پژمان جمشیدی؛ ناجی اقتصاد هنر یا قاتل خلاقیت در سینما؟

فرهنگ و هنر » عمومی پژمان جمشیدی؛ ناجی اقتصاد هنر یا قاتل خلاقیت در سینما؟ در هفته گذشته، هادی نائیجی کارگردان فیلم سینمایی «آنتیک» که این روز‌ها در حال اکران است، در گفتگویی با خبرگزاری ما درباره اکران فیلمش در زمان آتش بس و انتقادات نسبت به بازی پژمان جمشیدی در این فیلم صحبت کرد. پژمان جمشیدی؛ ناجی اقتصاد هنر یا قاتل خلاقیت در سینما؟ آفتاب‌‌نیوز :

هادی نائیجی که قبل از فیلم «آنتیک»، فیلم سینمایی «حق سکوت» را که جدی‌ترین کار او محسوب می‌شود در کارنامه دارد، در این گفت‌و‌گو درباره انتقادات نسبت به بازی و شخصیت تکراری پژمان جمشیدی در فیلم‌ها توضیح داد: اهالی تخصصی سینما در مواجهه با فیلمی که یک بازیگر در آن نقشی دارد، کارنامه بازیگری آن بازیگر را جلوی چشم‌شان می‌گیرند و انتظار دارند در هر نقشی نسبت به کارنامه‌اش متفاوت باشد. واقعیت این است که تماشاگران سینما همان بازیگر را با همان تیپ شخصیتی دوست دارند و به خاطر همان تجربه تکرارشونده از او به سینما می‌آیند. مضافا این‌که عبور از کلیشه‌های کمیک در یک بازیگرِ کمدین همیشه منجر به موفقیت نمی‌شود.

صحبت‌های هادی نائیجی، این نکته را در اذهان متبادر می‌کند که پژمان جمشیدی برای سینمای کمدی ایران چیزی فراتر از یک بازیگر و یک «محرک اقتصادی» است! با این وجود، نباید فراموش کرد که هرگاه یک فیلم اجتماعی توانسته «قصه خوب» را با «صداقت» ترکیب کند، مردم با اشتیاق به تماشای آن نشسته‌اند. این نشان می‌دهد که قهر مخاطب با «ژانر اجتماعی» نیست، بلکه با «نحوه روایت» آن است.

تمایل بالای مخاطبان ایرانی به سینمای کمدی، بیش از آن‌که ناشی از یک انتخاب فرهنگیِ صرف باشد، واکنشی دفاعی به فشار‌های اقتصادی و اجتماعی است. در واقع، سینما برای بسیاری از مردم به «پناهگاهی» تبدیل شده تا برای ساعاتی از تلخی‌های روزمره فاصله بگیرند؛ نیازی که در سایه غلظت بالای ناامیدی و شعارزدگی در سینمای اجتماعی، بی‌پاسخ مانده و باعث شده مخاطبان از درام‌های جدی به سمت سالن‌های خنده کوچ کنند. سینمای اجتماعی ایران به دلیل گرفتار شدن در بن‌بست «سیاه‌نمایی» یا محدودیت‌های نظارتی، نتوانسته است پیوند خود را با توده مردم حفظ کند. این آثار اغلب به‌جای روایت قصه‌ای منسجم و امیدبخش، به بازنمایی عریانِ درد‌هایی پرداخته‌اند که مردم در زندگی واقعی با آنها دست‌به‌گریبان هستند؛ این موضوع در کنار ضعف در ساختار‌های دراماتیک، باعث شده تا تماشاگر ترجیح دهد به‌جای بازبینی مشکلاتش بر پرده سینما، به سراغ سرگرمی‌های ساده‌تر برود.

در این میان، ظهور پژمان جمشیدی به عنوان یک مهره تجاری، اگرچه موتور اقتصادی سینما را در دوران رکود روشن نگه داشت، اما به مرور به پاشنه آشیل کیفیت در کمدی تبدیل شد. او با تکیه بر «برند شخصی» خود، توانست جمعیت زیادی را به سینما‌ها بکشاند، اما این موفقیت به قیمت غلبه «سلبریتی‌محوری» بر «داستان‌محوری» تمام شد و مسیر را برای تولید آثاری هموار کرد که بیش از هنر، بر پایه بازاریابی چهره‌ها بنا شده‌اند.

نقد جدی که امروز به عملکرد جمشیدی وارد است، گرفتار شدن او در دام تکرار و لودگی است؛ به طوری که او با بازتولید مداوم تیپ شخصیتی‌اش در سریال «زیرخاکی» در فیلم‌های مختلف، عملاً خلاقیت بازیگری را فدای فرمول‌های تضمین‌شده فروش کرده است. این روند، کمدی را از مسیر «موقعیت‌های هوشمندانه» به سمت «تیپ‌سازی‌های غلوآمیز» سوق داده و خطر دلزدگی مخاطب و تنزل سلیقه عمومی را به همراه آورده است.

منبع: خبرگزاری مهر گزارش خطا 0 لینک کوتاه: https://aftabnews.ir/004Ow9 بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره عضویت در خبرنامه ایمیل * نظر