جلوه مادر بر پرده نقره‌ای ؛ به مناسبت روز جهانی مادر

  • خبرفوری
  • فرهنگی
  • سینما و تئاتر

جلوه مادر بر پرده نقره‌ای ؛ به مناسبت روز جهانی مادر

مادر در سینما فقط یک شخصیت نیست؛ او حافظ حافظهٔ انسانی است، صدایی که حتی پس از پایان فیلم در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند.

طلا جلوه مادر بر پرده نقره‌ای ؛ به مناسبت روز جهانی مادر کپی شد کدخبر: 3214645 ت ت نیکران موتور

مادر در تاریخ سینما، تنها یک شخصیت فرعی یا مکمل نبوده است؛ او اغلب قلب تپندهٔ قصه بوده، حافظ خاطره‌ها نماد عشق، رنج، فداکاری، مقاومت و حتی گاهی نشانه‌ای از مادری مبارز بوده است. سینما از نخستین سال‌های تولدش تا امروز، تصویر مادر را بارها بازآفرینی کرده؛ گاهی در قامت فرشته‌ای مقدس، گاهی زنی فروپاشیده، گاهی مادری مبارز و گاهی انسانی تنها که میان عشق و نابودی سرگردان است. شاید هیچ رابطه‌ای در جهان سینما به اندازه رابطهٔ مادر و فرزند، توانایی برانگیختن احساسات عمیق انسانی را نداشته باشد.

B523EDF1 9015 4E48 94D7 A0700FAF917C

در سینمای کلاسیک آمریکا، مادر اغلب ستون اخلاقی خانواده بود. در فیلم‌های دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، مادر تصویری آرام، صبور و فداکار داشت؛ زنی که در دوران بحران اقتصادی و جنگ جهانی دوم، نماد پایداری خانه محسوب می‌شد. در بسیاری از ملودرام‌های هالیوود، مادر باید رنج می‌کشید تا خانواده حفظ شود. فیلم‌هایی چون «Stella Dallas» یا بعدها «Mildred Pierce» مادر را به موجودی تبدیل کردند که میان عشق مادری و فشارهای جامعه قربانی می‌شود. در «Mildred Pierce»، مادر نه فقط عاشق فرزندش است، بلکه قربانی جاه‌طلبی و وابستگی بیمارگونهٔ دخترش می‌شود؛ تصویری که نشان می‌داد مادر می‌تواند شخصیتی پیچیده و تراژیک باشد، نه فقط یک فرشتهٔ بی‌خطا.

B3A300B5 39FF 4F62 8616 70199E50C028

در دهه‌های بعد، سینمای آمریکا مادر را وارد قلمروهای تازه‌ای کرد. در «Psycho» آلفرد هیچکاک، مادر به حضوری وهم‌آلود و روان‌پریش تبدیل می‌شود؛ شخصیتی که حتی پس از مرگ، ذهن فرزند را کنترل می‌کند. هیچکاک با این فیلم نشان داد که مادر در سینما می‌تواند هم سرچشمهٔ امنیت باشد و هم منشأ ترس. در مقابل، فیلم‌هایی چون «Terms of Endearment» یا «Kramer vs. Kramer» مادر را انسانی واقعی‌تر و آسیب‌پذیرتر تصویر کردند؛ زنانی که با بحران‌های عاطفی، طلاق، بیماری و تغییرات اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند.

سینمای ایتالیا، به‌ویژه در دوران نئورئالیسم، مادر را با فقر و بقا پیوند زد. آنا مانیانی در فیلم‌های روبرتو روسلینی و پیر پائولو پازولینی، تصویری از مادر ایتالیایی ارائه داد که پرشور، خشمگین، مذهبی و سرشار از عشق غریزی بود. در «Mamma Roma»، پازولینی مادری را نشان می‌دهد که می‌خواهد پسرش را از فقر و فساد نجات دهد، اما جامعه راهی برای رستگاری باقی نمی‌گذارد. این مادر دیگر یک شخصیت صرفاً خانوادگی نیست؛ او استعاره‌ای از طبقهٔ فرودست و رنج اجتماعی است.

در سینمای روسیه و شوروی، مادر اغلب نماد وطن و مقاومت بود. فیلم «Mother» ساختهٔ وسولود پودوفکین، بر اساس رمان ماکسیم گورکی، مادری را تصویر می‌کند که از زنی ترسیده و مطیع به مبارزی انقلابی تبدیل می‌شود. بعدها آندری تارکوفسکی، در فیلم‌هایی چون «Mirror»، تصویر مادر را به خاطره، زمان و معنویت پیوند زد. مادر در سینمای تارکوفسکی موجودی زمینی نیست؛ او شبحی شاعرانه است که میان گذشته و حال شناور است و بخشی از حافظهٔ جمعی انسان را تشکیل می‌دهد.

BF7C450A 5C9E 4E2A 9601 1AC342B00AE1

درسینمای ژاپن، مادر اغلب با سکوت و فداکاری تعریف می‌شود. یاسوجیرو اوزو در شاهکارهایی چون «Tokyo Story» خانواده‌ای را نشان می‌دهد که در جهان مدرن از هم گسسته است. مادران و پدران پیر، آرام و بی‌ادعا، قربانی شتاب زندگی مدرن می‌شوند. در این سینما، تراژدی در فریاد نیست؛ در سکوت است. مادر ژاپنی اغلب بدون اعتراض رنج می‌کشد، اما همین سکوت، عمیق‌ترین احساسات را منتقل می‌کند.

در هند، مادر جایگاهی تقریباً اسطوره‌ای یافته است. شاید هیچ فیلمی به اندازهٔ «Mother India» مفهوم مادر را در سینمای هند تثبیت نکرده باشد. نرگس در این فیلم نه فقط مادر یک خانواده، بلکه مادر یک ملت است؛ زنی که میان عشق مادری و عدالت اخلاقی گرفتار می‌شود و حتی حاضر است پسر خود را قربانی اصولش کند. بعدها سینمای بالیوود بارها این تصویر را تکرار کرد؛ مادرانی که نماد اخلاق، سنت و هویت ملی بودند. اما در دهه‌های اخیر، سینمای هند مادران پیچیده‌تر و مدرن‌تری نیز خلق کرده است؛ زنانی که تنها نقششان فداکاری نیست، بلکه خود نیز آرزو، شکست و هویت مستقل دارند.

سینمای فرانسه نیز مادر را از زاویه‌ای فلسفی‌تر بررسی کرده است. در «Hiroshima Mon Amour» آلن رنه، مادری و عشق با خاطره و جنگ در هم می‌آمیزند. در آثار فرانسوا تروفو یا موریس پیالا، مادران اغلب زنانی‌اند که میان آزادی فردی و مسئولیت خانوادگی سرگردان‌اند. سینمای فرانسه کمتر به مادر مقدس علاقه‌مند بوده و بیشتر بر انسان بودن او تأکید کرده است.

اما شاید یکی از شاعرانه‌ترین و پیچیده‌ترین تصویرهای مادر را بتوان در سینمای ایران یافت. در فرهنگ ایرانی، مادر همواره جایگاهی ویژه داشته و سینمای ایران نیز این جایگاه را با نگاهی انسانی، احساسی و گاه تراژیک بازتاب داده است.

EA99999F C79E 4836 A6F1 06634925548E

از سال‌های پیش از انقلاب تا امروز، مادر در سینمای ایران نماد عشق، صبوری، رنج و مقاومت بوده است.

علی حاتمی در فیلم «مادر» یکی از ماندگارترین تصویرهای مادر ایرانی را خلق کرد. رویاى بازگشت فرزندان به خانه، گرد آمدن خانواده‌ای از هم پاشیده و حضور مادری بیمار که آخرین روزهای زندگی‌اش را می‌گذراند، تبدیل به مرثیه‌ای برای ایران قدیم و مفهوم خانواده شد. بازی درخشان رقیه چهره‌آزاد در نقش مادر، چنان تأثیرگذار بود که او در سنین بسیار بالا برای این نقش جایزه گرفت. این مادر فقط یک زن پیر نیست؛ او حافظ خاطره و سنت است، آخرین ستون خانه‌ای که در حال فروریختن است.

داریوش مهرجویی در «مهمان مامان» تصویری کاملاً متفاوت از مادر ایرانی ارائه کرد. گلاب آدینه در نقش مادری فقیر اما پرغرور، با عشقی بی‌پایان تلاش می‌کند آبروی خانواده را حفظ کند. در این فیلم، مادر مرکز گرمای انسانی است؛ زنی که در دل فقر، هنوز توانایی بخشیدن عشق و امید را دارد.

در «میم مثل مادر» ساختهٔ رسول ملاقلی‌پور، مادر به نمادی از رنج و ایثار تبدیل می‌شود. شخصیتی که گلشیفته فراهانی بازی می‌کند، کودکی معلول را با عشقی عظیم بزرگ می‌کند و در برابر نگاه سنگدل جامعه می‌ایستد. فیلم نشان می‌دهد که مادر در سینمای ایران اغلب آخرین پناهگاه انسانیت است؛ جایی که عشق بدون قید و شرط هنوز زنده است.

در سال‌های اخیر، سعید روستایی نیز به یکی از مهم‌ترین فیلمسازان ایرانی در پرداختن به نقش مادر تبدیل شده است. در فیلم «ابد و یک روز»، مادر خانواده حضوری تلخ و فرسوده دارد؛ زنی که در میان فقر، اعتیاد و فروپاشی خانواده، تلاش می‌کند آخرین رشته‌های پیوند میان فرزندانش را حفظ کند. هرچند شخصیت محوری فیلم سمیه است، اما سایهٔ مادر بر تمام فضای خانه سنگینی می‌کند؛ مادری که سال‌ها رنج کشیده و حالا در سکوت، شاهد نابودی تدریجی خانواده است.

در «برادران لیلا»، روستایی تصویری حتی پیچیده‌تر از مادر ایرانی ارائه می‌دهد. شخصیت مادر در این فیلم، زنی است که میان شوهر سنتی، پسران سرخورده و دختری مستقل گرفتار شده است. او هم قربانی ساختار مردسالار خانواده است و هم بخشی از تداوم آن. روستایی در این فیلم نشان می‌دهد که چگونه مادر ایرانی گاهی مجبور است برای حفظ خانواده، میان عدالت و بقا یکی را انتخاب کند. فضای متشنج خانه، سکوت‌های مادر و نگاه‌های پر از اضطراب او، بخشی از واقعیت زندگی طبقه متوسط و فرودست ایران را بازتاب می‌دهد.

حتی در فیلم «زن و بچه» نیز، روستایی با تمرکز بر زنی به نام مهناز و رابطه‌اش با فرزندانش، بار دیگر به جهان مادران بازمی‌گردد؛ زنانی که در جامعه‌ای پرتنش، باید همزمان نقش پدر، مادر، حامی و قربانی را ایفا کنند. در آثار روستایی، مادر دیگر تنها نماد مهربانی نیست؛ او انسانی خسته، پیچیده، مقاوم و گاه درمانده است که زیر فشار بحران‌های اقتصادی و اجتماعی معاصر ایران نفس می‌کشد.

سینمای ایران البته تنها به تصویر سنتی مادر بسنده نکرده است. فیلمسازانی چون رخشان بنی‌اعتماد، تهمینه میلانی، بهرام بیضایی و مرضیه مشکینی، مادر را وارد حوزهٔ مبارزهٔ اجتماعی و هویت زنانه کردند. در «روزی که زن شدم» ساختهٔ مرضیه مشکینی، زنان در مراحل مختلف زندگی با محدودیت‌ها و فشارهای اجتماعی روبه‌رو می‌شوند؛ تصویری که مادری را نیز بخشی از چرخهٔ پیچیدهٔ زن بودن در جامعهٔ ایرانی می‌داند.

بهرام بیضایی در آثاری چون «باشو غریبهٔ کوچک» مادر را فراتر از مرزهای قومی و زبانی تصویر کرد. نایی، زن شمالی فیلم، کودکی جنگ‌زده از جنوب را مانند فرزند خود می‌پذیرد. او مادر بیولوژیک نیست، اما معنای حقیقی مادری را تجسم می‌کند؛ عشقی که مرز نمی‌شناسد. حتی سال‌ها بعد، این فیلم همچنان یکی از انسانی‌ترین تصویرهای مادر در تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود.

در بسیاری از فیلم‌های ایرانی، مادر همزمان نماد مقاومت و قربانی ساختارهای اجتماعی است. گاه او باید خانواده را در غیاب پدر حفظ کند، گاه بار جنگ و فقر را به دوش بکشد و گاه در برابر سنت‌های مردسالار بایستد. پژوهش‌های مربوط به سینمای ایران نیز نشان داده‌اند که زنان و مادران در دوره‌های مختلف، از نقش‌های حاشیه‌ای به شخصیت‌هایی پیچیده و فعال تبدیل شده‌اند.

امروز در سینمای جهان، تصویر مادر دیگر محدود به کلیشهٔ زن فداکار نیست. مادر می‌تواند خشمگین، شکست‌خورده، مستقل، مهاجر، تنها یا حتی ضدقهرمان باشد. فیلم‌هایی از کرهٔ جنوبی، آمریکای لاتین و خاورمیانه، مادران را در برابر خشونت، مهاجرت، فقر و جنگ قرار داده‌اند. اما با وجود همهٔ تفاوت‌های فرهنگی، یک عنصر مشترک در تمام این تصویرها وجود دارد: مادر در سینما همواره تجسم پیوند انسان با گذشته، خانه و عشق بوده است.

شاید به همین دلیل است که مرگ مادر در سینما همیشه یکی از دردناک‌ترین لحظات تاریخ این هنر بوده و لبخند او یکی از آرامش‌بخش‌ترین تصاویرش.

مادر در سینما فقط یک شخصیت نیست؛ او حافظ حافظهٔ انسانی است، صدایی که حتی پس از پایان فیلم در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند.

منبع: سینما اعتماد اپارات سینمای جهان روز مادر تاریخ سینما کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: