- خبرفوری
- فرهنگی
- سینما و تئاتر
واکنشهای متفاوت به فیلم جدید فرهادی؛ از «بهترین فیلم» تا «آشفتگی بیهدف»
«داستانهای موازی» در بخش مسابقه جشنواره کن درحالی رونمایی شد که درام پرستاره و فرانسویزبان اصغر فرهادی، با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان همراه شد.
کپی شد کدخبر: 3215117 ت ت
«داستانهای موازی» سرانجام در کن رونمایی شد و با تشویق ۵.۵ دقیقه حاضران در سالن لومیر کاخ جشنواره کن همراه شد.
دیوید هاموند از نشریه ددلاین درباره فیلم جدید فرهادی در جشنواره کن نوشت:
«اصغر فرهادی کارگردان بزرگ ایرانی، برای پنجمینبار با فیلمی که در اولین نمایش خود در پنج سال اخیر ساخته شد و بدون شک جزو بهترین کارهایش به شمار میرود، به رقابت کن بازمیگردد. این یک سطح بالا و دشوار است؛ زیرا دو تا از فیلمهای او «جدایی نادر از سیمین» (۲۰۱۱) و «فروشنده» (۲۰۱۶)، هر دو برنده جایزه اسکار بهترین فیلم بینالمللی شدهاند. آخرین فیلم او «قهرمان» (۲۰۲۱) نیز جایزه بزرگ هیات داوران کن را از آن خود کرد.
فرهادی با بازگشت با فیلم گیرا و بازآفرینی شده و هوشمندانه «داستانهای موازی» و دوباره کار کردن در خارج از کشورش، یک فیلم فرانسوی ساخته است که به طرز ماهرانهای سرگرمکننده است؛ داستانی پیچدرپیچ و هوشمندانه که به شکلی آزادانه از مجموعه ۱۰ قسمتی «دکالوگ» (ده فرمان) ساخته «کریشتوف کیشلوفسکی» کارگردان فقید لهستانی الهام گرفته شده است. او که نمیخواست به هر ۱۰ قسمت بپردازد، قسمت ششم (که بعدها به فیلم کوتاهی درباره عشق شناخته شد) را برای الهام گرفتن به منظور ساخت یک فیلم سینمایی بلند انتخاب کرد و ایده اصلی آن را از یک مرد عاشقپیشه که زن همسایه را در آپارتمان روبروی خیابان جاسوسی میکند، گرفت.
اما آنچه فرهادی، که فیلمنامه را با برادرش سعید نوشته، به دست آورده است، استفاده از ایده جاسوسی و قراردادن آن در بستری کاملا جدید و نسبتا پیچیده است؛ یک رماننویس به نام سیلوی (با بازی ایزابل هوپر)، از تلسکوپ خود برای نگاه کردن به آپارتمانی با سه نفر در آن سوی خیابان پاریس استفاده میکند، در حالی که خانه خودش به هم ریخته و پر از موش است و انبوهی از کتاب و نوشته در هر گوشه آن انباشته شده است.
برخلاف نسخه کیشلوفسکی، اما این یک داستان عاشقانه نیست، بلکه داستانی درباره خلاقیت و تخیل است.
اگرچه همه اینها به وضوح از داستانی که کیشلوفسکی و همکارش کریشتوف پیسویچ برای «ده فرمان» خلق کردند الهام گرفته شده است، اما اگر کسی به من بگوید اینطور نیست، کاملا باور میکردم. همهچیز در این فیلم، به خصوص بخش جاسوسی، کاملا هیچکاکی به نظر میرسد. هر کسی که «پنجره عقبی» هیچکاک را دیده باشد، احتمالا موافق است که ساختار آن فیلم اینجا نیز دیده میشود و شاید چون این فیلم بسیار فرانسوی است، کمی هم کلود شابرول به آن اضافه شده است. با آن بخشهای تخیلی، حتی کمی از فیلم، حس و حال فیلم «پاریس در تب و تاب» (۱۹۶۴) هم دارد؛ جایی که آدری هپبورن به فیلمنامهنویسی به بازی ویلیام هولدن کمک میکند تا صحنهها را همانطور که مینویسد، اجرا کند.
با این حال، آنچه فرهادی به طرز درخشانی پخته، در نهایت کاملا بدیع و در هر سطحی لذیذ ساخته شده است. این یکی از آن داستانهای استثنایی با شخصیتهای عالی است که شما را از همان ابتدا میگیرد و یک لحظه رهایتان نمیکند. حتی در موقعیت دشواری مثل این فیلم، یک قدم اشتباه وجود ندارد، چیزی که در مورد بیشتر فیلمهایی که تا قبل از کن و در اینجا دیدهام، صدق نمیکند. این فیلم احتمالا از نظر سبک و مهارتِ محض فیلمسازی، بهترین کار فرهادی باشد و برای من مسلما بهترین کار او پس از «جدایی نادر از سیمین» است.
«داستانهای موازی» فیلمی ماندگار است، داستانهایی که به خوبی روایت شدهاند.»
منبع: ايسنا
اصغر فرهادی نقد فیلم کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: