- خبرفوری
- اجتماعی
- آموزش
روایت مغشوش وزیر آموزش و پرورش از آنچه «کاهش تنوع مدارس» مینامد!
مدارس هیأت امنایی حذف می شود یا همه هیأت امنایی میشوند؟ چون هر دو را میشود از سخنان وزیر برداشت کرد! جدای این منظور از قرارگاه عدالت تربیتی یا کاهش تنوع این است که هر مدرسه ذیل هیأت امنایی از صاحب منصبان بیرون آموزش و پرورش قرار گیرد تا هم امکانات بدهند و هم کنترل کنند؟ آیا مراد ایشان از کاهش تنوع و حذف همین است؟
کپی شد کدخبر: 3213805 ت ت
در حالی که تکلیف امتحانات پایان سال مدارس روشن نیست و خانوادهها از وضعیت شل کن، سفت کنِ مدارس کلافه شدهاند و اخبار متناقضی دربارۀ امتحان حضوری و غیر حضوری منتشر و زمانبندی جدید امتحانات نهایی به وضعیت کشور موکول شده و این که باز جنگی درمیگیرد یا نه، وزیر آموزش و پرورش سراغ موضوع نامرتبط با وضع خاص کنونی و کاهش تنوع مدارس رفته و بحث " عدالت تربیتی " را پیش کشیده است.
البته همین که آرزو به دل نماندیم و بعد از قریب دو سال سخنی از آقای وزیر شنیدیم جای شُکر دارد اما اگر سیاست را فن اولویتها بدانیم و جایگاه وزارت را مقامی سیاسی میتوان از آقای کاظمی پرسید آیا اولویت آموزش و پرورش باید بحث تنوع مدارس باشد؟ آن هم در حالی که هیچ سالی چنین سردرگمی و بلاتکلیفییی حاکم نبوده است. نه سال 58 که نیمی از سال تحصیلی به خاطر وقوع انقلاب تعطیل بود و سر و ته کتابهای درسی را هم آوردند و نه سالهای جنگ 8 ساله و نه حتی زیر موشکباران و بمباران در جنگ شهرها و نه بعدها در سالهای کرونا و نهایتا این بود که امتحان حضوری برگزار نمیشد ولی حالا در عین اعلام برگزاری امتحانات غیر حضوری، آنجا که حتما باید حضوری باشد به شرایط امن یعنی پایان قطعی جنگ موکول شده است.
شرایط هم در اختیار وزیر نیست و از این حیث انتقادی متوجه او نیست اما این که در این حیص و بیص فیل آقای کاظمی ناگهان یاد هندوستان افتاده و رفته سراغ تنوع مدارس جای نقد و شگفتی دارد و ان هم این که نام افزایش مدارس هیأت امنایی را گذاشته برچیدن آنها و تنوع مدارس!
در این که تنوع مدارس در ایران نمادی از تبعیض در نظام آموزشی است تردیدی نیست اما منظور ایشان از کاهش تنوع این نیست که تعداد غیر انتفاعیها کم شود که با شهریههای 300 میلیونی نمایشگر فاصله طبقاتیاند یا مدارس شاهد که محدود به خانواده شهدا نیست و فرزندان مقامات به عنوانی در آنها تحصیل میکنند یا مدارس مذهبی خاص که زیر بار دولتی شدن همه مدارس در دهه 60 هم نرفتند به شکل دیگری خدمات دهند بلکه منظور آقای وزیر این است که به جای آن که تعدادی از مدارس دولتی هیأت امنایی باشند و از امکانات محله و منطقه استفاده کنند همۀ مدارس دولتی هیأت امنایی می شوند و اسم این کار را گذاشته عدالت تربیتی و کاهش تنوع!
عین جملات شان از این قرار است:
"سیاست وزارت آموزش و پرورش بر کاهش تنوع مدارس است. قطعا این کار را میکنیمها.یعنی در دستور کار شورای عالی آموزش و پرورش است و میرویم به سمت کاهش تنوع مدارس و اولین مدرسهای را که باید به معنی اختصاصی برداریم مدارس هیأت امنایی است. هیأت امنایی به معنی عام که الآن وجود دارد و تعدادی از مدارس اسم خود را گذاشتهاند هیأت امنایی و از مردم پول میگیرند و هیچ پشتیبانی نمیشود. "
لابد تعجب میکنید و میگویید این بنده خدا که گفته برمیداریم. ما هم این گونه میاندیشیدیم اما در ادامه میگوید:
"در راستای سیاست ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران و مردمی سازی و استفاده از ظرفیت شبکۀ عظیم مردمی و با بهره از تجربۀ نهضت توسعۀ عدالت در هر قرارگاه عدالت تربیتی یک هیأت امنا شکل می گیرد. یعنی این هیأت امنا تمام ظرفیت مدرسه را به کار میگیرد تا آن مدرسه ساخته شود و مسؤول پروژه بتواند مدرسه را بسازد. پس ما دیگر چند مدرسه به عنوان مدرسۀ هیأت امنایی نداریم بلکه تمام مدارس کشور هیأت امنایی میشوند و این یعنی چه؟ یعنی ما از ظرفیتهای موجود محله برای پشتیبانی مدارس استفاده خواهیم کرد و هیچ تعارض و تضادی هم با انجمن اولیا و مربیان ندارد کما این که همین حالا هم مدارس هیأت امنایی موجود در وظایف انجمن اولیا و مربیان دخالت نمیکند."
ملاحظه فرمودید؟ وزیر آموزش و پرورش کنونی مملکت که بر جای بزرگانی چون ملکالشعرای بهار و پرویز ناتل خانلری و غلامحسین شکوهی و محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر نشسته در آغاز یک ویدیوی دو دقیقه ای ابتدا میگوید مدارس هیأت امنایی را برمیداریم و در پایان آن می گوید: همۀ مدارس، هیأت امنایی میشود!
ایدۀ مدرسۀ هیأت امنایی از آنجا شکل گرفت که بتوان از امکانات محلی بازار و شهرداری و خیرین محل برای یک مدرسه استفاده کرد ولو بچههای خودشان در آن مدرسه درس نخوانند.
مثال ساده این که فرض کنید در مدرسهای در منطقۀ یافتآباد و در میان بازار مبل فروشان بتوان از کمک کسبه متمکن بهره برد در حالی که ساکن یافتآباد نیستند و بچه هاشان در مناطق بالای شهر درس میخوانند.
خوب! اگر این ایده خوب است و می خواهید هیأت امنایی را گسترش دهید تا به جای فشار به خانواده ها از امکانات محله ها و مثلا شهرداری یا نهادهای همان منطقه استفاده کنید چرا اسم آن را گذاشته اید کاهش تنوع؟
این همان مدل هیأت مدیره باشگاه های پرسپولیس و استقلال است. دو تا سرمایه دار می گذارند تا پول بدهند. دو تا دولتی می گذارند تا امکانات دولتی را در اختیار بگذارند. دو تا بازیکن سابق می گذارند که حمایت پیش کسوتان و هواداران جلب شود و از این دست.
در هیأت امنایی های کاهش تنوعی هم لابد شهردار منطقه و فرمانده و آدم های ذی نفوذ سیاسی و منطقهای و مذهبی را عضو هیأت امنا می کنند تا پول بیاورند چون دیدهاند به خانواده ها نمیشود فشار آورد اما اگر نپذیرفتند و تمایل نداشتند چه؟
استدلال این است که در مناطق بالای شهر والدین به خاطر فرزند خودشان هزینه می کنند و کار با انجمن اولیا و مربیان پیش میرود. اما در مناطق کمتر برخوردار از پدر و مادر بچه ها چیزی در نمیآید و پول دارها هم ساکن نیستند. یا صاحب مغازهاند یا واجد مقامی و فرزند هیچ کدام در آن مدرسه نیست تا از طریق انجمن کمک کنند و عضو هیأت امنا می شوند.
بسیار خوب! اسم این پروژه دخالت دادن نهادهای دیگر در ادارۀ مدارس است نه کاهش تنوع!
برای این که بدانیم چرا آقای کاظمی اصطلاح «قرارگاه عدالت تربیتی» را به کار میبرد می توان سخنی از او خطاب به فرمانده فراجا را فرایاد آورد که گفته بود: من سرباز شما هستم!
او باید به یاد داشته باشد که در دیداری مرحوم امام خمینی خطاب به معلمینی که پلاکاردی در دست روبه روی ایشان نشستند که "اگر امام فرمان دهد قلم ها را مسلسل میکنیم" به صراحت گفتند ما باید مسلسلها را به قلم تبدیل کنیم نه قلمها را به مسلسل!
هر اصطلاحی مربوط به جای خود است. عدالت، نقیض تبعیض است و برای برقراری عدالت باید از تبعیض کاست و این که از در و دیوار آموزش و پرورش تبعیض ببارد و شما از عدالت تربیتی دم بزنی و تازه عدالت آموزشی هم نه، نشان میدهد هنوز در حال و هوای چند دهه قبل است که در شهرستان زادگاه خود معلم تربیتی شده بود.
ایشان در حالی با تنوع مخالف است که تحصیلات خود او الی ماشاءالله متنوع بوده است:
تحصیلات حوزوی، لیسانس الهیات از دانشگاه علوم اسلامی رضوی، لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، فوق لیسانس فقه و حقوق از دانشگاه آزاد مشهد و دانشجوی دکتری یا دکتری در مدیریت راهبردی از دانشگاه عالی دفاع ملی و احتمالا این آخری ایشان را علاقهمند کرده به اصطلاح "قرارگاه".
منظور از عدالت تربیتی این است که وظیفۀ اصلی مدارس، تربیت است ولی در این تربیت، عدالت رعایت نمی شود و اتفاقا مشکل همین جاست:
دغدغه خانوادهها کنکور است و این که بچهها از این تونل عبور کنند و به دانشگاه برسند. (البته آن قدر صندلی خالی هست که برای اکثریت داوطلبان جایی در انواع دانشگاه های دولتی و آزاد و علمی کاربردی و غیرانتفاعی و پیام نور پیدا شود و منظور رشته های جذابتر است.)
دغدغه معلمان اما گذران و معیشت و درنغلتیدن به طبقۀ پایینتر و دغدغه آموزش و پرورش نه ایجاد پرسش یا مهارتآموزی که تربیت ایدیولوژیک نسل آینده و اسم آن را گذاشتهاند عدالت تربیتی اگرچه نوع پوشش دحتران دانشآموز و دانشجو که بهترین سال های کودکی و نوجوانی و جوانی در همین سیستم توجیه شدهاند و میزان تقید آنان و نیز پسران به باورهای القایی نشان میدهد چقدر موفق بودهاند و اگر باب میل است به خاطر خانواده است نه آموزش و پرورش.
(ناخواسته مفصل شد اما غرض این است که منظور از کاهش تنوع این نیست که مانند دهه 60 اکثریت با دولتی ها باشد بلکه این است مدارس را ببرند زیر نظر آدمهای بیرون آموزش و پرورش تا امکانات جذب کنند و اسم این کار را گذاشتهاند کاهش تنوع و عدالت تربیتی!)
چون مدام به شورای عالی آموزش و پرورش اشاره میکنند و شاید تصور کنید نهادی دموکراتیک یا غیر دولتی یا علمی یا تخصصی است که تشکلهای معلمان یا دانش آموزان یا کارشناسان تعلیم و تربیت یا متخصصان هوش مصنوعی در آن عضویت دارند خالی از لطف نیست که اشاره شود اکثریت با منصوبان چند وزیر است و با ترکیبی از این قرار:
رئیسجمهور، وزیر آموزش و پرورش، منتخب شورای معاونین وزارت و نماینده مدیران کل آموزش و پرورش، مجتهد آشنا به مسائل تربیتی، صاحب نظر در رشته برنامهریزی درسی(منتخب وزرای آموزش و پرورش و علوم، تحقیقات و فناوری)، معاونت آموزش، پژوهش و فناوری وزارت صمت، معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نماینده مدیران و فرهنگیان کشور (منتخب شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش)، منتخب فرهنگیان کشور ، نماینده مدیران(منتخب شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش)، رییس سازمان آموزش فنی و حرفهای، معاون سازمان برنامه و بودجه ،ریئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، صاحب نظر در رشته مدیریت آموزشی(منتخب وزرای آموزش و پرورش و علوم)، صاحبنظر در رشته علوم انسانی(منتخب شورای رؤسای فرهنگستانها)، معاون آموزشی وزیر علوم، صاحب نظر در رشته علوم پایه(منتخب شورای روسای فرهنگستانها)، قائم مقام وزیر بهداشت، – صاحب نظر در رشته فنی و مهندسی(منتخب شورای روسای فرهنگستانها)، روان شناس به انتخاب وزیران آ.پ و علوم ) و رئیس سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی.
نفستان گرفت؟ آخر چقدر مقام دولتی در شورایی به نام آموزش و پرورش؟ خالا خوب شد مدام گفته میشود معلمی شغل انبیاست و کسانی قرار است برای معلمان تصمیم بگیرند که اکثرشان معلم نیستند!
شاید هم ما معنی کاهش تنوع یا عدالت تربیتی را بد فهمیدهایم. اگر چنین است حالا که به خاطر تق و لقی عملی مدارس، وقت آزاد بیشتری دارند یک بار دیگر توضیح دهند برای مدارس هیأت امنایی چه خوابی دیدهاند؟ میخواهند برچینندشان یا نه به عکس میخواهند زیادشان کنند، منتها با تغییر ترکیب هیأت امنا و دخالت دادن صاحبان قدرت و ثروت در بیرون مدرسه و مثلا نظامیان و بازرگانان؟
نکتۀ مبهم دیگر در سخنان آقای علیرضا کاظمی این است که قبلا فرموده بودند کار وزارتخانه ساخت و ساز مدرسه نیست ولی اینجا چند بار از نهضت مدرسهسازی سخن به میان آوردهاند (احتمالا تحت فشار رییس جمهور) ولی مشخص نکردهاند ساخت مدرسه که یک کار فیزیکی است چه ربطی به عدالت تربیتی و کاهش تنوع دارد؟
جدای این قرار است مدارس هیأت امنایی حذف شود یا همه هیأت امنایی شوند؟ آخر این دو تا که قابل جمع نیستند!
بر قبر ابن عربی عارف کبیر از قول او نوشتهاند: طوبی لِمَن حارَ. .. یعنی خوشا به حال سرگردانان در حیرت . تنها دلخوشی ما از این همه حیرت میتواند این باشد که آدمی به عظمت ابن عربی غبطۀ سرگردانی و حیرت ما را میخورد و به قول آن ترانه: منو و این همه خوش بختی محاله
منبع: عصر ایران وزیر آموزش و پرورش مدارس دولتی علیرضا کاظمی کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: