مهران رجبی: یکی بالاخره ‌مقابل آمریکا ایستاد

  • خبرفوری
  • فرهنگی
  • چهره ها

مهران رجبی: یکی بالاخره ‌مقابل آمریکا ایستاد

مهران رجبی در‌گفت‌وگویی از جنگ و امید و نصر گفت.

طلا مهران رجبی: یکی بالاخره ‌مقابل آمریکا ایستاد کپی شد کدخبر: 3214762 ت ت نیکران موتور

مهران رجبی در این گفت و گو گفت: «برای من کشورم به آن چیزی که می‌خواستم تبدیل شده است.» این را مهران رجبی می‌گوید که زمانی پای ثابت بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بود.

رجبی از بیم ‌و امیدهایش در جنگ گفت و اینکه حدس می‌زند در روزهای آینده روند اتفاقاتی به چه سمت‌وسویی می‌رود.‌

جنگ تعرفه‌ای با ایران

ما با کشوری درگیر هستیم که ۸۸جنگ را شروع کرده، اداره کرده یا رها کرده و رفته؛ یا شکست خورده یا پیروز شده. البته پیروزی‌هایش کمتر بوده. مثلا در یوگسلاوی به هر حال ناتو و آمریکا پای کار بودند. یا در پاناما آقای نوریگا را دستبند زدند و بردند.

افغانستان را هم رها کردند و رفتند. اما با توجه به جنگ ۱۲روزه و این جنگ، می‌شود گفت با هشتادونهمین جنگ درگیر شده‌اند. خب، این یک کشور کاملا بیمارگونه است. اما واقعا فکر نمی‌کردند ایران بتواند از پس این ماجرا بربیاید. خیلی از تحلیلگران ما و خیلی از سیاسیون می‌گفتند اگر تنگه را بگیریم، خودکشی است، ولی دیدیم این‌طور نیست. ما هرچه بترسیم، او شجاع‌تر می‌شود. هرچه جلوتر برویم، او هم متوجه می‌شود جایی که خودش هم چوب می‌خورد زیاد درگیر نمی‌شود. بعد از این جنگ‌ها مطمئن باشید شکل جنگ با ایران جنگ تعرفه‌ای خواهد بود؛ همان‌طور که با روسیه و اتحادیه اروپا هم دارد به این سمت می‌رود. اگر می‌شد، اتحادیه اروپا را هم لت‌وپار می‌کردند، ولی حالا کار با تعرفه پیش می‌رود.

تلخ و شیرین جنگ

بیشترین چیزی که در این روزها من را متأثر کرد فقدان رهبر شهید بود. احساس ناراحتی و حتی توهین داشتم که هم به کشور حمله شد و هم رهبر را شهید کردند. به‌ نظر من، اگر کسی حتی در حد نوک قاشق غذاخوری وطن‌دوست باشد، از این قصه رنج می‌برد، حتی اگر مخالف باشد. اینکه رهبرتان را می‌زنند یعنی تعارف ندارند. به کشور تجاوز کردند و این اتفاق افتاده است. اما بخش شیرین ماجرا این بود که جنگ به جایی رسید که دست‌ها را بالا بردند و تقریبا همه دنیا‌ بر این گواهی هستند که فعلا دست آنها بالاست.

اگر می‌شد، کشور را تکه‌تکه می‌کردند؛ همان‌طور که با لیبی، صربستان و حتی سوریه کردند. اینها هیچ خط قرمزی به اسم حقوق بشر ندارند. شورای امنیت سازمان ملل و امثال آن هم بیشتر ابزار نفوذ است تا بتوانند جایی را به هم بریزند. برای من نقطه امید همین بود. مایه مباهات است که بعد از این همه سال تلاش، زحمت، رزم، گرفتاری، تحریم، غصه، شهید، تشییع جنازه و همه اینها حالا آن کشوری که خودش را ارباب می‌داند تقاضای آتش‌بس می‌کند.

پیروزی که شاخ و دم ندارد

بعضی وقت‌ها از من می‌پرسند: «پیروز می‌شویم؟» می‌گویم ما همین الان هم پیروزیم. پیروزی که شاخ و دم ندارد و هرچه جلوتر برویم، قطعی‌تر هم خواهد شد. تمام سیاسیون دنیا، تحلیلگران و برنامه‌سازهای سیاسی دارند می‌گویند آنها گرفتار شده‌اند، در منجلاب افتاده‌اند، در باتلاق مانده‌اند و نمی‌دانند چه کنند. حالا ممکن است معاون ترامپ چیزی بگوید.

اشکالی ندارد، آزادند‌، ولی فضای کلی این نیست. حتی همین جوامع عربی اطراف ما هم، به عقیده من، متوجه شده‌اند چه اتفاقی افتاده و چه کلاهی سرشان رفته و چه سرکیسه‌ای می‌شده‌اند تا الان. اینها حتی از خودشان هم نمی‌توانند دفاع کنند. امسال بن‌ سلمان هزار میلیارد دلار به آمریکا داده. خب، این هزینه نوکری است دیگر.

آن همه سرمایه‌گذاری‌ای هم که کرده با یک امضای رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است دود شود و برود هوا. به‌نظر من، کشورهای عربی هم ته دلشان خوشحال هستند که بالاخره یکی پیدا شده جلوی آن اربابی بایستد که این‌ همه تحقیرشان کرده است.

من چون بچه زمان جنگم، خیلی از جنگ بیم نداشتم. برای من کشورم به آن چیزی که می‌خواستم تبدیل شده. بالاخره یک‌جا باید گفت «نقطه اوج داستان خون است».

یک‌جا به نقطه‌ای می‌رسد تا بعد از آن سرازیری آغاز شود.

منبع: همشهری اپارات بازیگر سینما و تلویزیون مهران رجبی کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: