاکری، ۱۳۸۹).

مرحله سوم – ابطال حقوقی: در حالی که شوروی خوش‌بینانه منتظر اجرای موافقتنامه بود، قوام به قانون ۱۱ آذر ۱۳۲۳ مجلس چهاردهم – «ممنوعیت دولت از مذاکره و عقد هرگونه قرارداد نفتی با خارجیان» – استناد کرد. این قانون عمدتاً حاصل تلاش محمد مصدق و یارانش بود (مرکز پژوهش‌های مجلس، ۱۳۲۳). در ۳۰ مهر ۱۳۲۶، مجلس با تصویب «تصمیم قانونی بی‌اثر بودن موافقتنامه ۱۵ فروردین ۱۳۲۵» رسماً امتیاز وعده‌داده‌شده را باطل کرد (مجلس شورای ملی، ۱۳۲۶).

مرحله چهارم – سرکوب تجزیه‌طلبان: پس از خروج قوای شوروی و در آذر ۱۳۲۵، ارتش ایران به فرماندهی دولت قوام وارد تبریز شد، فرقه دموکرات را سرکوب کرد و پیشه‌وری را به باکو گریزانید. قاضی محمد در مهاباد دستگیر و در اسفند ۱۳۲۵ اعدام شد (شوکت، ۱۳۸۵).

166343_456

استالین، رهبر شوروی

۳. تحلیل نظری: عقلانیت ابزاری و موازنه منفی

دستاورد قوام در این مقطع را در چارچوب واقع‌گرایی تدافعی و نظریه بازی‌ها می‌توان تحلیل کرد. او با ایجاد یک «معمای تعهد معکوس» – وعده‌ای که اجرای آن خود را منوط به تصویب مرجعی (مجلس) کرده بود که پیشاپیش قوانین بازدارنده داشت – توانست بدون هزینه نظامی و بدون از دست دادن مشروعیت داخلی، استالین را در وضعیت «زیان قطعی» قرار دهد. از سوی دیگر، با جلب موقتی حمایت آمریکا، شوروی را از امکان واکنش نظامی محروم ساخت (شاکری، ۱۳۸۹). به عبارت دقیقتر، قوام «سیاست موازنه منفی» را عملی ساخت: نه شرقی، نه غربی، بلکه بهره‌گیری از تضاد شرق-غرب برای نفی هر دو (پرتال جامع علوم انسانی، ۱۳۹۵).

۴. غیاب کهن‌الگو در سپهر سیاسی ایران معاصر

هشت دهه پس از آن ماجرا، ایران با بحران‌هایی از جنس دیگر اما با ساختار مشابه روبروست: تحریم‌های فراقاره‌ای، فشارهای چندجانبه بین‌المللی، ناتوانی در مدیریت مناسبات با قدرت‌های بزرگ، و محاصره اقتصادی که عملاً توازن اجتماعی داخلی را برهم زده است. آنچه در این میان به شدت غایب است، رجل سیاسی با سه ویژگی قوام است: واقع‌بینی بدون شعار (تشخیص دقیق نقطه ضعف دشمن و نقطه قوت موقتی خود)؛ جرئت در معامله (نشستن پای میز با دیکتاتوری چون استالین بدون ترس از اتهام وادادگی)؛ و علم به ابطال‌پذیری تعهدات (طراحی مکانیزم‌های حقوقی-نهادی برای خروج از وعده‌ها). در نبود چنین الگویی، ایران امروز چه در مذاکرات هسته‌ای گذشته و چه در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای، اغلب در دوگانه «تسلیم محض» یا «تقابل ویرانگر» گرفتار آمده و کمتر توانسته از رقابت‌های قدرت‌های بزرگ به نفع خود «موازنه منفی» خلق کند (میرزاصالح، ۱۳۹۲؛ شوکت، ۱۳۸۵).

نتیجه‌گیری

قوام‌السلطنه در کوتاه‌زمانی تحت فشار همزمان سه قدرت بزرگ، با مجموعه‌ای از اقدامات متناقض‌نما اما هوشمندانه – وعده نفت، جلب آمریکا، ابطال قانونی و سرکوب تجزیه‌طلبان – ایران را از تجزیه نجات داد و مات استالین را رقم زد. بازسازی این کهن‌الگوی گمشده در سپهر سیاسی امروز، نیازمند بازتعریف عقلانیت سیاسی در قالب «مدیریت هزینه-فایده» و «دیپلماسی چندوجهی» است. معمای ایران معاصر شاید در یافتن قوام دیگری نباشد، اما در بازآفرینی نگاه ابزاری به قدرت‌های بزرگ نهفته است؛ همان که قوام آن را به کیش و مات بدل کرد.

منابع

شاکری، خسرو. (۱۳۸۹). استالین و ترومن: غروب شوکت «جناب اشرف» احمد قوام‌السلطنه (۲ جلد). تهران: نشر نی.

شوکت، حمید. (۱۳۸۵). در تیررس حادثه (زندگی سیاسی قوام‌السلطنه). تهران: اختران.

میرزاصالح، غلامحسین. (۱۳۹۲). خاطرات سیاسی قوام‌السلطنه. تهران: معین.

مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. (۱۳۹۸، ۲۰ اسفند). قراردادی که به حفظ تمامیت ارضی ایران منجر شد. بازیابی شده از وب‌سایت مؤسسه.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی. (۱۳۲۳). قانون منع دولت از مذاکره و عقد قرارداد راجع به امتیاز نفت با خارجیان (مصوب ۱۱ آذر ۱۳۲۳).

مجلس شورای ملی. (۱۳۲۶). تصمیم قانونی دائر به بی‌اثر بودن موافقتنامه مورخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ راجع به ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی (مصوب ۳۰ مهر ۱۳۲۶).

پرتال جامع علوم انسانی. (۱۳۹۵). سیاست موازنه منفی دکتر مصدق و بازتاب‌های خارجی آن. بازیابی شده از پرتال جامع علوم انسانی.

منبع: خبر فوری اپارات تنگه هرمز آذربایجان استالین احمد قوام کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: