پشت پرده حذف تدریجی پاکستان از مذاکرات ایران و آمریکا / واشنگتن به ستوه آمد، ایران به میانجی‌گران سنتی بازگشت!

  • خبرفوری
  • سیاسی
  • سیاست خارجی

همکاری نظامی اسلام آباد با سعودی‌ جرقه بی‌اعتمادی‌ها بود

پشت پرده حذف تدریجی پاکستان از مذاکرات ایران و آمریکا / واشنگتن به ستوه آمد، ایران به میانجی‌گران سنتی بازگشت!

مزیت بزرگ عمان این است که برخلاف پاکستان، تلاش نمی‌کند تا میانجی‌گری را به سکوی نمایش قدرت منطقه‌ای خود تبدیل کند. این کشور فقط می‌خواهد مسیر گفت‌وگو باز بماند.

طلا پشت پرده حذف تدریجی پاکستان از مذاکرات ایران و آمریکا / واشنگتن به ستوه آمد، ایران به میانجی‌گران سنتی بازگشت! کپی شد کدخبر: 3215306 ت ت نیکران موتور

درحالی که بیش از دو ماه از جنگ علیه ایران می‌گذرد، طرف های منازعه دریافته‌اند که زور نظامی صرف پاسخگوی بحران کنونی نیست. واشنگتن می‌داند که می‌تواند به ایران ضربه زده و یا این کشور را تحت فشار قرار دهد؛ اما به این نکته هم واقف است که حتی با تشدید عملیات نظامی هم نمی‌تواند تهران را وادار به تسلیم کند. این درحالی است که هرگونه تشدید عملیات و حمله زمینی از نظر سیاسی برای آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود.

در طرف مقابل، ایران هم می‌داند که با وجود در اختیار داشتن کارت تنگه هرمز، مسئله فشار اقتصادی داخلی را و همچنین بحران سیاسی با آمریکا حل نخواهد شد.

از جنگ نظامی تا نبرد خیره‌کننده دیپلماتیک

ناطق ملک‌زاده در نشنال‌اینترست نوشت: در میدان عمل، هردو دو کشور اکنون وارد یک نبرد خیره‌کننده شده‌اند؛ ایران حاضر نیست هر امتیازی را بدهد و آمریکا هم نمی‌خواهد پس از صرف ده‌ها میلیارد دلار و مصرف ذخایر عظیم تسلیحاتی، شکست در رسیدن به اهداف اصلی خود را بپذیرد.

از سویی، هر دو طرف عمیقا به هم بی‌اعتمادند، اما می‌دانند که برای پایان دادن به جنگ همچنان به دریچه دیپلماسی نیاز دارند؛ مسیری که بدون اعلام شکست از طرف هر یک از آن‌ها، امکان رسیدن به توافق را فراهم کند.

چرا پاکستان در ابتدا بهترین گزینه به نظر می‌رسید؟

در این میان، پاکستان در اولین نگاه یک میانجی‌ ایده‌آل بود؛ کشوری مسلمان با روابط دوستانه با تهران، و همچنین پیوندهای نزدیک با واشنگتن و شخص دونالد ترامپ. این کشور همچنین نفوذ گسترده‌ای در در جهان عرب و خلیج فارس دارد.

اولین دور مذاکرات میان ایران و آمریکا در اواسط آوریل در اسلام‌آباد برگزار شد. هرچند توافقی حاصل نشد، اما دو طرف موافقت کردند که گفت‌وگوها ادامه پیدا کند.

در آن مقطع، پاکستان تصور می‌کرد که می‌تواند هم‌زمان رضایت تهران، واشنگتن، ریاض و کشورهای خلیج فارس را حفظ کند؛ اما همین تلاش برای راضی نگه داشتن همه، کم‌کم به مشکل اصلی اسلام‌آباد تبدیل شد.

زیر پا گذاشتن اصل بی‌طرفی

در تهران، تردید نسبت به پاکستان دیگر آشکارتر شده است. بسیاری از سیاستمداران ایرانی معتقدند که اسلام‌آباد از یک میانجی بی‌طرف فاصله گرفته و عملا به ابزاری برای مدیریت فشارهای آمریکا علیه تهران تبدیل شده است.

ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، آشکارا اعلام کرد که پاکستان اعتبار لازم برای میانجی‌گری را ندارد. او در شبکه ایکس نوشت که اسلام‌آباد در مواضع خود منافع دولت ترامپ را در نظر می‌گیرد، اما حاضر نیست آمریکا را بابت عقب‌نشینی از تعهدات خود مسئول بداند؛ از جمله در موضوع لبنان و دارایی‌های بلوکه‌شده ایران .

از نگاه تهران، مشکل تنها انتقال پیام‌های آمریکا نیست؛ مسئله این است که پاکستان ظاهرا وزن سیاسی بیشتری را به خواسته‌های واشنگتن، نسبت به مطالبات ایران اختصاص می‌دهد.

تلاش برای القای چارچوب آمریکایی بر روند گفت‌وگوها

چهار محور اصلی مذاکرات عبارتند از؛ «برنامه هسته‌ای ایران، توان موشکی، شبکه‌های منطقه‌ای متحد تهران و کنترل تنگه هرمز.»

از سویی، ایران این موضوعات را ستون‌های اصلی بازدارندگی خود می‌داند و حاضر نیست به‌راحتی درباره آن‌ها عقب‌نشینی کند.

اگر پاکستان تنها انتقال‌دهنده پیام‌های آمریکا بود و هم‌زمان خواسته‌های ایران از جمله لغو تحریم‌ها، پایان محاصره دریایی، آزادسازی دارایی‌ها و تضمین‌های امنیتی را نیز با همان جدیت به واشنگتن منتقل می‌کرد، شاید تهران همچنان آن را یک میانجی بی‌طرف درنظر می‌گرفت.

نویسنده مدعی شده است؛ اکنون برخی از مقامات ایرانی فکر می‌کنند که اسلام‌آباد بیشتر تلاش می‌کند تا ایران را متقاعد به پذیرش چارچوب‌های آمریکایی کند، نه اینکه آمریکا را به پذیرش خواسته‌های تهران سوق دهد.

در نتیجه، از نگاه ایران پاکستان دیگر فقط یک پیام‌رسان نیست؛ بلکه در حال تبدیل کردن موضع آمریکا به پایه اصلی مذاکرات است.

شاید به همین دلیل بود که مسعود پزشکیان، اخیرا در گفت‌وگو با نخست‌وزیر پاکستان تأکید کرد که تهران مذاکرات تحمیلی را نخواهد پذیرفت.

مشکل اصلی اسلام‌آباد این است که هم اعتماد تهران را از دست داده و هم واشنگتن را هم ناامید کرده است؛ یعنی دقیقا بدترین وضعیتی که ممکن است برای یک میانجی پیش بیاید

همکاری نظامی با عربستان جرقه بی‌اعتمادی‌ها بود

بی‌اعتمادی تهران زمانی عمیق‌تر شد که اسلام‌آباد همزمان با ایفای نقش میانجی، به همکاری نظامی خود با عربستان سعودی ادامه داد.

جنگنده‌های پاکستانی برای کمک به دفاع عربستان در برابر پهپادهای ایرانی به این کشور اعزام شدند. برای ایران، چنین اقداماتی بسیار متناقض است؛ اینکه چطور کشوری که ادعای بی‌طرفی دارد، همزمان درحال ارسال نیروهای نظامی خود به اردوگاه رقیب منطقه‌ای تهران است؟

در نتیجه این تردیدها، ایران کم‌کم شروع به جست‌وجوی مسیرهای جایگزین برای میانجی‌گری کرد.

بازگشت تهران به کانال‌های سنتی

پس از توقف روند مذاکرات در پاکستان، عباس عراقچی ابتدا به عمان رفت و سپس راهی روسیه شد. در دیدارهایی که در عمان صورت گرفت، موضوعاتی مثل امنیت تنگه هرمز، آینده خلیج فارس و پایان جنگ محور گفت‌وگوها بود؛ یعنی دقیقا همان دستور کاری که تهران ترجیح می‌دهد محور مذاکرات باشد، نه محدودسازی توان دفاعی ایران.

مشکل تلاش برای راضی نگه‌داشتن همه طرفین است

مشکل پاکستان فقط بی‌اعتمادی ایران نیست. آمریکا هم نسبت به رفتار دوگانه اسلام‌آباد دچار تردید شده است.

در ۲۵ آوریل، پاکستان مقررات جدیدی تصویب کرد که امکان انتقال کالاهای کشورهای ثالث به ایران از طریق خاک پاکستان را فراهم می‌کرد؛ از جمله ایجاد کریدورهای تجاری جدید میان بنادر و مرزهای دو کشور.

کمی قبل‌تر نیز گذرگاه گبد‌ ریمدان میان ایران و پاکستان فعال شده بود تا تجارت منطقه‌ای بدون عبور از افغانستان تسهیل شود.

برای واشنگتن، این اقدام‌ها تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد. اگر یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار آمریکا علیه ایران، محاصره اقتصادی و محدودسازی تجارت است، پس چرا میانجی مذاکرات در حال باز کردن مسیرهای جدید تجاری برای تهران است؟

پاکستان تلاش می‌کند که هم شریک امنیتی عربستان باشد، هم میانجی آمریکا، و هم ایران را با وعده تجارت و دور زدن تحریم‌ها پای میز مذاکره نگه دارد. اما همین سیاست چندوجهی باعث شده هر دو طرف به نیت واقعی اسلام‌آباد شک کنند.

واشنگتن هم به ستوه آمد

رفتار کنونی پاکستان برای بسیاری در واشنگتن یادآور دوران جنگ افغانستان است؛ زمانی که آمریکا معتقد بود اسلام‌آباد هم‌زمان با همکاری امنیتی با واشنگتن، از برخی گروه‌های مسلح نیز حمایت می‌کند تا خودش را برای آمریکا غیرقابل جایگزین نگه دارد.

از سویی، به نظر می‌رسد که دونالد ترامپ هم از این وضعیت خسته شده است. او اخیرا اعزام استیو ویتکاف و جرد کوشنر به پاکستان را لغو کرد؛ اقدامی که پس از ترک اسلام‌آباد توسط عباس عراقچی و بی‌نتیجه ماندن مذاکرات انجام شد.

دولت آمریکا در توضیح این اقدامات مدعی شد که این مذاکرات بیش از حد پرهزینه و زمان‌بر شده‌اند.

بازگشت دوباره عمان به صحنه مذاکرات

همزمان با تضعیف جایگاه پاکستان، نام عمان دوباره به‌عنوان گزینه اصلی میانجی‌گری مطرح شده است.

برخلاف پاکستان، عمان نیازی ندارد تا نقش میانجی را با سر و صدای زیاد نمایش دهد. مسقط سال‌هاست که یک کانال ارتباطی آرام و قابل اعتماد میان تهران و واشنگتن بوده؛ از مذاکرات محرمانه پیش از برجام گرفته تا رایزنی‌های غیرعلنی سال‌های اخیر.

مزیت بزرگ عمان این است که برخلاف پاکستان، تلاش نمی‌کند تا میانجی‌گری را به سکوی نمایش قدرت منطقه‌ای خود تبدیل کند. این کشور فقط می‌خواهد مسیر گفت‌وگو باز بماند.

برای ایران هم عمان گزینه‌ای مطمئن‌تر به نظر می‌رسد. تهران احساس می‌کند مسقط به‌جای فشار آوردن برای پذیرش چارچوب آمریکایی، بیشتر بر حفظ گفت‌وگو و رسیدن به توافقی متوازن تمرکز دارد.

از میانجی‌گر مورد اعتماد تا بازیگری با نقش‌های مختلف

با این وجود، پاکستان هنوز به‌طور کامل از معادله حذف نشده، اما موقعیتش به‌شدت آسیب دیده است.

مشکل اصلی اسلام‌آباد این است که هم اعتماد تهران را از دست داده و هم واشنگتن را هم ناامید کرده است؛ یعنی دقیقا بدترین وضعیتی که ممکن است برای یک میانجی پیش بیاید.

هرچه یک میانجی بیشتر تلاش کند تا برای مخاطبان مختلف نقش‌های متفاوتی را بازی کند، کمتر در اتاق مذاکرات قابل اعتماد خواهد بود.پاکستان می‌خواست به همه طرف‌ها نشان دهد که بهترین شانس برای رسیدن به توافق است؛ اما در نهایت نتوانست هیچ‌یک از طرفین را راضی کند.

منبع: اقتصاد نیوز اپارات مذاکره ایران و آمریکا مذاکرات اسلام آباد کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: