- خبرفوری
- اجتماعی
آمار عجیب از رو آوردن به مشاغل خدمات و نظافت | جنگ با «بازار کار ایران» چه کرد؟
ثبتنام برای کار در پلتفرمهای کاریابی نسبت به سال قبل ۳۰ درصد رشد داشته و تنها در شش روز ابتدایی همین ماه، تعداد متخصصان ۱۷ درصد افزایش یافته اما آنچه این آمار را معنادار میکند، نوع مشاغل پرتقاضاست: «نظافت و پذیرایی».
کپی شد کدخبر: 3213466 ت ت
به گزارش خبرفوری، لیلا ۵۸ ساله است و هیچوقت فکر نمیکرد روزی برای تامین هزینههای زندگی، در خانههای مردم نظافت کند. سالها خانهدار بود و بعد از فوت همسرش، با حقوق بازنشستگی او زندگی را میگذراند اما از زمانی که آتشبس موقت اعلام شده و فشار اقتصادی هم افزایش پیدا کرده، همان حقوق ثابت دیگر جوابگوی زندگیاش نیست. نه فقط برای خودش، بلکه برای خانوادهای که حالا بخشی از بارشان هم روی دوش او افتاده است. فرزندانش بیکار شدهاند، رفتوآمد نوهها بیشتر شده و او به ناچار در پی راهی برای جبران این کمبود میگردد. حالا نزدیک یک هفته است که لیلا به نظافت خانهها روی آورده. کاری که به گفته خودش «درآمد بدی ندارد» اما هر بار از خانهای بیرون میآید، این فکر را با خودش مرور میکند که قرار نبود در آستانه ۶۰ سالگی، زندگیاش به این نقطه گره بخورد.
شاید روایت لیلا، تصمیمی فردی باشد برای افزایش درآمد اما در واقع بخشی از یک روند فراگیرتر است. روندی که در آن فشار اقتصادی، جنگ و قطعی اینترنت، گروههای مختلف جامعه را به سمت بازار مشاغل خدماتی سوق داده است. همزمان احمد میدری، وزیر تعاون هم از ثبتنام حدود ۲۵۰ هزار نفر برای بیمه بیکاری طی دو ماه گذشته خبر داده. عددی که حاکی از گسترش بیکاری در سطحی وسیعتر است.
در چنین شرایطی، دادههای پلتفرمهای ارائه خدمات نیز تصویری روشنتر از این جابهجایی نمایش میدهند؛ از ابتدای اردیبهشت تاکنون، ثبتنام برای کار در این پلتفرمها نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۰ درصد رشد داشته و تنها در شش روز ابتدایی همین ماه، تعداد متخصصان ثبتنامی ۱۷ درصد افزایش یافته اما آنچه این آمار را معنادار میکند، نوع مشاغلی است که بیشترین تقاضا را به خود اختصاص دادهاند.
در میان همه خدمات، مشاغل گروه «نظافت و پذیرایی» بیش از هر گروه دیگری رشد داشتهاند. چراکه برای ورود به این حوزه نیازی به ارائه مدرک دانشگاهی، جواز کسب یا مهارت تخصصی نیست. همین ویژگی موجب شده در شرایط ویژه کنونی که افراد به دنبال کسب درآمد فوری هستند، این دسته از مشاغل به اولین انتخابشان بدل شود. آمارها نشان داده در ۱۱ روز ابتدایی اردیبهشت، تعداد متقاضیان این بخشها ۲۳۹ درصد افزایش یافته و در مجموع، درخواست برای این گروه شغلی تقریبا سه برابر شده. این در حالیست که رشد همین بخش در فروردین تنها ۷ درصد بوده و مجموع افزایش در این دو بازه به ۴۶ درصد رسیده است.
البته این تغییر فقط به افزایش تعداد متقاضیان محدود نشده، بلکه ترکیب نیروی کار هم دگرگون شده است. سهم مردان از ثبتنامکنندگان از ۶۵ درصد به ۷۶ درصد رسیده و در عین حال، حضور افراد مسنتر هم بیشتر شده است. به طوری که سهم افراد بالای ۵۰ سال که سال گذشته حدود ۶ درصد بود، امسال در برخی بازهها به ۱۱ درصد رسیده است.
علاوه بر این، مشاغل برقکاری با ۲۲۰ درصد، لولهکشی با ۱۷۶ درصد، خدمات سرمایش و گرمایش با ۱۵۰ درصد و تعمیرات ساختمان با ۱۴۰ درصد افزایش ثبتنام مواجه بودهاند اما همچنان درخواست برای مشاغل کممهارت و خدماتی در صدر تغییرات بازار کار باقی ماندهاند. مشاغلی که امکان ورود سریعتر و آسانتری دارند.
یکی دیگر از مواردی که گزارش پلتفرمهای کاریابی نشان داده، افزایش درخواستها برای شغل دوم است. این درخواستها در حالی ثبت شدهاند که با توجه به تعدیلهای اخیر، بخش قابل توجهی از افراد برای ادامه شغل اصلی (شغل اول) خود به این پلتفرمها پیوستهاند تا در سایه از میان رفتن بازار کار سنتی، بقای خود را حفظ کنند.
یک اتفاق دیگر هم در بازار کار به چشم میآید؛ پلتفرمهای کاریابی از تغییر مکان جغرافیایی متخصصان خود خبر دادهاند. به نحوی که برخی از نیروهای کار، به دلیل هزینههای بالای زندگی در تهران به شهرهای دیگر یا شهر خود بازگشتهاند اما در آنجا با کاهش تقاضا روبهرو شدهاند. بدین ترتیب، حتی این تغییر مکان هم لزوما به بهبود شرایطشان منجر نشده است.
مشاغلی که با قطع اینترنت از بین رفتند
جنگ مشاغل بسیاری را از بین برد. چه آنهایی که تاب شرایط اقتصادی را نیاوردند و چه آنهایی که بدون اینترنت عملاً وجود ندارند. حالا هر کدام از این افراد مجبورند گروه شغلیشان را تغییر دهند، به ویژه آنهایی که شغلشان کاملا وابسته به اینترنت بود. این افراد نه به دلیل نداشتن مهارت، بلکه به خاطر از بین رفتن بستر فعالیتشان بیکار شدهاند. مثل سمیرا، گرافیست و موشنگرافیستی که بعد از بازگشت ناموفق از مهاجرت، توانسته بود شغلی پیدا کند که هم به آن علاقه داشت و هم در آن احساس رضایت میکرد. قطعی اینترنت پس از ناآرامیهای دیماه اما ضربه مستقیمی به درآمد محل کارش وارد کرد: «از هفت پروژه شرکت، پنج پروژه لغو شد و دو پروژه باقیمانده هم نتوانست هزینهها را تامین کند. در نهایت، کل اعضای تیم تعدیل شدند.»
سمیرا و همسرش حالا بیکارند و زندگیشان به حمایت خانواده و سود بانکی اندکی وابسته است که هر روز ارزشش کمتر میشود. سمیرا به فرارو میگوید «اگر این حمایت نبود، نمیداند چه شرایطی داشت. مهاجرت که زمانی هدف اصلی زندگیام بود، حالا جای خودش را به انتظار برای گذشتن از شرایطی که پیشبینی آینده را تقریبا ناممکن کرده، داده است. او ادامه میدهد: «در حال هر دو نفرمان بیکاریم و فعلا امکان مهاجرت نداریم. اوضاع عجیبی است و نمیتوان آینده را پیشبینی کرد. همسرم از زمانی که در لاهیجان زندگی میکنیم، شغل موقتی دارد. از آنجا که او فنی است و سر از تعمیر آبگرمکن و کولر در میآورد و مدرک فنیوحرفهای هم دارد، فعلا از این مسیر درآمد اندکی داریم. هرچند او برنامهنویس است امکا فعلا کاری برای او وجود ندارد. شهر هم کوچک است و آنچنان کار وجود ندارد ولی درآمدمان برای بازگشت به تهران هم ناچیز است. فکر نمیکنم به این زودیها برگردیم.»
پرهام ۲۸ ساله هم تجربه مشابهی دارد. او که بهعنوان فیلمبردار و تدوینگر پروژههای تبلیغاتی فعالیت میکرد، از زمان قطعی اینترنت در دیماه عملا بیکار شده است. تمام بازار کارش در اینستاگرام تعریف شده بود و با محدود شدن دسترسی به این پلتفرم، پروژههایش یکی پس از دیگری متوقف شدند. او در این مدت بارها رزومه فرستاده اما برای بازاری که هم فرصتهای شغلی در آن کمتر شده و هم تعداد متقاضیان چند برابر. پیش از این هم یکی از پلتفرمهای کاریابی اعلام کرد فقط در عرض یک روز، ۳۱۸ هزار درخواست کار در این پلتفرم ثبت شده. آماری که نشاندهنده افزایش تقاضای کار همزمان با کاهش فرصتهای شغلی رخ داده است.
هزینههای زندگی در تهران، پرهام را وادار به ترک شهر کرده و حالا در شهرستان زندگی میکند. خرجهایش کمتر شده اما کار هم پیدا نمیشود. او تصمیم گرفته مسیر شغلیاش را تغییر دهد و به باریستایی روی بیاورد، حتی اگر این مسیر نیازمند زمان و صرف هزینه باشد. او به فرارو میگوید: «همین مشکل را در سال 1401 هم داشتم و حدود 6 ماه درآمدم به طور کامل قطع شده بود. آن زمان اینستاگرام فیلتر شده بود. پس به مشتریها و پروژههایم دسترسی نداشتم و از شهریور آن سال تا فروردین 1402 شرایط کاریام اصلا مناسب نبود. این مسئله دوباره از دیماه پارسال شروع شده و چشمانداز مشخصی برای آینده وجود دارد. ممکن است اینترنت وصل و دوباره با بحرانی جدید قطع شود. پس حداقل باید یک مهارت دیگر هم یاد بگیرم و روی مهارتهای قبلیام حساب باز نکنم.»
مشاغل غیراینترنتی که آسیب دیدند
در کنار این گروه، افرادی هستند که حتی در مشاغل حضوری و سنتی هم امنیت شغلی خود را از دست دادهاند. محمد، سالنکاری که در یک کافه کار میکرد با خسارت ناشی از موج انفجار، هم محل کارش را از دست داده و هم دیگر جایی برای زندگی ندارد. کافهای که در آن کار و زندگی میکرد، از بین رفته و او حالا ناچار بهعنوان کارگر روزمزد در میادین بایستد.
محمد پیش از آن هم به دلیل تعطیلی کافه، ناچار شده بود موقتا در خانه یکی از دوستانش زندگی کند اما با از دست رفتن همان امکان، اکنون شبها را روی نیمکت پارکها میگذراند. محدودیتهای قانونی برای کار نیز شرایطش را سختتر کرده و او را به پذیرش دستمزدهای پایینتر واداشته است. او در ایران به دنیا آمده ولی همچنان در گروه اتباع سرشماری میشود و نه شناسنامه دارد و نه اجازه کار؛ اما مجبور است کار کند و درآمد داشته باشد.
در چنین شرایطی، افزایش ثبتنام در مشاغل خدماتی را نمیشود نشانهای از رونق این بازار کار قلمداد کرد. بلکه این آمارها بازتاب فشاری است که از لایههای مختلف جامعه عبور کرده؛ از لیلا که در آستانه سالمندی وارد بازار کار شده تا سمیرا و پرهام که از مشاغل تخصصی کنار گذاشته شدهاند و محمد که حتی حداقلهای زندگیاش را از دست داده، همه در یک نقطه مشترکند: تلاش برای یافتن جایگاه در بازاری کاری که هر روز بیثباتتر میشود. بازاری که همزمان در حال گسترش و محدود شدن است؛ گسترش از نظر تعداد جویندگان کار و محدودیت از نظر فرصتهای واقعی.
به نظر میرسد حالا حرکت به سمت مشاغل سادهتر و در دسترستر دیگر انتخاب نیست، بلکه پاسخی اجباری به شرایط است.
کاریابی نظافت حمله آمریکا به ایران کار نظافت کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: