- خبرفوری
- سیاسی
- بین الملل
از کابل تا تهران: چگونه دیپلماسی آمریکا به معاملهگری تبدیل شد؟ | چرا متحدان آمریکا دیگر به تعهدات واشنگتن اطمینان ندارند؟
یادداشت تازه میدل ایست آی به این موضوع میپردازد که سیاست خارجی ایالات متحده در سالهای اخیر از رویکردهای سنتی دیپلماتیک فاصله گرفته و بیشتر به مجموعهای از معاملات کوتاهمدت و مبتنی بر منافع فوری تبدیل شده است.
کپی شد کدخبر: 3213910 ت ت
به گزارش خبرفوری، نویسنده در ابتدا به تجربه افغانستان اشاره میکند و میگوید خروج آمریکا از این کشور در سال ۲۰۲۱ نشان داد که واشنگتن در لحظات بحران، تصمیمات خود را بر اساس منافع لحظهای و هزینه-فایده کوتاهمدت میگیرد، حتی اگر این تصمیمها به بیثباتی گسترده منجر شوند. در آن زمان، مذاکرات مربوط به آینده افغانستان بدون حضور دولت منتخب این کشور پیش رفت و این پیام را به متحدان آمریکا داد که تعهدات واشنگتن میتواند در صورت تغییر شرایط بهسرعت کنار گذاشته شود.
مقاله سپس این الگو را به وضعیت ایران در سالهای اخیر تعمیم میدهد و استدلال میکند که سیاست آمریکا در قبال تهران نیز بیش از پیش به سمت «معاملهمحوری» حرکت کرده است. به این معنا که تصمیمات نه بر اساس یک راهبرد بلندمدت، بلکه بر پایه فشارهای سیاسی داخلی، انتخابات، و محاسبات کوتاهمدت امنیتی اتخاذ میشود.
بیشتر بخوانید:
چگونه تنگه هرمز به سلاحی جنگی تبدیل شده است؟
هدیه عجیب مارکو روبیو به پاپ | کادوی ناشیانه برای مالهکشی توهینهای ترامپ
نویسنده توضیح میدهد که در این چارچوب، متحدان منطقهای و حتی شرکای سنتی آمریکا گاهی احساس میکنند در فرآیند تصمیمگیری کنار گذاشته میشوند یا صرفا بهعنوان ابزار فشار در مذاکرات استفاده میشوند. این موضوع باعث کاهش اعتماد به سیاست خارجی آمریکا در سطح جهانی شده است.
در ادامه، مقاله به نقش دولتهای مختلف آمریکا، بهویژه دولت دونالد ترامپ، اشاره میکند و میگوید در این دوره، رویکرد «معاملهمحور» آشکارتر شد. ترامپ بارها از متحدان ناتو به دلیل آنچه «عدم مشارکت کافی» در عملیاتها یا سیاستهای آمریکا میدانست، انتقاد کرده و حتی تهدیدهایی علیه برخی کشورها مطرح کرده است. این نوع رفتار باعث شده روابط آمریکا با برخی متحدانش بیشتر شبیه یک رابطه تجاری باشد تا یک اتحاد پایدار سیاسی.
در بخش دیگری از مقاله، به تشدید تنشها در خاورمیانه اشاره میشود. درگیریهای مرتبط با ایران و اسرائیل و همچنین بحران انرژی جهانی ناشی از اختلال در مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز، نشان میدهد که تصمیمات معاملهمحور میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد و امنیت جهانی داشته باشد.
مقاله همچنین به این نکته اشاره دارد که چنین رویکردی باعث شده دیپلماسی آمریکا کمتر بر پایه اعتماد بلندمدت و بیشتر بر اساس فشار، تحریم و امتیازگیری کوتاهمدت شکل بگیرد. در نتیجه، کشورها بهجای همکاری پایدار، به سمت سیاستهای احتیاطی و گاهی تقابلآمیز حرکت میکنند.
در ادامه تحلیل، نویسنده تأکید میکند که این تغییر رویکرد تنها مربوط به یک دولت خاص نیست، بلکه روندی ساختاری در سیاست خارجی آمریکا است که طی سالهای اخیر تقویت شده است. عوامل داخلی مانند قطبیشدن سیاست در آمریکا، فشار افکار عمومی و رقابتهای حزبی، همگی در شکلگیری این رویکرد نقش داشتهاند.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که تبدیل دیپلماسی آمریکا به یک مدل «معاملهمحور» اگرچه ممکن است در کوتاهمدت برخی دستاوردهای تاکتیکی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند اعتماد متحدان را تضعیف کرده و ثبات بینالمللی را کاهش دهد. از نگاه نویسنده، تجربه افغانستان و ایران نشان میدهد که این سبک دیپلماسی میتواند هزینههای غیرقابل پیشبینی و گستردهای برای نظم جهانی به همراه داشته باشد.
منبع: دیروزبان سیاست خارجی آمریکا توافق آمریکا و ایران کپی شد با دوستان خود به اشتراک بگذارید: