فرهنگ و هنر » عمومی مهران رجبی: کشورم به آن چیزی که میخواستم تبدیل شده مهران رجبی میگوید در جنگ ۴۰ روزه ترسی نداشته و فقط امید داشته، به قول جوانان، آنهم امید پلاس.
آفتابنیوز :
«برای من، کشورم به آن چیزی که میخواستم تبدیل شده است.» این را مهران رجبی میگوید که زمانی پای ثابت بسیاری از فیلمها، سریالها و برنامههای تلویزیونی بود. رجبی در گفتوگو با همشهری از بیموامیدهایش در جنگ گفت و اینکه حدس میزند در روزهای آینده روند اتفاقاتی به چه سمتوسویی میرود.
بیم نبود، فقط امید
من، چون بچه زمان جنگم، خیلی از جنگ بیم نداشتم. برای من، کشورم به آن چیزی که میخواستم تبدیل شده. بالاخره یکجا باید گفت «نقطه اوجِ داستان، خون است.» یکجا به نقطهای میرسد تا بعد از آن سرازیری آغاز شود. اگر ما فکر میکردیم که هیچ اتفاقی نمیافتد و نمیافتاد، و همینطور بالاتر میرفتیم و کشوری درخور شأن ایران میشدیم، بدون اینکه صدمهای ببینیم و حادثهای پیش بیاید، این فکر درستی نیست؛ صداقت ندارد. آنچه وجود داشت، امید بود؛ سراسر امید. بلکه، به قول جوانها، امید پلاس.
جنگ تعرفهای با ایران
ما با کشوری درگیر هستیم که ۸۸ جنگ را شروع کرده، اداره کرده، یا رها کرده و رفته؛ یا شکست خورده یا پیروز شده. البته پیروزیهایش کمتر بوده. مثلاً در یوگسلاوی، به هر حال ناتو و آمریکا پای کار بودند. یا در پاناما، آقای نوریگا را دستبند زدند و بردند. افغانستان را هم رها کردند و رفتند. اما با توجه به جنگ ۱۲ روزه و این جنگ، میشود گفت با هشتادونهمین جنگش درگیر شده است. خب، این یک کشور کاملاً بیمارگونه است. اما واقعاً فکر نمیکردند ایران بتواند از پسِ این ماجرا بربیاید. خیلی از تحلیلگران ما و خیلی از سیاسیون میگفتند اگر تنگه را بگیریم، خودکشی است؛ ولی دیدیم اینطور نیست. ما هرچه بترسیم، او شجاعتر میشود. هرچه جلوتر برویم، او هم متوجه میشود جایی که خودش هم چوب میخورد، زیاد درگیر نمیشود. بعد از این جنگها مطمئن باشید شکل جنگ با ایران، جنگِ تعرفهای خواهد بود؛ همانطور که با روسیه و اتحادیه اروپا هم دارد به این سمت میرود. اگر میشد، اتحادیه اروپا را هم لتوپار میکردند، ولی حالا کار با تعرفه پیش میرود.
تلخ و شیرین جنگ
بیشترین چیزی که در این روزها من را متأثر کرد، فقدان رهبر بود. احساس ناراحتی و حتی توهین داشتم که هم به کشور حمله شد و هم رهبر را شهید کردند. به نظر من، اگر کسی حتی در حد نوک قاشق غذاخوری وطندوست باشد، از این قصه رنج میبرد؛ حتی اگر مخالف باشد. اینکه رهبرتان را میزنند، یعنی تعارف ندارند. به کشور تجاوز کردند و این اتفاق افتاده است. اما بخش شیرین ماجرا این بود که جنگ به جایی رسید که دستها را بالا بردند و تقریباً همه دنیا ـ تمام ضمایر مفرد و جمع ـ بر این گواهی هستند که فعلاً دستِ آنها بالاست. اگر میشد، کشور را تکهتکه میکردند؛ همانطور که با لیبی، صربستان و حتی سوریه کردند. اینها هیچ خط قرمزی به اسم حقوق بشر ندارند. شورای امنیت سازمان ملل و امثال آن هم بیشتر ابزار نفوذ است تا بتوانند جایی را به هم بریزند. برای من، نقطه امید همین بود. مایه مباهات است که بعد از این همه سال تلاش، زحمت، رزم، گرفتاری، تحریم، غصه، شهید، تشییع جنازه و همه اینها، حالا آن کشوری که خودش را ارباب میداند، تقاضای آتشبس میکند.
پیروزی که شاخ و دم ندارد
بعضی وقتها از من میپرسند: «پیروز میشویم؟» میگویم ما همین الان هم پیروزیم. پیروزی که شاخ و دم ندارد و هرچه جلوتر برویم، قطعیتر هم خواهد شد. تمام سیاسیون دنیا، تحلیلگران و برنامهسازهای سیاسی دارند میگویند آنها گرفتار شدهاند، در منجلاب افتادهاند، در باتلاق ماندهاند و نمیدانند چه کنند. حالا ممکن است معاون ترامپ چیزی بگوید. اشکالی ندارد، آزادند و حق دارند، ولی فضای کلی این نیست. حتی همین جوامع عربی اطراف ما هم، به عقیده من، متوجه شدهاند چه اتفاقی افتاده و چه کلاهی سرشان رفته و چه سرکیسهای میشدهاند تا الان. اینها حتی از خودشان هم نمیتوانند دفاع کنند. امسال بنسلمان هزار میلیارد دلار به آمریکا داده؛ خب این هزینه نوکری است دیگر. آن همه سرمایهگذاریای هم که کرده، با یک امضای رئیسجمهور آمریکا ممکن است دود شود و برود هوا. به نظر من، کشورهای عربی هم ته دلشان خوشحال است که بالاخره یکی پیدا شده جلوی آن اربابی بایستد که اینهمه تحقیرشان کرده است.
نصر با ماست
این جنگ، در کنار همه وجوه مختلفش، یک جلوه دیگر هم داشت و آن حضور مردم بود. هنوز هم مردم در خیابان هستند و در میدانها تجمع میکنند. من یاد این شعر میافتم که: «نور بودیم و در این واقعه محسوس شدیم/ تو که رفتی، همگی یکشبه مبعوث شدیم.» هیچکدام ما نفهمیدیم چطور وارد میدان شدیم. این همان معنای «مبعوث شدن» است. کسی از اول نگفت بیایید خیابان؛ بعداً فقط تأیید کردند و گفتند چقدر خوب شد. اما ابتدا به ساکن کسی نگفت. مبعوث شدن یعنی دلها ناگهان، با یک رایحه بهشتی، به هم متصل میشود. به قول استاد مطهری، فرق «فتح» و «نصر» این است که فتح یعنی غلبه بر سرزمین دشمن. شما شاید بتوانید بروید شهری را بگیرید، اما دل مردم را نمیتوانید بگیرید؛ آن را خدا باید متوجه و متمایل کند. نصر یعنی غلبه بر دلها، و به همین دلیل «ناصر» از صفات خداست. «وَ ما النَّصرُ إِلّا مِن عِندِالله.» یعنی شما هرقدر هم تلاش کنید، خودتان نمیتوانید ناصر باشید. نصر را خدا ایجاد میکند و کار بشر نیست و نخواهد بود. انشاءالله مردم به خاطر این مجاهدتی که میکنند، مأجور باشند. در سوره توبه، آیه ۱۲۰، میگوید شما هر سختیای که در این مسیر تحمل کنید ـ از تشنگی و آفتاب گرفته تا درد پا ـ برایتان عمل صالح نوشته میشود. این اجتماعات، عمل صالح است. اگر کسی این حرف را میشنود و تا امروز در این تجمعها شرکت نکرده، بداند طبق این آیه، این هم عمل صالح است؛ چون نتیجهاش این است که طرف مقابل ناراحت میشود؛ و در ادامه هم میفرماید: «إِنَّ اللهَ لا یُضیعُ أَجرَ المُحسِنین.» خدا ضایع نمیکند. این شوخی نیست.
منبع: همشهری آنلاین گزارش خطا 0 لینک کوتاه: https://aftabnews.ir/004Oru بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره عضویت در خبرنامه ایمیل * نظر