«تحت لوای خودمختاری، نخبگان اروپایی در حال عادیسازی سیاست هستهای و سیاست ترس هستند.»
شبکه خبری راشاتودی با این مقدمه نوشته است: « لحن بحث استراتژیک فعلی اتحادیه اروپا باعث نگرانیهایی شده است. آنچه به عنوان احتیاط خوانده میشود، به طور فزایندهای وحشت است. آنچه به عنوان «استقلال استراتژیک» قالببندی میشود، اغلب از دست دادن اعتماد به نفس، افزایش خصومت ایدئولوژیک و تمایل برای دسترسی به مخربترین سلاحهایی است که تاکنون ساخته شده است.
در مرکزیت این تغییر، وسواسی مجدد در مورد بازدارندگی هستهای قرار دارد. فرانسه، آلمان و لهستان اکنون آشکارا در حال بحث در مورد تعامل عمیقتر با استراتژی هستهای، با استناد به نکات معمول بازدارندگی و امنیت هستند. امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه در این میان نقش رهبری دارد و به اسم امنیت اروپا به دنبال بازسازی دکترین هستهای فرانسه است.
مفهوم «بازدارندگی پیشرفته» او به عنوان یک نوآوری تثبیتکننده ارائه میشود. در واقع، این یک گام خطرناک به سمت عادیسازی تفکر هستهای در سراسر قاره سبز است.
ماکرون این موضوع را به وضوح بیان کرده و هشدار داده است که اروپا باید برای دفاع از خود در دنیای نامطمئنتر آماده باشد. او از گشودن یک «بحث راهبردی» درباره گسترش حفاظت هستهای فرانسه به شرکای اروپایی – فراتر از موضع سنتی دوران شارل دو گل برای بازدارندگی کاملا ملی صحبت کرده است.
اما آنچه در این حیطه مطرح میشود، فقط همکاری نیست بلکه ادغام سیاسی سلاحهای هستهای در هویت اتحادیه اروپاست. فرانسه در حال گسترش زرادخانه خود، پایان دادن به شیوههای شفافسازی طولانی مدت و دعوت از سایر کشورها به رزمایشهای هستهای و برنامهریزی مذاکرات است. این اقدامات ممکن است به معنای رسمی ناقض معاهدات نباشد، اما روحیه خویشتنداری را که برای چندین دهه پشتوانه امنیت اروپا بوده است، از بین میبرد.
پیام آن هم کاملا خطرناک است؛ یعنی تسلیحات اتمی یکبار دیگر ابزار قابل قبول سیاست هستند.
بازدارندگی پیشرفته یا تنش پیشرفته؟
مساله دیگر تغییر اساسی آلمان است. برای چندین نسل، برلین خود را از طریق محدودیت تعریف میکرد که توسط میراث فاجعهبار قرن بیستم شکل گرفته بود. امروز، این محدودیت به وضوح در حال فرسایش است.
رهبران آلمان اکنون آشکارا در مورد نیاز به مشارکت در بحثهای بازدارندگی هستهای با فرانسه و سایر شرکا صحبت میکنند. فریدریش مرتس، صدر اعظم آلمان تمایل خود را برای کشف اشکال جدید همکاری نشان داده و رویکرد محتاطانه پیشینیان خود را دنبال نمیکند. نیروهای آلمانی برای شرکت در رزمایشهای هستهای فرانسه آماده میشوند و یک «گروه هدایت هستهای» مشترک برای هماهنگ کردن هماهنگی استراتژیک ایجاد شده است.
به صورت رسمی آلمان همچنان به تعهدات حقوقی خود پایبند است و به دنبال دستیابی به تسلیحات هستهای نیست اما از منظر سیاسی، این آستانه در هم شکسته است. عادیسازی مذاکرات و مباحثات هستهای در برلین یک انتقال و تغییر عمیقتر که ناشی از یک استراتژی کمتر محتاطانه است را نشان میدهد.
سیاست ترس
رهبران لهستان یکی از پر سر و صداترین کسانی بودهاند که خواستار یک بُعد هستهای قویتر برای امنیت اروپا شدهاند.
دونالد تاسک، نخست وزیر لهستان اعلام کرد که این کشور به دنبال آینده است که در زمینه بازدارندگی هستهای خودمختار باشد. این یک بیانیه قابل ملاحظه از سوی یک کشور غیر هستهای ملزم به رعایت قوانین بین الملل است.
همچنین این اظهارنظر منعکسکننده یک حس عمیق ناامنی و یک محیط سیاسی است که در آن تشدید تنشها در حال عادی شدن است.
در عین حال، حتی در داخل لهستان نیز صدای احتیاط به گوش میرسد. مقامات اذعان کردهاند که اروپا نمیتواند جایگزین چتر هستهای ایالات متحده شود و نسبت به برآورد بیش از حد اثربخشی طرحهای جدید هشدار دادهاند. با این حال، این هشدارها به طور فزایندهای با روایتی متفاوتتر از بین میروند که مدعیاند روسیه تهدیدی قریبالوقوع و وجودی است که نیاز به اقدامات خارقالعاده دارد. این روایت، که در بسیاری از کشورهای اروپایی تکرار میشود، در معرض خطر شدت گرفتن است.
توهم خودمختاری
ایده خودمختاری استراتژیک را باید با ملاحظات محتاطانه درآمیخت. یک اتحادیه اروپا متکی به خود میتواند در ثبات جهانی مشارکت داشته باشد. اما آنچه امروزه بروکسل به دنبالش است، یک خودمختاری در زمینههای نظامی و هستهای صرف است.
این تحریف مفهوم است. خودمختاری واقعی شامل توانایی دنبال کردن دیپلماسی مستقل، میانجیگری در مناقشات و کاهش تنش است. اما آنچه اروپا امروزه به دنبال آن است مسیری جدای از دموکراسی و کاهش تنش است و بیشتر شبیه به یک توهم میماند.
از این منظر، پیگیری بازدارندگی هستهای نشانه سردرگمی استراتژیک و ناکامی در تصور جایگزینهایی برای تشدید تنش است.
پیامدها بسیار فراتر از اروپا است. عادیسازی تدریجی گفتمان هستهای در میان کشورهای غیرهستهای خطر تضعیف رژیم جهانی عدم اشاعه را به همراه دارد. سایر مناطق ممکن است از اروپا پیروی کنند و تعهدات خود را مجددا تفسیر کنند و ترتیبات بازدارندگی جدید را بررسی کنند. نتیجه میتواند نظم بینالمللی پراکندهتر و بیثباتتر باشد.
اقدامات اتحادیه اروپا همچنین خطر پیچیدهتر کردن تلاشها برای ثبات روابط بین قدرتهای بزرگ را دارد. هرگونه تلاش برای نزدیک شدن روسیه و ایالات متحده در محیطی که بازیگران اروپایی به طور فعال در حال تشدید لفاظیها و مواضع نظامی هستند، دشوارتر میشود. اروپا به جای اینکه به عنوان یک پل عمل کند، در حال تبدیل شدن به یک مانع است.
نظامیسازی بدون خویشتنداری
نظامیسازی گستردهتر اروپا از همین الگو پیروی میکند. افزایش هزینههای دفاعی و تسلیح مجدد به عنوان پاسخهای ضروری به یک محیط امنیتی در حال تغییر توجیه میشود. اصولا این بیدلیل نیست.
اما در عمل، نظامیسازی توسط فضای سیاسی هدایت میشود که فقط هشدار میدهد و از خویشتنداری جلوگیری میکند و بدون تعهد موازی به تنش زدایی، تقویت نظامی به راحتی میتواند به رویارویی تبدیل شود.
آنچه امروز در اتحادیه اروپا در حال آشکار شدن است، تلاش برای بازگرداندن کنترل از طریق نمایش قدرت است. سلاحهای هستهای اگرچه در این زمینه نماد عزم، قدرت و قصد جدی هستند اما در کنارش، دارای خطراتی هستند که قابل کنترل یا معکوس نیستند.
عقب نشینی از لبه پرتگاه
اتحادیه اروپا با چالشهای واقعی و مشکلات وجودی مواجه است. محیط بینالمللی نامطمئنتر و آینده روابط ترانس آتلانتیک تضمین نشده است. اما پاسخ به عدم قطعیت نمیتواند یک عجله بیوقفه به سمت پرتگاه هستهای باشد.
راه متفاوتی ممکن است؛ راهی که بر دیپلماسی، خویشتن داری و تعهد واقعی به کاهش تنشها تاکید دارد. این مستلزم شجاعت سیاسی از نوع دیگری است شجاعت مقاومت در برابر ترس، زیر سوال بردن روایتهای غالب و درگیر شدن با دشمنان قابل درک به جای رویارویی ساده با آنها.
اینکه آیا رهبران اروپا مایل به در پیش گرفتن این مسیر هستند یا نه، یک سوال بیپاسخ است. در حال حاضر، علائم نگرانکننده هستند.»
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.